مرجع خبری رئال مادرید : داویده پسر آنچلوتی در مورد مسائل مختلف صحبت کرد.
ازدواجش با دختری از سویا:” همسرم خیلی من را متعادل می کند. من شخصیتی بسیار آرام را دارم و او هیجانی است. با همه رابطه خوبی دارد. در ابتدا درکش برایم مشکل بود و هنوز هم مشکل است. وقتی که پیام صوتی برایم می فرستد، در ابتدا متوجه نمی شوم و باید سرعت آن را کم کنم تا بفهمم که چه می گوید. با فرزندانم (دوقلوهایش لوکاس و لئوناردو در 2019 متولد شدند) بیشتر اسپانیایی صحبت می کنم تا ایتالیایی اما اگر همسرم تند صحبت کند، نمی فهمم (می خندد). در تعطیلات همیشه به منطقه آنها سر می زنیم. وقتی فصل تمام می شود به کادیز می رویم. منطقه خوبی است و ساحل ها و غذاهای خوبی دارد.”
کودکی ات به عنوان پسر یک ستاره فوتبال چطور بود؟” پدرم عشقش به فوتبال را به منت منتقل می کرد. این که از بچگی در رختکن فوتبا حضور داشته باشم، برایم یک برتری بود. وقتی که در سال 1993 فوتبال را ترک کرد و مربیگری را شروع کرد، همیشه من را به رختکن می برد و عشقم به فوتبال از آن جا شروع شد.”
در آکادمی میلان بازی کردی اما هرگز به فوتبال حرفه ای نرسیدی:” یک سال هم در لیگ دسته سه اسپانیا بازی کردم و فقط پانزده بازی داشتم. همیشه نیمکت نشین بودم. اینده ای را برای خودم در فوتبال حرفه ای نمی دیدم. اگر به سراغ فوتبال بازی کردن می رفتم، شاید در این سن به پایانش رسیده بودم و نمی دانستم بعدش چه کار می کنم. از همان زمان بیشتر به مربیگری علاقه داشتم تا فوتبال. با خودم می گفتم:” درس می خوانم و تجربه کسب می کنم.” اما این که شانس داشته باشی و پدرت به تو اعتماد داشته باشد و در کنارش کارت را شروع کنی، یک برتری است. تجربه ای دوازده ساله را کسب کردم که اگر فوتبال را ادامه می دادم، به آن نمی رسیدم. از مسیری که انتخاب کردم، راضی هستم.”
مدرک خود را در رشت تربیت بدنی و ورزش با پایان نامه ای در مورد شرایط بدنی فوتبالیست حرفه ای گرفتی. در دوره مربیگری حرفه ای A d یوفا بهترین بودی و به زبان های ایتالیایی، اسپانیایی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی تسلط داری. به نظر می رسد که یک نابغه باشی:” شاید از حرفم سوء برداشت شود. همیشه سعی می کنم از همه نظر بهترین شوم. انتظارات باعث می شود تا روی خودم فشار ایجاد کنم اما همیشه به تلاش ادامه می دهم و نتایج گویا هستند. همان طور که قبلا گفتم، این شانس را داشتم که پدرم به من روحیه داد و این باعث شد که رشد کنم. وقتی که مسئولیتی را داری، بهتر می شوی.”
این که فوتبالیست حرفه ای نبودی باعث نخواهد شد که بازیکنان از تو حساب نبرند؟” این که فوتبالیست نباشی و پسر مربی باشی در ابتدا به تو لطمه می زند. دیگران می دانند که تو پسر مربی هستی و فوتبال بازی نکرده ای اما به مرور زمان اعتماد رختکن را کسب کردم. همیشه سعی کردم که در ابتدا با اشخاص ارتباط برقرار کنم. از این حیث شبیه پدرم هستم. از او درس گرفتم و شخصیتی مشابه را دارم. این طور نیتسک ه استراتژی خاصی داشته باشم. خیلی کم وارد رختکن می شوم اما با بازیکنان بیرون از رختکن در سالن بدنسازی و درون زمین صحبت می کنم اما کم وارد رختکن می شوم چرا که می دانم که شاید برخی حس خوبی از این بابت نداشته باشند. این که دستیار پدرم باشم این مسئله ار ایجاد می کند. باید مراقب این چیزها باشم که حس منفی به من ایجاد نشود اما بقیه مسائل برایم عادی هستند. سنی نزدیک به خیلی از بازیکنان را دارم و سعی می کنم که اطلاعات مناسبی به آنها بدهم. سعی می کنم که هیاهو ایجاد نکنم. وقتی بازیکنان درون زمین حس کنند که به آنها کمک کرده ای، به تو اعتماد می کنند در غیر این صورت کارت مشکل می شود.”
این که بگویند به خاطر پدرت، نسبت به تو تبعیض ایجاد شده چه حسی بده تو می دهد؟” در همه جاهایی که بوده ام این حس را داشته ام. دنیا گاهی این گونه کار می کند. شاید از بیرون چنین حسی وجود داشته باشد اما نمی توانم آن را کنترل کنم. قطعا ناراحت می شوم که چنین حسی به من داشته باشند اما باید روی خودم تمرکز کنم نه به چیزهای دیگر. باید از انتقادهای ناخوشایند دور باشم. به همین خاطر در شبکه های اجتماعی حضور ندارم چون روی من تاثیر منفی می گذارد. چرا باید در آن جا حضور داشته باشم؟ می دانم که خیلی از بازیکنان مجبور شدند که صفحه های خود را ببندند. ترجیح می دهم که در شبکه های اجتماعی حضور نداشته باشم تا به انتقادها فکر نکنم.”
نگران نیستی که بازیکنان به خاطر این که پسر مربی هستی با تو لج کنند؟” وقتی کار کردن با او را شروع کردم، این نگرانی را داشتم اما او هرگز این نگرانی را نداشت. در نهایت این می تواند روی تو تاثیر بگذارد. همیشه سعی کردم که به توانایی هایم باور داشته باشم و همیشه پاداش ان را گرفتم.”
کار کردن با پدرت چطور است؟” در یک گروه و در تمرینات زمانی که مقابل بازیکنان هستیم، با او مثل مربی و رییس برخورد می کنم اما وقتی که در جلسه کادر فنی یا جلسه دو نفره حضور داریم، مثل بابا با او برخورد می کنم. این خیلی عادی است و به او خیلی سخت می گیرم. دلیلش این است که می خواهم او را دچار چالش کنم. من مثل برخورد پسر با یک پدر را با او دارم. این یک برتری برای یک دستیار است چرا که این طور نیست که همیشه این سد و مرز وجود داشته باشد. پدرم، ایده هایش و تفکراتش را به چالش می کشم. بقیه کادر فنی نی زهمین طور هستند. رابطه ما با او از قدیم ایجاد شده است. فرانچسکو دستیار دیگری است که انگار برادرزاده پدرم است. او پسر جیووانی مائوری است که 20 سال با پدرم کار کرده است و فرانچسکو با من وارد کادر فنی شد. هیچ مشکلی نداریم که با پدرم بحث کنیم.”
پس تو بیشتر پدرت را سرزنش می کنی تا او، تورا ؟”بله. همین طور است. پدرم هرگز سختگیر نبود و همیشه به من آزادی عمل می داد.”
نسبت به دوره اولت در رئال که در آن زمان دستیار بدنساز بودی، چه تغییری کردی؟” مراحل رشد را طی کردم .هر گامی که برداشتم، من را تقویت کرد. در ابتدا به عنوان بدنساز در اکادمی پی اس جی کارم را شروع کردم و بعد از آن نقش مسئول ریکاوری را در تیم بزرگسالان داشتم. در این یازده سال چیزهایی یاد گرفتم و این تجربه باعث شد تا با پزشک، بدنساز یا متخهصص تغذیه در ارتباط باشم این به من کمک کرد. پدرم به عنوان مربی همه چیز را در تمرینات زیر نظر دارد اما به من هم مسئولیت زیادی می دهد.”
می گویند که شیفته فوتبال و کارت هستی:” این را همچون یک عقده نمی بینم. حقیقت این است که ساعات زیادی را صرف کار می کنم چرا که این چیزی است که دوستش دارم و مشکلی با آن ندارم. کاری که انجام می دهم، باعث افتخار من است به خصوص در باشگاهی نظیر رئال که در آن همه ابزارها را داری تا بهترین عملکرد ممکن را داشته باشی. من عاشق فوتبال هستم و دوست دارم بازیها را ببینم و به بازیکنان جوان اطلاعات بدهم. وقتی مقابل تیمی بازی داریم و بازیکنی را دوست داشته باشم، عملکردش را دنبال می کنم. این یک عقده مثبت برای من است.”
چندین ساعت کار می کنی؟”کادر فنی ساعت 8 کارشان را شروع می کنند و 16:30 به خانه می روند. مثل کار کردن در یک دفتر است چرا که کار درون زمین فقط 20 درصد از کار ماست. هر سه روز بازی داریم و باید در جلسات، ویدیوها، جلسات انفرادی با بازیکنان و … شرکت کنیم.”
یک کمک مربی نباید زیاد مزاحم شود یا باید مدام مداخله کند؟” نقش کادر فنی و علی الخصصوص دستیار باید نقش چالشی باشد. باید تردید ایجاد کنی تا تصمیم نهایی گرفته شود. در آن ججا کار من تمام می شود. البته می دانم که مرز ناراحت شدن پدرم کجاست اما مهم این است که با ارزیابی تصمیم خودم و کادر فنی بتواند تصمیم نهایی را بگیرد.”
وقتی مربی به حرف شما گوش نمی دهد و تصمیم اشتباهی می گیرد، او را سرزنش می کنید؟” نه اصلا. وقتی تصمیم نهایی گرفته می شود، همه احترام می گذاریم. تصمیم نهایی با اوست. مسئولیت اصلی با اوست. هرگز این طور نیتس.”
تو به کارلو پیشنهاد دادی که خوسلو را مقابل بایرن وارد زمین کند:” درست است اما فکر می کنم در این باره بزرگنمایی شد. این اتفاق میان ما مرسوم است. تعویضی بود که به آن فکر کرده بودیم و قبلا ارزیابی شده بود. در نیم ساعت آخر بازیها خیلی بلند می شوم چون پدرم در حال فکر کردن به چیزهای دیگر است. در آن زمان بلند شدم تا به او بگویم که زمان مناسبی برای تعویض است اما این طور نبود که در آن لحظه تصمیمی در مورد تعویض خوسلو گرفته باشم. خوسلو داشت گرم می کرد و از قبل قرار بود وارد زمین شود.”
در ضربات پنالتی اتحاد چقدر نقش داشتی:” در فاصله دو دقیقه به پایان وقت اضافه، فرانچسکو کاغذ را به من داد و گفت که “اسم پنج نفر را بنویس.” نوشتم و بازی تمام شد. آن را به پدرم نشان داد و گفت “اوکی.” بعد از آن یک به یک سراغ بازیکنان رفتم. اول به سراغ جود رفتم و بعدش فکر کردم که “لوکا تجربه خوبی دارد و می تواند اولی را بزند و جود دویم را بزند.” میلیتائو هم قرار بود که چهارمی را بزند و فدریکو پنجمی. میلی مخالفت کرد و حق داشت چرا که ادرسون، او را به خوبی می شناخت فده هم به من گفت که خسته است. در تمرینات، پنالتی ها را تمرین می کنیم چرا که نمی دانی هر کسی چطور پنالتی ها را می زند. در آن جا دو فرد باتجربه تر انتخاب شدند که با فشار کنار بیایند و می دانم که خیلی خوب پنالتی می زنند. ناچو و رودیگر انتخاب شدند. آنتونیو آخری را زد چون شخصیت و شهامت فوق العاده ای دارد و خوب پیش رفت.در بخش آماده سازی لونین نیز لونین و توصیه های سایر بازیکنان مهم هستند چون همدیگر را می شناسند. مثلا در اردوی تیم های ملی، بازیکنان پنالتی می زنند و کمابیش همدیگر را می شناسند. گاهی نیز برخی خونسرد هستند. می توان اطلاعات زیادی دریافت کرد اما تصمیم نهایی با خود بازیکن است. تصمیم ها را گفتیم و خوب پیش رفت.”
وداع کروس:” تونی بازیکن خاصی است. شخصیت بسیار مهمی در رئال است. من فردی احساساتی هستم، درست مثل پدرم. راحت گریه می کنم و آن لحظه خیلی احساسی بود.”
فینال چمپیونزلیگ و تله دورتموند:” نباید این مسئله روی ما تاثیر بگذارد. این فینال چمپیونزلیگ است. مثل همیشه برای بازی هماهنگ شدیم. سعی کردیم که دقیق ترین اطلاعات ممکن را داشته باشیم تا بازیکنان با 120 درصد توان ظاهر شوند. نمی توانم تصور کنم که فینال چمپیونزلیگ قرار است که آسان باشد. از درون تیم به چنین چیزی فکر نمی کنیم. اگر کسی چنین فکری داشته باشد، جایش در این جا نیست.”
دروازه بان فینال:” کورتوا بهترین دروازه بان دنیاست و البته لونین هم لایق حضور در فینال بوده است. در این باشگاه هرگز تصمیم ساد های وجود ندارد و تجربه کافی برای تصمیم وجود دارد.”



اینو نذارید بره فقط
از فرانسه یه تیم خیلی جدی دنبالشه
کارلتو تو بیرون از زمینم ازادی عمل میده !
اصلا خود انجلوتین فقط جوونش اینده درخشانی داره ان شالله یه روز به عنوان سرمربی رو نیمکت رئال ببینیمش
داوید داوید او اِس آ