مرجع خبری رئال مادرید: این اولین بار نیست که دانشگاه هاروارد به مطالعه موردی در مورد رئال مادرید میپردازد. این باشگاه بار دیگر موضوع مطالعهای شده که تلاشهای اخیر رئال مادرید برای بقا و موفقیت در یک سیستم نیازمند تغییر را بررسی میکند. پیام اصلی این مطالعه نهفقط درباره سوپرلیگ اروپا، بلکه درباره شیوهای است که این باشگاه برای ادامه حیات در دنیای فوتبال اتخاذ کرده است.
مدیر اجرایی رئال مادرید، خوزه آنخل سانچز، که به ندرت در مجامع عمومی صحبت میکند، در یک مطالعه موردی از مدرسه کسبوکار هاروارد (HBS) شرکت کرده است. او در این مطالعه که به گزارش گاردین منتشر شده، توضیح میدهد چرا تغییر در سیستم فوتبال ضروری است. او عملکرد یوفا را به نوازندگان کشتی تایتانیک تشبیه کرده که در حالی که کشتی در حال غرق شدن است، همچنان به نواختن موسیقی ادامه میدهند.
این مطالعه، که توسط پروفسور آنیتا البرسه، خوان پاسکین (فارغالتحصیل ۲۰۲۴) و اینیگو پاسکین تهیه شده، به بررسی مدل کسبوکار رئال مادرید میپردازد. این مدل نشان میدهد چرا باشگاه از سیاست جذب ستارههای گرانقیمت به سمت خرید بازیکنان جوانتر تغییر مسیر داده است.
رئال مادرید دیگر به دنبال خرید بازیکنان صرفاً برای جلب رضایت هواداران یا رسانهها نیست. باشگاه اکنون تمرکز خود را بر مدیریت بهتر هزینهها قرار داده، چراکه در بازار مالی دیگر قدرت برتر به شمار نمیرود. این تغییر استراتژی پاسخی به شرایطی است که در آن لیگ برتر انگلیس با درآمد سرسامآور خود از حق پخش تلویزیونی، رقابت را برای باشگاههای اسپانیایی و سایر تیمهای اروپایی دشوار کرده است.
سانچز تأکید میکند که اگر فوتبال بخواهد جایگاه خود را در صنعت ورزش و سرگرمی حفظ کند، نیاز به بازنگری سیستم فعلی دارد. او یوفا را متهم میکند که با حفظ وضعیت موجود، جلوی نوآوری را گرفته است. به گفته او، «سیستم فعلی دیگر کارایی ندارد و باید ساختار فوتبال را به شیوهای جدید سازماندهی کرد.» این دیدگاه پشت ایده سوپرلیگ اروپا بود که هنوز توسط رئال مادرید و بارسلونا حمایت میشود، اگرچه اکثر تیمهای دیگر از آن فاصله گرفتهاند.
سانچز، در اشارهای به قدرت اقتصادی لیگ برتر و حمایت دولتها از باشگاههایی مانند منچستر سیتی و پاریسنژرمن، این وضعیت را رقابتی ناعادلانه خوانده است. او تأکید میکند که این شرایط باعث شده رئال مادرید همچون دهکده آستریکس در برابر امپراتوری روم باشد؛ مقاومتی که با وجود محدودیتها همچنان ادامه دارد.
سانچز همچنین به مقاومت فوتبال در برابر تغییرات اشاره کرده و گفته است: «صنعت فوتبال بهطور کلی در ایجاد تغییرات بسیار محافظهکار است. ما باید درباره محصولی که به هواداران ارائه میدهیم، جدیتر فکر کنیم و تغییرات لازم را اعمال کنیم. آیا باید در فرمت مسابقات، مدتزمان بازیها یا زمان برگزاری آنها (آخر هفته یا وسط هفته) تجدیدنظر کنیم؟»
او در ادامه توضیح داده که چرا باشگاهها باید کنترل بیشتری بر حق پخش مسابقات و مدیریت رقابتها داشته باشند. سانچز اظهار داشت که اگر رئال مادرید میتوانست مسابقات اروپایی را مستقیماً مدیریت کند، امکان برقراری ارتباط مستقیم با هواداران در سراسر جهان و افزایش درآمد به میزان قابلتوجهی وجود داشت. او مثال هواداری از اوزاکا ژاپن را مطرح کرد که بازیهای رئال مادرید را از طریق یک شبکه ژاپنی تماشا میکند. این شبکه به یوفا پول میدهد و یوفا نیز سهمی به رئال میدهد. سانچز معتقد است که این واسطهگری باید حذف شود تا باشگاه بتواند ارتباط مستقیم با هواداران برقرار کند و درآمد بیشتری کسب کند.
خوزه آنخل سانچز گفت:” اگر میخواهیم جایگاه رهبری فوتبال را در صنعت ورزش و سرگرمی حفظ کنیم، باید سیستم را تغییر دهیم.ارگانهای نظارتی یوفا شبیه نوازندگان کشتی تایتانیک هستند که حتی زمانی که کشتی در حال غرق شدن بود، به نواختن ادامه دادند. سیستمی که امروز میشناسیم، دیگر به پایان رسیده است؛ ما نیاز داریم تا روشهای خود را در این صنعت به شکل متفاوتی سازماندهی کنیم. این همان دلیلی بود که ایده سوپرلیگ مطرح شد و اکنون این نیاز حتی ضروریتر شده است.درآمدهای هنگفت حقوق پخش تلویزیونی رقابت را برای ما در اسپانیا و دیگر باشگاههای اروپای قارهای دشوار کرده است.این یک رقابت ناعادلانه است که بهویژه از مالکیت صندوقهای سرمایهگذاری حاکمیتی بر باشگاهها ناشی میشود. ارگانهای نظارتی نیز در جلوگیری از سلطه روزافزون این باشگاهها عمل نکرده یا قادر به تضمین رقابت سالم بین باشگاهها نبودهاند.”
وی افزود:” ما خودمان را مثل مردم دهکده آستریکس در دنیایی تحت سلطه رومیها میبینیم.ما هم احساس میکنیم که یک معجون جادویی داریم: ما باشگاهی بسیار خاص هستیم، با سنتی قوی، اما همچنان مجبوریم این نبردها را برای دفاع از خود ادامه دهیم. یک موضوع، مبارزه با شرکتهای خصوصی است، اما موضوعی دیگر، مبارزه با کشورهایی است که مالک باشگاهها هستند و منابع مالی بیپایان دارند.اما فوتبال بهعنوان یک صنعت (شامل باشگاههایی مثل ما) معمولاً در ایجاد تغییرات بسیار محتاط است.خیلی سخت است که بهطور جدی درباره محصولی که به هواداران خود ارائه میدهیم فکر کنیم، چه رسد به اینکه اقداماتی انجام دهیم. آیا باید چیزی در فرمت بازیها تغییر کند؟ در مدتزمان آنها؟ در اینکه چه کسی با چه کسی رقابت کند؟ یا در زمان برگزاری بازیها (آخر هفته یا وسط هفته)؟ من به آینده فوتبال خوشبین هستم؛ مردم آن را دوست دارند، اما باید برخی تغییرات ساختاری ایجاد شود.”
مدیر اجرایی رئال در پایان بیان کرد:”ما حامی مدلی هستیم که در آن باشگاهها بتوانند سرنوشت خود را تعیین کنند.مانند آنچه در بیشتر ورزشها یا حتی در سطح ملی فوتبال انجام میشود؛ مدلی که در آن باشگاهها کنترل کامل بر نحوه مدیریت مسابقات داشته باشند و بتوانیم با هواداران خود رابطهای مستقیم و یکبهیک برقرار کنیم. بهعنوان مثال، هواداری از رئال مادرید در اوزاکا، ژاپن را در نظر بگیرید. در حال حاضر، این هوادار بازیهای ما در لیگ قهرمانان را از طریق یک شبکه ژاپنی میبیند که به یوفا پول میدهد و یوفا سهمی از آن را به ما میدهد. اگر ما مدیریت رقابتهای اروپایی را برعهده داشتیم، میتوانستیم این واسطهها را حذف کنیم و رابطهای مستقیم با هوادار ایجاد کنیم. با توجه به تعداد زیاد هواداران ما در سراسر جهان، میتوانستیم درآمدهای پخش خود را به میزان قابلتوجهی افزایش دهیم و همچنین اسپانسرها و محصولات بیشتری بفروشیم.”
انس القراری، مشاور و پسرخوانده فلورنتینو پرز، رئیس باشگاه رئال مادرید، نیز در این مطالعه تأکید کرده که چرا یوفا نباید مدیریتی بر رقابتها داشته باشد، درحالیکه باشگاهها تمام ریسکهای مالی و سرمایهگذاریها را متحمل میشوند. او گفته است: «باشگاهها نباید به دلیل داشتن ایدههای جدید یا صحبت درباره آینده فوتبال تهدید به تحریم شوند. درآمد کنونی رئال مادرید از حقوق رسانهای، کمتر از یک یورو به ازای هر هوادار در سال است، درحالیکه پتانسیل رشد عظیمی وجود دارد.»
او اضافه کرد که هدف رئال مادرید ایجاد مدلی است که در آن باشگاهها بتوانند سرنوشت خود را تعیین کنند، رقابتها را مدیریت کنند و ارتباط مستقیمی با هواداران برقرار کنند. به عقیده او، این رویکرد میتواند فوتبال باکیفیتتری ارائه دهد و درآمد بیشتری برای باشگاهها به همراه داشته باشد.
انس القراری پسرخوانده پرز نیز گفت:” چرا یوفا باید مدیریت یک رقابت را بر عهده داشته باشد درحالیکه تمام ریسکهای مالی بر دوش باشگاههاست؟باشگاهها هستند که در بازیکنان، آکادمیهای جوانان، استادیومها و سایر داراییها سرمایهگذاری میکنند. یوفا تنها تلاش میکند جایگاه خود را حفظ کند، اما نوآوری را سرکوب میکند. باشگاههایی مانند رئال مادرید نباید از تهدید به تحریم بترسند فقط به این دلیل که ایدهها و گفتوگوهایی درباره آینده فوتبال دارند.اگر درآمدهای کنونی رئال مادرید از حقوق رسانهای را بررسی کنیم، این باشگاه کمتر از یک یورو به ازای هر هوادار در سال دریافت میکند. این نشاندهنده پتانسیل رشد عظیمی است. چگونه میتوان این پتانسیل را آزاد کرد؟ رئال مادرید باید رهبری ایجاد یک پلتفرم رسانهای متعلق به باشگاهها را بر عهده بگیرد که بهترین کیفیت فوتبال را در تمام طول سال برای هواداران سراسر جهان فراهم کند.”



والا معجون تقویت کننده ما عصاره پرزه
مقاله ی خوبی بود.
ممنون بابت ترجمه