نگاهی به چهره‌های ویژه نیم فصل دوم؛ از کارواخال تا پیتارک، وینیسیوس و امباپه!

نوشته شده توسط admin در 26 می 2026 - 14:53

مرجع خبری رئال مادرید: آنخل دل ریگو خبرنگار الکونفدنسیال در آنالیزی در مورد شرایط فصل رئال مادرید نوشت:

کارواخال مردی چسبیده به جناح راست است؛ یک تمام‌کننده. قلبی اتمی دارد که درونش فلز بزرگ‌ترین بازیکنان آکادمی رئال مادرید نهفته است. همان چیزی که به آن شجاعت می‌گویند و بعضی مادریدی‌ها آن را مثل بُعدی اضافه در وجود خود دارند. کارواخال ممکن بود اشتباه کند، اما غیرت داشت. خودش تکه‌های شکسته خطایش را جمع می‌کرد و با همان‌ها مسیری از کاشی‌های فرسوده می‌ساخت که مستقیم به پیروزی می‌رسید. غیرت، یا همان شرم و غرور گاوبازانه. این‌ها ویژگی‌هایی اسپانیایی‌اند که ترجمه مستقیمی به زبان‌های دیگر ندارند.

کارواخال فرزند زیرزمین است؛ پدرخوانده‌ای ندارد. از همان طبقه کارگری است که هیچ‌کس هرگز برایش آواز نخواهد خواند. مثل رائول، جواهری است زمخت تراش‌خورده، اما با ارزشی عظیم. او دفاع راست است؛ کم‌درخشش‌ترین پست زمین، به‌ویژه در رئال مادرید؛ جایی که مدافعان چپ معمولاً در مرز میان واقعیت و رؤیا زندگی می‌کنند. مارسلو از همان جنس بود؛ شیطانی کوچک که جای چیزها را در زمین عوض می‌کرد. آن‌سوی میدان، کارواخال زمین را با ضرباهنگی شکسته و عمیق به جلو می‌راند؛ مثل آواز فلامنکوی عمیق، بی‌وقفه و بی‌برش.

او مثل هیچ‌کس دیگر لحظات سرنوشت‌ساز را حس می‌کرد. در آن فینال برابر یوونتوس، دو گل رد امضای او را داشتند. در چنین لحظاتی، ضربه‌اش نرم و افسون‌شده بود و سانترهایش درست در لحظه مناسب روی سر کریستیانو یا مقابل ضربه کج‌ومعوج کریم فرود می‌آمد. یک کارگر فلزکار با پاهایی لطیف. از همان چیزهایی که فقط در تیم سفید رخ می‌دهد.

پاهایی شبیه مینوتور دارد و همین باعث شد مصدومیت‌های عضلانی زیادی را تجربه کند. پس از یکی مانده به آخرین مصدومیتش، بهترین فصلش از راه رسید: لیگ قهرمانان و یورو؛ دو سال پیش، یکی از سه بازیکن برتر اروپا بود. برای نخستین بار در مرکز صحنه قرار گرفت. بعد یک خطای بد انجام داد، رانده‌شده از همان نیرویی تا حدی غیرعقلانی که در وجودش بود. بازیکن رئال مادرید باید اسطوره و سرنوشت تراژیک خود را داشته باشد. و آن پای خم‌شده، پایان او بود.

یک سال بازتوانی و یک سال دیگر که آربلوا نخواست از او استفاده کند. در زمین بد دیده نشد و همین تصمیم مربی، جام جهانی را از او گرفت. ترنت الکساندر-آرنولد لازم بود، چون آن پاس عمقی را به تیم می‌داد و در عین حال خریدی مهم بود. اولی قابل فهم است و دومی سیاست. می‌دانیم در دو سال اخیر، در تصمیم‌های مربیان رئال مادرید سیاست بیش از منطق نقش داشته است. نمی‌دانیم آربلوا حق داشت یا نه. شاید هیچ‌چیز تغییر نمی‌کرد. فصل جای دیگری رقم خورده بود. اما به یاد داشته باشید که آغاز آشوب در رئال مادرید پس از مصدومیت کارواخال بود. اهمیت او تا این اندازه بود. و مثل همه بازیکنان اسپانیایی آکادمی در دوران فلورنتینو، رفتنش رنگی اخرایی، غمگین و کمی محو دارد؛ با طعمی کم‌رنگ از بی‌عدالتی، همان‌طور که از زمانی که برنابئو با انگشت راهی بی‌بازگشت را به دی‌استفانو نشان داد، باید چنین باشد.

تیاگو پیتارک. اگر کارواخال لکه آربلواست، تیاگو زیبایی کوچکی است که فصل را برای ما نجات داد. یا دست‌کم یک ماه را؛ فقط یک ماه که در آن رئال تارهای عنکبوت اشرافیت را از خود زدود و لذت بازی را دوباره کشف کرد. تیاگو هم بسیار جوان است و هم بسیار پیر. چیزهایی پوچ و تقریباً کودکانه در بازی‌اش دارد، مثل همان دو گلی که در لیگ قهرمانان هدیه داد و فقط به‌خاطر بخت یا کورتوا، که فرقی هم ندارد، وارد دروازه نشدند.

او با جوراب‌های پایین‌کشیده بازی می‌کند و سبک بازی‌اش عصبی است، اما آشفته نیست. خطوط را به هم وصل می‌کند؛ همان آدم‌های رئال مادرید را که برای گل زدن در تنهایی به دنیا آمده‌اند، به هم پیوند می‌دهد. تمام تیم را با واژه‌های فرسوده‌ای مثل رنج، همبستگی، استقامت و شور دوباره مرتبط می‌کند. تیاگو همه‌چیز را می‌خواهد، قطع توپ دارد، پاس دارد و ریتم را می‌فهمد. تقریباً همه چیزهای دیگر را هنوز کم دارد. اما بازی رئال مادرید را چنان بهتر کرد که برای یک ماه به طلسم تیم تبدیل شد. و وقتی دیگر بازی نکرد، رئال هم دیگر نبرد.

فصل آینده، رئال مادرید به پیروزی همان‌قدر نیاز خواهد داشت که بیابان‌ها به شب؛ برای ادامه بقا. هیچ رحمی در کار نخواهد بود و تیاگو ۱۸ ساله است و برای رشد، به ذره‌ای لطافت نیاز دارد. بهترین گزینه، انتقال قرضی است، چون کاستیا برای او کم خواهد بود.

براهیم بازیکنی جیبی است، با همان میزان استقلالی که یک بی‌سیم دستی دارد. تکنیک جنوب، توپی عاشق و نزدیک به پا، ماهر در فضاهای بسیار کوچک و کم‌گل. یک آشوبگر از رژیم قدیم. در یک رئال مادرید بزرگ، براهیم بازیکن شماره ۱۶ است؛ کسی که در موج دوم تعویض‌ها وارد می‌شود و گاهی در یک بازی فیکس، همه‌چیز را می‌ترکاند. این‌که دلا فوئنته او را برای اسپانیا نخواست، به سود رئال شد، چون باعث شد باد در سرش نیفتد و رسانه‌ها نیز در برابر درام درونی‌اش بی‌طرف بمانند.

در این تیم، که تیم بزرگی نیست، براهیم به ترکیب اصلی نزدیک می‌شود و وقتی بازی می‌کند، حس خوبی به جا می‌گذارد. بهترین ویژگی‌اش این است که هافبک چهارم است و بلد است محو شود و برای دیگران بازی کند. بدترین ویژگی‌اش این است که حرکات موربش مثل ردی روی اقیانوس گم می‌شوند. همیشه این حس را می‌دهد که دارد در زمین فوتسال برادرهای بزرگ‌تر بازی می‌کند. از رودریگو ضعیف‌تر است؛ رودریگویی که او هم بازیکن نیمه‌های دوم، نوسانی و با فیزیکی نامتوازن است. اما رودریگو یک نابغه واقعی است و براهیم نه. با این حال، بازیکنی نیست که اضافه باشد. روحیه دارد و تسلیم نمی‌شود. باید در تیم حفظ شود.

امباپه. در ماه‌های اخیر، روایت بازیکن فرانسوی دچار بریدگی شده است. پیش‌تر، بازیکنی تحسین‌شده بود؛ گلزنی خشن، پنهان و آماده انفجار که در رئالی نامنظم افتاده بود. کسی که برخلاف وینیسیوس، دردسر درست نمی‌کرد. اما پس از مصدومیتش، بازی‌های زنگ‌زده‌اش، فرارش با دخترِ آن ماه، کمبود انگیزه‌اش و تمام آن چیزهای کوچکی که در هر رابطه‌ای کم‌کم پدیدار می‌شوند، هوادار رئال مادرید شروع به بی‌اعتمادی به او کرده است.

در شبکه‌های اجتماعی، مجازات بی‌رحمانه بوده است؛ در خیابان، پیراهنش هنوز به‌خاطر اینرسی و شهرت پرفروش‌ترین است؛ شهرت، احمقانه‌ترین بیماری زمانه ما. پس از دو سال، غیرممکن است او را مثل یک بازیکن رئال مادرید دید. مسئله عملکرد نیست. عملکرد بلینگام پایین‌تر بوده، اما انگلیسی در بعضی بازی‌ها از درون پاره می‌شود، در مرزهای بازی‌اش خون می‌دهد، فحش می‌دهد، هل می‌دهد، خودش را روی زمین می‌کشد و با خشم دنبال بازیکنی می‌دود که زمانی بود. او در زمین پسری سرگشته است، اما با قلبی سفید؛ یا دست‌کم چنین تصویری می‌دهد.

امباپه سرد است؛ حتی لجوجانه سرد. بازی‌اش ناممکن است. با هیچ‌کس قافیه نمی‌شود و موجی که برمی‌انگیزد، نه غول‌آساست و نه به بردن بازی‌ها کمک می‌کند. همیشه یا از مصدومیتی برمی‌گردد، یا چیزی را درست درمان نکرده، یا بیش از اندازه خراب می‌کند. بهترین بازی‌اش، مقابل بایرن در بازی برگشت، برای پیروزی کافی نبود. همان‌طور حرکت می‌کرد که می‌گویند باید حرکت کند: مثل حشره‌ای با پاهای غول‌آسا. اما بیش از حد سریع به توپ می‌رسید، بدون آن مکث درونی کسی که با خودش در صلح است.

در نبردهای یک‌به‌یک، از یک روز قبل اعلام می‌کند که قرار است کجا ضربه بزند. این در لیگ قهرمانان جواب نمی‌دهد. آنجا زمینی است که باید نیت‌ها را پنهان کرد. گل‌هایش یا خودکارند، یا شکارچیانه، یا اصلاً نیستند. در رختکن، دوستانش فرانسوی‌اند و دشمنانش همه دیگران. به تیمی برنده آمد و آن را ویران کرد. ایده‌آل، انتقال است؛ فروش، یا حتی بخشیدنش به تیم‌های خلیج فارس. این اتفاق نمی‌افتد، چون امباپه جواهر پروژه‌ای است که خودش تاجی از خار است. مربی بعدی با معضلی روبه‌رو خواهد شد که وارد سومین سال خود می‌شود: چگونه باید با یک خون‌آشام بازی کرد، چگونه باید میان وینیسیوس و کیلیان زوج ساخت، و چه کسی باید قربانی شود.

اندریک، هیولای روز هفتم است. آنچلوتی این را دید و آلونسو هم فهمید؛ برای همین از رئالی بیرون رانده شد که سلسله‌مراتبش مثل قفس‌های طلایی بود. او شبیه همان امباپه آغازین است، اما با اوجی که او را به آرماگدون شبیه می‌کند. وقتی آن مرد برسد، دانا در برابر تخت سلطنت زانو خواهد زد و تاج طلایش را پیش پای او خواهد انداخت. همه‌چیز در بازی‌اش شایسته یک پیشگویی است. توپ را می‌گیرد و کل زمین را به یک خط برق فشارقوی تبدیل می‌کند. اگر ژوزه مورینیو همان گزینه انتخاب‌شده باشد، اندریک سلاح او برای شکافتن آب‌ها خواهد بود.

وینیسیوس. برزیلی حالا بدون آن نوک سرعت سابق، همچنان آمار خود را حفظ کرده و همان اخم قربانیِ سیستمی را دارد که انگار به‌اندازه کافی دوستش ندارد. واقعیت این است که بدون بنزما یا کروس، بدون پدری که در لایه‌های پنهان فوتبال راهنمایی‌اش کند، بازی‌اش آن کیفیت متعالی را از دست می‌دهد؛ همان کیفیتی که او را تا یک قدمی توپ طلا برد. با امباپه کنار نمی‌آید؛ نه همدیگر را می‌جویند و نه با هم هماهنگ می‌شوند و ضدحملاتشان گاهی به کمدی‌های درهم‌وبرهم واقعی تبدیل می‌شود.

او هنوز دریبل‌های غیرقابل باور می‌زند و خطرش کاهش نیافته است. بدون کیلیان، مقابل سیتی، به‌تنهایی برای تسلط بر تمام جبهه حمله کافی بود، در حالی که والورده ماشین تخریب را هدایت می‌کرد. در فوتبال بازیکنی شبیه او وجود ندارد، اما در سال ۲۰۰۷ هم رونالدینیویی وجود نداشت و همان زمان، تمام نقره‌اش به یخ تبدیل شده بود و بارسا فقط وقتی دوباره برد که او رفت. باشگاه باید یک سال دیگر صبر کند. اگر افولش آغاز شود، باید برود.

گونسالو با بوی بهار آمد، اما معلوم شد تابستان است. یک جام جهانی پوچ که در آن آلونسو خودش دسته‌گلی روی تابوت خود گذاشت. گونسالو نوعی هندسه دارد و برای تیم و دیگران بازی می‌کند. او مثل یک دولت کوچک در میانه درگیری دو ابرقدرت بود. بازی‌اش در همان جایی جریان داشت که امباپه زندگی می‌کرد، پس به سرزمین هیچ‌کجا تبعید شد. نابغه نیست و سرعت خاصی هم ندارد. محصول آکادمی است که صنعت و هنرِ حرفه را می‌شناسد. باید برود و بیرون رشد کند تا منتظر روزنه‌ای برای بازگشت بماند. دو سال دیگر پاسخ را خواهیم دانست.

اشتراک در
اطلاع از
9 نظرات

مرجه خبری رئال مادرید قبلا خوب بود الان نه میشه وارد اکانتم بشم نه میشه ثبت نام کنم

این دیگه چه اراجیفی بود که خوندم

امباپه بده ؟! اندریک هیولای روز هفتمه ؟! در فوتبال بازیکنی مثل وینی وجود نداره ؟! ساقی این نویسنده متن رو زنده میخوام باند رو استخدام کنید زنده دستگیرش کنه

در رختکن، دوستانش فرانسوی‌اند و دشمنانش همه دیگران. به تیمی برنده آمد و آن را ویران کرد. ایده‌آل، انتقال است؛ فروش، یا حتی بخشیدنش به تیم‌های خلیج فارس.

این کاربر هالا مادرید جدیده کیه؟

مثل این که میخوان اندریک تو پست وینگر تستش کنند
مثل لیون
البته معلوم نیست
تو فضای بسته تیم های لالیگا بتونه جواب بده

تا این وینی میمون تو رئاله روز خوش نمیبینیم

پیتارچ شاید جوون و بی تجربه باشه ولی میشه از توش یه چیز نابی در آورد

با تأخیر
ولی کیر تو مغز کله مخروطی که تر زد تو دنی و کارراس
صد درصد پتانسیل دعوت و حتی فیکس چسپانیا شدنو داشتن

آخرین اخبار
14:29 آس: جواهر آکادمی رئال مادرید در انتظار کفتگو با مورینیو 13:36 عکس؛ رودریگو در مسیر ریکاوری 11:38 عکس؛ برناردو سیلوا در کنار همسر و فرزندش 09:36 امید مدیران رئال مادرید به توپ طلای دو بازیکن 07:34 سه عاملی که باعث شد مدیران رئال مادرید، رودری را نخواهند 05:31 تمجید مهاجم تیم ملی اسپانیا از امباپه 04:25 شوامنی به بازی حساس سه شنبه می رسد؟ 02:26 پیش بینی مهاجم اسبق بارسلونا در مورد بلینگام: بهترین بازیکن تاریخ فوتبال انگلیس! 01:28 تبریک ویژه باشگاه برزیلی برای تولد وینیسیوس 00:19 بلینگام و ثبت رکوردی شبیه پله! 23:24 صحبت های هافبک لیورپول در مورد امباپه 22:45 کوناته:«رئال مادرید رؤیایی است که هنوز باورش نکرده‌ام» 22:26 خبرنگار اسپانیایی: وینیسیوس به تمدید نزدیک شد 21:23 عکس؛ هویسن در کنار اسطوره چلسی 20:35 برنامه بازیهای پنج رئالی در نیمه نهایی جام جهانی 19:39 تمجید هالند و مورگان راجرز از بلینگام 19:12 مدیر آس: پینتوس به مورینیو تحمیل نشده! 18:05 جان گرفتن بلینگام با درخشش در جام جهانی 17:31 اولین تمرین فصل 27-2026 فردا با هشت بازیکن «وینیسیوس در جایگاهی نیست که توقعات بیشتری داشته باشد» فیچاخس: هافبک تیم ملی فرانسه زیر ذره بین رئال مادرید آس: تبدیل شدن مدل ۵۰ درصد به مدلی سودرسان در رئال مادرید کارشناس تلویزیونی:«کورتوا سرمربی بلژیک را زیر اتوبوس انداخت» شش رئالی که قهرمان یوروی زیر 19 سال شدند رکورد تاریخی رئال مادرید در جام جهانی ۲۰۲۶