بار دیگر تأکید میکنم: انریکه ریکلمه رئیس بعدی رئال مادرید پس از فلورنتینو پرس خواهد بود. چه اکنون، چه یک سال دیگر و چه چهار سال دیگر؛ اما او نفر بعدی خواهد بود که هدایت رئال مادرید را بر عهده میگیرد.
ریکلمه حتی اگر انتخابات را ببازد هم برنده شده است. فلورنتینو پرس تصور نمیکرد که او حتی بتواند نامزد شود. تأمین ضمانتنامهای به ارزش ۱۸۷ میلیون یورو در مدت رکوردشکن هشت روز کاری، با وجود موانع و فشارهای بانکی که برای جلوگیری از این کار بر او وارد شد، و وادار کردن فلورنتینو به برگزاری یک کارزار انتخاباتی و مبارزه برای حفظ جایگاهش، خود یک پیروزی است؛ حتی اگر در انتخابات شکست بخورد.
این کارزار انتخاباتی، با زمان اندک برای ارائه برنامهها و مناظره و در فضایی عجولانه، علاوه بر آشکار کردن ترس فلورنتینو از رقیبش، به ریکلمه کمک خواهد کرد تا شناخته شود و یک آلترناتیو واقعی برای آینده بسازد. فلورنتینو انتظار چنین چیزی را نداشت و دیدن اینکه او پس از ۲۰ سال بدون انتخابات مجبور شده برای حفظ جایگاهش مبارزه کند، هدیهای برای دموکراسی بود.
بدترین اتفاق برای رئیس فعلی این بود که وضعیت جسمانی خود را آشکار کرد و نشان داد واقعاً چه کسی است، زمانی که دیگر پشت پرده پنهان نیست. هرچه بیشتر صحبت میکند، به ضررش تمام میشود.
مهمترین کاری که انریکه ریکلمه باید در این انتخابات انجام دهد این است که اشتباه بزرگی مرتکب نشود؛ چه در سناریوی کماحتمال پیروزی و چه در صورت شکست. مهمترین بخش کارزار او این است که تصویری از خود بهعنوان فردی که توانایی اداره رئال مادرید را دارد ارائه دهد، زیرا تا امروز هیچ گزینهای وجود نداشت که برای اعضا یک جایگزین قابل اعتماد و آرامشبخش باشد. بنابراین تنها کاری که ریکلمه باید انجام دهد، کاشتن بذر آینده است. اگر اشتباه نکند، حتی در صورت شکست هم برنده خواهد بود، صرفاً با به جا گذاشتن یک تصویر مثبت از خود.
او نباید با اعلام یک خرید پر سر و صدا، چه بازیکن و چه مربی، دچار اشتباه شود؛ خریدی که بعداً تکذیب شود و اعتبارش را زیر سؤال ببرد. این کار دشوار است، زیرا احتمالاً تلاش خود را کرده، اما بازیکنان و مربیان از این میترسند که فلورنتینو آنها را از رئال مادرید دور کند و درهای باشگاه را به رویشان ببندد اگر از ریکلمه حمایت کنند. احتمالاً باید به این قانع باشد که اگر نامی را مطرح میکند، حداقل از سوی آن فرد تکذیب نشود. چنین اتفاقی میتواند یک لغزش جدی برای حال و آینده او باشد، هرچند در فوتبال هر چیزی ممکن است؛ همانطور که لاپورتا زمانی از بکام نام برد و در نهایت او به رئال مادرید رفت و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد. در عوض، رونالدینیو را جذب کرد و این برای بارسلونا بهتر شد.
همچنین نباید هیچ نقطه ضعف یا شکافی در هیئتمدیره پیشنهادیاش وجود داشته باشد که موجب شرمساری شود و به سلاحی در دست فلورنتینو تبدیل گردد.
برای پرهیز از اشتباه، او باید هر روز با احتیاط کامل عمل کند و از نظر ذهنی ترمز خود را کشیده نگه دارد تا در دام رفتارهای متکبرانه فلورنتینوی سالخورده نیفتد؛ کسی که هر بار صحبت میکند، بیش از پیش نشان میدهد دورانش به پایان رسیده و دیگر میان هشت و هشتاد تفاوتی قائل نیست. این انتخابات، آن نشست خبری شبیه خودزنی، سخنرانیهای پراکنده و تصویر عمومی او، همگی نشان دادهاند که فلورنتینو دیگر انرژی سابق را ندارد و تواناییهایش تحت تأثیر گذر زمان فرسوده شدهاند. اعضای باشگاه متوجه شدهاند که دوران فلورنتینو رو به پایان است.
هرچه فلورنتینو بدتر درباره ریکلمه صحبت کند، به نفع ریکلمه خواهد بود؛ زیرا اگر او را رقیب جدی نمیدانست، نه به او حمله میکرد و نه با تحقیر از او نام میبرد. گاهی هیچ احترامی بالاتر از تحقیر یک فرد حسود نیست.
بهوضوح مشخص شده که فلورنتینو از رقیبش میترسد، زیرا حاضر نیست حتی در مناظرهای شرکت کند که خودش مجری آن را انتخاب کند. اگر مطمئن بود که میتواند او را کاملاً شکست دهد، خودش پیشنهاد مناظره را مطرح میکرد. اما چون از آن هراس دارد، فقط به مصاحبههای راحت و بیچالش روی آورده است.
و هرچه ریکلمه بهتر درباره فلورنتینو صحبت کند، به سود خودش خواهد بود، زیرا مشخص میشود چه کسی رفتار نجیبانه دارد و چه کسی متکبرانه عمل میکند.
اگر جای ریکلمه بودم، در برابر هر بیاحترامی فلورنتینو، احترام بیشتری نشان میدادم. اگر فلورنتینو ادعا میکند کسی که برای شرکتش وامی با بهره ۵۴ درصد گرفته نمیتواند رئال مادرید را اداره کند ــ ادعایی که نادرست است ــ من به جای ریکلمه پیشنهاد اعطای نشان طلا و الماس به فلورنتینو برای خدماتش را مطرح میکردم. هرچه فلورنتینو نامناسبتر رفتار کند، ریکلمه باید نجیبتر رفتار کند تا برای همه روشن شود هرکدام چه شخصیتی دارند.
کارزار فلورنتینو بر بیاعتبار کردن ریکلمه و یادآوری موفقیتهای ورزشی گذشته خودش بنا شده است؛ موفقیتهایی که متعلق به فلورنتینوی گذشتهاند، نه فلورنتینوی امروز. فلورنتینوی امروز ــ با تمام احترام و واقعبینی ــ حتی در خواندن متن ویدئوی تبلیغاتی خود نیز دچار مشکل است. صحبت کردن و کنار هم گذاشتن منسجم ایدهها برایش دشوار شده و این با توجه به نزدیک شدن به ۸۰ سالگی، امری طبیعی است. به همین دلیل، پیام او به سه ایده محدود شده است: «مرا بهترین رئیس تاریخ فوتبال نامیدهاند»، «هیچکس نمیتواند مرا از اینجا بیرون کند» و «رئال مادرید خوششانس است که مرا دارد». وقتی دیگران این حرفها را درباره شما بزنند، خوب است؛ اما وقتی خودتان درباره خودتان بگویید، یعنی دیگر کنترل اوضاع را از دست دادهاید و حتی مرز میان احتیاط و مضحکه را تشخیص نمیدهید.
نشانه دیگری از آشکار شدن ضعفهای فلورنتینو این است که از کارکنان باشگاه گویی ملک شخصی خودش هستند استفاده میکند. اینکه روبرتو کارلوس، پیری و سولاری را به مراسم معرفی نامزدی خود میبرد، کاملاً نادرست و غیراخلاقی است. او گمان میکند رئال مادرید متعلق به خودش است. کارکنان فعلی باشگاه باید بیطرف بمانند و نباید در مراسم انتخاباتی یکی از نامزدها حضور داشته باشند. به همین منطق، ریکلمه هم میتوانست از آنها استفاده کند، زیرا حقوق این افراد را رئال مادرید میپردازد، نه فلورنتینو. البته رونالدو نازاریو یا هر فرد دیگری که کارمند باشگاه نیست، آزاد است از هر نامزدی حمایت کند. حتی بازیکنان نیز بهتر است در عرصه عمومی از حمایت از نامزد خاصی خودداری کنند.
اگر قرار باشد میان فلورنتینوی گذشته و ریکلمه امروز انتخاب کنم، به فلورنتینو رأی میدهم؛ اما اگر انتخاب میان فلورنتینوی امروز و ریکلمه امروز باشد، رأی من ریکلمه خواهد بود.
بسیاری از اعضا به فلورنتینو رأی خواهند داد؛ شاید بیشتر از سر محبت و قدردانی نسبت به گذشته او. اما آنها هم میدانند که فلورنتینوی امروز تقریباً به پایان راه رسیده است. البته ممکن است رئال مادرید فصل آینده با او قهرمان لیگ قهرمانان شود، زیرا او رئیس ختافه یا سویا نیست و رئال مادرید حتی در شرایط نامطلوب نیز میتواند قهرمان لیگ شود یا به فینال لیگ قهرمانان برسد، چون پول و بازیکنان بزرگ در اختیار دارد. اما موضوع اصلی، نظم و عقلانیت در مدیریت است.
و سپس موضوع انس القراری مطرح میشود. فلورنتینو در تلویزیون اسپانیا گفته که او حتی سن لازم برای رئیس شدن را ندارد. عجیب است که با وجود آشنایی از هشتسالگی، او را زودتر عضو باشگاه نکرده است. فلورنتینو تصور میکند دیگران سادهلوح هستند.
طرح او همیشه این بوده است:
- خصوصیسازی بخشی از رئال مادرید، زیرا باشگاه بهتدریج به منابع مالی بیشتری نیاز پیدا میکند و هر سال با کسری میان درآمد و هزینه مواجه است، مگر اینکه از اهرمهای مالی یا فروش بازیکنان استفاده کند.
- منصوب کردن یک رئیس صوری که شرایط قانونی را داشته باشد، در حالی که فلورنتینو ضمانت مالی را تأمین کند و انس القراری بهعنوان مدیر اجرایی با اختیارات گسترده اداره باشگاه را در دست بگیرد تا فلورنتینو بتواند بدون حضور رسمی، همچنان کنترل را حفظ کند.
وقتی از فلورنتینو میشنوم که میگوید رئال مادرید باید متعلق به اعضایش باقی بماند، در حالی که همه میدانند چه طرحی در ذهن دارد، تنها میتوان لبخندی سادهلوحانه زد. او بدون تردید عاشق رئال مادرید است، اما آنقدر باشگاه را دوست دارد که میخواهد فقط برای خودش باشد. مشکل دقیقاً همینجاست. او به جایی رسیده که گمان میکند خودش رئال مادرید است؛ جملهای که فقط از گفتنش در این کارزار انتخاباتی خودداری کرده است. البته هنوز هم بعید نیست در روزهای باقیمانده آن را بر زبان بیاورد.
پدرو موراتا – مارکا



فن پرز نیستم ولی به نظرم این فصلو اگه ی مربی خوب(به عنوان مثال جوسه)داشتیم میتونستیم چمپ بزنیم
بزارین توضیح بدم:ترکیب۴ـ۱ـ۲ـ۱ـ۲ـ کلاسیک
یعنی چهارتا مدافع،که فولبک ها وینگ بکن(کارراس و ترنت)،یکی از مدافع وسط ها نقش توپ پخش کن رو داره(هویسن)و یکی هم نقش مدافع خشنو داره(رودیگر یا رائول)
هافبک دفاعی هم تو زمان حمله میره بالا،موقع دفاع میشه مدافع پنجم(کاما یا شوا)
۲ تا هافبک وسطی هم یکیشون نقش باکس تو باکس و داره و متمایل به راست بازی میکنه(بلینگام یا فده)یکیشونم بازی ساز(گولر)
تک هافبک جلو هم یک جورایی شدو استرایکر بازی میکنه(بلیگل یا براهیم)که مایل به راسته
محاجما هم وینی و امباپه،در صورت عدم آمادگی یکی از اینا رودریگو کمک میکنه
بدلیل اینکه وینی و امباپه جفتشون دوست دارن چپ باشن،وینی میچسبه به خط،امباپه هم نزدیک بهش بازی میکنه(برا همین هافبک های حجومیو آوردم یک ذره راست)
موقعی هم که بازی گره خورده یا حریف داره رب لاک بازی میکنه،گونزالو میره تا از سانتر های ترنت و گولر استفاده کنه
الان کلا چیزی بنام تیم وجود نداره یه مشت سلیبریتی جمع شدن که فقط اومدن برای رفع تکلیف برن تو زمین بازی کنن برد و باختشم اصلا مهم نیست اما از حقوق و مزایای تیم قشنگ سو استفاده کنن و کصشون بغلشون باشه اینا همه از رو دادن زیادی پی پی میاد برای اینه که میگم باید از ریشه درست شه و انریکه بیاد تا یه نفسی تازه بیاد هرچند گوه ولی کم کم با بیرون کردن بنجلا و اوردن بازیکنای کارامد مثله ناصر تو طول چند سال یه تیم یکدست بسازه فقط باید فرصت داد ولی یه چیزو خوب میدونم اگه پی پی بمونه کلا رئال نابود میشع متاسفانه اینو شرط میبندم
(الان کلا چیزی بنام تیم وجود نداره یه مشت سلیبریتی جمع شدن که فقط اومدن برای رفع تکلیف برن تو زمین بازی کنن برد و باختشم اصلا مهم نیست اما از حقوق و مزایای تیم قشنگ سو استفاده کنن )
احسنت داداش،نمونش هم امباپه و وینی
باید پی پی بره تا این سلطه بازبکن سالاری و پروری شکسته شه تا تا بازیکنی که براش مربی اخراج میکنه و بازیکن دیگه ای که 7 سال کیرش کرده فکر نکنه بزرگتر از باشگاهه که متاسفانه این اتفاق الان افتاده باید هرچه زودتر جلوش گرفته شه واسه اینه که وقتی این باجارو میدی بازیکنی که درحد کیر کریسم نیست میاد ناز میکنه که حقوقی که به کیرس ندادی رو باید به من بدی وگرن رایگان میزارم میرم این همه از زوال عقل ناکارامدی یه مدیر شکست خورده میاد و باید هرچی زودتر بیرونش کردتا از این بیشتر به اعتبار باشگاه ضربه جبران ناپذیر نزده تازه اینا همه روی کار که ما میبینیم ببین پشت سر چقدر گوهکاری بالا اورده که فعلا صداش در نمیاد
بازیکن سالاری؟
حرومزاده سالاریه بیشتر تا بازیکن سالاری
یکی مثل سبایوس خود هوادار ممیفهمه دوسه ساله تاریخ مصرفش گذشته ولی هنو تو تیمه یا مندی الابا میلیتائو و …
ولی خب چیز جدیدی نیست تا بوده همین بوده
لاشخورا و زالوهایی مثل بیل هازارد و … رو دیدیم تو تیم اینا پیشش هیچی نیستن
پرز ازوناس که اگه بهش رو بدی تو سرتم میزنه اگه بزنی تو سرش کف کفشتو میلیسه
آیا میدانستید پرز ت.خم کرده است؟
واقعا پرز ریده رو خودش