مرجع خبری رئال مادرید: انریکه ریکلمه (آلیکانته، ۳۷ ساله) مثل یک ستاره راک وارد دفتر الموندو میشود. یا رگتون. شبیه بد بانی نیست (او کتوشلوار پوشیده)، اما بیش از نیمدوجین نفری که پشت سرش با دوربینها، میکروفونها و ابزارهای مختلف راه میروند، باعث میشوند نگاه آدمهای حواسپرت به سوی مردی برگردد که در دو دهه اخیر کاری بیسابقه انجام داده است: رقابت با فلورنتینو پرز در انتخابات ریاست رئال مادرید.
سؤال. اگر من عضو رئال مادرید بودم، چرا باید به شما رأی میدادم؟
پاسخ. به چهار دلیل. اول، برای اینکه رئال مادرید همچنان متعلق به اعضایش بماند و نه مستقیم و نه غیرمستقیم، دری به سوی فروش باشگاه باز نشود. دوم، به خاطر یک مدل اجتماعی که واقعاً عضو را در مرکز قرار دهد. در ۲۰ سال گذشته سیاستهای واقعی به نفع او وجود نداشته است. ما هفتههاست نیازهایشان را شنیدهایم و تقریباً چهل اقدام مشخص آماده کردهایم. سوم، به خاطر دفاع نهادی از باشگاه: مادرید باید در برابر هرگونه دخالت، احترام خود را حفظ کند، اما با قاطعیت و همینطور با احترام. و چهارم، به خاطر بخش ورزشی: باشگاه باید همچنان بهترین جهان بماند، اما بدون از دست دادن DNA، سلسلهمراتب و فرهنگ خود.
س. آیا شما برای فعالیتتان بهعنوان تاجر به باشگاه نیاز دارید؟
پ. این انتقادی است که از سوی نامزدی مقابل به من وارد میکنند و درست نیست. من تلاش کردهام، و همچنان این کار را خواهم کرد، نامزدیای را با احترام کامل هم به نامزد و هم به میراث او پیش ببرم. بعضی روزها کار را برایم سختتر از روزهای دیگر میکند، اما بیایید با دادههای عینی نگاه کنیم، نه؟ چون گاهی دزد فکر میکند همه مثل خود او هستند. من بعد از ۲۰ سال بدون انتخابات و پس از آنکه پیشتر پروژه تجاری خودم را ساختهام، به اینجا رسیدهام. توانستهام نامزد شوم چون تکالیفم را انجام دادهام: ثروتی ساختهام که به من اجازه میدهد اساسنامهای را رعایت کنم که آنقدر سختگیرانهتر شده تا ضمانت شخصی نزدیک به ۲۰۰ میلیون یورو را الزامی کند. برای اینکه بتوانم آن ضمانت را ارائه کنم، باید دارایی شخصی بیش از ۷۰۰ میلیون را اثبات میکردم. بنابراین، من برای پیشرفت اقتصادی به رئال مادرید نیاز ندارم؛ با زندگی حرفهای حلشده آمدهام. در واقع، کسی که در مجامع به چند برابر شدن داراییاش و ارزش گروهش در دوران ریاستش افتخار کرده، فلورنتینو پرز بوده است. من متعهد میشوم از باشگاه برای منافع تجاری استفاده نکنم. او خودش اعتراف کرده که از زمانی که رئیس رئال مادرید است، دارایی شخصیاش و گروهش، ACS، ارزششان را ۵۴ برابر کردهاند. من متعهد میشوم که قرار نیست در مسیرهایی که مادرید برای تور میرود، اتوبان یا امتیازهای بهرهبرداری بسازم.
س. آیا تا به حال با او صحبت کردهاید؟
پ. بله. آخرین بار در دوحه بود، در دسامبر ۲۰۲۴، در جریان جام جهانی باشگاهها. با احترام به او منتقل کردم که در دیدن من بهعنوان یک تهدید تجاری اشتباه میکنند. من در حال ساختن یک شرکت اسپانیایی هستم و در آن زمینه با او رقابت نمیکنم. اختلاف من جای دیگری است: در اصرار برای بررسی فرمولهایی که میتوانند به فروش باشگاه ختم شوند. آنجا برای من یک خط قرمز مطلق است و همین را به او منتقل کردم.
س. آیا از فشارهایی بر بانکهای بزرگ اسپانیا اطلاع دارید تا ضمانت را به شما ندهند؟
پ. فکر میکنم هرچه درباره این موضوع بگویم برای رئال مادرید و برای این انتخابات زیانبار است. دیگر تمام شده، ضمانت وجود دارد، لازم نیست بحثهای بیشتری درباره این موضوع باز کنیم، چون فکر میکنم خوب نیست اشخاص ثالث را در موقعیتی ناخوشایند قرار دهیم.
س. و بر رسانهها؟
پ. آیا با شما، یا با افراد نزدیک به شما، در این ۲۰ سال به خاطر خبری که منتشر کردهاید تماس گرفتهاند؟
س. بله.
پ. خب همین. من اطلاع دارم که در این سالها با افراد نزدیک زیادی تماس گرفته شده است. این بخشی از شیوه رفتاری است که دوستش ندارم و به رئال مادرید سودی نمیرساند.
س. در این روزها روی انس القراری تمرکز کردهاید. چرا؟
پ. او شخصی است که در رئال مادرید قدرتی بیش از حد دارد. نمیدانم همه کارهایی که میکند به گوش فلورنتینو میرسد یا نه، اما واضح است که در کسبوکارهای مرتبط با رئال مادرید منافع اقتصادی دارد. و من، بهعنوان یک مادریدیستا، و بدون اینکه نقش روشنی داشته باشد، اینکه رئال مادرید را به شکلی که دارد هدایت میکند، دوست ندارم. و فکر میکنم برای رئال مادرید زیانبار است.
س. گفتهاید القراری منافع اقتصادی مرتبط با رئال مادرید دارد؟
پ. بله، و دقیقاً به همین دلیل خواهان شفافیت هستم. بعد از بیست سال، حداقلش این است که بتوان درباره این مسائل بحث کرد. اگر موضوعات حساسی وجود دارد، با شفافیت مقابل عضو دربارهاش صحبت میشود و تمام. آن روز در خانه ویدیویی دیدم که میگفت مادرید فروشی نیست. و گفتم: «هیچ چیز از کارها و حرفهای فلورنتینو را نمیفهمم.» شاید فردا بگوید اسمش انریکه است.
س. آیا درباره مدیریت باشگاه در این زمینه سوءظن دارید؟
پ. معلوم است که بله، معلوم است که درباره مدیریت اقتصادی باشگاه سوءظن دارم. اگر نه، چیزهایی را که میگویم نمیگفتم. با این حال، تلاش میکنم کارزاری از پیشنهادهای اجتماعی، ورزشی و نهادی مطرح کنم، نه کارزاری از تکذیبهای دائمی. به همین دلیل متأسفم که مناظرهای وجود نداشته است. مطمئنم که در یک مناظره رودررو، خیلی چیزها روشن میشد. اما خب، در یک مناظره، همه دروغها و وحشیگریهایی که دارد میگوید فرو میریخت و چیزهایی بیرون میآمد که شاید نخواهد جوابشان را بدهد.
س. آیا فکر میکنید فلورنتینو واقعاً نمیپذیرد کسی بتواند مقابل او نامزد شود؟
پ. فکر میکنم یک مناظره سالم و دموکراتیک میبود. وقتی بیست سال بدون اپوزیسیون بودهای، عادت پاسخگویی از بین میرود. چرا باشگاه در بخش غیرورزشی بودجهای دارد که نسبت به هر باشگاه دیگری در اروپا سه برابر شده است؟ و این سرمایه کجا خرج میشود؟ چرا ۸۰ میلیون، تقریباً ۸۰ میلیون یورو، هزینه مشاوره مالی و اشخاص ثالث؟ چرا ۱۲۰۰ نفر در بخش شرکتی؟ چرا تلویزیون رئال مادرید، با بودجه ۴۵ میلیون یورو؟ چرا بیش از ۵۰ شخصیت، حداقل، در داخل باشگاه بیش از یک میلیون یورو دریافت میکنند؟ چرا یک مدیرعامل بسیار بالاتر از سطح معمول در IBEX حقوق میگیرد؟
س. شما «چرا»های زیادی مطرح کردهاید: هزینه شرکتی، ساختار، تلویزیون، مشاوران، حقوقها… آیا برای آنها پاسخی دارید؟
پ. پاسخهای زیادی دارم و بعضی دیگر را دوست دارم در یک مناظره به دست بیاورم. چیزی که میبینم باشگاهی است که عضو را کنار گذاشته، مشکلات فروش مجدد دارد، دسترسی به بلیتها را دشوار میکند، مشترکان همیشگی را جابهجا میکند و پیوندهای تاریخی با بدنه اجتماعی، از جمله گردهمایی سالانه کانونهای هواداری، را شکسته است. مشکلاتی وجود دارد که حتی اقتصادی هم نیستند: مشکلات اراده و مدل هستند.
س. درباره فلورنتینو چیزهای زیادی گفته میشود، اما هیچکس هرگز یک امر غیرقانونی را روی میز نگذاشته است.
پ. من دادستان کشور نیستم. من برای ریاست رئال مادرید نامزد شدهام تا پروژهای با شفافیت، مدیریت حرفهای و یک مدل ورزشی روشن ارائه کنم. هیچ بدیای برای فلورنتینو پرز نمیخواهم. برعکس: میخواهم میراثش را در آنچه مثبت است حفظ کنم و آنچه را فکر میکنم اشتباه است اصلاح کنم.
س. از آنچه الموندو درباره تغییر مدل شرکتی منتشر کرد، چه نتیجهای میگیرید؟ آیا میشود این کار را کرد؟ آیا مانوری برای چیز دیگری است؟
پ. مدتهاست که مدلهای مختلفی را بررسی میکنند. مدلی که حالا به نظر میرسد سر برآورده، به دنبال دور زدن همهپرسی و هدایت عملیات از طریق نمایندگان است؛ که میدانیم چه نوع کنترلی بر آنها دارند. ما از نظر حقوقی در حال تحلیل آن هستیم، اما اصل موضوع همان است: گردآوری داراییهای اساسی در ساختاری که اجازه میدهد کنترل به دستهای خصوصی منتقل شود، بدون اینکه واقعاً از عضو پرسیده شود. تنها علاقه من در همه اینها این است که مانع شوم باشگاه دیگر متعلق به اعضایش نباشد. تنها علاقه من این است که شفافیت برگردد، دموکراسی و حکمرانی برگردد. بهترینها برگردند.
س. چرا فکر میکنید فلورنتینو میخواهد این عملیات را انجام دهد؟ او میگوید برای رقابت با باشگاههای دولتی است. آیا دلیلش همین است یا چیز دیگری وجود دارد؟
پ. وقتی پشت عملیاتهای مشخص همیشه همان منافع و واسطهها ظاهر میشوند، مشروع است که پرسیده شود آیا واقعاً خیر باشگاه دنبال میشود یا سود یک حلقه نزدیک. مادرید برای رقابت نیازی به فروخته شدن ندارد؛ نیاز دارد حرفهایتر شود، بهتر هزینه کند و درآمدهای عادیاش را تقویت کند. فلورنتینو مدتهاست فیلمی را تعریف میکند، همانطور که با سوپرلیگ انجام داد، با این حرف که برای مبارزه با بزرگان و بهبود درآمدهاست، و اینکه اگر اینطور نشود رئال مادرید ناپدید خواهد شد. با این حال، ما، همچنین به لطف مدیریت او، بیشترین درآمدهای تاریخمان را داریم. همچنان رقابت میکنیم. چه کسی پشت سوپرلیگ بود؟ میدانیم چه کسی پشتش بود: حلقه نزدیک او، حلقه القراری که اتفاقاً تأمین مالی را هم برای لاپورتا آورد، اهرمها را فعال کرد و بارسلونا را وقتی ناکاوت بود نجات داد. فلورنتینو باید بازبینی کند چه کسانی اطرافش هستند و آیا میداند چه اتفاقی در حال رخ دادن است یا نه. و حالا گفته میشود باید خصوصیسازی کرد، قرار است فروخته شود، که اگر نفروشیم… درباره درآمدها قوانین بسیار روشنی وجود دارد: نمیشود برای خرج کردن بیشتر افزایش سرمایه داد؛ باید اسپانسر داشت، بهبود پیدا کرد، در مسائل غیرورزشی و غیرضروری کمتر هزینه کرد و باشگاه را رقابتیتر ساخت. حتی گفته شد که باید او را با تیر بیرون کرد. اما این چه وحشیگریای است؟ داخل چه خبر است که شاید ما نمیدانیم؟ چرا باید سرمایه فوری وارد باشگاه شود؟ آیا بدهی افزایش یافته است؟ اینها پرسشهایی هستند که پاسخی برایشان ندارم. میتوانم نظر خودم را داشته باشم، اما یقین ندارم.
س. آیا فکر میکنید وضعیت اقتصادی رئال مادرید به همان خوبی است که منتقل میشود؟
پ. حسابها وضعیت هشداردهندهای مثل بارسلونا را نشان نمیدهند، اصلاً و ابداً، اما آرامش مطلق هم نشان نمیدهند. جریان نقدی آزاد خیلی افت کرده و این مرا نگران میکند. اصرار بر وارد کردن سریع سرمایه خیلی توجه مرا جلب میکند. اگر باشگاه اینقدر قدرتمند است، چرا این فوریت برای تغییر مدل وجود دارد؟ این پرسش بزرگ است. از طرف دیگر، اگر این وارد حوزه خصوصی شود و بنیاد، با متولیانش، همراه با صندوقهای خصوصیای که وارد میشوند، تمام قدرت سیاسی را در اختیار بگیرد، هیچکس باور نمیکند که یک صندوق ۱۰۰۰، ۲۰۰۰ یا ۳۰۰۰ میلیون در رئال مادرید بگذارد فقط به خاطر افتخارِ رئال مادرید بودن. این شاید در سطح شخصی اتفاق بیفتد، اما در سطح یک صندوق سرمایهگذاری نه… ببینید، همه ما، یا خیلیهایمان، در صندوقها سرمایهگذاری میکنیم و با آنها سر و کار داریم، آقای فلورنتینو پرز هم همینطور. اعضا احمق نیستند. هیچکس ۳۰۰۰ میلیون را بیبازگشت نمیگذارد فقط برای اینکه نامش را به باشگاه پیوند بزند. خب، آیا ارزانتر درنمیآمد که نامش را روی پیراهن یا روی ورزشگاه بگذارد؟
س. یعنی نگران وضعیت اقتصادی و مالی هستید.
پ. بله. چیزی که میبینم این است که مادرید در عملیات عادیاش سالانه بین ۷۰ تا ۸۰ میلیون ضرر میدهد. چطور آن را تراز میکند؟ با درآمدهای فوقالعاده. و این درآمدهای فوقالعاده چیست؟ خب هر سال تقریباً ۳۰۰ صندلی VIP میفروشد: عضو را از بهترین صندلیها کنار میزند، او را جابهجا میکند، و پشت آن صندلیها یک منطقه VIP ایجاد میکند. هر صندلی را، بهصورت امتیاز به کسی که عضو نیست، به قیمت حدود ۲۵۰ هزار یورو برای ۳۰ سال میفروشد. با آن درآمدها هر سال پوشش میدهد، اما اینها درآمدهای فوقالعادهاند. رئال مادرید در سالهای اخیر صورت سود و زیان مثبتی ارائه میکند، هرچند با اختلاف کم، اما باید در نظر داشت که هنوز استهلاک بدهی ورزشگاه آغاز نشده است: فقط بهرهها پرداخت میشوند.
س. از صحبتهای شما در این روزها اینطور برداشت میشود که فکر میکنید در مادرید رفیقبازی در همه حوزهها وزن دارد. همینطور است؟
پ. بله، بدون تردید. در بخش اجتماعی، در مدیریت حق اشتراکها و بلیتها، در روابط مشخص با کانونهای هواداری، در آکادمی، در واسطهگریهای نقلوانتقالاتی و همچنین در قرارداد بستن با دفاتر و مشاوران. پیشنهاد من فهرستهای عمومی و شفاف برای حق اشتراکها، پایان دادن به فساد فروش مجدد و حرفهایسازی هر حوزه است. در فوتبال همیشه مناطق خاکستری وجود خواهد داشت، اما چیزی که نمیتوان از عضو رئال مادرید خواست این است که رویش را آنطرف کند.
س. فکر میکنید به همین دلیل تلاش میکنند شما را بیاعتبار کنند؟
پ. معلوم است. در طول بیست سال هیچکس واقعاً از آنها توضیح نخواسته بود. حالا توضیحخواهی را مقابل خود دارند. من پروژهای اجتماعی، ورزشی، نهادی و مالی ارائه کردهام و درخواست مناظره دادهام. پاسخ، حمله شخصی و تخریب است. آن را شخصی نمیگیرم: فقط تأیید میکند که نامزد شدن لازم بود.
س. برویم سراغ مسائل ورزشی. تیم چه کم دارد؟
پ. نظم، حرفهایها و سلسلهمراتب. باشگاه نیاز دارد ساختار خود را با افرادی تقویت کند که DNA رئال مادرید را بشناسند و بدانند از روی تجربه تصمیم بگیرند. من برای مربیگری یا مدیریت ورزشی نامزد نشدهام: برای ریاست نامزد شدهام. وظیفه من این است که بهترینها را در هر جایگاه بگذارم.
س. و برای مدیر ورزشی، رائول.
پ. فکر میکنم او فرد ایدهآل برای هدایت حوزه ورزشی در این مرحله جدید است.
س. چطور توانستید قانعش کنید؟ آدمی کمحرف است.
پ. هست، اما حس شوخطبعی زیادی هم دارد. یکی از بهترین آدمهایی است که در مادرید شناختهام. باشگاه را دوست دارد، هرگز دنبال درگیری با رئال مادرید نخواهد رفت و دو شرط اساسی را دارد: یک اسطوره است و حرفهایای بسیار آماده. رختکن، سلسلهمراتب، فوتبال پایه، مطالبهگری باشگاه را میشناسد و همچنین تجربه بینالمللی دارد. برای من، او فرد مناسب است.
س. تنها میآید یا با تیم؟
پ. با تیم میآید. و این مهم است، چون حوزه ورزشی نیاز دارد حرفهای شود. نباید دوباره این اتفاق بیفتد که درگیریهای داخلی مستقیماً از بازیکن به رئیس برسد. باید ساختاری روشن وجود داشته باشد: تیم، کاپیتانها، مربی و مدیر ورزشی.
س. درباره آکادمی هم صحبت کردهاید. چه کسی مسئول آن خواهد بود؟
پ. آکادمی کلیدی است، چون DNA باشگاه آنجا ساخته میشود و چون باید هرگونه رفیقبازی یا دخالت واسطهها را از ریشه قطع کرد. میخواهم والدبباس را کسی اداره کند که آنجا بوده، اقتدار اخلاقی داشته باشد و دانش بینالمللی داشته باشد.
س. آن شخص چه کسی خواهد بود؟
پ. فرناندو هیرو.
س. هیرو مدیر آکادمی خواهد بود؟
پ. بله، مدیر آکادمی و کل والدبباس، در هماهنگی با رائول و مربی. نقش او بازگرداندن شایستهسالاری، حمایت از پسری که لیاقتش را به دست میآورد و جلوگیری از این خواهد بود که منافع بیرونی تعیین کنند چه کسی بالا میآید، چه کسی بازی میکند یا چه کسی میرود.
س. مربی بیشتر به پروفایل ژابی آلونسو نزدیک خواهد بود یا مورینیو؟
پ. میتوانم به شما بگویم که از پروفایل مورینیو نخواهد بود.
س. نظرتان درباره «پرونده نگریرا» چیست؟ اگر رئیس شوید چه خواهید کرد؟
پ. فلورنتینو ماهها، حتی سالها، «پرونده نگریرا» را فراموش کرد، آن هم بهصورت آگاهانه، چون منافع دیگری با بارسلونا داشت. اما بدون تردید، این یک رسوایی بیسابقه است و من در همه جبههها، قضایی و ورزشی، تا آخر خواهم رفت تا حقیقت مشخص شود و تبعاتش پرداخت شود. و اگر بارسا باید به دسته دوم سقوط کند، همانطور که در کشورهای دیگر دیدهایم، پس سقوط کند.



به عنوان یه فن مادرید که از زمان کاپلو پیگیر رئالم، تاکید میکنم که پرز بهترین گزینه هست. ریکلمه صرفا عقده ریاست داره و اگر این بچهسال انتخاب بشه، برای رئال هزینههای فاجعهباری خواهد داشت.
جالبه، که ایشون برنامه و طرحش رو بر اساس چیزی که فلورینتو ساخته میسازه و نمکدون میشکونه، یه رئالی هیچ وقت به یه رئالی اصیل مثل فلورینتو شک نمیکنه، بزرگترین خدمت که پرز کرده ساخت و مدرن کردن ورزشگاهمون بوده بدون اینکه بحران مالی یقه بگیره، برنامه ورزشی ایشون هم عالیه منتها این هزینهها رو از جیب شخصیش نمیدهد و فشار مالی آن بر باشگاهه. رئال اگه درحال حاضر بزرگترین گردش مالی رو داره درعوض بدهی عظیمی هم داره دوستان
دوستان کیا میتونن رای بدن؟حدودا چند نفری میشن؟
لعنت به پرز و مافیای کثیفش که فوتبال رئال رو به گند کشیده.
امیدوارم با اومدن ریکلمه همه چی درست بشه
تا دیگه غارسایی جماعت تخم نکنه واسه رئال کری بخونه.
امیدوارم برنده انتخابات بشه هرچند بعیده. نیاز به یه دوران جدید داریم. من با خرید هالند موافقم به شرط خروج وینی، وینی عالیه ولی متاسفانه حواشی ازش جلو زد و الان که دیگه بزرگ تری در تیم نیست آدمش کنه فقط جو تیم رو خراب میکنه.استارت رفتن ژابی و خراب شدن فصل رو جناب وینی زد با اون حرکت تو ال کلاسیکو. یه سری رو علیه مربی کرد. نمیگم با ژابی حتما جام میگرفتیم ولی اگر تیم متحد بود نتایج بهتری با ژابی میگرفتیم. امباپه در نوک تاثیر وینگر رو نداره بایدبره وینگر و هالند یا یه مهاجم نوک قاتل بیاریم با یه بازیساز و تقویت دفاع و مربی با قدرت مدیریت ستارگان درو میکنیم. مورینیو خودش حاشیه میسازه فصل آخرش رو ببینید فنی عالی بودیم و میتونستیم کلی جام ببریم مورینو انقدر حاشیه ساخت که فصل رو خراب کرد.
اصلا کسایی که میگن دروغ میگه رو درک نمیکنم
اگه نخره که رسانه ها زنده نمیزارنش
و اصلا این بابا ثابت شدس با ۳۷ سال سن از بزگترین سرمایه دار هاس
برق چندتا کشورو تامین میکنه دیگه چی میخوای ازش بدونی که بت ثابت شه کارو بلده؟؟
و مهم تر از همه رئالیه با تیم رقیب همکاری نمیکنه کمک مالی نمیرسونه
برق چه کشورهایی رو تامین میکنه ایشون مگه؟
ریکلمه یه دلقک دروغگو بیشتر نیست سیتی هم به خاطر آوردن اسم هالند میخواد ازش شکایت کنه
من بین شیطانی که با اون آشنا هستم با شیطانی که ازشهیچ شناختی ندارم اولی رو انتخاب می کنم
امان از پرزفن های خجالتی که این همه سال خودشون رو رو نمیکردن :) ریکلمه بده هالند بده رودری بده کلوپ بده فقط مورینیو و کوناته و دومفریس خوبن
حق با شماست
پرز خدا قدر اشتباه داشته و هنوز هم داره اما آدمی که به دروغ میگه با هالند توافق کرده ولی هالند اسمشم نشنیده به درد نمیخوره
به هر حال که پرز رای میاره امثال شما هم میتونید گریه کنید
دوره ی بعدی هم صد در صد پرز رای نمیاره و آدمی مناسب جایگزینش میشه که امیدوارم ریکلمه نباشه که با رودری هفتاد ساله ربات زده تعادل تیم رو به هم بزنه
چجوری انقد زود فهمیدی ریکلمه شیطان دومیه س؟؟
دروغ آوردن هالند
ازکجا فهمیدی دروغه اخه؟؟
ب نظرت سیتی و بازیکناش میتونن بگن ریکلمه اگ شد میریم رعال؟؟
یک درصد اگ نشد چی میشه؟؟
داداش بنظرم از خودت شکایت کن رصایت هم نده اوضاعت اوکی نی.☹️
کیر تو این چنل های ورزشی تل
میگن کسی که به ریکلمه رای بده باید به سلامت عقلش شک کرد
کونیا یه مشت بچه که خبرا رو مستقیم از رسانه های بولد جیره خوار پرز کپی میکنن هیچ قدرت تحلیلی هم ندارن
زیاد بهشون توجه نکن ادمیناشون و ممبراشون اکثرا دنبال کل کل با این و اونن تا فن تیم باشن
امروز پرز برا اینکه کم نیاره یه بمبی چیزی قراره معرفی کنه
آخجون چه انتخاباتی شد
پاپا بمب نداره نهایت ترقه داره اونم نم کشیده میچوسه
خندم میاد به ابراهیما کونده بگم ترقه
این دفعه اگه ترقه رو کنه باسنش پارست
انتخاب بین پرز و ریکلمه
مثل انتخاب بین شکیرا و تیلوره
یارو کسقل نیست که اینقدر دور و برش وکلای درجه 1 هست که بهش مشاوره بدن تا براش دردسر نشه و گیر نیفته بابا شوخی نیست کسی که تو 37 سالگی از هیچ به سرمایه ای بیش 1 میلیارد یورو رسیده حتما کارشو بلده و یه گرگ بارون دیدس
اعتماد کنید ضرر نمیکنید…… لاقل از کسی که کارنامه این تررر زدنای چند سالشو به چشمتون دید و حتی همین الان بازیکنای درجه 2 و سوتی و مربی درجه 3 که داره معرفی میکنه رو دارید میبینید و خودتون فقط یه قیاس بکنید حساب کار دستتون میاد مگه فقط پرز فن باشید که براتون سخت باشه دلکندن از پاپاتون وگرن هیچ دلیل منطقی واسه ادامه دادن با پی پی نمونده و نمیمونه جز هر روز بیشتر بگا رفتن اعتبار و هر سال تحقیر شدن های بیشتر متاسفانه
خود پرز دلال شده با كدوم مديربرنامه خوبه با همون ميبنده
حتی اگه رای نیاری دمت گرم خوب پی یی رو به چالش کشیدی مجبور کردی حتی اگه شده همون چندتا خریدو بکنه
کاش هر سال انتخابات بود…
البته که امیدوارم برنده شی رئالی واقعی و متعصب
پرز کار سختی داره واسه رای آوردن روبروی این آدم
اونقدرم که فکر می کرد آسون نیست
این تیم درست بشو نیست
کوناته مُفد گرونه
بدترین مدافع پریمیرلیگ رو گرفتیم
مثلا پادشاه اروپا هستیم
الان کوناته قراره کدوم سوراخ رئال رو پر کنه؟
یه مدافع مثل گواردیول یا باستونی یا اشلوتربک میخوایم نه نیگاهای فرانسوی
ویتینیا میخوایم نه ژائو نوس
این تیم درست بشو نیست که نیست
مرگ بر پرز دیکتاتور
مرگ بر خائنان پرز فن(و امباپه فن)
کوناته قراره بیاد دستمزد الابا رو بگیره قضیه اینه
آلابا حداقل یه سابقه نصف و نیمه ای داشت تو بایرن
این کوناته درحد لیگ آزادگان هم نیست
عقل خوب چیزیه اگه تو مدیرای …. رئال باشه