مرجع خبری رئال مادرید: توماس رونکرو سردبیر اس در مورد بازی رئال مادرید و اینتر نوشت.
کمدقت مقابل دروازه. در مسابقهای با این سطح و این میزان دشواری مقابل اینتر سرسخت و قدرتمند، مهمترین چیز بردن بود؛ همان فعلی که برای بازگشت ژوزه مورینیو به رئال مادرید بیش از هر چیز روی آن حساب شده است. اما آزاردهنده است که دوباره، مثل لاکارتوخا، کمدقتی در تمامکنندگی و خراب کردن موقعیتهایی که تقریباً گل به نظر میرسیدند باعث شد رئال همان دفترچه همیشگی از دست دادن موقعیتهای مسلم را بیرون بکشد؛ موقعیتهایی که گاهی خراب کردنشان سختتر از گل کردنشان به نظر میرسد.هرچقدر هم همان جماعت همیشه ناراضی در بخشهایی از نیمه دوم تیم را هو کرده باشند، واقعیت این است که اگر امباپه، بلینگام، وینیسیوس و براهیم کمی دقیقتر بودند، اینترِ کیوو خیلی راحت میتوانست پنج گل بخورد. البته مطمئناً چنین نتیجهای ما را به ارزیابیای بیش از حد سرخوشانه میبرد، چون حقیقت این است که کورتوا دوباره شنل قهرمانیاش را پوشید و دو سه گل تقریباً قطعی ایتالیاییها را گرفت.
اما واقعاً دارد آزاردهنده میشود که وقتی ۲ بر ۰ جلو هستی، تا چهار بار فرصت زدن گل سوم را از دست بدهی و به این شکل مانع شوی که برنابئو در یک بازی سطح بالا، یک شب بزرگ اروپایی و جشنگونه را تجربه کند.
اروگوئهای. روحیه والورده برای قطعی شدن بردی که هم ضروری بود و هم شایسته، تعیینکننده بود. این بازیکن اروگوئهای فقط گلِ ایمان را نزد، گلی که در نهایت تعیینکننده شد، بلکه در دقایق پایانی و وقتی تیم تا گردن در دردسر بود، تمام مشکلات دفاعی را مثل «آقای ولف» حل کرد تا مردم با عصبانیتی که هیچکس قبل از بازی تصورش را نمیکرد به خانه نروند. والورده یک کاپیتان واقعی و صاحباعتبار است؛ کسی این جایگاه را مجانی به او نداده است.
قربانی محبوب. تاریخ اروپایی رئال مادرید و اینتر عجیب است. نراتزوریها عامل خداحافظی زودهنگام و دردناک دیاستفانو شدند، وقتی ما را در فینال جام باشگاههای اروپا در سال ۱۹۶۴ در وین شکست دادند. ماتزولا نابودمان کرد. میگل مونیوس معتقد بود ستاره آرژانتینی دیگر پا به سن گذاشته و سانتیاگو برنابئو هم برای نشان دادن در خروجی به او تردید نکرد، چون «لا سائتا» نمیخواست واقعیت جدیدش را بپذیرداما از آنجا به بعد، اینتر به قربانی محبوب ما تبدیل شد. غیرممکن است دو کامبک آن دو جام یوفای دهه شاد ۸۰ را فراموش کنم. در هر دو بازی در سکوهای جوشان برنابئو بودم؛ زمانی که ۱۰۰ هزار نفر در ورزشگاه جا میشدند و ۶۵ هزار نفرشان ایستاده بازی را میدیدند. نه جایگاه VIP بود، نه هیپوژئو و نه اسکوربورد ۳۶۰ درجه، اما میشد آبجو نوشید و فضایی ساخته میشد که حریف را میترساند.اینتر در نیمهنهایی ۱۹۸۵ با نتیجه ۳ بر ۰ تسلیم شد، بعد از اینکه بازی رفت را در سنسیرو ۲ بر ۰ برده بود. دو گل سانتیانا، پادشاه پروازهای بدون موتور، و یک گل از میشل، آن برد حماسی را ساختند. رومنیگه، خرید ستاره اینتر، اصلاً به چشم نیامد.سال بعد، کار حتی سختتر بود. در بازی رفت در سنسیرو ۳ بر ۱ باختیم، اما در بازی برگشت ورزشگاه ایتالیاییها را در هم کوبید و کامبکی رقم خورد که باید در آرشیو تاریخ ماندگار شود. دو گل هوگو سانچس و یک گل گوردیو بازی را به وقت اضافه برد و آنجا نوبت سانتیانا رسید؛ دو گل از مهاجم اهل کانتابریا در میان جنون کامل معبد لاکاستیانا.همان شبی بود که در آستانه بازی، جمله افسانهای خوانیتو شکل گرفت: «نود دقیقه در برنابئو خیلی طولانی است.» تازه، دو سال پیش اینتر در نیمهنهایی لیگ قهرمانان بارسلونا را هم حذف کرد و در دو بازی هفت گل به آنها زد. اینتر از خودمان است…
آفرین به سئوتا. جدا از برد، بهترین اتفاق شب ادای احترام زیبایی بود که گرادا فنس پیش از مسابقه به هموطنانمان در سئوتا انجام داد و بیش از هزار پرچم این شهر خودمختار را به نشانه همبستگی به نمایش گذاشت. این حرکت که از حمایت باشگاه هم برخوردار بود، نشان میدهد رئال مادرید نسبت به درد مردم خودش بیتفاوت نیست.به همین دلیل، همهچیز پایان خوشی داشت و امیدواریم این کابوسی که دوستانمان تحمل میکنند هم خیلی زود تمام شود. قوی باشید!



واقعا فده خیلی جنگندگی و دوندگی خوبی داره
چیزی که ما دیدیم موقعیتای اینتر هم کمتر از ما نبود که بیشترم بود..اونا اشتباه کردن و خوردن و ما کورتوا نجاتمون داد..وسط زمینم که مال اینتر بود کلا..قبل از گل اول که قشنگ خرس وسط بازی میکردن با ما..
داداش نه برناردو بود نه گولر، با آرنولد که مدافعه میخواین مالکیت داشته باشیم، این تیم هر روز داره بهتر میشه، بعضی بازیکنا یک ماهه وارد ترکیب شدن و هنوز هماهنگ نشدن، بازی با بتیس هم تقصیره تیم نبود بلکه مهاجما کصپا بودن، امباپه و وینیسیوس کلی موقعیت هدر دادن، تیم ما غوله
متاسفانه این دوستانی که میگی هم هافبک نیستن..اگرم بودن یکیشون بازی میکرد و قطعا فرقی ندارن با ارنولد و فده..
موقعیت سازیمون خیلی بیشتر شده نسبت به قبل ولی بدبختی اینه همشو میرینن
گولر بود بهتر بود میتونست پاس های خط شکن و پاس آخر خوبی بده
فوتبال خیلی چیز پیچیده ای نیست
فهمش خیلی ساده اس کافیه یکم دل بکار بدی
من خودم شخصا عامل مالکیت نداشتن رئال حضرت امباپه و وینیسیوس میدونم البته اگر مربی رئال مورینیو نبود مثلا مربی رئال دلافوئنته و لوئیز انریکه بود
ولی مورینیو همیشه همین بود. هیچ وقت دنبال بازی مالکانه نبود
البته مالکیت توپ فقط یک ابزاره
هیچ اشکالی نداره یک مربی با ۳۲ درصد مالکیت توپ هر بازی پنج و شیش موقعیت گل ایجاد کنه
!!!!!
آمار مالکیت توپ و تعداد گل ارزش کار یک مربی مشخص نمیکنه
ارزش یک مربی فقط ایجاد موقعیت گلزنی. همین
در ایجاد موقعیت گل و خطر رو دروازه حریف ها تا اینجا مورینیو فراتر از بی نظیر بود
باز تا همین جا… آینده معلوم میشه!
به جا مانده از بازی با اینتر
سه فصل بدون جام و تحقیر
اینقدر کص نگید مالکیت مالکیت خب احمقا با والورده شوامنی کاماوینگا میخواید مالکیت بگیریم دستمون؟ آرسنال خط هافبکش بگیری میمیره بارسا همینطور بایرن همینطور پاریس هم همینطور رئال بدون خط هافبک داره اینقدر خلق موقعیت میکنه ما الان مجبوریم بدون هافبک اینطوری بازی کنیم این تیم حداقل سه تا هافبک درجه یک میخواد دلیل اینکه رو خط دفاع هم فشاره و سوتی میده به خاطر اینکه هافبکمون ضعیفه باور کنید اگر هافبک بازیساز داشتیم هیچ تیمی کیرمونم نمیتونست بخوره نه بارسا نه آرسنال نه پاریس چون هیچکدومشون بدون خط هافبک شون یه خلق موقعیت درستم نمیتونن بکنن
ولی ما میتونیم بدون هافبک بازم خلق موقعیت کنیم وای به حال اینکه یه خط هافبک درست داشته باشیم ناموس نمیزاریم برا اروپا ولی پرز بی شرف نمیخواد
کلوپ تو لیورپول با کورتینس جونز و میلنر و چمبرلین
۳ تا لرد بی خاصیت کل اروپا رو میکرد تو قوطی
مالکیت توپ یک رکن اصلی داره به اسم » پرسینگ مهاجم ها
اگر مهاجمت پرس نکنه . خط هافبک از بین میره
داش کلوپ چندین سال تو لیورپول بود حداقل یه فصل دو فصل بهش وقت دادن که تیمو بچینه بعدشم کلوپ علاقه ای به بازیکن ستاره نداره بازیکن بار فنی خاصی نداشته باشه ولی جنگنده و پرس کنه تو فکر کردی پرز یا کلا هر هواداری قبول میکنه؟ رئال همیشه یه تیم پر ستاره بودن نمیدونم چطور فن رئالی هستی که دنبال این سبک بازیکنایی اگر دنبال همچین بازی این سبک بازیکنایی هستی به نظرم تیمتو عوض کن
تیمم عوض کنم نفهمیدم چی میگی؟
شما گفتی دلیل مالکانه بازی نکردن رئال خط هافبکش
مثال زدم چنین چیزی نیست…کلوپ با بدتر از اینا همه رو لخت میکرد
.
درضمن کلوپ تو دورتموند بدبخت و بیچاره هم تو همون 2 سال اولی اون تیم غپل ساخته بود
که 2 بار پشت سر هم بوندسلیگا رو برد
تو فینال جام حذفی آلمان بایزن یوپ هاینکس 5 تایی کرد
و به دورتموند حتی برد فینال سی ال
مالکیت خط هافبک نیازی به پرس نداره اون برای بازپسگیری توپه
ما جلو تیم مالاگا هم مالکیت از دست میدیم زمان ژابی جلو تیمای کصشعر لالیگا هم مالکیت نداشتیم با آنچلوتی زمان خداحافظی بعد کروس هم همینطور
ما نیاز به خط هافبک درست داریم حداقل سه تا هافبک میخوایم
یه هافبک جا کاماوینگا
یه هافبک جا شوامنی که ایستا نباشه عین هافبک دفاعی مدرن الان باشه
یه هافبک هم جا کروس
واقعا اینجوری نیست
وقتی به جای تو، خط دفاعت زیر پرس حریف باشه ارتباط بین دفاع و هافبک از بین میره
مثل بازی رفت لالیگا که آلونسو خط دفاع بارسا نفر به نفر پرس میکرد و بارسا نمیتوانست با پدری و دیونگ بازی مالکانه انجام بده و محبور میشد بی هدف زیر توپ بزنه
این یک مثال واضح از اثر بخشی پرسینگ و ارتباط مستقیمش با بازی مالکانه هست