گفتگو با مصطفی عباسی پس از درخشش در آکادمی وایادولید: رویاهایم را زندگی کردم

نوشته شده توسط admin در 17 آگوست 2024 - 16:45

رویای خیلی از نوجوان های ایرانی این است که در فوتبال اسپانیا تجربه اندوزی کنند. فوتبال اسپانیا بدون تردید یکی از بهترین مکتب های فوتبال دنیاست تا هر کسی بتواند در بالاترین سطح ممکن از نظر فوتبالی رشد کند. در سالهای اخیر فرصت اعزام نوجوانان ایرانی به اسپانیا فراهم شده است. مصطفی عباسی یکی از این نوجوانانی است که در آکادمی وایادولید خوش درخشیده است و به نظر می رسد که اینده بزرگی پیش روی فوتبالش باشد.

صفحه اینستاگرام مصطفی عباسی: https://instagram.com/amir_twelve12

خودت را معرفی کن.
مصطفی عباسی هستم، 16 ساله و در پست وینگر چپ و راست بازی می کنم. از آقای پلنگ بُد تشکر می کنم که فرصت این مصاحبه را ترتیب داده تا نوجوانانی که قصد ادامه مسیری مشابه ما را دارند، آگاهی پیدا کنند.

چگونه با آکادمی آشنا شدی؟
از طریق مربی خصوصی خود با آقای پلنگ بد آشنا شدم و  کار اعزام من از طریق ایشان انجام شد.

چگونه به حضور در آکادمی و اعزام به اسپانیا علاقمند شدی؟
یکی از رویاهایم برای پیشرفت در فوتبالم این بود که در خارج از اسپانیا بازی کنم. وقتی که به اسپانیا رفتم، داشتم رویاهایم را زندگی می کردم.

اولین روزت در آکادمی چطور بود؟ استرس داشتی؟
اولین روز خیلی سخت بود چون باید هم با کلاس درس و هم با زمین فوتبال آشنا می شدم و با نوجوانان جدیدی روبرو می شدم. من بلافاصله پس از آن که از فرودگاه به کمپ تمرینی رسیدم، لباس هایم را عوض کردم تا سر تمرین حضور پیدا کنم. حضور سایر نوجوانان ایرانی به من کمک کرد تا راحت تر هماهنگ شوم.

یک روز زندگی در آکادمی را چطور توصیف می کنی؟
هفت صبح از خواب بیدار می شدیم، دوش می گرفتیم، مسواک می زدیم و کوله پشتی را آماده می کردیم. بعد از صرف صبحانه در ساعت 7:45 باید سوار ون می شدیم که به مدرسه برویم. مدرسه راس ساعت 8:30 شروع می شد که در آن جا در کلاس ها حاضر می شدیم، در زنگ های تفریح با غیرایرانی ها هم خوش و بش می کردیم تا با جو آن جا خو بگیریم و همان جا ناهار می خوردیم که غذای مدرسه نیز حلال بود. معلم های اسپانیایی و انگلیسی در آن جا خیلی خوش برخورد بودند و ما و مشکلاتمان را درک می کردند و مثلا اگر تمریناتمان در آن زو  بیشتر بود، آنها با ما کنار آمدند و در مورد تکالیف فشار نمی آوردند.بعد از مدرسه حول و هوش ساعت 15 به تمرین می رسیدیم و یک ساعت و نیم تمرین می کردیم و بعد از آن استراحتی کوتاه را در خوابگاه داشتیم و در ان جا میان وعده شامل پروتئین و کربوهیدرات را می خوردیم. هفته ای سه روز به سالن بدنسازی می رفتیم و تمرینات فیزیکی انجام می دادیم. آکادمی بعضی روزها را زمان آزاد در اختیار ما قرار می داد تا تمرین کنیم که معمولا این کار را بعد از سالن بدنسازی انجام می دادیم.  ساعت 20:45 به خوابگاه برمی گشتیم که تا ساعت 22 فرصت صرف شام را داشتیم و اگر زمان آزاد پیدا می کردیم، با سایر بچه ها پینگ پنگ یا پلی استیشن بازی می کردیم. بعد از آن هم به اتاق برمی گشتیم و پس از مرور درس های روز بعد، می خوابیدیم. به جز فوتبال در مدرسه، کلاس های موسیقی و تئاتر هم داشتیم. گاهی هم در آخر هفته به استخر یا کارتینگ می رفتیم.

چه چیزی در آکادمی بیش از بقیه مسائل تو را تحت تاثیر قرار داد؟
کشور اسپانیا یکی از بزرگ ترین کشورهای دنیا از نظر قدرت فوتبال به شمار می رود چرا که به طور مثال اسپانیا رکورد دار قهرمانی در یورو است و رئال مادرید هم پانزده بار قهرمان اروپا شده است و پیش از اعزام به اسپانیا هم می دانستم که قرار است که به سطح اول فوتبال دنیا بروم. جدا از مسائل فوتبالی، بحث فرهنگی خیلی توجهم را جلب کرد چرا که معلم های مدرسه یا مربی های آکادمی سعی می کردند که با ما به عنوان بازیکنان مسلمان، رفتار متفاوتی داشته باشند. مثلا تنها اتاقی که در آن فرش انداخته شده بود، اتاق ما ایرانی ها بود یا این که برای ما غذاهای حلال در نظر گرفته شده بود. این نکته که آنها به فرهنگ ما احترام می گذاشتند، برایم نکته خیلی جالبی بود.

حضور در آکادمی چقدر در پیشرفت فوتبالت موثر بود؟
در ایران، اکثریت مردم تصور می کنند که آکادمی همان مدرسه فوتبال است. مدارس فوتبال ایران کلا به یک ساعت و نیم تمرین کردن خلاصه می شود اما در آکادمی وایادولید به صورت 24 ساعته مورد ارزیابی قرار می گرفتیم و باشگاه، سبک زندگی ما را کنترل می کند و زمان ما را مدیریت می کند . در آن جا تمرینات فیزیکی، تاکتیکی یا تکنیکی همگی با برنامه ای مشخص انجام می شود. مثلا مربی بدنساز ممکن است که یک روز به تو بگوید که امروز نباید تمرین فیزیکی انجام بدهی. سبک زندگی در آکادمی وایادولید کاملا مطابق با سبک زندگی فوتبالیست های حرفه ای نظیر کریستیانو رونالدو و لیونل مسی است. حضور در آکادمی وایادولید باعث شد که از نظر سبک زندگی، اعتماد به نفس، شخصیت و کیفیت فوتبالی رشد کنم. در آکادمی وایادولید، مربیان شناخت کامل را روی زندگی شخصی من و والدینم  دارند و حتی از غذاهای مورد علاقه ام نیز مطلع هستند.

تمرینات در اکادمی بیشتر فیزیکی بود یا تاکتیکی؟
معمولا تمرینات تکنیکی و تاکتیکی شامل 60 تا 70 درصد بخش کار بود و البته سه روز در هفته هم برای تمرینات فیزیکی به سالن بدنسازی می رفتیم.

بهترین خاطره ای که از دوران حضورت در آکادمی در ذهنت مانده، مربوط به چه زمانی بوده است؟
یکی از بهترین خاطراتم مربوط به شب عید نوروز است که در یکی از اتاق ها دور هم جمع شدیم و سال نو را با هم جشن گرفتیم. بهترین خاطره فوتبالی ام هم مربوط به اولین بازی ام بود که تنها دو روز بعد از ورودم به آکادمی توانستم اعتماد مربی را جلب کنم تا در اولین بازی فیکس شوم که در آن بازی عملکرد خوبی داشتم، کلین شیت کردیم و با نتیجه دو بر صفر برنده شدیم.

اگر برگردی عقب هم حضور در آکادمی را انتخاب می کنی؟ از تصمیمت پشیمان نشدی؟
هر تصمیمی، مزایا و معایب خود را دارد ولی برایم مهم بود که رویای کودکی خود را تجربه کنم. این تجربه باعث شد که بفهمم که این رویا برایم چندان دور نیست. وقتی که برای اولین بار وارد رختکن می شدم، با خودم فکر می کردم که رویای موفقیت در فوتبال اسپانیا چندان برایم دور نیست و حالا که تا این جا پیش آمده ام، قطعا می توانم به رویایم دست پیدا کنم. زمین تمرین تیم بزرگسالان وایادولید در چند قدمی تیم های پایه است و همین فاصله اندک باعث می شود که این حس را پیدا کنم که رویایم دور از دسترس نیست و این را در وجود خود می بینم که بتوانم به آن سطح دست پیدا کنم.

بزرگ ترین دستاوردت از دوران حضورت در آکادمی چه بود؟
من در سن پانزده سالگی اولین تجربه حضورم در آکادمی را داشتم و توانستم شخصیت و اعتماد به نفس متفاوتی را کسب کنم. شاید اگر همچنان در ایران می ماندم و در این جا تمرین می کردم، تا ده سال دیگر هم نمی توانستم به این شخصیت و اعتماد به نفس برسم. من در ابتدا از نظر سطح فنی شاید از برخی بازیکنان در آن جا پایین تر بودم اما با تلاش و پشتکار خودم توانستم در عرض چند ماه به سطح آنها برسم و حتی شاید از برخی از آنها بهتر شدم.

آینده فوتبال خودت را در دو تا سال آینده در کجا می بینی؟
رویای من از بچگی این بوده است که در تیم های بزرگ اسپانیا بازی کنم و به تیم ملی ایران برسم.

به بقیه نوجوانان هم توصیه می کنی که مسیری مشابه تو را برای پیشرفت فوتبالشان انتخاب کنند؟
ممکن است که مسیرهای متفاوتی برای دستیابی به هدفی مشترک وجود داشته باشد اما من به دیگران هم توصیه می کنم که دست از تلاش برندارند و ناامید نشوند.

با دوری از خانواده و ایران چطور کنار آمدی؟
دوری از خانواده سخت است چرا که  به عنوان  تک فرزند  پس از سالها زندگی در کنار والدین سخت است که یک سال کامل از آنها دور باشی اما وقتی که می خواهی رویایت را به هدف تبدیل کنی، باید فداکاری های زیادی انجام بدهی و این هم یکی از فداکاری هایی بود که حاضر به انجامش شدم.

ایجاد تعادل بین درس و فوتبال چگونه بود؟
سخت بود چرا که زمان زیادی را صرف تمرین می کردم ولی حمایت معلم های مدرسه و همدلی آن ها با ما باعث شد که راحت تر با این مسئله کنار بیایم.

چه ویژگی شاخصی از میان مربیان آکادمی توجهت را جلب کرد؟
من با سه مربی مختلف کار کردم. یکی از ویژگی های جالب یکی از این مربیان این بود که اگر می فهمید که من مشکل شخصی، خانوادگی یا فوتبالی دارم، من را به اتاق کنفرانس یا دفتر مربیان فرا می خواند تا با من صحبت کند و در مورد مشکلاتم با من گفتگو می کرد.

تجربه حضور در اکادمی چقدر انگیزه تو را برای دستیابی به اهدافت بیشتر کرد؟
حضور در آکادمی، انگیزه من را برای دستیابی به اهدافم خیلی بیشتر کرد. خیلی از روزها ممکن است که از نظر روحی، حس و حال خوبی نداشته باشی د وانگیزه کافی نداشته باشی اما وقتی که خودت را در ان مکان می بینی و روحیه و انگیزه بازیکنان تیم بزرگسالان را تماشا می کنی، انگیزه درونی پیدا می کنی که خودت هم بتوانی به آن سطح دست پیدا کنی.

از میان بازیکنان شاخصی که گفتی، شخص خاصی هم هست که در ذهنت مانده باشد؟
سرجیو لئون بازیکن سابق وایادولید و بتیس  را در تمرین دیدیم که برخورد خیلی خوبی با ما داشت که نکته جالب این جا بود که او زودتر به ما سلام کرد. او پیراهن وایادولید را تن ما دید و به همین خاطررفتار بسیار صمیمانه ای را داشت.

در دوران حضورت در آکادمی از تغذیه و سبک زندگی سالم چه چیزی را یاد گرفتی؟
هر فوتبالیست حرفه ای باید یک زندگی حرفه ای در خارج از زمین فوتبال داشته باشد. مدیریت زمان، تغذیه، تمرینات خارج از زمین بسیار مهم است چرا که کار فوتبالیست به تمرین درون زمین خلاصه نمی شود. مهم این است که چه تغذیه ای را در چه زمانی مصرف کنی و مدیریت زمان استراحت خیلی مهم است. در آکادمی به صورت 24 ساعته تحت کنترل بودیم که این مسئله برای ما خیلی مفید بود.

از انتظارات و توقعاتت نسبت به آکادمی چند درصد براورده شد؟
حدود 90 درصد انتظاراتم برآورده شد. از نظر فوتبالی همه خواسته هایم در این مدت برآورده شد چرا که رشد محسوسی را در فوتبالم شاهد بودم. وقتی که فیلم بازیهای اولین روزهایم را با فیلم آخرین روزهایم مقایسه می کنم، کاملا تفاوت را حس می کنم.

دیدگاهت نسبت به فوتبال در دوره حضورت در آکادمی چقدر تغییر کرد؟
وقتی که فوتبال را از طریق تلویزیون دنبال می کنی، نمی دانی که بازیکنان در پشت صحنه چقدر تلاش و فداکاری می کنند. در واقع تمرینات پیش فصل سنگین یا تمرینات قدرتی و سرعتی سنگین را در تلویزیون نمی بینی اما در آکادمی وایادولید با این چیزها از نزدیک آشنا شدم و فهمیدم که برای رسیدن به آن سطح باید مثل بازیکنان حرفه ای پله پله و با تمام توان تلاش کنم تا به هدفم دست پیدا کنم.

حضور در آکادمی روی تحول در زندگی شخصی ات چقدر اثر گذاشت؟
تاثیر زیادی ایجاد شد چرا که به عنوان پسری پانزده ساله، از خانواده ام هزاران کیلومتر دور شدم تا رویای خود را به هدف تبدیل کنم و طبیعی بود که اخلاق و شخصیتم هم دچار تغییر شود. خودم حس می کنم که رشد شخصیتی مشهودی داشتم چرا که این تجربه را کسب کردم که اگر دفعات دیگری هم از خانواده ام دور شوم و برای ادامه فوتبالم به مکان های مختلفی سفر کنم، دچار مشکل نخواهم شد.

در آکادمی وایادولید با تیم های دیگر هم بازی می کردید؟
بله در تورنمنت های بین المللی شرکت می کردیم و به مصاف تیم هایی نظیر رئال اوویدو، ژیرونا و لگانس می رفتیم و همین مسئله به رشد کیفیت بازی و تجربه اندوزی خیلی کمک می کرد.

غذاهای آکادمی چطور بود؟
با توجه به فرهنگ غذایی ایران که همه غذاهای ما عطر و بوی خوبی دارد، عادت کردن به غذاهای جدید در اسپانیا سخت بود ولی غذاهای حلال برای ما در نظر گرفته شده بود و در کنارش غذاهایشان پروتئین و کربوهیدرات لازم را تامین می کرد.

اگر حرف آخری مانده، بگو.
در پایان از پدر و مادرم تشکر می کنم که از ابتدای فوتبالم یعنی از شش، هفت سالگی از من حمایت کردند و از آقای پلنگ بد هم تشکر می کنم که مسیر را برای جوانان ایرانی هموار می کنند تا راحت تر به هدفشان دست پیدا کنند.

پدر و مادر مصطفی عباسی: والدین باید بالهایی برای پرواز فرزندشان باشند

بعد از آن هم گفتگوی کوتاهی را با پدر و مادر مصطفی در مورد شرایط فرزندشان در آکادمی وایادولید داشتیم.

با آکادمی چطور آشنا شدید؟
مادر مصطفی: از طریق یکی از دوستان با آقای پلنگ بد آشنا شدیم و تحقیقاتی که انجام دادیم باعث شد تا خیالم به عنوان یک مادر راحت شود. در واقع با خانواده یکی از دوستان ایرانی که سال قبل از طریق آقای پلنگ بد فرزندش را به آن جا اعزام کرده بود، صحبت کردیم. این تحقیقات خیال ما را راحت کرد تا پسرمان را در ابتدا به خدا و بعد از آن آقای پلنگ بد بسپاریم.

مصطفی در این مدت چقدر رشد کرد؟ انتظارات شما از حضورش در آکادمی تا چه برآورده شد؟
مادر مصطفی: پسرم از جهات زیادی رشد کرد. جنبه فوتبالی را خود مصطفی، پدرش و مربیانش بیشتر درک می کنند اما از نظر نظم، انضباط و خصوصیات اخلاقی، مصطفی به حدی رشد کرد که خود ما هم متعجب شدیم. نظم، تعهد و مسئولیت پذیری در زندگی شخصی او کاملا رشد کرد و دیگر نیازی نبود که در مورد برخی مسائل با او به صورت روزمره صحبت کنیم چرا که به خوبی می توانست خودش همه چیز را کنترل کند. مصطفی چند سال قبل از اعزام به اسپانیا، خودش را درگیر زندگی فوتبالی کرده بود. او قبل از رفتن به برخی مسائل زندگی شخصی خود واقف نبود، مثلا این که خودش باید اتاقش را تمیز کند، درس هایش را بخواند یا این که خودش صبح زود از خوب بیدار شود. در آن زمان من و پدرش پیگیری ها را در مورد این مسائل انجام می دادیم. مثلا من همیشه پیگیر بودم که آیا درس هایش را مطالعه کرده یا نه. از زمان حضورش در آکادمی اما مدیریت زمان را یاد گرفته است و خودش صبح ها از خواب بیدار می شود و تکالیفش را انجام می دهد. او از زمان بازگشت از آکادمی هم همان روال را به زندگی شخصی اش اضافه کرده و مسئولیت پذیرتر شده است.  تجربه حضور در آکادمی باعث شد تا مصطفی حالا به خوبی از پس خودش بر بیاید و به نظرم مستقل تر شده و چندان به حمایت ما به عنوان والدینش نیازی ندارد.

تجربه حضور پسرتان در آکادمی های ایران چقدر با تجربه حضور در آکادمی در اسپانیا متفاوت بود؟
پدر مصطفی: پسرم از زمان حضور در آکادمی وایادولید از نظر فوتبالی و همچنین از نظر تعهدپذیری خیلی پیشرفت کرد. او یاد گرفت که در خدمت تیم باشد و کمتر تکروی کند.

به نظرتان انتخاب این مسیر از نظر پذیرش سختی ها و مشکلاتی که نظیر دوری مصطفی از خانواده داشتید، انتخاب درستی بود؟
پدر مصطفی: این تجربه باعث شد تا پسرم مسئولیت پذیرتر شود. قرار نیست که همه نوجوانان با مسیر یکسانی به هدفشان دست پیدا کنند. دوری از فرزند به خصوص برای ما ایرانی ها که خیلی احساساتی هستیم،  برای والدین خیلی دشوار است. برای نوجوان هم خیلی سخت است که یک سال را به دور از حمایت خانواده سپری کند. این سختی باعث می شود که بچه ها آبدیده تر و پخته تر شوند.

دوزی از مصطفی برای پدرش سخت تر بود یا مادرش؟
مادر مصطفی: پدرش بیشتر دلتنگی می کرد.
پدر مصطفی: درست است، من دلتنگ تر شده بودم. از وقتی که مصطفی شش، هفت ساله بود، من باعث شده بودم تا روی فوتبال تمرکز کند. به قول قدیمی ها “هر کسی را بهر کاری ساخته اند، مهر آن را در دلش انداخته اند.” علاقه پسرم به فوتبال بی دلیل نبوده است و قطعا مصطفی با تلاش، پشتکار و حمایت خانواده می تواند به هدف خود دست پیدا کند. به سختی با دوری از پسرم کنار آمدم، به خصوص روزهای اول که دوری از او برایم بسیار دشوار بود.  من و مصطفی رابطه صمیمانه ای داشته ایم و از سنین کم با هم فوتبال بازی می کردیم. به قول قدیمی ها “در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن، من خود به چشم خویش دیدم که جانم می رود” روزی که مصطفی پرواز کرد، این بیت شعر را با تمام وجودم حس کردم.
مادر مصطفی: دیدگاه من این است که انسان ها نباید بچه ها را برای خودشان پرورش بدهند و تا ابد آنها را پیش خودشان نگه دارند. ما باید اجازه بدهیم که بچه ها زندگی خودشان را داشته باشند و در کنارش از آنها حمایت کنیم و همراهشان باشیم. ما بچه ها را برای خودمان به دنیا نمی آوریم بلکه باید به آنها اجازه بدهیم که خودشان زندگی دلخواه خود را پیش ببرند.
پدر مصطفی: همسرم درست می گوید. ما بچه ها را برای خودمان بزرگ نمی کنیم. بچه ها از ما هستند اما مال ما نیستند. پدر و مادر باید همچون دو بال برای پرواز فرزندشان باشند و به محض پرواز فرزند باید او را رها کرد. جمله جالبی را اخیرا شنیدم. این که مادرها دو بار فرزندانشان را به دنیا می آورند: دفعه اول از جسمشان به صورت فیزیکی و دفعه دوم زمانی که اجازه می دهند که فرزند از آغوش آنها دور شود. تا زمانی که فرزند از آغوش والدینش رها نشده، بزرگ نشده است.

سقف مصطفی را در کجا می بینید؟ او تا چه سطحی می تواند پیشرفت کند؟
پدر مصطفی: پسرم قطعا با تلاش و کوشش می تواند به اهداف و رویاهایش دست پیدا کند. سقفی را برای او تعیین نمی کنم. شاید برای او محدودیتی وجود نداشته باشد و سقفی برای آرزوهایش وجود نداشته باشد. مثلا رونالدو هیچ سقفی برای آرزوهای خود تعیین نکرده بود.

چه توصیه ای برای سایر والدینی دارید که قصد اعزام فرزندشان را به آکادمی دارند؟
پدر مصطفی: توصیه من این است که خانواده ها از بچه ها برای تحقق رویاهایشان حمایت کنند. مهم است که فرزندان در تک تک گام های فرزندشان از او حمایت کنند و پشتش باشند. نیازی به کنترل نیست بلکه فرزند به حمایت نیاز دارد. ممکن است که فرزندان به فوتبال، موسیقی یا هر چیز دیگری علاقه داشته باشند و مهم است که والدین همیشه از فرزندشان حمایت کنند و پشت او بایستند.

اگر نکته یا حرف آخری دارید، بفرمایید.
پدر مصطفی: از آقای پلنگ بد تشکر می کنم که در این مدت همچون یک دوست در کنار من بود. یادم است که زمانی که مصطفی مصدوم شده بود، آقای پلنگ بد تا ساعت چهار بامداد در کنارش بود تا از او حمایت کند. او همیشه در مورد مشکلات پاسخگو بود و از ما حمایت می کرد و به تمام تعهداتشان به ما و حتی بیشتر از آن عمل کرد. انتهای وظیفه، شروع اخلاق و انسانیت است و آقای پلنگ بد، انسانیت را هم برای ما تمام کرد.
مادر مصطفی: وقتی با آقای پلنگ بد آشنا شدیم، به ما گفتند که فرزندتان را صرفا برای فوتبال به آکادمی نفرستید بلکه او را به آن جا بفرستید تا بتواند خودش را پیدا کند.مصطفی هم در آکادمی توانست در کنار رشد فوتبالی، خودش را هم پیدا کرد و به استعدادهای دیگر در خودش پی برد و از نظر زندگی اجتماعی و فوتبال، رشد مشهودی داشت. این دوران باعث شد تا به عنوان یک مادر، خیالم در مورد برنامه زندگی پسرم کاملا آسوده شود. شاید اگر پسرم در یک سال حضور در آکادمی به جای حضور در اسپانیا در کنار ما بود، نمی توانستم آن جوری که او در آکادمی تحت کنترل قرار گرفت، او را کنترل کنم و از این بابت بسیار ممنون هستم. با خیال راحت پسرم را به آقای پلنگ بد و آکادمی سپردم و خوشحالم که پسرم با سلامت کامل روحی و روانی در کنارم است.

قوانین ارسال دیدگاه
  • هنگام ارسال دیدگاه، احترام سایر کاربران را رعایت کنید.
  • توهین، اسپم، تبلیغات، انتشار اطلاعات شخصی و ارسال مطالب غیرمرتبط یا سیاسی ممنوع است.
  • ارسال پاسخ‌های بسیار کوتاه و فاقد محتوای مشخص به سایر کاربران، مانند «حق»، «دقیقاً» و موارد مشابه ممنوع است.
  • ارسال هرگونه پیام غیرفوتبالی ممنوع است.
  • انتشار اخبار جعلی و شایعات در بخش دیدگاه‌ها و همچنین کپی کردن لینک اخبار سایر سایت‌ها و کانال‌ها ممنوع است.
  • استفاده از ایمیل‌های نامعتبر، نام‌های کاربری توهین‌آمیز و همچنین استفاده از چند نام کاربری توسط یک نفر ممنوع است.
  • لطفاً در انتخاب نام کاربری دقت کنید و پس از انتخاب، آن را تغییر ندهید. همچنین تا حد امکان از نام کاربری متمایز استفاده کنید تا با سایر کاربران اشتباه گرفته نشوید.
  • عدم رعایت هر یک از موارد بالا ممکن است باعث حذف دیدگاه و محرومیت شما از ارسال دیدگاه شود.
11 نظرات

حاجی خوب اینا میدرخشن و…
آخرسر قراره چی شه این دومیشع که گذاشتی بنظرت جدا میان واس تیم ملی بازی کنن؟

حالا اینا چطور رفتن واسم سوال شد

حسود نیستم و آرزو میکنم که به جایی که دوست داره برسه ولی حس میکنم از این آقا زاده هاست

بچه پولدار نیستن یعنی ؟؟؟؟؟؟

هزینش؟؟

خیلی دوست دارم ی بازیکن ایرانی تو رئال بره…

خب خدا رو شکر غذای حلال هم داشتن – نگران شدم یه لحظه

احساس می کنم فعالیت سایت تغییر کرده خخخ

من فکر میکردم لقبش پلنگ بَد
بعد سرچ کردم دیدم فرامرز پلنگ بُد

برنگرد ایران……

آخرین اخبار
10:45 عکس کارراس از گولر در جکوزی 09:36 حمایت بنزما از وینیسیوس در سخت ترین روزهایش 08:25 پیام احساسی برناردو سیلوا برای کریستیانو رونالدو 07:28 نظر آلبیول در مورد شروع فصل رئال مادرید 06:10 جدایی پسران کاسیاس از رئال مادرید 03:30 «رئال مادرید بدون گولر، روح نداشت» 02:31 آآک فروریخت، دو طلسم دیگر باقی ماندند 01:25 آمار می گوید: افزایش میانگین گلزنی رئال مادرید از زمان بازی با رم 00:34 موج تمجیدها از عملکرد بلینگام در آتن 23:31 «از روحیه خوانیتو تا روحیه رم» 22:31 گزارش تصویری؛ آآک 2-3 رئال مادرید 22:00 پیراهن امباپه در آتن به چه کسی رسید؟ 21:31 انتقاد تند کارشناسان رادیو مارکا از وینیسیوس؛ «به مشکل ورزشی رئال مادرید تبدیل شده» 21:00 اینفوگرافی؛ خلاصه عملکرد کاماوینگا، وینیسیوس و امباپه مقابل آاک 20:32 مشکلات اصلی ترکیب رئال مادرید به گفته خبرنگار اسپانیایی 19:52 نقشه القراری برای سوء استفاده از نام رافا نادال و به حراج گذاشتن رئال مادرید 19:31 اومتیتی:«وینیسیوس دیگر ترسناک نیست»/ میاتوویچ:«کامبک کمتر و آرامش بیشتر می‌خواهم!» 18:37 تصاویر؛ بلینگام، کروس و په په در تبلیغات عرضه دوباره پیراهن اژدها 17:56 وداع کریستیانو رونالدو با تیم ملی پرتغال با پیامی احساسی 17:31 تمجید مهاجم اسبق بارسلونا از استادیوم رئال مادرید 16:31 «رقص تماشایی رئال مادرید در یونان» 15:31 شب رکوردها در آتن؛ از شلیک تاریخی والورده تا رکوردشکنی امباپه و بلینگام 14:31 سبقت بلینگام از رکورد کاسیاس 13:31 «والورده بالاخره دارد با کاپیتانی در رئال مادرید آشنا می شود» پیام انریکه ریکلمه به نادال:«جلوی فروش سهام رئال مادرید را بگیر!»/ آلکاراز:«انتصاب نادال باورنکردنی است»