مرجع خبری رئال مادرید : یک کاربر توییتری با نام کاربری “کونینگام” به نقد رفتار گروه گرادا فنس پرداخته است. این کاربر در رشته توییتی طولانی نوشته اس:
گروه موسوم به گرادا فنس، فارغ از اینکه در عمل وظیفهاش را بهعنوان یک جایگاه تشویق و حمایت از تیم انجام میدهد یا نه، به یکی از نمادهای شرمآور در میان هواداران باشگاههای اروپایی تبدیل شده است. این انتقاد نه بهخاطر فضای ورزشگاه یا سطح تشویقها در جریان بازیهاست، بلکه به دلیل نقشی تحریفشده و نگرانکننده است که این بخش از جایگاهها در ساختار باشگاه ایفا میکند.
در اصل، یک جایگاه هواداری باید صدای واقعی هوادار باشد؛ بازتاب احساسات صادقانه، جایی که شور و مطالبهگری مشروع به هم میرسند. چنین فضایی باید نوعی تعادل طبیعی در برابر افراطکاری مدیریتی ایجاد کند، از هویت باشگاه دفاع کند و محل گردهمایی هوادارانی باشد که بهطور عمیق و انتقادی به باشگاه عشق میورزند.
اما آنچه امروز از گرادا فنس در رئال مادرید میبینیم، برعکس این اصول است:این گروه اکنون زیرمجموعهای از مدیریت باشگاه شده، منطبق با منافع هیئتمدیره و بیتفاوت نسبت به مطالبات هوادارانی که روزبهروز بیشتر به حاشیه رانده میشوند.
بهجای اعتراض به تصمیماتی که به ضرر هوادار است، نقش یک سپر دفاعی برای سرکوب صدای مخالف را بازی میکند. این گروه اکنون به ابزاری تبلیغاتی برای مدیران باشگاه تبدیل شده است، نه زبان هواداران. تشویق یا سکوت آنها، نه از احساس و باور، بلکه در خدمت تصمیمگیرانی است که در جایگاه ویژه نشستهاند.
این استفاده ابزاری، نه تنها موقعیت هوادار را تضعیف میکند، بلکه فلسفه جایگاههای هواداری را در باشگاهی با این میزان وزن تاریخی، فرهنگی و مسئولیت اجتماعی از بین میبرد. نتیجهاش چیست؟ ورزشگاهی بیروح و جامعه هواداریای که گفتوگوی درونیاش بهشدت فقیر شده است. جایی که هر نقدی تهدید تلقی میشود و جایگاه تشویق دیگر بلندگوی هوادار نیست، بلکه به درپوشی برای سکوت و انفعال تبدیل شده است.
در بسیاری از باشگاههای بزرگ اروپا، هنوز هواداران سازمانیافته نقش واقعی خود را ایفا میکنند.در آلمان، گروههای فعال هواداری در بایرن مونیخ و دیگر تیمها توانستهاند باشگاه را به خاطر قراردادهای تجاری مشکوک یا افزایش قیمتها به عقبنشینی وادار کنند. در انگلیس، تشکلهای هواداری با فشار اجتماعی قیمتها را ثابت نگه داشتهاند، جابهجاییهای ناعادلانه را متوقف کردهاند و با ایدههای تجاری افراطی مانند سوپرلیگ مقابله کردهاند.
حتی در پاریسنژرمن، جایی که مدیریت در تلاش بود به نام «محیطی امن و تجاری» هواداران افراطی را حذف کند، فشار مردمی باعث بازگشت آنها شد؛ گروههایی که هرچند گاهی مزاحم تلقی میشوند، اما توازن لازم را در برابر قدرت مطلق سرمایهداران ایجاد کردهاند.
تفاوت روشن است: جایی که هوادار ساختار، آگاهی و استقلال دارد، جایگاه تشویق ابزاری مطیع و مصرفی نیست، بلکه قدرتی موازی است، گاهی مزاحم، اما همیشه ضروری.
و آنچه امروز در گرادا فنس میبینیم، جایگاه هواداری نیست؛ بلکه ادامهای از هیئتمدیره، با شال گردن و بدون صدای مستقل است.



نمیدونم بخاطر سن و سال بود یا عشق به قدرت و یا دلیل دیگه ولی پرز تبدیل به چه دیوثی شده.یه مشت خایه مال دور خودش جمع کرده، صدای منتقداشو نمیشنوه و حتی اجازه ورود طرفدارای متعصب باشگاه رو هم نمیده
پرز از همون اولِ اول که اومد، 2000، همین بود
عشقِ قدرت و نفرِ اول بودن همیشه جزئی از شخصیت هاش بوده
هیچ چیزِ این قضیه جدید نیست
خدشاهده اگه یکی برای اینکه دیکتاتور خلابش کنن 10 ویژه گی باید داشته باشه پرز 11 تا داره..
باشگاه رو دقیقا مثل ی کشور کوچیک دیکتاتوری داره میبره جلو
امیدوارم رئال دوباره به روز های خوبش برگرده
قهرمانی دیشب بارسا رو جا داره تبریک بگیم به بهترین مدیر تاریخ و به فناش الان همشون خوشحالن پرز کاری کرد که لالیگا تک قطبی نشه خوشحال باشید کفتار فنا
عجبا. زیر پست تبریک رئال به قهرمانی غارسلوناز
هواداری این تیم منفور و کثیف شخصیتشون و بی جنبگی شون برای قهرمانی رو کاملا نشون دادن
به امید نابودی این تیم کثیف
https://real-madrid.ir/fa/?p=438890#comment-1718898
یعنی دختری که زیر سن قانونی فوری سام بره بی گناهه :-o
چه جالبی نمی دوستم ج *ندگی به معنای پاکی هست :lol:
لجنزاری که یهود دستش گرقته داره ب این سمت میره
خیلی دوست دارم بدونم اونایی که دیس دادن کین؟
چه جالب ۵ نفر دیس دادن یعنی با کار دختره موافق هستن و از کارش خوششون امده یا خودشون هم تمایل به این کار دارن :lol:
حق