مرجع خبری رئال مادرید : فصل جدید در سانتیاگو برنابئو آغاز شد و رئال مادرید نخستین گام خود را با احتیاط و شبیه به تمرینهای ابتدایی یک نوآموز برداشت؛ آرام، دقیق و با نگاهی همیشگی به ژابی آلونسو، سرمربی تازهوارد. نمایشی که بیش از آنکه پرشور و پرطراوت باشد، رنگوبوی مدرسهای داشت: تلاش فراوان، اما بدون جسارت و خلاقیت. هواداران، که به هیجان و ضرباهنگ سریع خو گرفتهاند، چندان لذتی از این بازی نبردند و در عوض پرسشهای تازهای در ذهنشان شکل گرفت. مهمترین پرسش: اگر ترنت الکساندر-آرنولد همچنان با این نمایش بیروح ظاهر شود، چه زمانی دنی کارواخال دوباره جایگاه ثابت خود را بازخواهد گرفت؟
کیلیان امباپه، ستاره جدید با شماره ۱۰ رئال مادرید، زننده تنها گل مسابقه بود. او همچنین پنالتی سادهای را از خوان کروز گرفت و در مجموع سرحال به نظر میرسید. گل او یادآور یکی از قدیمیترین قواعد فوتبال بود: حمله نظم حریف را بر هم میزند. در همان نخستین تلاش جدی اوساسونا در نیمه دوم، چهار بازیکن این تیم به حوالی محوطه جریمه مادرید رسیدند؛ امری که در نیمه نخست حتی امتحان هم نکرده بودند. اما یک تغییر کوچک کافی بود تا توپ را از دست بدهند. امباپه ضدحمله را آغاز کرد، با فضایی باز پیش رویش و تنها یک مدافع مقابلش؛ همان سناریویی که همیشه سلاح مخفی رئال بوده است. همان یک گل کافی بود تا پیروزی به دست آید، هرچند هواداران را چندان راضی نکرد.
ژابی آلونسو سه چهره جدید را به میدان فرستاد؛ هر سه در خط دفاع: الکساندر-آرنولد، دین هویسن و کارراس. از این جمع، نمایش مدافع انگلیسی بیش از همه نگرانی و تردید ایجاد کرد. عملکرد نهچندان خوب او در جام جهانی باشگاهها همچنان سایهاش را بر بازی او انداخته است. فعلاً هیچ اثرگذاری محسوسی در روند تیم ندارد و اگر به سرعت خود را جمعوجور نکند، کارواخال بیدرنگ جایگاه را بازپس خواهد گرفت. کاپیتان رئال، در دقایق کوتاهی که به میدان رفت، حضور پررنگی داشت؛ با جنگندگی خاصش و شور بازگشت پس از مصدومیتی طولانی.
برخلاف آرنولد، جوان ۲۰ ساله رئال، دین هویسن، هیچ نشانی از ترس و کمتجربگی نداشت. پیراهن مادرید برای او سنگین نیست؛ بیپروا و جسور است. آنچه پیشتر در تیم ملی نیز نشان داده بود. اکنون باید ثابت کند که کیفیت دفاعیاش به اندازه اعتمادبهنفسش بالاست. همه نشانهها حکایت از آن دارد که او میتواند به یکی از محبوبهای برنابئو تبدیل شود.
آلوارو کارراس نیز عقب ننشست؛ این خصلت او نیست. او فرزند آکادمی مادرید است، سالها در ردههای پایه جنگیده، در منچستریونایتد فرصت اندکی یافت، در گرانادا در لیگ دسته دوم اسپانیا بیشتر بازی کرد و سرانجام در بنفیکا بهطور جدی تجربه اندوخت. اکنون در پستی به میدان میرود که طی چهار دهه اخیر به بازیکنان استثنایی چون رافائل گوردییو، روبرتو کارلوس و مارسلو تعلق داشته است؛ جایگاهی مقدس برای رئال مادرید.
از آنجا که بازی فرصت چندانی برای ارزیابی کلی نداشت، توجه به عملکردهای فردی جلب شد. آردا گولر، هافبک جوان ترک، رابطه خوبی با ژابی آلونسو نشان داد؛ هنگام تعویضش با ماستانتونو، تقریباً سرمربی را در آغوش گرفت. او در مسیر یادگیری نقش خود در میانه میدان است و هنوز پرسشهای مهمی در موردش بیپاسخ مانده: آیا توانایی طی مسافت و تداوم در عملکردش را دارد؟ آیا میتواند در کارهای دفاعی هم مؤثر باشد؟ یا تنها به جرقههای خلاقانه بسنده خواهد کرد؟ اینها مسائلی است که باید خیلی زود به آن پاسخ دهد، دستکم تا زمان بازگشت جود بلینگام.
سانتیاگو سگورولا – آس



اتفاقا به نظر من اصلا خوب نبودیم،تا اینجا که فشار اوردیم به حریف خوب بود ولی اینکه پشت دفاعشون همش پاس کاری میکنیم و از چپ میاریم راست از راست میاریم چپ فایده ای نداره
حداقلش وینگر های چپ و راست و یا فولبک ها باید سانتر کنن به وسط زمین و در مرحله دوم باید یکی باشه مثل گونزالو که سر بزنه ولی چون وینسیوس کیری حتما باید به دستور تخم زنا اعظم تو زمین باشه جاش گرفته میشه،تمام
دیگه حداقلش باید این حرکت انجام بشه در نبود هافبک خلاق که پاس تو عمق خط دفاع بده