مرجع خبری رئال مادرید : چهارم ژانویه ۲۰۲۶، دهمین سالگرد یکی از آن نقاط عطفی است که مسیر تاریخ یک باشگاه را تغییر میدهد. در چنین روزی در سال ۲۰۱۶، رئال مادرید تصمیم گرفت رافا بنیتس را از هدایت تیم اول برکنار کند و به سراغ مربیای برود که هیچ تجربهای در سطح اول فوتبال نداشت: زینالدین زیدان. ده سال بعد، آن تصمیم بهعنوان آغاز یکی از موفقترین دورههای تاریخ رئال مادرید به یاد آورده میشود.
دوره بنیتس روی نیمکت سفیدپوشان با بیاعتمادی، نتایج نوسانی و احساس دائمیِ گسست میان تیم با رختکن و سکوها همراه بود. تساوی در مستایا در نخستین بازی سال، آخرین ضربه بود. باشگاه احساس میکرد به چیزی فراتر از یک تغییر تاکتیکی نیاز دارد و به همین دلیل به جای صرفاً تغییر فنی، سراغ یک تغییر احساسی رفت؛ و در این نقطه زیدان وارد صحنه شد.
مربی فرانسوی از کاستیا میآمد؛ کارنامهاش بهعنوان سرمربی کوتاه بود، اما بهعنوان بازیکن سابق، کاریزما و اعتباری داشت که با هیچ چیز قابل قیاس نبود. حضورش بدون نیاز به بالا بردن صدا و بدون دخالتگری افراطی از همان دقیقه نخست، احترام ایجاد میکرد. فلورنتینو پرس روی نفوذ او در رختکن و بر این ایده سرمایهگذاری کرد که میتوان اعتماد را به بازیکنان بازگرداند.
از روز اول روشن شد که بزرگترین نقطه قوت زیدان، مدیریت گروه است. او در رختکنی پر از ستاره، دقیقاً به دکمههای درست دست زد، مسئولیتها و جایگاهها را هوشمندانه تقسیم کرد و محیطی رقابتی ساخت که در آن همه احساس میکردند نقش دارند. مدیریت مثلث مشهور خط حمله، اصلیترین چالش او بود و در نخستین فصلش آن را بهخوبی پیش برد و کریستیانو رونالدو را در مرکز همه چیز قرار داد.
زیدان سیستم خشک و غیرقابل انعطافی تحمیل نکرد و تیم را بر اساس فرم بازیکنان و شرایط هر رقابت تنظیم کرد. هر جا لازم بود در لالیگا دست به چرخش زد و در بازیهای سرنوشتساز به مهرههای اصلی تکیه کرد. با او، رئال مادرید هویت اروپاییاش را دوباره پیدا کرد و در شبهای بزرگ به تیمی تبدیل شد که شکستن آن تقریباً ناممکن بود.
زیدان سه لیگ قهرمانان پیاپی را فتح کرد (۲۰۱۶، ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸)؛ دستاوردی بیسابقه در تاریخ این رقابتها. در کنار آن، دو قهرمانی لالیگا، دو سوپرجام اسپانیا، دو سوپرجام اروپا و دو جام جهانی باشگاهها نیز به دست آمد. در مجموع، ۱۱ جام در کمتر از پنج فصل که در دو دوره کاری مختلف رقم خورد.
اما فراتر از جامها، تیم زیدان بهخاطر حس شکستناپذیریاش در اروپا در ذهنها ماند. در لحظات مرزی و فشار حداکثری، تیم او همیشه راهحل پیدا میکرد؛ بازگشتهای بهظاهر غیرممکن مانند کامبک مقابل وولفسبورگ در ۲۰۱۶، فینالهایی که با اقتدار کنترل شدند و تقابلهایی که با آرامش و بدون آشفتگی مدیریت شدند.
دوره دوم او که در ۲۰۱۹ آغاز شد، درخشش کمتری داشت، اما برای تثبیت جایگاهش بهعنوان ناجی رئال مادرید تعیینکننده بود. در فضایی انتقالی، با تیمی بدون کریستیانو رونالدو و بدون خریدهای بزرگ، زیدان خود را بازتعریف کرد و از تجربه ترکیبش حداکثر بهره را گرفت. او بار دیگر لالیگا را فتح کرد؛ همان فصلِ همهگیری که بسیاری آن را از دسترفته میدانستند.
اکنون، ده سال پس از چهارم ژانویه ۲۰۱۶، رئال مادرید دوباره با تردید به نیمکت نگاه میکند؛ و این بار یک مربی اسپانیایی زیر ذرهبین است. ژابی آلونسو در مقطعی حساس قرار دارد و درباره ادامه کارش تردیدهایی مطرح شده است. شباهتها اجتنابناپذیر است: آن زمان جانشینی زیدان مسیر تاریخ باشگاه را عوض کرد. امروز شرایط متفاوت است، چون گزینهای به همان روشنی و کاریزمای «زیزو» دیده نمیشود، اما سطح توقع و حس فوریت همان است.



حضرت عشق ❤️
تجربه کردن چنین دوران باشکوهی تقریبا غیرممکن شده
اول شخصیتی با کاریزمای زیدان نداریم
دوم بازیکنان باغیرت که جون خودشونا برا پیراهن میدادند
با ستارهههها هم نمیشه همیشه جام گرفت اگه میشد الان عبدالله رکورددار جام بود
همیشه تجربه نشون داده کار گروهی و تیمی خیلی بیشتر از ده تا ستاره سوپراستار کارایی داره
کاری که الان استون ویلا
سالهای قبل جیمی واردی و گروهش وبردن لیگ
یا خیرونا دوفصل قبل تونستند انجام بدند
مدیریت رختکن پرستاره بسیار اونم تورئال که مدیر فضوله بسیار سخته
وگرنه با هرمربی باشه الان وینی میندازه نیمکت