مرجع خبری رئال مادرید: فردریک هرمل خبرنگار فرانسوی آس در مورد باز یرئال مادرید و سوسیه داد نوشت.
فصلی که بوی خوبی میدهد
البته همهچیز بینقص نبود. در واقع، اگر در همین دومین بازی رسمی همهچیز کامل میبود، جای نگرانی داشت. چون شروع فصل یک مأموریت دارد، جدا از جمع کردن امتیاز: نشان دادن نیازها و درخواست برای اصلاحات. از یک تحلیل جدی درباره آن گل کمی مضحکی که رئال درست پیش از پایان نیمه اول خورد شروع کنیم.
اما بیایید با تیم و با معیارهای خودمان منصف باشیم. این رئال مادرید همین حالا خیلی جذاب است. چون زدن چهار گل به رئال سوسیداد چیز کمی نیست و چون شاگردان مورینیو دیشب لحظاتی از فوتبال ناب و لذتبخش به ما هدیه دادند. بعضی ارتباطها دوباره در حال تثبیت شدناند، بعضی دیگر در حال ساخته شدن و بالاتر از همه، روحیهای بر کل تیم سایه انداخته است.
میل به یک فتح شادمانه، کسانی را که از قبل در تیم بودهاند، آنهایی را که میخواهند دوباره متولد شوند و تازهواردها را به هم وصل کرده است. مدتها بود چنین جوانه سبزی از خوشحالی در رئال مادرید دیده نمیشد.
امباپه فقط گل نمیزند
قول میدهم قصد نداشتم باز هم خستهکننده شوم و یک بار دیگر درباره هموطنم چیزهای زیبا بنویسم. اما ببخشید، چون کیلیان امباپه مجبورم میکند گلهایی به زیبایی و خوشعطری گلهای واقعی نثارش کنم.
توصیف سه گل فوقالعاده شماره ۱۰ رئال را به دوستانم در روزنامه AS واگذار میکنم، چون ترجیح میدهم بگویم بازی دیشب او حتی بدون هتتریک هم یک دستاورد بود. هر کاری که مقابل حریف باسکی انجام داد، معنا داشت.امباپه میداند چه میخواهد و همان کاری را که میخواهد انجام میدهد. و همیشه در خدمت خیر جمعی، حتی اگر عطش آماریاش همچنان یکی از موتورهای دوران حرفهایاش باشد. میل مداومش به ترکیب شدن با دیگران به نظرم پیام بسیار خوبی است که میفرستد: «همتیمیات را پیدا کن تا همتیمیات هم تو را پیدا کند.»
نگذاریم انبوه گلهایش توجه ما را از اهمیت بازیاش منحرف کند. هر روز بیشتر مطمئن میشوم: کیلیان فقط گلزن نیست، خالق هم هست.
مورینیو در خانه خودش
تمثیل مهمانان عروسی که در انجیل لوقا روایت شده، بهخوبی توضیح میدهد که در زندگی چقدر مهم است آدم در جای درست خودش قرار بگیرد. نباید جایگاه ممتاز کسی را اشغال کرد که شایستگی و مشروعیت بیشتری برای حضور در آن دارد.
نیمکت رئال مادرید برای هر کسی نیست و در طول تاریخ باشگاه بارها این را دیدهایم. بعضیها اصلاً هیچ جایی آنجا نداشتند.ژوزه مورینیو دقیقاً نقطه مقابل آنهاست.وقتی دیشب برای اولین بازی رسمی فصل در سانتیاگو برنابئو دیدم که وارد ورزشگاه شد، اولین واکنشم همان واکنش بسیاری از مادریدیها بود: «آقای مربی، به خانهتان خوش آمدید.»
ممکن است شخصیت و کار «آقای خاص» را دوست داشته باشید یا نه، اما باید صادق بود: مورینیو و رئال مادرید دو افسانهاند که بهطور طبیعی کنار هم قرار میگیرند.هرچه میخواهند بگویند؛ مربی پرتغالی در جای درست خودش است و همیشه هم خواهد بود.
پیشبازی بیشتری لازم داریم
هشتاد هزار هوادار در سانتیاگو برنابئو و مهمتر از آن، دهها میلیون بیننده تلویزیونی در سراسر جهان. اما ما که بازی را از تلویزیون دیدیم ــ در مورد من از پاریس و از طریق دیزنی+ ــ فقط توانستیم حدود دو دقیقه از فضای پیش از مسابقه داخل ورزشگاه را ببینیم.دیشب پخش زنده تازه ساعت ۲۰:۵۸ به چمن و سکوها وصل شد، چون رئال مادرید اجازه نمیدهد لالیگا پیش از آنکه بازیکنان وارد تونل رختکن شوند تصاویر بیشتری از اتفاقات قبل از بازی نشان دهد.
تابستان باعث شده بود این ناهماهنگی را فراموش کنم.نمیخواهم وارد دعوای میان باشگاه رئال مادرید و خاویر تباس شوم ــ هرچند استدلالهای رئال مشروعاند ــ اما به نظرم پیدا کردن راهحلی برای این مشکل ضروری است؛ مشکلی که هم به محصولی که لالیگا میفروشد آسیب میزند و هم به اعتبار رئال مادرید.ما تماشاگران نمیتوانیم همچنان مجبور باشیم دقایق طولانی و کسلکنندهای را تماشا کنیم که فقط تصویر برنابئو از بالا و با یک پهپاد نشان داده میشود.


