مرجع خبری رئال مادرید: فکر میکنم فلورنتینو انتخابات را خواهد برد، اما این تفنگ در دستانش منفجر شده؛ چون رئیسی ساخت که نه از جنس خودش بود، نه از حلقهاش، نه جایگزین انتخابیاش. آن جوشش غرور در آن کنفرانس مطبوعاتی بهیادماندنی دوازدهم مه، آنچه را که در سر داشت به هم ریخت. آن وضعیت یک فراخوان انتخاباتی جدی میطلبید. نه این انتخابات شتابزده و تقریباً پنهانی که با یک هدف برگزار شد: اینکه کسی نامزد نشود و کسی وقت نداشته باشد تا بتوان گفت آیا میبینید هیچکس جرئت مقابله با من را ندارد؟ و حتی در این هم شکست خورد.
فلورنتینو اصلاً نیازی به این انتخابات نداشت، چون تفویض اختیارش تا ژانویه ۲۰۲۹ معتبر بود. اگر درست فکر میکرد، بعد از امروز وضعیتش بسیار بدتر از قبل از انتخابات خواهد بود. پیش از انتخابات، هیچ جایگزینی وجود نداشت. امروز وجود دارد، چون فلورنتینو خودش ریکلمه را ساخت.
آنچه این انتخابات نشان داد
این انتخابات عملاً برای این به کار آمد که وضعیت فعلی فلورنتینو را نشان دهد؛ تا اعضا با چشمان خود و بدون اینکه کسی چیزی از طرف ثالثان برایشان بگوید، واقعیت را ببینند — فلورنتینو را در خالصترین و بهروزترین حالتش دیدند. اعضای رئال مادرید با ریکلمه آشنا شدند و فهمیدند که جانشین وجود دارد. گفتم و میگویم: او رئیس بعدی رئال مادرید خواهد بود… در بدترین حالت وقتی فلورنتینو 83 ساله و انریکه 41 ساله باشند، یعنی چهار سال دیگر.
ریکلمه چه ببرد چه ببازد، از هر زاویهای که نگاه کنی واقعاً برنده است. بدون این انتخابات، تا ژانویه ۲۰۲۹ نمیتوانست نامزد ریاست شود و هیچکس او را نمیشناخت. مادریدیسمو نمیدانست که وجود دارد. امروز مادریدیسمو میداند که جوانی شجاع، آماده و با وقار وجود دارد که در برابر تمام تحریکات رقیبش، بدون هیاهو و بدرفتاری، توانست در بیستوپنج روز — از سیزدهم مه تا هفتم ژوئن، با چهار آخر هفته در میان — سایهاش را بر فلورنتینو بیندازد، او را عصبی کند، مجبور به آستین برزدن کند و از صندلی راحتش بلندش کند.
دستاوردهای ریکلمه
به رغم همه فشارها از طرف رقیب برای جلوگیری از آن، موفق شد در تنها ده روز یک ضمانتنامه شخصی و تنها به مبلغ 187 میلیون یورو تأمین کند. این دستاورد بزرگی است، بسیار بزرگ. فلورنتینو انتظارش را نداشت. موفق شد کمپینی هوشمندانه با پیشنهادهایی برای دغدغههای اصلی عضو راه بیندازد — بدون آمادگی قبلی، بدون تیم. همه چیز را در جریان کار ساخت: ضمانتنامه، ستاد، لوگو، بنرها، اتوبوسهای فینال لیگ قهرمانان، راول، هیرو، کاسیاس، دِل بوسکه، رودری، هالاند، تخفیف پنجاه درصدی حق عضویت تا فتح بعدی لیگ قهرمانان، و در نهایت یک سند دفترخانهای که در آن متعهد میشود باشگاه را خصوصیسازی نکند و در صورت رئیس شدن و عدم جذب هالند و رودری، یک سال کامل حق عضویت صدهزار عضو — چهارده میلیون یورو — را شخصاً بپردازد.
همه اینها بدون اینکه رئیس باشد انجام شد، که بسیار سختتر است؛ چون کسانی که برای سوار شدن به کشتیات زنگ میزنی، میترسند که اگر نبری، فلورنتینو برای آیندهشان نابودت کند.
سلاح انتخاباتی استفادهنشده
در موضوع تخفیف پنجاه درصدی حق عضویت، فکر میکنم کم آورد و نمیفهمم چرا. ریکلمه یک ورق برنده بسیار قوی داشت که استفاده نکرد. طرح را خودش و مشاورانش داشتند توضیح داده و ترسیم کرده بودند. موضوع این بود که علاوه بر تخفیف پنجاه درصدی حق عضویت صدهزار عضو، همین تخفیف را برای شصت هزار دارنده بلیت فصلی هم اعلام کند — تا زمانی که رئال مادرید دوباره لیگ قهرمانان را فتح کند. این کیشومات بود.
این تخفیف پنجاه درصدی برای دارنده بلیت فصلی در حسابهای رئال مادرید فقط سیوچهار میلیون یورو از درآمد سالانه کم میکرد — هفت میلیون از اعضا و 27 میلیون از دارندگان بلیت فصلی — در بودجهای با 1250 میلیون درآمد؛ یعنی عملاً هیچ. ریکلمه میتوانست این 34 میلیون را از یک حامی مالی، نامگذاری استادیوم، یا فروش یک بازیکن تأمین کند — بدون دشواری زیاد، وقتی از رئال مادرید صحبت میکنیم. مطمئنم که با این اقدام که باید روز شنبه اعلام میکرد، فشار قابل توجهی وارد میآورد؛ چون مستقیماً به جیب عضو و عضو-دارنده بلیت فصلی میرسید. نمیدانم کدام مشاور اقتصادیاش او را از این اقدام منصرف کرد، اما پشیمان خواهند شد.
مقایسه وعدههای ورزشی
در بخش ورزشی فلورنتینو اعلام کرد: مورینیو، موناته و دامفریس. در مقابل ریکلمه: هالند و رودری؛ و اگر جذبشان نکند، چهارده میلیون حق عضویت اعضا را میپردازد. همچنین فلورنتینو قول یک پیشنهاد 150 میلیون یورویی برای یک بازیکن بینام داد، در مقابل ریکلمه که اعلام کرد رائول با کلوپ در صورت پیروزی برای مذاکره خواهد نشست — این آخری در یک اطلاعیه با رضایت و مجوز کلوپ. ممکن است پیشنهاد فلورنتینو برای آن بازیکن رد شود؛ ممکن است رائول و ریکلمه با کلوپ بنشینند و متقاعدش نکنند. از نظر هیجان برانگیزی برابرند.
تکذیبیهها
میدانم که مدیریت خریدها به عنوان نامزد بسیار دشوار است، اما ضروری بود که ریکلمه از تکذیبیهها جلوگیری کند. و دو تکذیبیه داشت: از پدر و نماینده هالند . اما نه از خود بازیکن، که میتوانست این کار را بکند و نکرد. تکذیبیه دوم از نماینده کلوپ بود، هرچند همه میدانیم که آن بیانیه مطبوعاتی با خود کلوپ هماهنگ شده بود. این تکذیبیهها به ریکلمه آسیب میزنند، اما احتمالاً حتی با پرداخت هزینه هم نمیتوانست بیش از این به دست آورد. باید میان دو گزینه انتخاب میکرد: اعلام هیچ نامی و جلوگیری از تکذیبیه، یا همین که اتفاق افتاد. من باور نمیکنم بتوان هالند و رودری را اعلام کرد و آن بیانیه را منتشر کرد بدون اینکه گفتگوهای قبلی و یک پذیرش وجود داشته باشد. او را فردی که دود میفروشد نمیبینم. اما نتیجه نهایی به او آسیب میزند، چون سابقهای در مدیریت مادریدیستی ندارد که بتوان به آن اعتماد کرد. هر کسی که بخواهد باید یک عمل ایمان انجام دهد، با علم به اینکه تکذیبیه در این موارد معمول است. خود فیگو شخصاً تکذیب کرد در حالی که با رئال مادرید به توافق رسیده بود.
فلورنتینو در موضع دنبالهروی
فلورنتینو تمام کمپین در موضع دنبالهروی بود؛ نشان داد که آماده نبود و انتظار نداشت ریکلمه تا اینجا برسد. او را دست کم گرفت و در عین حال از او ترسید، چون از یک مناظره شانه خالی کرد — دلیل آشکاری که مطمئن نبود سربلند بیرون میآید. فلورنتینو فقط به مصاحبههای از پیش تعیینشده رفت. و تلاش کرد رقیبش به برنامه پرمخاطب “ال هورمیگرو” راه نیابد. وقتی موفق نشد، به جبران با جایزه تسلی (با هزینه خوب) تبلیغ مورینیو را در پایان مصاحبه رقیبش گذاشت — همان مصاحبهای که ریکلمه در آن رایگان درخشید و بمب هالند را منفجر کرد. اینها نشانههای فلورنتینویی ناشناخته است که برای رقابت از تمرین افتاده و ضعفهایش به وضوح نمایان شده. در هفت روز بیشتر از پانزده سال مصاحبه داد. دیدن تلاش او برای دادن خبر انحصاری یک جذب بینام در یک برنامه تلویزیونی، عجیب بود. هر کسی که فلورنتینو سابق را که هرگز صحبت نمیکرد و به سختی چند جمله در گوشهای میگفت ببیند، و حالا ببیند که به درخواست مصاحبه افتاده انگار یک نامزد درجه اول است — عجب عدالت شاعرانه ای!
طرح فروش پنج درصد
وقتی انتخابات شروع شد، تیم ریکلمه نظرسنجیهایی انجام داد و بدون اینکه بسیاری او را بشناسند، بهترین حالت، باخت هفتاد به سی بود. با این حال تصمیم به ادامه گرفت. در عوض با فلورنتینویی درهمبرهم و مبهم روبرو شد که اشتباه کرد و در کمپین انتخاباتی یک ایده فرانکشتاینی مطرح کرد که خوب توضیح نداد و کسی درک نکرد. معلوم نیست میخواهد پنج درصد از چه شرکتی با کدام داراییها بفروشد. معلوم نیست آیا برای دانستن ارزش رئال مادرید است یا برای کسب درآمد، چون باشگاه واقعاً — و مدتهاست این را میگویم — بدون اهرمهای سالانه دیگر نمیتواند درآمد و هزینه را برابر کند. توضیح نداده که آیا آن سرمایهگذار فرضی که پنج درصد از شرکتی را میخرد که به او هیچ حقی نمیدهد، پانصد میلیون فقط برای اعتبار میگذارد. از طرف دیگر، برای اینکه آن شرکتِ صددرصد متعلق به رئال مادرید ارزش داشته باشد، باید چیزهایی که واقعاً پول دارند در آن گذاشت: بازیکنان، حقوق تجاری، قراردادهای حمایت مالی. خلاصه… یک درهمبرهمی که بیپروا مطرح کردن آن — انگار تخفیف پیراهن است — یک بیاحتیاطی بود. چیزی در این سطح را نمیتوان اینقدر بد، شتابزده، ساده و کودکانه توضیح داد. نیاز به یک برنامه روشن دارد و اگر داری، هر مشاوری — اگر بگذاری مشاوره بدهند — توصیه میکند در اوج انتخابات وارد این دردسر نشوی چون رقیب — همانطور که شد — از آن علیه تو استفاده میکند. دادن این سلاح به رقیب یک اشتباه بزرگ، نامناسب با شأن فلورنتینو بود.
رأی پستی
امروز کنجکاوم تعداد آرای پستی به نفع فلورنتینو را بدانم، چون این سنگ محک اصلی است. فهرست اعضا به ریکلمه به بهانه حفاظت از دادهها داده نشد. انگار با فلورنتینو نیازی به حفاظت از دادهها نیست. هیئت انتخاباتی — که سالهاست توسط فلورنتینو انتخاب شده — پیشنهاد داد هر چه کاندیداها بخواهند برای اعضا ارسال کند. این توضیح مهدکودکی است. فلورنتینو پیش از فراخوان انتخابات که خودش هر وقت بخواهد اعلام میکند، فهرست کامل اعضا را در دفترش داشت. و توانسته هر چه خواسته به آنها بفرستد: برگه رأی، تبلیغات و پاکت رأی. این مزیت غیرقابل قبولی است.
این را به کنار نگذاریم از آن مزیت کاملاً غیراخلاقانه که فلورنتینو مجاز شد بدون ضمانتنامه باشد — از طریق تفسیر جهتدار و مغرضانه اساسنامه، چون برای فلورنتینو نتایج اقتصادی هفده سال اعمال شد، نه آخرین دوره — تا از ضمانتنامه معاف شود. فلورنتینو میتوانست این ضمانت را بگذارد چون ثروت دارد، و از نظر تصویری و اعتباری باید میگذاشت… اما حتی این کار را هم نکرد.
نتیجهگیری
فلورنتینو اگر ببرد — با اثری از پایان چرخه و شمعی در حال خاموش شدن — پیروز میشود. و ریکلمه اگر ببازد — با ردپایی از جایگزین روشن آینده — میبازد… ممنون از همین انتخاباتی که فلورنتینو برای خروج تقویتشده از آن برگزار کرد و کسی که واقعاً از آن بهره برد ریکلمه بود؛ که برای خودش یک کمپین ترویج ریاستی برای آینده ساخت که بهایش طلاست.
پدرو موراتا – مارکا



مادر پرز و ریکلمه رو باهم گاییدم از وقتی انتخابات شده همش داریم به هم فحش میدیم کص مادر جفتشون مردم تو ایران نون خوردن ندارن بعد ما داریم سر ریکلمه و پرز دعوا میکنیم هر خری میخواد رئیس باشگاه بشه به تخمم فقط رئال بیاد دوباره روی فرم و بشه همون رئال همیشگی
داداش با اجازه کامنتتو کپی کردم گزاشتم3>
ریکلمه باید چندسال پیش کارزارش رو در مدیا شروع میکرد
نه اینکه منتظر باشه پرز انتخابات بذاره!
اصلا دوراندیشی لازم رو نداشت
تو برای اینکه بتونی یه دیکتاتور رو سرنگون کنی باید سالها در همه جبهه ها بجنگی. با دوسه تا مصاحبه تلویزیونی پرز تکون نمیخوره از جاش
اما اگر از چندسال پیش که اسمش مطرح شده بود، استارت میزد، امروز میتونستیم به قطع بگیم که ریکلمه برنده میشه
اخرین دست و پا زدنهای خایه مالای پی پی
میگل سوریانو
باشگاه میخواد تابستون 300 میلیون یورو خرج کنه؛ بنابراین فروش تعدادی از بازیکنا واجبه
300 میلیون باشه…..
قشنگ یاد دلخوش به ایمن مقدار نباشید افتادم
یه مشت گوسفند نادون فکر میکنن پی پیشون بمونه گلستون میکنه براشون اره بدو ریدن برات
قول بده وقتی پرز رای آورد گریه نکنی باشه
همینکه وینی رو نفروشه واست کافیه….
پی پی هم پی پیه قدیم
اینو یکی تو تل گزاشته بود نظرات با شما
کسایی که دوست دارن جای پرز ریکلمه بیاد منو یاد مردم سال ۱۳۵۷ میندازن….
نظر نمیخواد این هرکی هست تو سرش جا مغز دمباپی گذاشتن
اینا همون گوسفندای سال 57 که به هوای اب و برق مجانی ریکلمه رو بیرون کردن بعد کیررر خرررر رفت تو کص مادراشون…..
کامل حق میگی
ک.یر تو مغزش
ک۳ مامانش
پاپا پرز ایزی لایفی سیکتیر کن