مرجع خبری رئال مادرید: ناچو فرناندز، متولد سال ۱۹۹۰ در آلکالا د هنارس، در لیگ عربستان دوران حرفهای تازهای را با درخشش پشت سر میگذارد. با این حال، کاپیتان تیمی که پانزدهمین قهرمانی رئال مادرید در لیگ قهرمانان اروپا را به دست آورد، فراموش نمیکند که یکی از تنها پنج بازیکن تاریخ با شش قهرمانی در این رقابتهاست؛ افتخاراتی که همگی با رئال مادرید محبوبش به دست آمدند. او نمونه کامل یک بازیکن پرورشیافته در آکادمی باشگاه است.
ناچو فرناندز خود را برای سومین فصل حضورش در القادسیه عربستان آماده میکند. او در اردوی پیشفصل تیمش در خیرونا با روزنامه «آس» گفتوگو کرده و از تجربه حضور در عربستان و همچنین رئال مادرید سخن گفته است.
— سلام ناچو، از دیدن دوبارهات خوشحالیم. به لطف بازیکنانی مثل تو و کریستیانو، لیگ عربستان را دنبال میکنیم. بازیکن ثابت و بدون جانشین تیم هستی و به نظر میرسد از همه نظر احساس خوشحالی میکنی.
— بله همهچیز مثبت است. من و خانوادهام اینجا بسیار خوشحالیم. این تجربه با هر چیزی که در طول دوران حرفهایام پشت سر گذاشتهام، کاملاً متفاوت است، اما در باشگاهی حضور دارم که در حال رشد است و با بهترینها رقابت میکند. همچنین خوشحالی فرزندانم در مدرسه بریتانیایی به من آرامش زیادی میدهد. زندگی بسیار آرامی در آنجا داریم و واقعاً نمیتوانم ایرادی از آن بگیرم. مسلماً دلم برای مادرید، خانهام، دوستانم و نزدیکانم بسیار تنگ میشود، اما حالم خوب است، خوشحالم و از زندگی لذت میبرم.
— با فرهنگ متفاوتی روبهرو هستید. عربستان برای ما کشوری بسیار دور به نظر میرسد، اما همه کسانی که به آنجا میروند میگویند برخورد مردم عالی است و احساس راحتی میکنند.
— بدون تردید همینطور است. همسرم با رعایت آداب و رسوم آنها، زندگی عادی خودش را دارد. خارجیها ما هستیم، اما برخوردی که با من و خانوادهام در هر مکانی میشود، بسیار خوب است. وقتی به همه مردم آنجا احترام بگذارید، هیچ مشکلی نخواهید داشت. زندگی بسیار خوب است، هرچند تابستانها هوا بسیار گرم میشود.
— علاوه بر این، در سطح بالایی رقابت میکنید، چون القادسیه فصل آینده در لیگ قهرمانان آسیا حضور خواهد داشت.
— ما با چهار تیمی رقابت میکنیم که میتوان آنها را قدرتهای بزرگ فوتبال عربستان دانست؛ تیمهایی که امکانات و قدرت بیشتری دارند. درست است که هنوز نتوانستهایم قهرمان لیگ شویم یا جامی به دست بیاوریم، اما در مسیر درستی قرار داریم. امسال نیز به لیگ قهرمانان آسیا راه یافتهایم و از اینکه دوباره در لیگ قهرمانان بازی خواهم کرد، هیجان زیادی دارم؛ حتی اگر با لیگ قهرمانان اروپا متفاوت باشد.
— به شش قهرمانیات در لیگ قهرمانان اروپا با پیراهن سفید افتخار میکنی…
— آن شش قهرمانی با رئال مادرید اتفاقی بود که دیگر در تاریخ تکرار نخواهد شد. این چیزی است که تا پایان عمر برای خودم حفظ خواهم کرد. برایم بسیار ویژه و زیبا خواهد بود که پس از شش قهرمانی در اروپا، یک قهرمانی هم در آسیا به دست بیاورم. در آن صورت تعداد آنها به هفت میرسد!
— درباره گذشتهات در رئال مادرید صحبت کنیم. اکنون که مورینیو برای دومین بار به این باشگاه بازگشته، باید تاریخ جادویی ۲۳ آوریل ۲۰۱۱ و نخستین بازی تو در مستایا را به یاد بیاوریم.
— باورنکردنی بود. همه میدانیم بازی در زمین والنسیا برای رئال مادرید چقدر دشوار است، اما آن مسابقه را با نتیجه ۶ بر ۳ بردیم. واقعاً فوقالعاده بود.
— اگر حافظهام اشتباه نکند، در پست دفاع چپ بازی کردی. فکر میکنم مورینیو همانجا متوجه روحیه رقابتطلبت شد. از آن تجربه بگو؛ حالا مورینیو دوباره بازگشته است.
— مورینیو هم برای من و هم برای تمام اعضای خانوادهام فردی ویژه است. او مربیای بود که مسیر حرفهای من را تغییر داد، نخستین فرصت بازی را در اختیارم گذاشت و باعث شد برای تیم اصلی به میدان بروم. آن روز نخستین بازیام را انجام دادم، اما پیش از آن نیز چند اردوی پیشفصل را زیر نظر او پشت سر گذاشته بودم. پس از آن مسابقه در مستایا، بازیهای بسیار بیشتری برای تیم اصلی انجام دادم.
مورینیو همیشه برای من فردی ویژه خواهد بود. جدا از اینکه مربی بزرگی است، برای من و خانوادهام میتوان گفت که او «مربی» است. دیگر چه میتوانم بگویم؟ برایش در این دوره دوم بهترینها را آرزو میکنم. فکر میکنم مربیای آمده که رئال مادرید اکنون به او نیاز دارد؛ کسی که کمی سختگیری و فشار بیشتری به تیم وارد کند.
من آن دوره را یکی از بهترین مقاطع زندگیام به یاد میآورم. در همان زمان با کاستیا نیز عملکرد بسیار خوبی داشتیم. همهچیز برای من در رئال مادرید از همانجا آغاز شد. بسیار خوشحال و البته از مورینیو بسیار سپاسگزارم.
— رئال مادرید نمیتواند دو سال بدون کسب جام بماند. تو که مورینیو را بهخوبی میشناسی، شاید او بتواند آن روحیه رقابتطلبی را که به نظر میرسید تیم در حال ازدستدادنش بود، دوباره زنده کند.
— چیزی که با اطمینان میدانم این است که نمیتوانم بگویم در نهایت جامی به دست خواهد آمد یا نه، چون فوتبال آسان نیست؛ اما مورینیو قطعاً بازیکنان را کاملاً درگیر کار خواهد کرد و آنها را به صد درصد توانشان خواهد رساند.
من از داخل تیم با او کار کردهام و میتوانم تضمین کنم شدت و انرژیای که در تمام تمرینات و مسابقات ایجاد میکند، صددرصدی است. بنابراین، اگر بازیکنان و مورینیو همگی متحد باشند، تردیدی ندارم که اتفاقات خوبی برای رئال مادرید رخ خواهد داد.
مورینیو متعلق به رئال مادرید است و یک مادریدی واقعی محسوب میشود. این موضوع اهمیت زیادی دارد. او کاملاً میداند بردن و باختن در این باشگاه چه معنایی دارد. اگر بازیکنان با تمام وجود در کنار او باشند، اتفاقات زیبایی برای رئال مادرید رقم خواهد خورد.
— آنچلوتی پس از رفتنت به عربستان به من گفت: «نبود ناچو واقعاً احساس میشود.» تو فشار بازی در رئال مادرید را میشناختی و در هر چهار پست خط دفاعی به یک اندازه خوب بازی میکردی. مردم بسیار دلتنگت شدهاند.
— درست است که محبت مردم، مربیان و افراد داخل باشگاه را احساس میکنم؛ افرادی که همچنان برایم پیام میفرستند. همیشه میگویم رئال مادرید، فارغ از اینکه چه کسانی در تیم حضور دارند، باشگاهی است که به پیروزی ادامه خواهد داد. با این حال، افراد زیادی همین حرفی را که تو گفتی به من زدهاند.
من کسی هستم که در تمام زندگیام مجبور بودهام برای بهدستآوردن تکتک دقایقی که در رئال مادرید بازی کردم، بجنگم. شاید بعضیها تصور کنند در مقاطعی احساس راحتی کرده و جایگاهم را تضمینشده میدانستم، اما کاملاً برعکس بود. از نخستین روز هر فصل باید بیش از همه تلاش میکردم. هیچکس حتی یک دقیقه بازی با این پیراهن را به من هدیه نکرد. من از کودکی همینگونه بودهام؛ همان چیزی که در مادرید میگویند: «تا آخرین لحظه.»
— راز تو چیست؟
— کارکردن را دوست دارم، همیشه تمام توانم را میگذارم و هر زمان که لازم بوده بازی کنم، آماده بودهام. همانطور که گفتم، باوجود سالهای طولانی حضورم در رئال مادرید، مسیر حرفهای آسانی نداشتم، چون همیشه بهترین بازیکنان را مقابل خودم میدیدم. بااینحال، توانستم همواره یکی از بازیکنان مهم تیم باشم.
فکر میکنم سرانجام در سالهای پایانی حضورم در رئال مادرید، پاداش این تلاشها را گرفتم؛ زمانی که کاپیتان شدم و همه جامهای ممکن را به دست آوردم.
— به نظر میرسد به آرامش رسیدهای.
— عاشق این بودم که برای رئال مادرید تلاش و مبارزه کنم، چون باشگاه زندگی من است. از هیچیک از تصمیمهایی که گرفتهام پشیمان نیستم؛ نه از تصمیمی که زمانی برای ماندن گرفتم و نه از تصمیمم برای رفتن، چون فکر میکنم زمان مناسبی بود.
اتفاقاً گرفتن چنین تصمیمی زمانی که همهچیز خوب پیش میرود، دشوارتر است؛ وقتی بازی میکنی، کاپیتان هستی و بهتازگی جام لیگ قهرمانان را بالای سر بردهای. تصمیم به رفتن در چنین شرایطی دشوارتر از زمانی است که اوضاع بد پیش میرود.
ز هیچچیز پشیمان نیستم و از رئال مادرید بسیار سپاسگزارم. آنجا خانه من است و همهچیز به من داده، اما من نیز تمام وجودم را برای باشگاه گذاشتم و همین موضوع به من آرامش میدهد.
— از پانزدهمین قهرمانی که بهعنوان کاپیتان بالای سر بردی، تصاویری باقی مانده که هرگز از ذهن هواداران رئال مادرید پاک نخواهد شد؛ از جمله ضربات پنالتی در ورزشگاه اتحاد که تو پنالتیات را با آرامش کامل زدی. گواردیولا به لیو نگاه میکرد و دنبال پنالتیزنهای تخصصی مانند کاماوینگا، والورده یا براهیم میگشت، اما لیو به او گفت: «نه، ناچو، لوکاس و رودیگر اینجا هستند. ببین چطور پنالتی میزنند.» تو ضربهات را بینقص زدی؛ آن هم در ورزشگاه اتحاد، درحالیکه کاپیتان بودی. در نهایت نیز با پانزدهمین قهرمانی از تیم جدا شدی.
— باید بلد باشید چنین تصمیمهایی را درست بگیرید. تصمیمهای دشواری هستند، بهویژه وقتی خانه تمام زندگیتان را ترک میکنید. من تمام عمرم را وقف رئال مادرید کرده بودم.
اگر بخواهیم دو تصویر از دورانم انتخاب کنیم، یکی نخستین بازیام در مستایا است و دیگری آخرین مسابقهام که در آن بهعنوان کاپیتان تمام بازی را انجام دادم و جام لیگ قهرمانان را بالای سر بردم. اما پشت این دو تصویر، فداکاریهای زیادی از جانب من و خانوادهام وجود دارد و روزهای دشوار بسیاری را پشت سر گذاشتهایم. بااینحال، از مسیری که دوران حرفهایام طی کرد، کاملاً آرام و خوشحال هستم.
— در تیمی که پانزدهمین قهرمانی را به دست آورد و ستارههای زیادی در رختکنش حضور داشتند، تو، کارواخال، لوکاس واسکز و خوسلو هم بودید. حضور و تأثیر بازیکنان آکادمی کاملاً احساس میشد. اکنون تعداد آنها کمتر شده است؛ لوکاس تابستان گذشته رفت و حالا کارواخال نیز جدا شده است. نبودن بازیکنان سمج و پرتلاشی مثل شما احساس میشود؟
— مسلماً و بدون هیچ تردیدی؛ البته این فقط به رئال مادرید مربوط نمیشود. فکر میکنم در هر باشگاهی حضور بازیکنانی که در همانجا رشد کردهاند، بهویژه بازیکنان اسپانیایی که از کودکی معنای رئال مادرید را درک کردهاند، اهمیت زیادی دارد.
در این باشگاه به شما یاد میدهند پیروز شوید، به حریف احترام بگذارید، همیشه نهایت توانتان را ارائه دهید و تا آخرین دقیقه بجنگید. به نظر من، این موارد بهویژه در باشگاهی با سطح انتظارات رئال مادرید، اساسی هستند.
اگر علاوه بر این بازیکنان، نفرات خارجیای مانند مودریچ یا کروس را نیز داشته باشید که پس از سالها حضور، مانند بازیکنان آکادمی میشوند و کاملاً در فلسفه باشگاه قرار میگیرند، نتیجه آن همان جامهای فراوانی خواهد بود که به دست آوردیم.
— آیا اکنون تکرار آن شرایط غیرممکن است؟
— فکر میکنم فوتبال دورههای متفاوتی دارد و بسیار دشوار است که چنین شرایطی در تمام تاریخ یک تیم ثابت بماند. اما اگر همه در باشگاه با هدفی مشترک کار کنند، بدون تردید شانس بیشتری برای کسب جام خواهیم داشت. وقتی هرکس تنها به مسیر خودش فکر کند، شرایط پیچیدهتر میشود. البته نباید فراموش کرد که رئال مادرید، رئال مادرید است.
— تو ۳۶ سال داری. یادم میآید وقتی جوانتر بودم، بازیکنان در این سن بازنشسته شده بودند یا آنها را بازنشسته میکردند. از ۳۰سالگی به بعد به بازیکنان مانند پیرمردها نگاه میشد. اکنون آخرین رقص کریستیانوی ۴۱ساله، لوکای ۴۰ساله و مسی ۳۹ساله را در جام جهانی دیدیم. تو نیز در ۳۶سالگی در شرایط بدنی فوقالعادهای قرار داری. فوتبالیستها اکنون چگونه دوران حرفهای خود را تا این اندازه طولانی میکنند؟ خودت را در سالهای بیشتری در زمین میبینی؟
— میتوانم بگویم اکنون همان احساسی را دارم که در آخرین فصل حضورم در رئال مادرید داشتم. حالم فوقالعاده است و حتی لاغرتر شدهام. هدفم در هر فصل این است که در تمام مسابقات و تمام دقایق بازی کنم و طی دو سال حضورم در عربستان نیز به این هدف رسیدهام.
فکر میکنم اکنون سبک زندگی ما بازیکنان نیز تغییر کرده و بسیار بیشتر از خودمان مراقبت میکنیم. احتمالاً از نظر جسمانی میتوانم مانند مودریچ یا کریستیانو سالهای زیادی بازی کنم، اما خودم را مثل آنها نمیبینم.
نمیگویم همین حالا بازنشسته خواهم شد، اما میخواهم زمانی فوتبال را کنار بگذارم که همچنان حالم خوب باشد، در تمام مسابقات بازی کنم و در بالاترین سطح قرار داشته باشم؛ همانطور که در رئال مادرید این کار را انجام دادم. اجازه نمیدهم فوتبال مرا بازنشسته کند. دراینباره تصمیم کاملاً روشنی دارم و فکر میکنم آن روز زودتر از آنچه تصور میشود فرا خواهد رسید.
— تو با کریستیانو همبازی بودهای. او هشت سال پیش و در ۳۳سالگی از رئال مادرید جدا شد، اما هنوز ادامه میدهد. ششمین جام جهانیاش را پشت سر گذاشت و در تمام آنها گل زده است. او را میشناسی و اکنون نیز در لیگ شما بازی میکند. تا زمانی که هزارمین گل رسمیاش را به ثمر نرساند، متوقف نخواهد شد. فقط ۲۴ گل دیگر باقی مانده است.
— با شناختی که از او دارم، قطعاً متوقف نخواهد شد. زندگی او بر پایه شکستن رکوردها شکل گرفته است. واقعاً باورنکردنی است؛ گاهی تصور میکنید دیگر نمیتواند، اما در نهایت به هر هدفی که تعیین میکند، میرسد.
اینکه در ۴۱سالگی همچنان رقابت میکند و باوجود اینهمه مسابقه، سفر و دوری از خانه، همان اشتیاق روز نخست را حفظ کرده، تحسینبرانگیز است. او هنوز همان انگیزهای را دارد که یک کودک پنجساله در آغاز فوتبال دارد.
تا رسیدن به هزار گل متوقف نخواهد شد. طی سالهای اخیر مقابل او بازی کردهام و این موضوع باورنکردنی است. تواناییاش برای اینکه هر روز صبح از خواب بیدار شود و همچنان به رقابت ادامه دهد، فوقالعاده است.
— اسپانیا جام جهانی بسیار خوبی داشت.
— بله، مسابقات را دنبال کردم و بهعنوان یک اسپانیایی، با هیجان فراوان حامی تیم ملی بودم. بسیاری از بازیکنان تیم، همتیمیهای سابقم هستند. میتوانم تضمین کنم که هیچ تیم ملیای دوست نداشت مقابل ما قرار بگیرد و حتماً دلیلی برای این موضوع وجود دارد.
از موفقیت آنها بسیار خوشحال شدم؛ واقعاً و از صمیم قلب. بهویژه بهخاطر افراد زیادی که در آن تیم حضور دارند و علاقه خاصی به آنها دارم. ستاره دوم را گرفتیم و امیدوارم به خواست خدا ستارههای بیشتری نیز از راه برسند.
— مردم نباید فراموش کنند که ۲۴ بازی برای اسپانیا انجام دادی و همراه تیم ملی جام بردی. ورودت به زمین در دقایق پایانی فینال یورو مقابل انگلیس، بهجای لو نورمان را به یاد دارم.
— دورانم در تیم ملی کوتاه، اما بسیار فشرده و زیبا بود. تعداد بازیها زیاد نبود، اما در مرحله یکهشتم نهایی، یکچهارم نهایی و فینال بازی کردم و دو جام، یعنی قهرمانی اروپا و لیگ ملتها را به دست آوردم.
همانطور که گفتم، دورهای کوتاه، اما بسیار پرفشار و زیبا بود. دیگر چه چیزی میتوانستم بخواهم؟ تنها چیزی که کم داشتم قهرمانی در جام جهانی بود، اما درباره افتخاری بسیار بزرگ صحبت میکنیم. در جام جهانی نیز یک گل به ثمر رساندم و آن را برای همیشه نزد خودم حفظ میکنم.
— آن گل در سوچی و مقابل پرتغال در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه به ثمر رسید؛ گل ۳ بر ۲. من در ورزشگاه بودم و پس از گل فوقالعادهای که از پشت محوطه جریمه زدی، صدایم گرفت.
— مسابقه بسیار دشواری بود. در دقیقه سوم روی کریستیانو مرتکب پنالتی شدم و آنها پیش افتادند. واکنش نشان دادیم و نتیجه را ۲ بر ۲ کردیم. سپس من گل زیبایی را زدم که میتوانست گل پیروزی باشد، اما در پایان مسابقه نتیجه را مساوی کردند.
دوران حضورم در تیم ملی واقعاً باورنکردنی بود. رفتن به میدان کولون و دیدن تمام مردم کشور با پیراهن اسپانیا، مو را بر تنم سیخ میکرد. خیابانها پر از مردمی بود که پیراهن تیم ملی اسپانیا را پوشیده بودند.
— یکی از کسانی بودم که از دعوتنشدن دوبارهات به تیم ملی، پس از انتقال به عربستان، ناراحت شد. از نظر عملکردی احساس میکردم هیچ افتی نکردهای و همان بازیکن قبلی هستی.
— فکر میکنم چند عامل همزمان در این تصمیم تأثیر داشت. مسلماً زمانی که تصمیم گرفتم از رئال مادرید جدا شوم، هدفم این بود که همچنان در همان سطح رقابت کنم. اما ۳۴ سال داشتم و شاید سرمربی نیز میخواست تیم ملی را جوانتر کند.
پس از قهرمانی در یورو، من و لوئیس دلا فوئنته هیچ صحبتی درباره این موضوع نداشتیم، اما هیچ مشکلی میان ما وجود ندارد. درواقع، تنها میتوانم از لوئیس تشکر کنم. حتی زمانی که در یورو حضور داشتیم و مسابقات ادامه داشت، او در تمام مراحل به من کمک کرد تا انتقال به باشگاه فعلیام نهایی شود و در هر زمینهای که نیاز داشتم، کنارم بود.
با لوئیس دو جام برای تیم ملی کسب کردم و هیچ گلایهای ندارم. تمام مسابقاتی که با پیراهن اسپانیا انجام دادم، برایم ویژه بودند.
— نظرت درباره انتقال کوکوریا به رئال مادرید چیست؟
— تنها واژهای که میتوانم به کار ببرم، «خریدی فوقالعاده» است. او با شدت صددرصدی بازی میکند و همیشه میخواهد برای تیمش بجنگد. تمام ویژگیهای لازم برای بازی در رئال مادرید را دارد.
فکر میکنم در شرایط فعلی که تیم به چنین انرژی و شدتی نیاز دارد، بازیکن بسیار مفیدی خواهد بود. کوکوریا را نیز از نزدیک میشناسم و بهترین آرزوها را برایش دارم. کاملاً مطمئنم که در رئال مادرید نیز به تحقق رؤیاها و اهدافش ادامه خواهد داد. برایش بهترینها را آرزو میکنم.
— موضوعی را میخواهم یادآوری کنم که میتواند نمونهای از غلبه بر مشکلات برای بسیاری از کودکان باشد. در کودکی تشخیص داده شد که به دیابت مبتلا هستی؛ بیماریای که میتوانست مانع فوتبالیست حرفهایشدنت شود. اما فکر میکنم برعکس، باعث شد نظم بیشتری پیدا کنی. چگونه با این مسئله کنار آمدی تا هرگز روی دوران حرفهایات تأثیر منفی نگذارد؟
— در ابتدا پذیرفتن آن بسیار دشوار بود. آن زمان همهچیز سختتر و این بیماری نیز کمتر شناختهشده بود. نخستین روزی را به یاد دارم که به من گفتند باید فوتبال را کنار بگذارم.
— چه گفتی؟
— تصور کن کودکی بودم که به بازی برای رئال مادرید افتخار میکرد. روز جمعه وارد بیمارستان شدم و به من گفتند به دلیل دیابت باید فوتبال را کنار بگذارم. تمام آخر هفته را با حال بسیار بدی پشت سر گذاشتم تا اینکه دوشنبه متخصص غدد من آمد و گفت اصلاً چنین چیزی درست نیست. از من پرسید: «چه کسی این حرف را به تو زده است؟»
میتوانی تصور کنی آن آخر هفته در بیمارستان چه شرایطی داشتم. دیابت و هر چیز دیگری برایم اهمیتی نداشت؛ فقط به این فکر میکردم که فوتبال برایم تمام شده است. تجربه بسیار سختی بود و هنوز آن را بهعنوان اتفاقی دردناک که در کودکی پشت سر گذاشتم، درون خودم حفظ کردهام.
اما در نهایت زندگی مرا در مسیر درست قرار داد. شاید همین بیماری باعث شد مسئولیتپذیرتر شوم و بیشتر از خودم مراقبت کنم. اکنون چیزی که بیش از همه خوشحالم میکند، پیامهای افرادی است که برایم مینویسند؛ پدران، مادران و کودکانی که به همین بیماری مبتلا هستند، من را الگو قرار میدهند و میبینند که هرکس میتواند رؤیاهایش را محقق کند.
— این واقعاً ارزشمند است.
— در نهایت، این بیماری باعث شد مسئولیتپذیرتر باشم و بیشتر مراقب خودم باشم. البته میتواند مانع و دشواری بزرگی نیز باشد، چون طبیعتاً باید کنترل بسیار دقیقی روی غذا، انسولین و ساعت برگزاری مسابقات داشته باشید.
رسیدن به بالاترین سطح فوتبال بدون هیچ بیماریای هم دشوار است؛ حالا تصور کنید با دیابت بخواهید به آن سطح برسید. بااینحال، هیچچیز غیرممکن نیست. وقتی من توانستم این کار را انجام دهم، هر کودک و هر فرد دیگری نیز میتواند. ورزش و در مورد من فوتبال، برای مقابله با این نوع بیماریها نقشی اساسی دارد.
— با همتیمیهای سابقت در آن تیم موفق کاستیا که به دسته دوم صعود کرد، رابطهای شخصی داری. در تعطیلات اغلب همراه لوکاس، کارواخال و خوسلو دیده میشوی. اشتراکات زیادی دارید و همچنان آن هسته نزدیک و مستحکم را حفظ کردهاید.
— بدون تردید. همانطور که همیشه میگویم، دوران حضور در کاستیا شاید یکی از زیباترین دورههایی بود که تجربه کردم. با آن صعود، اتحادی میان ما شکل گرفت که در تیم اصلی نیز ادامه پیدا کرد؛ جایی که جامهای فراوانی را در کنار یکدیگر بردیم و سالهای خوش زیادی را پشت سر گذاشتیم.
طبیعی است که این ارتباط همچنان زنده بماند. هنوز با هم به تعطیلات میرویم، یکدیگر را میبینیم و هر هفته تلفنی صحبت میکنیم. بعضی افراد همخون شما نیستند، اما آنها را اعضای خانواده خود میدانید. لوکاس، خوسلو و کارواخال بخشی از خانواده من هستند و این ارتباط تا پایان عمر باقی خواهد ماند.
— همانطور که گفتی، احتمالاً در آیندهای نهچندان دور کفشهایت را آویزان خواهی کرد. پس از بازنشستگی خودت را در ساختار رئال مادرید، مثلاً بهعنوان سفیر باشگاه یا در نقشی دیگر، میبینی؟
— ببین، سالهاست که از زمان آغاز کار با روانشناسم، تلاش میکنم واقعاً روزبهروز زندگی کنم. شاید به نظر برسد کمی از پاسخدادن به پرسشت فرار میکنم، اما اکنون در حال لذتبردن از فوتبال هستم.
میخواهم اشتیاقی را که هنوز هر روز برای حضور در مسابقات با آن از خواب بیدار میشوم، حفظ کنم. زمانی که فوتبال را کنار بگذارم، مسلماً گزینهها و افکاری به ذهنم خواهد رسید و آن زمان دربارهشان فکر خواهم کرد.
— فکر میکنم به خانه بازخواهی گشت.
— درست است که رئال مادرید خانه من است. نمیتوانم بگویم به چه شکلی، اما هر زمان برای هر کاری به من نیاز داشته باشند، بدون تردید در کنارشان خواهم بود.
هنوز به این فکر نکردهام که پس از فوتبال دقیقاً چه کاری انجام خواهم داد یا چگونه مسیرم را ادامه میدهم. مادرید خانه من است و هر تماسی از سوی باشگاه برای هر نیازی که داشته باشند، با پاسخ مثبت من روبهرو خواهد شد.
— موضوعی همچنان در ذهنم مانده است. دوست داشتم مراسم خداحافظیای مانند کارواخال یا مودریچ برایت برگزار میشد.
— صادقانه میگویم که رئال مادرید آنقدر رفتار خوبی با من داشت که به چیز بیشتری نیاز نبود. این اتفاقات کمی پیش از فینال ومبلی رخ داد. باشگاه تقریباً میدانست که قرار است جدا شوم، اما رئیس، خوسه آنخل و تمام افراد باشگاه بهخوبی با من رفتار کردند.
آنها گفتند تا زمانی که با باشگاه دیگری قرارداد امضا نکرده باشم، منتظرم خواهند ماند. به همین دلیل توصیه نمیکردند در آخرین مسابقه لیگ مراسم خداحافظی برگزار کنم، چون ممکن بود در نهایت پیشنهاد مناسبی پیدا نکنم.
آیا برگزاری مراسم خداحافظی زیبا بود؟ بله، میتوانست زیبا باشد. آیا به آن نیاز داشتم؟ خیر. محبت مردم و تمام چیزهایی را که در کنار هوادارانمان در برنابئو تجربه کردم، از قبل در اختیار دارم.
آنها میدانند که تمام زندگیام را برای رئال مادرید گذاشتم. نیازی ندارم ۸۰ هزار هوادار برایم دست بزنند، چون در تمام زندگیام تشویق و محبت آنها را دریافت کردهام.
— دیگر حرفی باقی نمیماند.
— پس از آنکه قراردادم را با القادسیه امضا کردم، نخستین کسی که خواست برایم مراسم خداحافظی برگزار کند، رئیس باشگاه بود. من درباره رئال مادرید و فلورنتینو فقط میتوانم حرفهای خوب بزنم. آنها تا آخرین روز از من مراقبت کردند و حتی پس از جدایی نیز همچنان هوایم را دارند.
— میتوانی کاملاً آسوده باشی، چون مردم عاشقت هستند و میراثی از خود به جا گذاشتهای. بازیکنانی مانند تو، دنی و لوکاس ما را بسیار خوشحال کردید.
— امیدوارم ما را بهعنوان بازیکنانی به یاد بیاورند که در همین باشگاه رشد کردند و تا آخرین قطره عرقشان را برای رئال مادرید ما ریختند.



اون زمان که ناچو بازی میکرد هیچکس بین طرفدارا آدمم حسابش نمیکرد. تازه بعضیا مسخرش هم میکردن. اونوقت الان یه پلشتی مثل هویسن کلی خایه مال داره. در حالی که کیر ناچو میارزید به هیکل دراز هویسن
باز هویسن یکم عقل توکلش هست اسنسیورو بگو که با راموس مقایسه اش میکردن (امثال ناچو واسکز بی ادعا و درخدمت تیم بودن خوسلورو بگو بعد امثال برزیلیایه دلقک شاخ شدن براتیم)الانم براهیم یبار نشده حاشیه داشته باشه مثل آدم بازیشو میکنه یه نیمکت نشین خوب
والا هویسن حتی همون عقلم نداره تو سرش نمیدونم درباره چی صحبت میکنی
سر آسنسیو هم از اول درحد یک بازیکن نیمکت بود ولی یک تایمی واقعن خوب عملکرد حتی همین الانم نسبت به یکی مثل هویسن بهتره فقط یکم زیادی بی ثباته