مرجع خبری رئال مادرید : رایان اوهانلون خبرنگار ESPN به شدت از عملکرد فلورنتینو پرز در بازار نقل و انتقالات انتقاد کرد:
در قرن بیستویکم، رئال مادرید همیشه شبحی بوده که بر سر فوتبال سایه انداخته است.این باشگاهی است که تقریباً همه دوست دارند برایش بازی کنند، چون پول بیشتری از تقریباً همه باشگاههای دیگر دارد. در فصل ۲۴-۲۰۲۳، رئال مادرید نخستین باشگاه تاریخ شد که درآمدش از یک میلیارد یورو عبور کرد؛ در حالی که منچسترسیتی، دومین باشگاه ثروتمند، با رقم ناچیز ۸۳۸ میلیون یورو در جایگاه بعدی قرار داشت.
ترکیبی از بیثباتی نهادی، بیصبری و میل سیریناپذیر فلورنتینو پرز برای به خدمت گرفتن فقط مشهورترین بازیکنان باعث شد رئال مادرید هرگز نتواند برتری مالیاش را واقعاً به سلطهای شبیه لسآنجلس داجرز تبدیل کند.
اما دو سال پیش، به نظر میرسید شاید بالاخره چنین اتفاقی در حال رخ دادن باشد. رئال مادرید در لالیگا فقط یک مسابقه را باخت، فصل را با ۹۵ امتیاز به پایان رساند و هم در گل زده و هم در گل خورده بهترین تیم لیگ بود. در لیگ قهرمانان، یک سال پس از آنکه منچسترسیتی در نیمهنهایی تحقیرش کرده بود، این تیم را در ضربات پنالتی حذف کرد. نیمهنهایی بعدی مقابل بایرن مونیخ تا وقت اضافه کشیده شد و این باواریاییها بودند که برای حفظ برتری یکگلهشان به آب و آتش میزدند؛ برتریای که خیلی زود از بین رفت. رئال مادرید در نهایت با پیروزی ۲ بر صفر مقابل بوروسیا دورتموند، پانزدهمین قهرمانی خود در لیگ قهرمانان را به دست آورد.
وینیسیوس جونیور، مهاجم ستاره تیم که آن زمان ۲۳ سال داشت، در رأیگیری توپ طلا دوم شد؛ جود بلینگام ۱۹ ساله هم سوم شد و در نخستین فصل حضورش در باشگاه، عنوان بهترین بازیکن لالیگا را به دست آورد. این تیم همین حالا هم بهترین تیم جهان بود و بعد احتمالاً بهترین بازیکن دنیا را نیز به آن اضافه کرد؛ کیلیان امباپه ۲۵ ساله بالاخره اجازه داد قراردادش با پاریسنژرمن به پایان برسد و به رئال مادرید پیوست.
رئال مادرید بهجای پرداخت پول برای ستارههایی که در آستانه عبور از دوران اوج خود بودند، مثل ادن هازارد، تمرکزش را گذاشته بود روی اینکه برای بهترین استعدادهای جوان بیشتر از همه پیشنهاد بدهد، مثل وینیسیوس؛ برای فوقستارههایی که تازه وارد دوران اوج میشدند پول زیادی خرج کند، مثل بلینگام؛ و ستارههای تثبیتشدهای را که در سن اوج بودند، مثل امباپه، متقاعد کند قراردادشان را تمام کنند و بدون پرداخت حق انتقال به مادرید بیایند.
حالا در رأس هرم فوتبال اروپا باشگاهی قرار دارد که توقفناپذیر به نظر میرسد؛ تیمی با هویت، حجم دیوانهواری از استعداد جوان و پولی تقریباً نامحدود. اما آن باشگاه رئال مادرید نیست. پاریسنژرمن است.
در عوض، رئال مادرید از تابستان ۲۰۲۴ تاکنون حتی یک جام بزرگ هم نبرده است. از مرحله یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان جلوتر نرفته و دیگر حتی بهترین تیم کشور خودش هم نیست؛ این بارسلوناست که برای سومین فصل پیاپی مدعی اصلی قهرمانی در لالیگاست.
و در همین حال، سرمربی فعلی رئال مادرید ژوزه مورینیوست؛ بله، همان ژوزه مورینیو. همان کسی که بیش از یک دهه است جام بزرگی نبرده و چهار شغل اخیرش مجموعهای از دورههای نهچندان تأثیرگذار در تاتنهام، رم، فنرباغچه و بنفیکا بودهاند. و تقریباً تمام خریدهای تابستانی باشگاه یک سؤال را به ذهن میآورند: رئال مادرید واقعاً چه غلطی دارد میکند؟
پس بیایید همین سؤال را مطرح کنیم و سعی کنیم جوابش را پیدا کنیم: رئال مادرید دقیقاً چه غلطی دارد میکند؟
چرا دیومانده خریده شد؟
شاخص «ارزش مورد انتظار اضافهشده به مالکیت» یا xPVA، مجموع تأثیری است که اقدامات با توپ یک بازیکن ــ بهجز شوتها ــ بر افزایش احتمال گلزنی تیمش میگذارند. و اگر ۱۰ فصل فردی برتر از نظر xPVA را در پنج لیگ بزرگ اروپا از فصل ۲۳-۲۰۲۲ به بعد نگاه کنیم، به فهرستی چشمگیر میرسیم.
لیونل مسی با پاریسنژرمن در فصل ۲۳-۲۰۲۲، مایکل اولیسه با بایرن در فصل گذشته، کیران تریپیر با نیوکاسل در فصل ۲۳-۲۰۲۲، ژرمی دوکو با منچسترسیتی در فصل گذشته، کوین دیبروینه با منچسترسیتی در فصل ۲۳-۲۰۲۲، مارتین اودگارد با آرسنال در فصل ۲۴-۲۰۲۳، محمد صلاح با لیورپول در فصل ۲۳-۲۰۲۲، یان دیومانده با لایپزیش در فصل گذشته، ترنت الکساندر آرنولد با لیورپول در فصل ۲۳-۲۰۲۲ و برونو فرناندش با منچستریونایتد در فصل گذشته.
تفاوت بزرگ دیومانده با تمام افراد دیگر این فهرست چیست؟ او ۱۹ سال دارد، در حالی که جوانترین بازیکن بعدی ۲۴ ساله بوده است. تقریباً نمیتوان نشانه واضحتری از تبدیل شدن آینده یک بازیکن به یک فوقستاره پیدا کرد.
البته این به معنای نبود ریسک در این انتقال نیست. دیومانده در تمام دوران حرفهایاش فقط ۳۴ مسابقه لیگ داخلی را از ابتدا آغاز کرده است. و سابقه طولانیای وجود دارد از بازیکنانی که در سن کم بوندسلیگا را به آتش کشیدهاند، اما بعد نتوانستهاند همان عملکرد را در لیگ رقابتیتری مثل لیگ برتر انگلیس یا لالیگا تکرار کنند.
۱۲۵ میلیون یورویی که رئال مادرید برای خرید دیومانده پرداخت کرد، بالاترین مبلغی است که این باشگاه در تاریخش برای یک بازیکن داده است. اما جزئیات پرداخت این رقم برای باشگاهی به ثروت رئال مادرید تقریباً بیمعناست. چیزی که گیجکننده است، تناسب این انتقال با ترکیب تیم است.
اوایل تابستان، زمانی که به نظر میرسید رئال شاید آماده جدایی از وینیسیوس جونیور باشد، خرید دیومانده منطقیتر به نظر میرسید. یکی از بهترین وینگرهای دنیا در حفظ توپ و پیشروی با توپ را از دست بده و نزدیکترین چیز بعدی به او را جایگزین کن. اما حالا که وینیسیوس میماند، این قطعات دیگر به آن راحتی کنار هم جور نمیشوند.
بالاخره مشکل رئال مادرید در دو فصل گذشته این بوده که وینیسیوس و امباپه کنار هم چندان منطقی به نظر نمیرسند. در حمله، هر دو دوست دارند دقیقاً همان فضاها را در سمت چپ اشغال کنند. در دفاع هم هیچکدام تمایلی به پرس کردن ندارند؛ بنابراین هم رئال نمیتواند سبکی را اجرا کند که بیشتر تیمهای بزرگ امروزی ترجیح میدهند و هم فشار دفاعی بیشتری روی هشت بازیکن دیگر حاضر در زمین وارد میشود.
اگر رئال قرار است زوج امباپه ـ وینیسیوس را حفظ کند ــ که همین کار را هم خواهد کرد، چون حالا این دو همراه ارلینگ هالند سه بازیکن پردرآمد دنیا هستند ــ بقیه بازیکنان ترکیب باید شکافهایی را که آنها ایجاد میکنند پر کنند.
مشخص نیست دیومانده چطور قرار است این کار را انجام دهد. او مدافع بدی نیست، اما رئال مادرید او را برای دفاع کردن نخریده است. همان نمودار بالا را ببینید. و هرچند فصل گذشته در سمت راست بازی میکرد، راستپاست و این موضوع به نظر میرسد نحوه بازیاش را تعیین میکند.
وقتی در لایپزیش در سمت راست بازی میکرد، در مجموع لمس توپ بیشتری داشت، اما تعداد لمسهایش داخل محوطه جریمه کمتر بود. وقتی در سمت چپ بازی میکرد، لمس توپ کلیاش کمتر میشد اما دفعات بیشتری وارد محوطه میشد. به بیان ساده، در سمت راست ارزش او بیشتر در پیش بردن توپ در زمین بود و در سمت چپ، ارزش بیشتری در تمام کردن حملات داخل محوطه ایجاد میکرد.
وقتی دو مهاجم داری که همین حالا هم توپ را زیاد در اختیار میگیرند و به سمت چپ متمایل میشوند، داشتن وینگری که از سمت مقابل وارد محوطه شود کاملاً منطقی است. اما اگر آن وینگر فقط زمانی وارد محوطه شود که در همان سمتی بازی میکند که دو مهاجم دیگر هم از قبل آنجا حضور دارند، دیگر منطقی نیست. اگر دیومانده قرار است واقعاً مکمل مناسبی برای امباپه و وینیسیوس باشد، باید کاری انجام دهد که هنوز عملاً ندیدهایم انجام دهد.
خرید بازیکنان پر سن و سال با دستمزدهای بالا
بله، فصل گذشته برای رئال مادرید ناامیدکننده بود. تیم برای حدود یک ماه زیر نظر ژابی آلونسو واقعاً عالی به نظر میرسید، سپس بازیکنان شورش کردند، تیم پرس کردن را کنار گذاشت و آلونسو اخراج شد. بعد اوضاع بدتر هم شد؛ در دوره سرمربی موقت، آلوارو آربلوا ــ که حالا به شکلی عجیب سرمربی فولام است ــ بازیکنان واقعاً در رختکن با یکدیگر درگیر شدند.
در ۱۹ مسابقه زیر نظر آلونسو، میانگین تفاضل گل تعدیلشده رئال مادرید ــ با وزن ۷۰ درصد برای گلهای مورد انتظار و ۳۰ درصد برای گلهای واقعی ــ مثبت ۱.۲۱ بود؛ تقریباً همان چیزی که بارسلونا در کل فصل ثبت کرد. زیر نظر آربلوا این عدد به مثبت ۰.۷۷ کاهش یافت.
نیمه اول فصل امیدوارکننده بود و در کل فصل نیز رئال مادرید فقط دومین تیم مسن لالیگا بود؛ بعد از بارسلونا. میانگین سنی تیم، با وزندهی بر اساس دقایق بازی، فقط ۲۵.۳ سال بود. اگر به این اضافه کنیم که بلینگام و آردا گولر فقط حدود نیمی از دقایق ممکن را بازی کردند و ترنت هم فقط در یکسوم زمان ممکن به میدان رفت، دلایل زیادی برای انتظار پیشرفت از داخل همین ترکیب وجود داشت.
پس چهار خرید بزرگ دیگر رئال مادرید در تابستان را چطور باید توضیح داد؟
مارک کوکوریا: ۲۸ ساله، مدافع کناری، ۵۵ میلیون یورو از چلسی.
دنزل دامفریس: ۳۰ ساله، وینگبک، ۲۰ میلیون یورو از اینتر.
ابراهیما کوناته: ۲۷ ساله، مدافع میانی، انتقال آزاد از لیورپول.
برناردو سیلوا: ۳۱ ساله، هافبک، انتقال آزاد از منچسترسیتی.
هرچند پول برای رئال مادرید واقعاً مسئله بزرگی نیست، اما از یک جهت اهمیت دارد: این باشگاه آنقدر به بازیکنانش دستمزد بالا میدهد که اگر یک انتقال جواب ندهد، خلاص شدن از آن بازیکن دشوار میشود. برناردو سیلوا فقط قرارداد دو ساله دارد، اما کوناته و دامفریس تا ۲۰۳۰ و کوکوریا تا ۲۰۳۲ قرارداد دارند.
نه کوکوریا و نه دامفریس هرگز بهطور مستمر در سطحی بازی نکردهاند که بتوان با اطمینان گفت حضور هر کدام از آنها رئال مادرید را بهتر میکند. برناردو سیلوا اگر هنوز در اوج باشد، قطعاً رئال را بهتر میکند. کوناته هم بین این دو حالت در نوسان بوده: گاهی شبیه یکی از بهترین مدافعان میانی دنیا و گاهی شبیه فاجعهای که هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد. با توجه به سن این بازیکنان، احتمال اینکه در رئال مادرید بدتر شوند بیشتر از این است که بهتر شوند.
و با توجه به تلاش باشگاه برای جذب رودری، هافبک ۳۰ ساله منچسترسیتی، به نظر میرسد رئال بعد از چند سال کمجام در دام «پول دادن برای بازیکنان اثباتشده» افتاده است. مشکل اینجاست که اغلب در چنین شرایطی داری بابت چیزی پول میدهی که آن بازیکنان قبلاً بودهاند. درست زمانی آنها را میخری که سن کمکم شروع به گرفتن اثرش میکند.
فاجعه مورینیو در ده سال اخیر
با توجه به جداییهای اخیر پپ گواردیولا و یورگن کلوپ، «آقای خاص» خودخوانده مشهورترین سرمربی باشگاهی فعال در جهان است. اما فعلاً این موضوع را کنار بگذاریم.
بیایید ۱۰ سال اخیر مورینیو را مرور کنیم.
منچستریونایتد، ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸: فصل اول ششم شد و لیگ اروپا را برد، فصل دوم دوم شد و در میانه فصل سوم اخراج شد.
تاتنهام، ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱: حتی یک فصل کامل را هدایت نکرد و تیم در دو فصل ناقصی که او آنجا بود، ششم و هفتم شد.
رم، ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴: در دو فصل اول در سری آ ششم شد، فصل اول لیگ کنفرانس را برد، فصل دوم به فینال لیگ اروپا رسید و شکست خورد و در میانه فصل سوم اخراج شد.
فنرباغچه، ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵: در فصل اول دوم شد و ابتدای فصل دوم، پس از شکست مقابل بنفیکا در مرحله پلیآف لیگ قهرمانان، اخراج شد.
بنفیکا، ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶: در لیگ پرتغال بدون شکست ماند، اما سوم شد و سهمیه لیگ قهرمانان را نگرفت.
همه اینها را کنار هم گذاشتم چون وقتی مهمترین دستاورد یک مربی در دهه گذشته «قهرمانی در رقابتهای اروپایی سطح پایینتر» باشد، معمولاً این رزومه برای نزدیک شدن به شغل سرمربیگری در باشگاهی مثل رئال مادرید کافی نیست.
بنابراین تنها راهی که انتخاب مورینیو معنا پیدا میکند این است که شهرت او را هم وارد معادله کنیم. و وقتی این کار را میکنیم، سخت است تابستان فعلی را چیزی غیر از این ببینیم: فلورنتینو پرز و رئال مادرید دارند به همان شیوه قدیمی خودشان برمیگردند.
موفقترین مربیان رئال مادرید از جنس مربیانی مثل کارلو آنچلوتی و زینالدین زیدان بودهاند؛ کسانی که راهی پیدا کردند تا تعداد کافی از فوقستارهها را همزمان در زمین جا بدهند و همه را راضی نگه دارند.مورینیو دقیقاً نقطه مقابل این مدل است. همان مربیای که پس از آنکه وینیسیوس جونیور از سوی یکی از بازیکنان بنفیکای مورینیو مورد توهین نژادپرستانه قرار گرفت، از خود وینیسیوس انتقاد کرد. او همین حالا هم فقط یک هفته بعد از پیوستن برناردو سیلوا، از شرایط بدنیاش انتقاد کرده است.
شاید چیزی که برای پرز مهمتر است این باشد که مورینیو نقطه مقابل چیزی است که بارسلونا در حال حاضر نمایندگی میکند. بارسلونا زیر نظر هانسی فلیک چندان نگران گل خوردن نیست، چون میتواند برای تفریح گل بزند. این تیم به تهاجمیترین شکل ممکن در میان تیمهای بزرگ دفاع میکند؛ در دو فصل کامل گذشته فقط پنج مسابقه را مساوی کرده است.
در مقابل، تیمهای اخیر مورینیو در «نباختن» بسیار بهتر از «بردن» بودهاند. در سه شغل اخیرش، ۲۲ درصد مسابقات تیمهایش مساوی شده است. چیزی که مورینیو نمایندگی میکند، ظاهراً مهمتر از چیزی است که واقعاً میتواند برای موفقیت این تیم به همراه داشته باشد.
آیا پروژه رئال مادرید محکوم به شکست است؟
البته این به معنای آن نیست که این پروژه نمیتواند موفق شود. رئال مادرید در یک فصل «بد» ۸۶ امتیاز گرفت، منچسترسیتی را در لیگ قهرمانان بهراحتی شکست داد و کمترین گل را در لالیگا دریافت کرد.
طبق Transfermarkt، رئال مادرید بعد از منچسترسیتی دومین ترکیب باارزش دنیا را دارد. اگر فقط ۱۸ بازیکن برتر تیم را هم در نظر بگیریم، باز هم دوم است؛ این بار پشت سر پاریسنژرمن. این تیم به اندازه کافی استعداد دارد که هر جام بزرگی را ببرد.
ترکیب رئال مادرید هنوز ظرفیت پیشرفت بسیار زیادی دارد، اما بعد از تابستان امسال، خطر سقوطش هم بیشتر از هر زمان دیگری در مدت طولانی گذشته شده است.
دو فوقستاره تیم هنوز نفهمیدهاند چطور باید کنار هم بازی کنند. گرانترین خرید تاریخ باشگاه در مجموع فقط یک فصل فوتبال در سطح نخبه انجام داده و او هم در کنار آن زوج، از نظر تاکتیکی چندان راحت و طبیعی به نظر نمیرسدبقیه خریدهای تابستانی یا مسن هستند، یا چندان فوقالعاده نیستند، یا هر دو.
و رئال تصمیم گرفته کلیدها را به مربیای بدهد که بیش از یک دهه است یک تیم سطح اول و نخبه را هدایت نکرده، در تصمیمهای مربوط به نفرات معمولاً به سمت محافظهکاری میرود و سابقهای طولانی در درگیری با بازیکنان خودش و منفجر کردن همهچیز پیش از رسیدن قراردادش به پایان دارد.چه چیزی ممکن است خراب شود؟



بزارید دشمنان هرچی میگن بگن ما تیممون تا چند سال جوری بسته شده ک مدعی هر جام هست
تیم ۲ سال پیش قهرمان چمپ و لالیگا شد بعدش ک تقریبا ۲ ساله جام نبردیم . علت اینه ک مندی کارواخال میلی آلابا کلا نابود شدن این حجم بدشانسی عجیب بود مدریچ کروس ناچو جدا شدن خط هافبک مون ک باید کنار هم تو هافبک بازی کنن ب جاش والوردع کاما شوا تو دفاع بازی کردن ک همین باعث شد هیچوقت هماهنگ نشن پارسال جانشین آوردیم ولی همونا هم مصدوم شدن یا افت کردن سال اول تو رئال سخته .. امسال دفاع تقویت شد با مبلغ ناچیز ولی بازیکن تراز اول . خط هافبک هم سبایوس نخاله رفت برناردو جاش اومد وینگ راست هم طبق رسم باشگاه بهترین استعداد آورد.. امسال ی تیم مخوف درست میشه شک نکنید این اسفن و بقیه روزنامه ها دشمنی خودشون ثابت کردن اصلا هم مهم نیست بازیها شروع بشه جام گرفتن شروع بشهدگه چیزی مهم نیست دهنشون گل گرفته میشه این تیم تا ۳.۴ سال آینده مدعی لالیگا چمپ هست هر سال گرچه پرز فکر بعدشم کرده
خیلی دوست دارم ببینم مورینیو که آنقدر بهش امید دارن چیکار میکنه
چرا باید دقیقا بازیکنایی که تو لیست خروجی بودن، همین الان مصدوم بشن؟
شاشمنی، نیوراموس و بابی 4تن و ….
انصافن از حق نگذریم تیممون نسبت به پارسال تیم بهتری شده اما هنوزم من بعید می دونم بتونیم حریف پی اس جی و آرسنال و بارسلونا و بایرن بشیم هنوز یه مدافع و ی هافبک لازمه
همین الان با همین ترکیب بایرن پاریس آرسنال له میکنیم
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
کلا جواب پرز به همه چی خرید وینگ چپه
دفاع نداریم وینگر چپ میخره هافبک بازیساز نداریم وینگر چپ میخره وینگر راست نداریم وینگ چپ میخره مهاجم نوک نداریم وینگ چپ میخره
احتمالا اگر کورتوا هم تو تیم نباشه میره بجاش ی وینگ چپ دیگه میخره
ریدنشون فقط سر نخریدن هافبک رجیستا و دفاع وسط چپ پاست این دوتا میخریدن نقل و انتقالات خوبی میشد
ریدمان بعدی هم نگه داشتن اون برزیلی کوتوله بود واقعا درک نمیکنم با وجود اسپی و امباپه به این اصلا چه بازی میخواد برسه که مونده
مقاله ای کاملا بد بینانه. کارواخال و آلابا و سبایوس با سن بالا رفتن. در همه سنین بازیکن خریدیم. دیومانده 19 اسپی 21 کوکوریا 26. الانم سن اوج فوتبال به نزدیک 33 تا 36 رسیده. میانگین سنی تیم عادیه. فقط میشه به بالانس نبودن تیم ایراد گرفت که وظیفه مربیه اینکار رو بکنه. نقش سیلوا این وسط مهمه
کارواخال رو بیرون کرد بجاش دنزل رو با سن بالا و با قیمت بیست میل خرید خب اگر قرارع ذخیره آرنولد باشه همون کارواخال رو نگه میداشت نهایت به بازیکن آکادمی هم فرصت بازی پیدا میکرد
کارواخال ۲ ساله فوتبالش با مصدومیت نابود شد . دومفرایز هم عالیه سال بعد متوجه میشین
ناگفته نماند زمانی که تیم دفاع راست نداشت حاضر نشد دفاع راست بخره حتی اگر یک نیم فصل مایل واکر که قرضی رفت میلان رو میآورد اون سال سوتی های واسکز رو نداشتیم و شاید یک جام حداقل میگرفتیم نه اینکه جلوی بارسا تحقیر بشیم الان بجای مدافع مرکزی رفته یا هافبک بازیساز رفته دفاع راست خریده
فصل بعد هم اگه بدون جام تموم کنیم پرز رو باید با در کونی پرتش کنیم بیرون.
حیف این نقل و انتقالات که با خرید رودری و باستونی و سیک کاما و اسنسیو میتونست تیم تکمیل بشه که ک،ونی کالافات و کفتار ریدن توش