«ترکیب رئال مادرید فاجعه است چون ستاره‌های محبوب پرز نباید دست بخورند»

نوشته شده توسط admin در 17 آگوست 2026 - 18:54

مرجع خبری رئال مادرید: فلورنتینو پرز یک ویژگی بزرگ دارد. بلد است برای خودش مسیری ترسیم کند و همیشه تا انتهای آن مسیر پیش برود؛ مسیری که معمولاً به آخر دنیا، آن‌گونه که ما می‌شناسیمش، ختم می‌شود. این سماجت در اشتباه کردن هم وجود دارد. اما او می‌تواند اشتباه را آن‌قدر دور خودش بچرخاند تا در نهایت به یک فضیلت تبدیلش کند. مهندس پرز تا لبه‌های مرز بی‌نهایت پیش رفت و وقتی پا روی آن زمین بی‌ثبات گذاشت، همه‌چیز محو شد و رؤیا جای خود را به واقعیتی با رنگ‌وبوی کابوس داد.

پرز در دومین دوره حضورش روی نیمکت رئال مادرید ، تصمیم گرفت تمام قدرت را به ژوزه مورینیو بدهد تا اشتباهاتش را اصلاح کند. خودش اعتراف کرد: «رختکن را لوس کرده‌ام.» دقیقاً همان کاری که در دو سال اخیر هم انجام داده است. ندادن توپ طلا به وینیسیوس و قهر باشگاه در همبستگی با مشهورترین قربانی فوتبال، شلیک آغازین نسخه تازه‌ای از غروب کهکشانی‌ها بود. وینی، امباپه و بلینگام؛ استعداد کمتر و تکنیک پا کمتر از برادران بزرگ‌ترشان: زیدان، رونالدو، رائول و فیگو. فوتبال بسیار کمتر، اما جوانی و حرارت بیشتر.

نمی‌دانیم فلورنتینوی آن دوران چگونه رفتار می‌کرد، اما مردی که امروز ریاست رئال مادرید را برعهده دارد، مردی سالخورده است. هنوز انرژی مشخصی دارد و عقایدش کاملاً ثابت‌اند. از انتقاد بیزار است و کسی هم اطرافش نیست که صادقانه با او حرف بزند. تقریباً تبدیل شده به کلیشه‌ای از قدرت در دوران افول. افسانه‌های مربوط به برهنه بودن پادشاه حقیقت دارند. حرکات فلورنتینو در ماه‌های اخیر، حرکات مردی است که به مجموعه‌ای از اصول عقیم چسبیده و ایجنت‌ها، واسطه‌ها و دوستان دروغینی دوروبرش هستند که بلدند حرف‌هایی را در گوشش زمزمه کنند که شنیدنش برای او شیرین است.

رئال مادرید به هافبک‌های میانی خلاق و یک هافبک مرکزی نیاز دارد که بتواند خوب را از بد تشخیص دهد. رئال با همین‌ها قهرمان چمپیونزلیگ شده است. حتی مورینیو ــ که معمولاً دوست دارد از بالای سر خط میانی عبور کند ــ مودریچ را مطالبه کرد. حالا برناردو سیلوا را به او داده‌اند؛ خرید خوبی است، اما فوتبالیستی پیر که مثل آلابا ــ که فقط یک سال خوب داشت و نه بیشتر ــ آمده است دوران بازنشستگی‌اش را اینجا بگذراند.

خرید رودری دقیقاً از آن نوع انتقال‌هایی است که فلورن از آنها متنفر است. بازیکنی اسپانیایی و عزیزکرده رسانه‌ها. کسی که ظاهرش چشم را نمی‌گیرد، برجسته نیست و آن درخشندگی روی پاهایش را ندارد که انگار شایسته قرار گرفتن در موزه باشد. خریدی که متعلق به یک نامزد انتخاباتی دیگر بود ــ و همین خودش نشان می‌دهد رودری می‌خواست به رئال مادرید بیاید ــ و رسانه‌ها هم برای انجام شدنش فشار می‌آوردند. برنده توپ طلایی که آن جایزه را از پسرخوانده فلورنتینو، وینیسیوس، گرفته و نه هافبک هجومی است و نه گل می‌زند. فلورن برای سازندگان بازی ارزشی قائل نیست. به آنها علاقه‌ای ندارد. مورینیو هم رودری را می‌خواست، اما اهمیتی نداشت.

کسی که آمده، دیومانده است. یک وینگر راست، یا شاید هم وینگر چپ. معلوم نیست. تقریباً هیچ‌چیز درباره این پسر نمی‌دانیم جز چند ویدیویی که این طرف و آن طرف می‌چرخند. ۱۲۵ میلیون یورو هم بابتش پرداخت شده است. طبق قوانین آهنین «فلورنتینیسم»، همین مبلغ یعنی باید با حکم از بالا در ترکیب اصلی باشد. فقط زیدان بود که این قوانین را زیر پا گذاشت. با خامس این کار را کرد و با بیل هم همین کار را کرد. رئال مادرید سه چمپیونزلیگ متوالی برد. یک زنجیره علت و معلولی وجود دارد.

فلورنتینو یک نابغه است. کسی که جایی افق را می‌بیند که دیگران فقط یک دیوار می‌بینند. اما به آدم‌هایی هم‌سطح خودش ــ که تعدادشان کم است ــ نیاز دارد تا برایش حد و مرز تعیین کنند. در غیر این صورت، آن نبوغ تبدیل به آتشی می‌شود که همه‌چیز را می‌سوزاند.

مورینیو دقیقاً برای همین برگشته است. و همان آدم‌های همیشگی، تمام آن دشمنانی که در رسانه‌ها از خودش به جا گذاشته بود، همین حالا می‌گویند بازگشتش اقدامی بی‌حاصل است؛ آخرین واکنش مردی که ایده‌هایش تمام شده و حالا به خاک‌گرفته‌ترین بخش گذشته‌اش برگشته است. آیا واقعاً همین‌طور است؟

بدترین مشکل رئال مادرید در دو سال اخیر، کمبود هوش در ترکیب تیم بوده است. هم هوش فوتبالی و هم هوش احساسی. این تیم بلد نیست جزئیات را مدیریت کند ــ کافی است کارت زرد دوم کاماوینگا مقابل بایرن را ببینید ــ و حتی در شکل دادن یک ضدحمله مشکل دارد، چون همه بازیکنان در یک ارتفاع روی هم جمع می‌شوند. تیم نه ریتم مسابقه را کنترل می‌کند و نه روح آن را.

انگار این تیم نه زندگی مستقلی دارد و نه شخصیت جمعی؛ فاقد «شخصیت» است، یعنی همان مجموعه ارزش‌ها و ویژگی‌هایی که یک گروه اجتماعی را تعریف می‌کند. کاپیتان ندارد و چهره‌های مهمش نمادهای اختلاط نژادی معاصر هستند: جهانی کاملاً تعریف‌شده، پر از زنان خیره‌کننده، موسیقی رپ، خودروهای لوکس و شعارهای مبهم ضدنژادپرستانه. اینها قهرمانان دوران ما هستند و بلدند سبک زندگی‌شان را در بسته‌های جذاب یک‌دقیقه‌ای برای مصرف انبوه عرضه کنند.

تفاوت رودری با لامین یا کروس با وینیسیوس همین است. گروه اول فقط فوتبالیست‌اند. گروه دوم آیکون‌های پاپ هستند و فوتبال وسیله‌ای است که از طریق آن وجه قهرمانانه خود را بیان می‌کنند. تعهدشان به تیم هرگز یکسان نخواهد بود.

این ترکیب هوشمند نیست و قدرت ستاره‌های اصلی‌اش مطلق است. ترکیبی مرگبار. هیچ خریدی قرار نیست این مسئله را حل کند. کاسمیرو هرگز زندگی‌ای فراتر از زمین فوتبال نداشت. او «بازیکن رئال مادرید» بود؛ یک هافبک میانی خشن و جدی که این نقش شخصیتی را، انگار لی ماروین باشد، تا آخرین پیامدهایش زندگی می‌کرد.

ترکیب تیم هوشمند نیست و قدرت بدنه های اصلی آن تغییرناپذیر است. ترکیبی فاجعه‌بار. هیچ خریدی این را درست نمی‌کند. اما تمدید قرارداد وینیسیوس اوضاع را بدتر هم می‌کند. یک باشگاه با اعمالش خودش را تعریف می‌کند. امباپه و وینیسیوس هر کاری بکنند، قرار نیست دست بخورند.

آنچلوتی. ژابی دست به وینیسیوس زد و مجبور شد برود. آربلوا بزرگ‌ترین پیروزی‌اش ــ مقابل منچسترسیتی ــ را در غیاب بلینگام و امباپه به دست آورد. تعداد زیادی هافبک بازی کردند، گولر فرمانده میدان بود و برای تنها بار در دو سال، رئال مادرید در زمین از یک حریف بزرگ هم باهوش‌تر بود و هم کارآمدتر.

اما باشگاه از این موضوع خوشش نیامد و همان بازیکنان همیشگی مجبور شدند دوباره بازی کنند، با اینکه جا دادن همه آنها در ترکیب عملاً غیرممکن بود. تیم دوباره شکست خورد و آربلوا هم در حالی که شانه بالا می‌انداخت، باشگاه را ترک کرد.

تمدید قرارداد وینیسیوس پیامی است برای هر کسی که بخواهد بشنود: ستاره‌ها نباید دست بخورند. آنها همان سوخت فسیلی‌ای هستند که این تمدن بزرگ سفید را به حرکت درمی‌آورند؛ تمدنی که همیشه خطر ویرانی تهدیدش می‌کند.

و اینجاست که مورینیو وارد می‌شود. او را آورده‌اند تا نظم برقرار کند، کاری کند بچه‌ها صبح زود از خواب بیدار شوند، پرس کنند و تکالیفشان را انجام دهند؛ اما همزمان به همان بچه‌های سرکش قدرتی بی‌نهایت داده‌اند.

برای اینکه حرف مورینیو شنیده شود، باید صدایش در داخل باشگاه خودش هم پژواک داشته باشد. اگر چنین نباشد، تهدیدهایش فقط رجزخوانی خواهند بود. و این مورینیو تبدیل خواهد شد به ژنرالی نمایشی که وسط تیراندازی‌ای روی صحنه‌ای مقوایی فرماندهی می‌کند.

درباره دیومانده می‌گویند یکی از نقاطی که باید بهتر کند «بی‌ثباتی تکنیکی» اوست. یک فوتبالیست دیگر که بلد نیست توپ را روی زمین پاس بدهد. اگر طبق حکم از بالا در سمت راست خط حمله بازی کند، قربانی گولر خواهد بود؛ تنها بازیکنی که خطوط تیم را به هم وصل می‌کند. و در خط میانی هم کسی نخواهد بود که بلد باشد ریتم مسابقه را تعیین کند.

آیا مورینیو قرار است از کنار زمین ریتم را تعیین کند؟ می‌دانیم که این کار جواب نمی‌دهد. دقیقه ۷۰ یک نیمه‌نهایی، رئال مادرید به بازیکنانی احتیاج دارد که تصمیم درست بگیرند. برنابئو یک ماشین تخریب است؛ هم برای ساختارهای حریف و هم برای ساختارهای خودش.

مورینیو معمولاً آزادی زیادی به بازیکنانش نمی‌دهد. انگار مردم این موضوع را فراموش کرده‌اند. اتوئو را دیده‌ایم که مدافع کناری شده و چنان خودش را فدا می‌کرد که انگار بقای نسلش به آن بستگی داشت.

اگر امباپه و وینیسیوس پرس کنند، دیگر نیازی به خط میانی‌ای نیست که بازی را به حرکت درآورد، چون فرصت گل از همان پرس شدید در بالای زمین به وجود خواهد آمد.

اما در بلندمدت این اتفاق نمی‌افتد. هیچ‌کس نمی‌تواند مدت زیادی برخلاف ذات خودش رفتار کند. امباپه نقش خودش را کاملاً پذیرفته است: یک ستاره نمایشی که باید مدام با توپ و حلقه نامزدی تغذیه شود.

بدون پرس بازیکنان خط حمله، فاصله خطوط تیم زیاد خواهد شد و موقعیت‌های حریف یکی پس از دیگری از راه خواهند رسید. بهترین سلاح مربی پرتغالی در آن صورت، یک بلوک دفاعی پایین و سپردن همه‌چیز به ضدحملات وحشیانه خواهد بود.

برای انجام آن، باید به بازیکنانش یاد بدهد توپ را به یکدیگر پاس بدهند، در ارتفاع‌های مختلف بازی کنند و مراقب آفساید باشند.

باید دوباره به آنها یاد بدهد چگونه فوتبال بازی کنند.

آنخل دل ریگو – الکونفیدنسیال

قوانین ارسال دیدگاه
  • هنگام ارسال دیدگاه، احترام سایر کاربران را رعایت کنید.
  • توهین، اسپم، تبلیغات، انتشار اطلاعات شخصی و ارسال مطالب غیرمرتبط یا سیاسی ممنوع است.
  • ارسال پاسخ‌های بسیار کوتاه و فاقد محتوای مشخص به سایر کاربران، مانند «حق»، «دقیقاً» و موارد مشابه ممنوع است.
  • ارسال هرگونه پیام غیرفوتبالی ممنوع است.
  • انتشار اخبار جعلی و شایعات در بخش دیدگاه‌ها و همچنین کپی کردن لینک اخبار سایر سایت‌ها و کانال‌ها ممنوع است.
  • استفاده از ایمیل‌های نامعتبر، نام‌های کاربری توهین‌آمیز و همچنین استفاده از چند نام کاربری توسط یک نفر ممنوع است.
  • لطفاً در انتخاب نام کاربری دقت کنید و پس از انتخاب، آن را تغییر ندهید. همچنین تا حد امکان از نام کاربری متمایز استفاده کنید تا با سایر کاربران اشتباه گرفته نشوید.
  • عدم رعایت هر یک از موارد بالا ممکن است باعث حذف دیدگاه و محرومیت شما از ارسال دیدگاه شود.
اشتراک در
اطلاع از
23 نظرات

بزرگترین مشکل رئال یه مدیر ورزشی کاربلد هست
پی اس جی از وقتی این مدیر ورزشی رو آورده هم خرید و فروش خوبی انجام داده هم مدیریت تیم و ساختار کلی تیم بهتر شده نتیجه ش رو هم داریم می بینیم متاسفانه توی رئال پرز خودش رو همه کاره میدونه خرید های بعضا بیخودی و بدون تفکر و قرارداد های وحشتناک که باشگاه مجبوره بازیکنی مثل مندی و کاما که بدرد نخور هستن رو تحمل کنه و تنونه بفروشه بخاطر دستمزد و قیمت بالا
امسال هم فکر کنم باز خیلی بد توی الکلاسیکو شرمنده شیم بارسا با نداریش از ما بهتر و موثرتر و هوشمندانه ترخرید کرده

یه وینیسوس رو اگر سیکشو می‌زدی تمام مشکلاتت اتوماتیک حل میشد آقای پرز .

یه زمان رئال پر از ستاره بود و تا ماکلله رو نخریدیم تیم نتیجه نگرفت
شما ببینید تیمهای که خیلی قوی بودن ۲تا هافبک خوب داشتن همیشه و مهم ترین پست بوده تو بارسا ژاوی+اینستا تو رئال کوروس+مودریچ هر زمانی تیمی خوب نتیجه گرفته هافبک های که داشته بهترین بازی ساز های دنیا بودن که با لجبازی پرز تین پست تقویت نمیشه
امسال هم هیچ جامی نمیبریم یا تیم نتیجه نمیگیره
این همه پول خرج میشه و برام جالب هست چرا ۱بازیکن خریده نمیشه تو این پست که بتونه بازی سازی انجام بده کنارش هم شوامنی میتونی وظایف دفاعی رو پوشش بده

چه عجب تو اسپانیا خایه مال پرور بالاخره یه خبرنگار پیدا شد دوتا کلام حرف حساب بزنه.بیشتر مقاله‌ش خوب بود به خصوص این بخشش :
کاپیتان ندارد و چهره‌های مهمش نمادهای اختلاط نژادی معاصر هستند: جهانی کاملاً تعریف‌شده، پر از زنان خیره‌کننده، موسیقی رپ، خودروهای لوکس و شعارهای مبهم ضدنژادپرستانه

به نظرم مشکل اصلی رئال مادرید فقط بازیکن یا مربی نیست مشکل از جایی شروع میشه که توی این باشگاه بعضی ستاره‌ها دیگه صرفاً بازیکن نیستن تبدیل شدن به خط قرمز

پرز سال‌هاست ثابت کرده که وقتی روی یک بازیکن یا یک پروژه سرمایه‌گذاری می‌کنه، خیلی سخت حاضر میشه قبول کنه که شاید اون تصمیم اشتباه بوده. نتیجه‌ش هم اینه که مربی میاد، سیستم خودش رو میاره ولی در نهایت باید خودش رو با ستاره‌هایی که از قبل انتخاب شدن هماهنگ کنه.

همین داستان رو توی دو سال اخیر هم دیدیم. رئال از نظر کیفیت فردی چیزی کم نداره ولی از نظر ساختار تیمی، تعادل کنترل بازی و هوش فوتبالی مشکل داره وقتی چند بازیکن باید به هر قیمتی توی ترکیب باشن، مربی عملاً به جای ساختن بهترین تیم ممکن مجبور میشه راهی برای جا دادن بهترین اسم‌ها پیدا کنه.

به نظرم بزرگ‌ترین اشتباه پرز اینه که هنوز بین «ستاره بزرگ» و «بازیکن مناسب برای تیم» تفاوت قائل نمیشه رئال همیشه به ستاره نیاز داره ولی ستاره‌ای که در خدمت تیم باشه نه تیمی که برای جا دادن ستاره ساخته بشه

رودری دقیقاً نمونه همینه شاید مثل یک مهاجم ۱۲۰ میلیونی جذاب باشه شاید کلیپ‌های تکنیکی و دریبل‌هایش فضای مجازی رو منفجر کنه ولی رودری دقیقاً همون بازیکنیه که رئال برای سال‌ها بهش نیاز داشت کسی که ریتم بازی رو کنترل کنه توپ رو از دفاع بگیره بازی رو جلو ببره و بین خطوط تعادل ایجاد کنه

در عوص وقتی نگاهت بیشتر روی ستاره و اسم بزرگ باشه ممکنه برای پست‌هایی هزینه کنی که اولویت اصلی نیستن و همزمان مشکلی رو که وسط زمین داری سال‌ها حل نکنی.

از طرف دیگه وقتی بازیکنی مثل وینیسیوس تبدیل به یکی از چهره‌های اصلی پروژه باشگاه میشه هر مربی‌ای که بخواد نقش یا جایگاهش رو تغییر بده عملاً وارد منطقه خطر میشه. اینجا دیگه بحث خوب یا بد بودن وینیسیوس نیست؛ بحث اینه که آیا مربی واقعاً اختیار داره یا نه؟

رئال مادرید زمانی بهترین تیم دنیاست که مربی بتونه به خاطر منافع تیم حتی بزرگ‌ترین ستاره رو نیمکت‌نشین کنه وقتی این اختیار از مربی گرفته بشه دیگه اسم مربی هرچی می‌خواد باشه مشکل پابرجاست

.
رئال مادرید به اسم بزرگ بیشتر نیاز نداره به تعادل شخصیت هافبک خلاق کنترل بازی و بازیکنانی نیاز داره که بدانند چه زمانی باید سرعت بازی رو زیاد یا کم کنند

رئال مادرید متعلق به هیچ بازیکنی و هیچ شخصی نیست حتی فلورنتینو پرز

مربی باید اختیار داشته باشه بازیکن باید قابل جایگزین باشه و خرید باید بر اساس نیاز تیم انجام بشه، نه اینکه چون یک بازیکن ستاره است یا پروژه محبوب رئیس باشگاهه، حتماً جایی در ترکیب اصلی داشته باشه.

وگرنه هرچقدر هم پول خرج کنی هرچقدر هم ستاره بخری و هرچقدر هم مربی بزرگ بیاری آخرش دوباره به همون مشکل برمی‌گردی تیمی پر از ستاره ولی بدون یک هویت فوتبالی مشخص.

عجب تیتر حقی

ریدم توهرچی بازیکنه تبلی.غاتیه پرز یک بیزینس من واقعیه مهم نیست یارو چقدر گوه باشه مهم تبلی.غاتیه که ازش پول درمیاره نخریدن کین بجای لاکپشت اعظم قبلا هم با فروختن ماکلله و اوردن بکام خوش چهره و تبلی.غاتی که باعث بگا رفتن تیم شد یک مشت دلال هم که جمع کرده قشنگ مرکز تجارت و کسب و کارش کرده رئالو پیرمرد

(برنده توپ طلایی که آن جایزه را از پسرخوانده فلورنتینو، وینیسیوس، گرفته و نه هافبک هجومی است و نه گل می‌زند. فلورن برای سازندگان بازی ارزشی قائل نیست. به آنها علاقه‌ای ندارد)
(تفاوت رودری با لامین یا کروس با وینیسیوس همین است. گروه اول فقط فوتبالیست‌اند. گروه دوم آیکون‌های پاپ هستند و فوتبال وسیله‌ای است که از طریق آن وجه قهرمانانه خود را بیان می‌کنند. تعهدشان به تیم هرگز یکسان نخواهد بود.)
(برای اینکه حرف مورینیو شنیده شود، باید صدایش در داخل باشگاه خودش هم پژواک داشته باشد. اگر چنین نباشد، تهدیدهایش فقط رجزخوانی خواهند بود. و این مورینیو تبدیل خواهد شد به ژنرالی نمایشی که وسط تیراندازی‌ای روی صحنه‌ای مقوایی فرماندهی می‌کند)

این ۳ تا بندش خیلی قشنگ بود
کاش امثال خوانما رودریگز رونکرو پلشت یکم یاد بگیرن

فقط یه مشکل داشت اونم اینکه کروس رو نباید قاطی وینی و یامال میکرد. فقط همینجاش مشکل داشت

اینجاشو اشتباه فهمیدی رودری کروس میشدن گروه اول که دنبال فوتبال بودن وینی یامال میشن گروه دوم که دنبال نمایشن

آهان اره درست میگی فکر کردم نوشته لامین یا کروس یا وینیسیوس.

واقعا این تیم رئال شبیه همون تیم سوپر کهکشانی سالای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ که یه کامیون اسم و ستاره تو زمین بود ولی تیم یه دست و متحدی که برای یه هدف تلاش کنن وجود نداشت. ترکیب بالانس نبود!! هر مربی ای میومد تهش با خفت و خاری مجبور میشد بره. البته از نظر وزن ستاره ها بازیکنای فعلی پشم اون بازیکنای دوره ی کهکشانی ۱ نمیشن ولی تو فوتبال فعلی ستاره ها تقریبا همینا هستن. امباپه بلینگام وینیسیوس و… نسبت به سوپراستارهای اون زمان رئال = پشم .. نسبت به ستاره های فعلی فوتبال = یا بالاتر یا قابل مقایسه. منیت و خود محوری بازیکنا با فاصله ی نجومی نسبت به تمام تیمای دنیا بیشتر. هیچ تیمی از نظر غرور و تکبر بازیکنا به بازیکنای فعلی رئال حتی نزدیک هم نیست.

(وینی، امباپه و بلینگام؛ استعداد کمتر و تکنیک پا کمتر از برادران بزرگ‌ترشان: زیدان، رونالدو، رائول و فیگو. فوتبال بسیار کمتر، اما جوانی و حرارت بیشتر)
حتی این بخشم جالب توصیف کرده بود مقاله واقعن حقی بود

اینا خب انگشت کوچیک پای امثال زیدان و رونالدو برزیلی هم نمیشن. ولی نسبت به بازیکنای الان تو جام جهانی نشون دادن به لحاظ فنی میتونن از همه بازیکنا بالاتر باشن. حتی همون وینی با همه پلشتیش میتونه خفن باشه ولی مشکل مغزی داره و نمیتونه در خدمت تیم بازی کنه و همش فکر دلقک بازی و نمایشه خودشه. امباپه هم که فقط فکر آمار پر کردن. یه عمر آمار پر کرده ولی دریغ از یه سی ال. مشکل اینا ذهنیت هست که هیچ وقتم درست نمیشه. بچه سال و ۱۸ ساله نیستن بگیم بعدا تجربه پیدا میکنن. دیگه کم کم دارن به ۳۰ سال نزدیک میشن ولی هنوز همون پوخین که قبلا بودن

حرف دلمو زدی برادر

( هیچ‌کس نمی‌تواند مدت زیادی برخلاف ذات خودش رفتار کند. امباپه نقش خودش را کاملاً پذیرفته است: یک ستاره نمایشی که باید مدام با توپ و حلقه نامزدی تغذیه شود)
مقاله اش خیلی کامله سر هرچیزی میشه از روش جواب داد:)
هرچند با وینی خیلی موافق نیستم ولی خب این ۳ تا جز چند بازیکن برتر حساب میشن اما یک مشکل بزرگ که دارن همون ذهنیته(مخصوصا امباپه وینی) از اون طرفم بدرد کنار هم بازی کردن نمیخورن یکیشون اضافیه بین امباپع وینی دقیقا شبیه نسل اول از نظر فنی عالی بودن ولی خب اسم فوق ستاره روشون بود حاضر به هرکاری نمیشدن از اون طرفم بدرد کنار هم بازی کردن نمیخوردن از آخرم شدن یک نسل سوخته دقیقا مثل اینا با وجود پرز بازیکن سالاری حاکم تو تیم این نسلم بگا می‌ره

دوستان واسه دروازه بان نظرتون درباره مایک مانیان چیه؟ چون قراره خرید آینده پرز واسه پست دروازه بان مانیان باشه. دلیلش هم مشخصه چرا پرز تمایل به خرید این بازیکن داره.

اصلا دروازبان جذابی نیس مخصوصاً اخلاقی

مقاله ی سوپری بود. به خصوص اینجاشو حال کردم.
اینجاست که مترجم پرتغالی وارد می‌شود. او را آورده‌اند تا نظم برقرار کند، کاری کند بچه‌ها صبح زود از خواب بیدار شوند، پرس کنند و تکالیفشان را انجام دهند؛ اما همزمان به همان بچه‌های سرکش قدرتی بی‌نهایت داده‌اند.

جوک محض اگه پرس نکنن فاصله بین خطوط زیاد میشه ؟؟ خخخخ اره فرانسه هم چون حتما پرس نکرد انقد تیمش باز بود هر چرتو پرتیو نزارین تیم 11 نفری که پرس نمیکنه 4 نفر جلو پرس مستقیم دارن دو تا هافبک گزینه پاس میبندن پرس باعث باز شدن تیم میشه این چه احمقیه بچه پنج ساله هم اینو میفهمه وگرنه بارسا که باید دفاعش از اتلتیکو و ارسنال هم قوی تر باشه که

قضیه ی بارسا فرق داره….بارسا بخاطر خیلی بالا آوردن خط دفاع و آفساید گیری اینطوریه دفاعش و به طور کلی مهره های دفاعی قابل اتکایی هم نداره….

من حتی واسه بازی با اسپانیول هم استرس اینو دارم که نکنه اسپانیول ما رو ببره. خدا لعنتت کنه پرز.

واقعا درست گفت

آخرین اخبار
00:32 کامنت همسر رئالی کوکوریا در مورد تصویر شوهرش مقابل شالکه 23:32 نظر والدانو در مورد ضربه زدن عدم انتقال رودری به رئال مادرید 22:24 «ترکیب رئال مادرید فاجعه است چون ستاره‌های محبوب پرز نباید دست بخورند» 21:25 کانیزارس:«رودری رئالی نشد چون با انریکه ریکلمه توافق کرده بود» 20:20 واکنش وینیسیوس به کاپیتانی دوستش در رئال مادرید! 19:21 روش عجیب معارفه خریدهای جدید: ملاقات مخفیانه با پرز! 18:25 آس: زوج دفاعی رئال مورینیو در حال ساخته شدن 18:15 ملیجک پرز، اعلام خرید تابستانی را به احتمال خرید تابستانی تقلیل داد! 17:39 چرا رودری قید رویایش برای پیوستن به رئال مادرید را زد؟ 16:29 آس: دیومانده، کمرنگ در حملات، پررنگ در دفاع 16:19 جدیدترین فروش آکادمی رئال مادرید با درآمد ۱۰ میلیونی 13:25 آس: کارلوس اسپی، مهاجم خوش قدم رئال مادرید 11:31 «امباپه برگشت، وینیسیوس هنوز نه» 09:36 قیمت 25 هزار یورویی پیراهن بلینگام در حراجی! 07:32 پیش‌بینی ها در مورد مهاجم تازه‌وارد رئال مادرید:«ستاره خواهد شد» 05:36 پیام وینیسیوس پس از بازی با شالکه 03:30 هویسن:«همیشه رویای شماره 4 را داشتم» 02:30 «کارلوس اسپی، یک گلوله در خط حمله رئال مادرید» 01:29 گزارش تصویری؛ شالکه 0-3 رئال مادرید 01:00 مورینیو:«کیفیت بازیکنان رئال مادرید باورکردنی نیست» صحبت‌های کورتوا در مورد اولین بازی فصلش و پیروزی مقابل شالکه کریستیانو رونالدو:«احتمالا این آخرین فصل دوران فوتبالم است» عکس؛ کبودی زیر چشم مورینیو مقابل شالکه! کوکوریا:«برای اولین بازی، انتظاری طولانی را متحمل شدم» شالکه 0-3 رئال مادرید؛ پایان خوش پیش فصل!