مرجع خبری رئال مادرید : داویده آنچلوتی که در نهایت تصمیم گرفت در کادر پدرش در تیم ملی برزیل حضور داشته باشد، مصاحبه مفصلی با مارکا داشت.
جام جهانی باشگاهها را برنامهریزی کرده بودید…
پاسخ: بله، در ابتدای فصل قطعاً اینطور بود، چون قرارداد ما بعد از جام جهانی باشگاهها، یعنی در سال ۲۰۲۶ به پایان میرسید. اما بعداً، با توجه به شرایطی که پیش آمد، فکر میکنم بهترین شیوه برای پایان دادن به این دوره را داشتیم. همچنین به خاطر مراسم خداحافظی که پس از بازی مقابل رئال سوسیهداد در ورزشگاه برنابئو برگزار شد. این اتفاقی است که باید برایش ارزش قائل شد، چون خداحافظی از باشگاهی مانند رئال مادرید به این شیوه، واقعاً کار بسیار دشواری است. برای من این موضوع هرگز فراموش نخواهد شد و فکر میکنم برای پدرم هم همینطور است.
پرسش: خیلی گریه کردید؟
پاسخ: بله، کاملاً همینطور است. و این کمک میکند، چون من و پدرم هر دو آدمهایی هستیم که خیلی راحت احساساتی میشویم. میتوانم بگویم که ما حسابی گریه کردیم، حتی شاید من بیشتر از او. ما آدمهایی هستیم که گریه میکنیم و از بیان آن هم ابایی نداریم، چون در نهایت این ما هستیم و خانوادهمان هم همینطور است. خواهرم، پدرم، پدربزرگم… او حتی از ما هم احساساتیتر بود.
پرسش: آن لحظهای که آن روز در مراسم خداحافظی تنها شدید، چطور بود؟
پاسخ: نمیتوانم بگویم لحظهای خاص، خیلی عاشقانه یا دراماتیک بین ما بود. نمیتوانم به جای او صحبت کنم، اما فکر میکنم هر دو یک فکر و احساس مشترک داریم: این یک دوره فوقالعاده بود که به بهترین شکل ممکن به پایان رسید. ما کاملاً از جایگاه این باشگاه آگاه هستیم و میدانیم جدا شدن از رئال مادرید به این شکل، خیلی سخت است. پس سپاسگزار و خوشحالیم و فکر میکنم او هم از آخرین روزش بهعنوان سرمربی رئال مادرید خیلی لذت برد. این در رفتار او هم مشخص بود. اینکه فرصتی داشت تا با هواداران صحبت کند، با خانواده در استادیوم عکس بگیریم، با همه جامها… واقعاً یک روز بسیار زیبا برای خانواده ما بود.
پرسش: کدام موضوع برایتان احساسیتر بود؟ مراسم تقدیر از پدرتان یا خداحافظی خودتان؟
پاسخ: سؤال خوبی است. فکر میکنم هر دو. در زبان اسپانیایی هم مثل ایتالیایی میگویند باید خودت را جای دیگری بگذاری. من به عنوان دستیار سرمربی، بارها خودم را جای او گذاشتهام. بنابراین، این خداحافظی برای من به خاطر همین موضوع خیلی احساساتی بود. همچنین به این دلیل که فقط یک مراسم خداحافظی در برنابئو نبود، بلکه هفتهای طولانی از خداحافظی با افرادی بود که مدت زیادی با آنها زندگی کردهایم و روابط خیلی عمیقی برقرار کردهایم. دقیقاً به خاطر همین روابط نزدیک، خداحافظی دشوار بود، اما باز هم تکرار میکنم، باید از چنین خداحافظیای قدردان باشیم. ما میتوانستیم طور دیگری جدا شویم، مثل خیلی وقتها در این حرفه که جدایی خیلی سریع اتفاق میافتد. پس امکان خداحافظی به این شکل یک افتخار است. و حالا زندگی ادامه دارد، رئال مادرید به قهرمانیهایش ادامه خواهد داد… و امیدوارم ما هم همینطور.
پرسش: ایدهتان درباره سرمربیگری مستقل در چه مرحلهای است؟
پاسخ: آرزوی من این است که روزی به عنوان سرمربی اصلی کار کنم. این هدف شغلی من است و کاملاً روشن است. در پایان فصل، پدرم پیشنهاد داد که با او در تیم ملی برزیل بمانم و من از او کمی وقت خواستم تا با برخی باشگاهها صحبت کنم. فرصتهایی داشتم، و در نهایت، بدون اینکه وارد جزئیات مذاکرات شوم، بهترین گزینه برای من این بود که این چالش را بپذیرم؛ حضور در یک جام جهانی با تیمی که نماینده ۲۰۰ میلیون نفر است. بنابراین، بله، لحظهای برای فکر کردن بود، اما پس از سنجیدن همه چیز، فکر میکنم حضور در جام جهانی با برزیل بهترین تصمیم ممکن است.
پرسش: پس تا ژولای ۲۰۲۶ این ایده سرمربیگری مستقل را کنار گذاشتهاید؟
پاسخ: در حال حاضر اصلاً به ژولای ۲۰۲۶ فکر نمیکنم، تمام تمرکزم روی هر روز است. زمانی که پیشنهادی برسد، بررسی و صحبت خواهد شد. نمیتوانم بگویم یک سال دیگر چه خواهم کرد. اما الان واقعاً خیلی هیجانزدهام که بخشی از تیم ملی برزیل و فدراسیون فوتبال این کشور هستم. این یک فرصت نادر برای یادگیری زبانی جدید و آشنایی با یک لیگ، بازیکنان و حرفهایهای سطح بالا است.
پرسش: آیا حس میکنید حضور در برزیل یک شانس طلایی است؟ چون سال دیگر میتوانید قهرمان جهان شوید…
پاسخ: پدرم اهل رجیولو است، روستایی با پنج هزار نفر جمعیت. فکر کردن به اینکه کسی از آنجا بتواند سرمربی تیم ملی برزیل شود، واقعاً غیرممکن است. پس ما داریم یک رؤیای واقعی را زندگی میکنیم. و بله، قهرمانی در جام جهانی ممکن است، چون قطعاً این هدف برزیل است. ما از جایی آمدهایم که پیروزی عادت است و میرویم به جایی که انتظار دارند برنده شویم. این فشار برای ما چیز تازهای نیست. برعکس، همین انگیزهای است که برای ارائه بهترین عملکرد به آن نیاز داریم.
پرسش: اگر برزیل قهرمان جام جهانی شود… چه کسی میتواند بگوید کارلو آنچلوتی بهترین مربی تاریخ نیست؟ اگر هم قهرمان جهان شود و هم بیشترین قهرمانی در لیگ قهرمانان را داشته باشد…
پاسخ: از نظر من که قطعاً همینطور است، اصلاً شکی ندارم. البته بحث منصفانهای نیست چون من بیطرف نیستم! حتی اگر پدرم جام جهانی را هم نبرد، باز هم برای من بهترین مربی تاریخ است.
پرسش: روزی که داویده بدون کارلو سرمربی شود، چه نوع مربیای خواهد بود؟
پاسخ: پدرم به من یاد داد که انعطافپذیر باشم، بتوانم خودم را وفق دهم و راههای مختلفی برای پیروزی بلد باشم. مهم است که یک تیم بتواند در فازهای مختلف بازی عملکرد خوبی داشته باشد. با این حال، هر کسی سلیقه خود را دارد و من هم به فوتبال کمی عمودیتر و جسورانهتر علاقه دارم. اما اگر بخواهم ایده فوتبالیام را خلاصه کنم، میگویم مهمترین چیز این است که یک تیم بتواند کارهای زیادی را در بالاترین سطح انجام دهد. در حال حاضر، پاریسنژرمن آمادهترین تیم است، چون کارهای زیادی بلد است: حفظ مالکیت توپ، بازی عمودی، پرسینگ بالا، دفاع در محوطه جریمه… اگر بازی آنها مقابل لیورپول در مرحله یکهشتم نهایی را ببینید، میبینید که چقدر خوب در دفاع فشرده عمل کردند. در فوتبال امروز باید همه کار بلد بود. برای من مهم است بازیکنانم بتوانند هر کار لازم را به بهترین شکل و متناسب با ویژگیهای خود انجام دهند.
پرسش: پس تا ژولای ۲۰۲۶، ایده سرمربیگری مستقل را کنار میگذارید؟
پاسخ: در حال حاضر اصلاً به ژوئیه ۲۰۲۶ فکر نمیکنم و تمرکزم روی روزمرگی و کارهای هر روز است. زمانی که پیشنهادی برسد، آن را بررسی میکنم و دربارهاش صحبت خواهیم کرد. نمیتوانم بگویم سال آینده چه خواهم کرد. اما واقعیت این است که اکنون بسیار، بسیار مشتاق هستم که در برزیل باشم و بخشی از فدراسیون فوتبال این کشور (CBF) باشم. این فرصتی است که کمتر پیش میآید؛ یادگیری یک زبان جدید و آشنایی با یک لیگ، بازیکنان و حرفهایهایی در بالاترین سطح.
پرسش: آیا احساس میکنید حضور در برزیل یک هدیه طلایی است؟ شاید یک سال دیگر بتوانید قهرمان جهان شوید…
پاسخ: پدرم اهل رجیولو، روستایی با پنج هزار نفر جمعیت است. فکر اینکه کسی از آنجا بتواند سرمربی تیم ملی برزیل شود، غیرممکن به نظر میرسد. بنابراین، ما در حال زندگی یک رؤیا هستیم، اما رویایی بسیار واقعی. و بله، قهرمانی در جام جهانی امکانپذیر است، چون هدف برزیل همین است. ما از محیطی آمدهایم که پیروزی به عادت تبدیل شده و حالا به جایی میرویم که انتظار دارند برنده شویم. این فشار برای ما جدید نیست؛ بلکه برعکس، همین انگیزهای است که برای بهترین بودن به آن نیاز داریم.
پرسش: اگر برزیل قهرمان جام جهانی شود… چه کسی میتواند بگوید کارلو آنچلوتی بهترین مربی تاریخ نیست؟ اگر هم قهرمان جهان شود و هم رکورد بیشترین قهرمانی در لیگ قهرمانان را داشته باشد…
پاسخ: از نظر من، بله، قطعاً همینطور است و شکی ندارم. البته این بحث را نمیتوانم بیطرفانه ببینم! من حتی اگر او قهرمان جام جهانی هم نشود، باز هم برایم بهترین مربی تاریخ است.
پرسش: روزی که داویده بدون کارلو سرمربی شود، چه نوع مربی خواهد بود؟
پاسخ: پدرم به من یاد داده که منعطف باشم، بتوانم خود را وفق دهم و ایدهها و شیوههای مختلف پیروزی را بلد باشم. برای یک تیم مهم است که بتواند فازهای مختلف بازی را به خوبی مدیریت کند. البته هر کس سلیقه خودش را دارد و من بیشتر به فوتبال عمودیتر و جسورانهتر تمایل دارم. اما اگر بخواهم خلاصه کنم، ایده من این است که تیم باید بتواند کارهای زیادی را در سطحی بسیار بالا انجام دهد. الان، پاریسنژرمن آمادهترین تیم است؛ چون میتواند مالکیت توپ را حفظ کند، عمودی بازی کند، پرسینگ بالا داشته باشد، در محوطه دفاع کند… اگر بازیشان با لیورپول در مرحله یکهشتم را ببینید، میبینید که چقدر خوب دفاع فشرده انجام دادند. در فوتبال امروز باید همهکاره بود. برای من مهم است بازیکنانم هر مهارتی را داشته باشند و بسته به ویژگیهایشان، بهترین عملکرد را نشان دهند.
پرسش: بیشتر با پدرتان موافق بودهاید یا مخالف؟
پاسخ: صد درصد مخالف! یعنی قطعاً بیشتر اوقات با هم موافق نبودهایم. فکر میکنم این همان چیزی است که به عنوان دستیار از من انتظار میرود و او هم به آن نیاز دارد. این ویژگی فقط مختص من نیست، بلکه همه دستیارانش اینطور بودهاند، چون پدرم مربیای با تجربه بسیار بالاست و یقینهای زیادی دارد و به یک محیط چالشی نیاز دارد. شاید من که اول راه هستم و ۳۵ سال سن دارم، تردیدهای بیشتری دارم و بیشتر به مشورت و اطمینان نیاز دارم؛ اما او برعکس، کسانی را میخواهد که همیشه موافق نباشند. البته همیشه با احترام، و تصمیم نهایی همیشه با او بوده و خواهد بود.
پرسش: شما چه چیزی به پدرتان افزودهاید؟
پاسخ: فکر میکنم توجه به جزئیات را. ده سال پیش شاید میشد برخی جنبههای بازی را نادیده گرفت، اما امروز برای بردن هیچ چیزی را نمیتوان کنار گذاشت. برای اینکه رقابت خوبی داشته باشید، باید همه چیز را با جزئیات آماده کنید، چون فوتبال امروز همین را میطلبد. بنابراین، من همیشه با دیگر همکارانم، با فرانچسکو، سیمون و دیگران سعی کردهام روی هر نوع جزئیات در آمادهسازی بازی و خلق یک سبک بازی تمرکز کنم.
پرسش: یک سؤال؛ اگر سرمربی مستقل میشدید، اعضای کادر فنی را شما میبردید یا پدرتان؟
پاسخ: (با خنده) نه، من اعضای کادر فنی را از پدرم نمیگرفتم. من هم خارج از گروه خودمان ارتباطات و افراد حرفهای برای همکاری دارم. حتی الان هم میدانم کادرفنی من چه کسانی خواهند بود، هرچند کار با تیم ملی هم میتوانست همزمان پیش برود. اما نه، قرار نبود همه دستیاران را از او بگیرم.
پرسش: یکی از تغییرات مهم میان دوره اول و دوم حضور پدرتان، جوانتر شدن کادر فنی بود…
پاسخ: بله، او به مرور کادر فنی را تغییر داد، اما بدون اینکه از ارزش کسانی که قبلاً بودند، کم شود، چون کل دوران کاری او موفقیتآمیز بوده و همه در موفقیتهایش سهم داشتند.
پرسش: اذیتتان میکند وقتی میگویند با حضور ژابی، رئال تغییر کرده و بازیکنان بیشتر میدوند و از این دست حرفها؟
پاسخ: نه، اصلاً اذیتم نمیکند. این تازگی کار است و همیشه همینطور بوده. طبیعی است که اوایل کار این هیجان و فضای مثبت وجود داشته باشد و کاری که انجام میشود خیلی به چشم بیاید. اصلاً اذیت نمیشوم. هر کس سبک خودش را دارد. ژابی اگر اشتباه نکنم ۴۴ ساله است و طبیعتاً در زمین فعالتر است. پدرم ۶۵ ساله است و دیگر آنقدر فعال نیست، اما کادر فنی دارد که کمکش میکنند. هر کس شیوه خاص خودش را دارد و یک راه مشخص برای مربیگری یا موفقیت وجود ندارد. الان هم که نگاهها به سمت کار روزانه ژابی است کاملاً طبیعی است، چون مربی تازهای آمده و همه میخواهند بدانند چطور کار میکند.
پرسش: فکر میکنید فصل گذشته چه چیزی باعث شد نه لیگ، نه کوپا و نه لیگ قهرمانان را نبرید؟
پاسخ: فصل بسیار پیچیدهای بود، با مشکلات غیرمنتظره و بهخاطر مصدومیتها. مصدومیت دنی (کارواخال) سخت بود. او بازیکنی کلیدی است، فراتر از تعداد بازیها، به خاطر رقابتش در تمرینات روزانه. همچنین مصدومیت میلیتائو باعث شد در خط دفاعی نفرات کمتری داشته باشیم. همچنین همانطور که پدرم در طول فصل گفت، نتوانستیم آن ثبات را داشته باشیم که بتوانیم همگام با بارسلونا بالا بمانیم؛ تیمی که خیلی عالی کار کرد و شایسته موفقیتش بود.
پرسش: جای خالی کروس خیلی بزرگ بود؟
پاسخ: کاملاً. جای خالی کروس همانقدر بزرگ بود که زمانی جای خالی سرخیو راموس، کریستیانو یا کاسمیرو بود. تونی بازیکنی تکرارنشدنی در تاریخ رئال مادرید و تاریخ فوتبال است. واقعاً بازیکنی است که مشابهش پیدا نمیشود. بازیکنانی مثل او یا مودریچ خیلی کمک میکنند، چون الگو هستند و پیامهایی میرسانند که از سوی کادر فنی سخت است انتقال داد. رفتن تونی ضربه بزرگی بود، اما همه میدانستند قرار است برود و به جایش بهترین بازیکن دنیا از نظر استعداد آمد. واقعاً هیچ حس بدی نسبت به فصل گذشته ندارم. برای من همه چیز مثل یک فیلم و یک رؤیا بود.
پرسش: چه عنوانی برای این فیلم انتخاب میکنید؟
پاسخ: نمیدانم، اما یک هدیه غیرمنتظره بود. این دوره واقعاً فوقالعاده بود…
پرسش: کدام لحظه را هیچوقت فراموش نخواهید کرد؟ روز بازی با منچسترسیتی؟
پاسخ: اگر بخواهم یک لحظه را انتخاب کنم، روز بازی با پاریسنژرمن است. گل سوم بنزما به پاریسنژرمن، گلی که از روی یک اوت به ثمر رسید.
پرسش: و بدترین لحظه؟
پاسخ: فکر میکنم بدترین لحظه، الکلاسیکویی بود که ۴-۰ به بارسلونا باختیم؛ همان سال اول، زمان ژاوی، در برنابئو.
پرسش: همان روزی که مودریچ را تقریباً در پست مهاجم قرار داده بودید…
پاسخ: بله، آن روز بدترین لحظه بود، با اینکه فصل خیلی خوبی را پشت سر میگذاشتیم. اما آن روز حس خیلی بدی نسبت به تیم داشتم.
پرسش: با سابقهای که در رئال مادرید داشتید… فکر نمیکنید حق داشتید همیشه در این باشگاه بمانید؟
پاسخ: نمیدانم. فکر میکنم با گذشت زمان، بیشتر به دستاوردهایمان پی خواهم برد. سطح انتظارات در رئال مادرید باعث میشود همه این موفقیتها عادی به نظر برسد.
پرسش: آیا داویده رؤیای سرمربیگری رئال مادرید را دارد؟
پاسخ: بله، این رؤیا وجود دارد. چه کسی رؤیای سرمربیگری در رئال مادرید را ندارد؟ اگر از همه کسانی که در رئال مربیگری یا عضویت داشتهاند بپرسید، این رؤیا را دارند. رؤیای ژابی آلونسو احتمالاً بازگشت و مربیگری رئال مادرید بود، مانند بسیاری دیگر از مربیان. پس قطعاً این یک رؤیاست.
پرسش: فکر میکنید نام خانوادگیتان در این مسیر کمکتان میکند؟
پاسخ: شاید. اما باید شایستگی آن را هم به دست بیاورم. فکر نمیکنم فقط نام خانوادگی کافی باشد. داشتن رؤیا مهم است، اما باید اهداف مشخصی داشت. و حالا هدف من این است که با تیم ملی برزیل کار خوبی انجام دهم و جام جهانی را ببرم.
پرسش: یک نام هست که همه به آن فکر میکنند: وینیسیوس. او در زمین و بیرون زمین چگونه است؟
پاسخ: خوششانس هستیم که همچنان میتوانیم با او کار کنیم. بازیکنی است که پیشرفت بسیار زیادی داشته. اگر مسیر او را از زمانی که آمد تا امروز ببینید، شگفتانگیز است. فکر میکنم انسان بسیار خوشقلبی است. پسری است بسیار خوب، سختکوش و بیبدی. او در بازیها گاهی عصبانی میشود، احتمالاً چون به آن نیاز دارد؛ مانند بسیاری از ورزشکاران در سطح او. این بخشی از زیرکی رقابت است. نه اولین نفر است و نه آخرین. خودش نقاط ضعفش را میداند و نیاز به محیطی دارد که کمکش کند. مطمئناً نیازی به محیطی ندارد که مدام سرزنشش کند یا تقصیرها را گردن او بیندازد.
پرسش: خیلی با او صحبت کردهاید؟
پاسخ: نه، نه بیشتر از سایرین. با همه روابط خوبی داشتهایم. وینیسیوس کمک زیادی به پیروزی ما کرده. مثلاً در دو فینال لیگ قهرمانان گل زده. بازیکنی است که بازیهای زیادی را برای ما برده و شخصاً همیشه قدردانش خواهم بود. این نظر کسی است که چهار سال با او کار کرده و فکر میکند او را خوب میشناسد چون زمان زیادی با هم گذراندهایم. تأکید میکنم: بازیکنان سطح بالا در رقابت گاهی به تقابل نیاز دارند. همه بزرگان این را تجربه کردهاند. برخی مثل مارادونا یا مسی خوب مدیریت میکنند، بعضی مثل کریستیانو یا مایکل جردن به شیوه دیگری مواجه میشوند. فقط این را میگویم که وینیسیوسِ داخل زمین همان کسی نیست که بیرون زمین میبینید: خارج از زمین پسر خوشقلبی است.
پرسش: مدیریت بازیکنی مثل امباپه سخت بوده؟
پاسخ: مدیریت بازیکنان بااستعداد هیچوقت برای ما مشکل نبوده. پدرم همیشه خوب از پس چنین شرایطی برآمده. امباپه انسان بسیار مهربان و همکاری است، همنشینی و کار با او آسان است. پس اگر میپرسی، میگویم نه، ما در مدیریت هیچ مشکلی نداشتیم.
پرسش: داویدهِ کودک چه زمانی گفت: “میخواهم مثل پدرم باشم”؟
پاسخ: از همان کودکی. من همیشه آرزو داشتم فوتبالیست شوم. وقتی واقعیت بهت میگوید شاید آن فوتبالیستی که میخواستی نشوی… من فوتبال بازی میکردم اما متوجه شدم ذهنم چیزهایی میخواهد که بدنم نمیتواند اجرا کند. همان موقع واقعاً تصمیم گرفتم وارد مربیگری شوم. شروع به مطالعه کردم، چون اگر بازیکن میماندم، در ۳۵ سالگی چیزی نداشتم…
پرسش: نام خانوادگیتان برایتان دردسرساز بوده؟ چند بار شنیدهاید که به خاطر پسرت بودن اینجایی؟
پاسخ: بهش عادت دارم. فکر میکنم تا آخر عمرم با من باشد. این باعث شد بیشتر تلاش کنم و مقابل نظرهای منفی قویتر شوم. کاری از دستم برنمیآید. مهم برایم این است که در محیط کاری، کاری که انجام میدهم ارزشمند باشد. بیرون از آن، همیشه افرادی هستند که تو را دوست ندارند. کاری از دستم برنمیآید و دیگر برایم مهم نیست.
پرسش: همچنین امسال زیاد گفته شد که سرمربی واقعی تیم نه کارلو، بلکه داویده بوده…
پاسخ: (با خنده) کاملاً همه چیز را تکذیب میکنم. چیزهایی گفته میشود…



توکه فقط نشستی رو نیمکت فیلم چکشی نگاه کردی دیگه ،بچه ده ساله میدونست ایراد تیم چیه تو خیر سرت دستیار بودی باید آنالیز کنی نه اینکه پورن هاب ببینی اوزگل
فقط امیدوارم بعد از اتمام کار آنجلوتی با تیم ملی برزیل ، باشگاه رعال مادرید ، یک پست مدیریتی به ایشان بدهد
امیدوارم مثل پدرت مربیه خوبی شی
چ زوج خوبی مربی و دستیاری که صد در صد باهم مخالف هستن
بهتر که رفت بااون تیم محدود شده نمیشد کار خاصی کرد دفاع چپ راست تعطیل هافبک بازیساز تعطیل مهاجم نوکگل زن تعطل دفاع وسط که همه مصدوم یا فاجعه بودن شما بااگواردیولا مقایسع کنید بعد میفهمین که انجلوتی باترکیب خیلی محدودتری حتی امسال نتایج بهتری گرفت اینجاهیتر انجلوتی زیاده انجلوتی ۳ روز اومده تیم ملی برزیل اینجا همه فحشش میدن برزیل نابوذ کرده اونم تو۳ روز این ازاعقل دوستان تو۳ روز توقع داشتن برزیل عالی بشع حالا که تو۳ رچز تیم نساخته مربی تاریخ مصرف گذشته بعد ژاوی ۲۰ روز اومد. میگن این تیم بخاطر انجلوتیه الهلال نبرده تااین حد هیترانجلوتین که روزشب تمام مشکلا ت اتفاقات میچسبونن به انجلوتی الان که از ئال رفت خدا میدونه کی بی خیال انجلوتی میشن هراتفاقی توجهان میفته مشگل ازانجلوتیه عجیبه
فوتبال مثل زندگیه داداش با یه استباه خیلی کوچیک تمام خوبی هاتو فراموش میکنن دون کارلتو همیشه بهترین سرمربی تاریخ خواهد بود و هر کسی هم ادعای رئالی بودن میکنه و به کارلو بزرگ بی احترامی میکنه مادریدیستا نیست یه بچه ساله که فقط اسم رئال دوست داره و هیچ تعصبی روی اونایی که تاریخ باشگاه ساختن نداره
موفق باشین انشاالله اما تو کوپا آمریکا نه جام جهانی چون پرتغال سرورتون رونالدو قهرمان میشه
این بنده خدا راست میگه ، مصدومیتای عجیب خط دفاع خیلی کار و براشون سخت کرد
ولییییی جای خالی کروس و خودتون نتوانستید پر کنید
کارواخال مهمترین غایب بود
نبودنش یک طرف
بودن واسکز طرف دیگر که نابودمون کرد.
اگه نیم فصل آرنولد اومده بود حتما لالیگا و کوپا و سوپر جام رو میبردیم
مرسی داویده .هر دوره ای میگزره ژابی هم خداروشکر خوب شروع کرده امیدوارم بزنه رو دست زیزو و کارلتو سخته ولی با ژابی و این بازیکنا قابل دسترسه مخصوصا ۳گانه
سه گانه رو بگیریم غاریا رسما باید برن تو غار
مرسی یخاطر همه افتخاراتی که برای رئال آوردین ولی دوره مربیای ایتالیایی سر اومده
ما حتی تو قهرمانیامونم لنگ میزدیم و خیلی وقتا تکنیک فردی بازیکنا تیمو نجات میداد و کمی شانس مثل گل کریم به چلسی یا گل اول کریم به پاریس
الان شاید طرفدارای کارلتو یادشون نیاد ولی تو بیشتر بازیای بزرگ اکثر دقایق توپ و میدون دست حریفا بوده
چه مقابل سیتی چه لیور چه چلسی پاریس بارسا و …
(فکرکنم تنها بازیایی که باخیال راحت بردیم ۵ ۲ لیور بوده و ۳ صفر سیتی)
من از اون دسته ادما نیستم که بگم تیم خوب بازی کنه باخت هم باخت نه چرا ببازه تیمی که خوب بازی کنه مگه بر حسب اتفاق و مافوق بدشانسی ببازه وگرنه ۹۹درصد میبره (مثل هوادارای اون تیم ..سشره که میگن مقابل اینتر خوب بودیم ولی بدشانس که چرت محضه خوب بودن ۷ تا از اینتری که به ۱۰ تا حریف اخرش ۷ تا نزده نمیگن این حرفو ولی خب اگه عقل داشتن فن اون تیم نمیشدن)
بههرحال امیدوارم تیمی قدرتر از ۲۰۱۲ و ۲۰۱۷ بسازه ژابی و اینکه پرز بیشرف یکم دست به جیب شو
کلا فلسفه مربیای ایتالیایی همینه ،توپو زمین و میدن به حریف میچسبن به دفاع، دل میندن به ضد حمله کرنل ضربه کاشته و درخشش ستاره هاشون
دقیقا رئال با این فرمول کارو جمع میکرد
فصل پیش دوسه تا ستاره نبودن کار آنجلوتی لنگ میزد
الان که دیدی پاپات فوق ترسو بی خایه بود و رید شدی مخالفش
ممنون تا وقتی مربیای شجاع امثاله ژابی عزیز هست به شوماها هیچ نیازی نیست….
عقل نداری هیتر بیشعور همین کارلتو پیارسال عنوان بهترین مربی رو برد
تو رئالی نیستی بچه سالی اگه رئالی بودی به کارلتو بی احترامی نمیکردی چون کارلتو همیشه بهترین سرمربی تاریخ خواهد بود و امثال ژابی هم هنوز خودشونو ثابت نکردن که بشه ازشون تعریف کرد بزار اول چنتا الکلاسیکو ببره و یکی دو تا سی ال بگیره اون موقع ازش تعریف کن بچه
بابت زحمات و جام هایی که کارلتو واسه رئال آورد ازش ممنونم ولی خدایی دیگه وقت رفتنش بود با احترام بهش.امیدوارم ژابی تیم خوبی بسازه و البته بهش فرصت بدن تا ایده هاش پیاده کنه