مرجع خبری رئال مادرید: رامون آلوارز ده مون و مارکوس لوپز در گفتوگویی مفصل به بررسی شکل احتمالی رئال مادرید تحت هدایت ژوزه مورینیو پرداختند؛ گفتوگویی که از ساختار هجومی و نقش جود بلینگام آغاز شد و به وضعیت خط میانی، رقابت شوامنی و والورده، خط دفاع و حتی نحوه مدیریت دقایق بازیکنان در طول فصل رسید. مارکوس لوپز معتقد است که رئال در این فصل به سبک اینتر مورینیو بازی خواهد کرد، یعنی تیمی به شدت تدافعی که به دنبال استفاده از ضدحملات خواهد بود.
مارکوس لوپز در مورد تصویری که از رئال مادرید جدید دارد، گفت: «برای اینکه بفهمیم چه تیمی قرار است ببینیم، باید هم به گذشته مورینیو نگاه کنیم و هم به شرایط خود رئال مادرید. مربی باید خودش را با باشگاه تطبیق دهد، اما در عین حال نباید هویت خودش را از دست بدهد.»
وی در ادامه درباره مهمترین الگوهای تاکتیکی مورینیو بیان کرد: «چلسی مورینیو تیمی با سیستم ۳-۳-۴، انتقالهای بسیار سریع و فوتبال عمودی بود. رئال مادرید قبلی مورینیو هم با سرعت، ضدحملات سریع و دفاع قدرتمند شناخته میشد، اما تیمی که به نظرم بیش از همه میتواند مرجع این رئال باشد، اینتر مورینیو است.»
لوپز در مورد ساختار پایه تیم افزود: «نقطه شروع میتواند ۲-۳-۱-۴ باشد؛ ساختاری که در آن سه بازیکن پشت مهاجم باید قدرت گلزنی، عمق و اثرگذاری در فاز هجومی داشته باشند.»
این تحلیلگر اسپانیایی درباره نقش جود بلینگام گفت: «در این ساختار، شماره ۱۰ مشخص است و آن بازیکن میتواند بلینگام باشد؛ بازیکنی که توانایی ورود به محوطه و گلزنی دارد.»
او همچنین در مورد ترکیب تهاجمی رئال مادرید اظهار کرد: «در فاز هجومی، وینیسیوس، امباپه، دیومانده و بلینگام را دارید و پشت سر آنها هم گزینههای دیگری وجود دارند. رئال از نظر گلزنی، حضور در محوطه و داشتن بازیکنان تعیینکننده، ابزار کافی در اختیار دارد.»
لوپز درباره سبک کلی تیم تأکید کرد: «به نظرم رئال مادریدی خواهیم دید که ضربهزن، عمودی و سریع است، تلاش میکند بازی را شتاب بدهد، با نفرات زیاد وارد محوطه شود و عطش زیادی برای گلزنی داشته باشد.»
وی در ادامه برای توضیح نقش بلینگام به رئال مادرید ۲۰۱۴ اشاره کرد و گفت: «میتوان بخشی از نقش بلینگام را با آن چیزی مقایسه کرد که دیماریا در رئال ۲۰۱۴ انجام میداد؛ شکستن خطوط از مرکز و رسیدن به محوطه. این به معنی شبیه بودن این دو بازیکن نیست، اما آن نوع حرکت از کانال مرکزی میتواند به بلینگام سپرده شود.»
رامون آلوارز ده مون در مورد نقش برناردو سیلوا در این ساختار گفت: «برداشت من از درخواست مورینیو برای جذب برناردو سیلوا این است که او میخواهد برناردو بازیکنی برای هدایت بازی، خروج توپ و شروع بهتر حملات باشد؛ بازیکنی با هوش فوتبالی بالا که کیفیت بازی تیم را بالا ببرد.»
مارکوس لوپز نیز در توضیح ویژگی مورد نیاز در کنار برناردو سیلوا بیان کرد: «در خط میانی نیاز به بازیکنی دارید که هم خودش بازی کند و هم باعث بازی کردن دیگران شود. برناردو را بیشتر بهعنوان بازیکن اولین پاس و دینامیککننده بازی میبینم، نه لزوماً بهعنوان لنگر دفاعی.»
او درباره شوامنی افزود: «شوامنی باید یک قدم دیگر رو به جلو بردارد؛ باید بتواند علاوه بر کار دفاعی، بازی کند و بازی را برای دیگران هم آسانتر کند. این جهشی است که برای تثبیت شدن در آن پست به آن نیاز دارد.»
لوپز در ادامه درباره والورده گفت: «در مورد والورده، مسئله برعکس است. او باید ویژگیهایی را اضافه کند که شوامنی دارد؛ یعنی بیشتر موقعیت خودش را حفظ کند، بیش از حد زمین را پوشش ندهد و از نظر ذهنی پستمحورتر بازی کند.»
وی درباره رقابت این دو بازیکن اظهار کرد: «در نهایت ترکیب این ویژگیها مشخص میکند چه کسی جایگاه را میگیرد. حتی ممکن است هر دو در مقاطعی کنار یکدیگر بازی کنند و بعد از پایان سخت فصل گذشته، فوتبال دوباره آنها را به هم نزدیک کند. این دو به یکدیگر نیاز خواهند داشت.»
آلوارز ده مون در بخش مهمی از این گفتوگو درباره نگاه اولیه مورینیو به والورده و شوامنی گفت: «اطلاعاتی که من دارم این است که از روز اول حضور مورینیو در رئال، او والورده را در سطح متفاوتی نسبت به شوامنی میدید. والورده را از نظر اهمیت در سطح بلینگام قرار میداد؛ در واقع نگاهش این بود که بلینگام و والورده بازیکنانی نیستند که باشگاه بخواهد به آنها دست بزند.»
وی درباره وضعیت شوامنی ادامه داد: «شوامنی در آن جایگاه نبود. اگر قرار بود اتفاقی در بازار برای او بیفتد، طبیعتاً رئال باید بازیکن خوبی را جایگزین میکرد، اما او در همان سطحی که مورینیو برای والورده و بلینگام قائل بود قرار نداشت.»
با این حال آلوارز ده مون در مورد تناسب تاکتیکی شوامنی با این تیم گفت: «وقتی مدل مورد نظر مورینیو را تصور میکنم، مخصوصاً در فاز دفاعی و زمانی که یک هافبک باید بین مدافعان قرار بگیرد، این نقش را بیشتر مناسب شوامنی میبینم تا والورده.»
او درباره دشواری استفاده از والورده در این نقش افزود: «والورده بازیکنی است که زیاد میدود، حرکت میکند و با حمل توپ خطوط را میشکند. اگر بخواهد در این پست بازی کند، باید ذهنیتر و پستمحورتر شود و این فقط یک مسئله مربوط به تخته تاکتیکی نیست، بلکه به مدیریت گروه هم مربوط میشود.»
مارکوس لوپز درباره شکل ایدهآل خط میانی گفت: «اگر تیم با چهار بازیکن هجومی بازی کند، فقط دو جایگاه در میانه میدان باقی میماند. یکی باید توانایی انجام وظایف یک شماره ۶ را داشته باشد و دیگری بازی را بسازد، اما اگر دو بازیکن بتوانند هر دو نقش را تا حدی انجام دهند، مزیت بزرگی خواهند داشت.»
وی درباره ویژگیهای لازم برای این دو هافبک توضیح داد: «این دو بازیکن باید بتوانند توپ را بچرخانند، بازی را از یک سمت به سمت دیگر ببرند، صحیح دریافت کنند، ساده بازی کنند، پرس پس از لو دادن توپ داشته باشند، جایگاه دفاعی را حفظ کنند و در صورت نیاز بین مدافعان قرار بگیرند.»
لوپز افزود: «علاوه بر این، باید توان دوندگی زیادی هم داشته باشند، چون این رئال قرار نیست دائماً حریف را در ۳۵ یا ۴۰ متر پایانی زمین حبس کند. قرار است تیمی با تحرک و انتقال از یک محوطه به محوطه دیگر باشد.»
این تحلیلگر اسپانیایی درباره گزینههای زوج خط میانی گفت: «میتواند برناردو و شوامنی باشد، برناردو و والورده، یا ترکیبهایی با کاماوینگا و حتی گولر. مسئله اصلی پیدا کردن دو بازیکن تثبیتشده است که با یکدیگر یک زوج واقعی بسازند.»
لوپز در توضیح اهمیت هماهنگی بین هافبکها بیان کرد: «قرار نیست صرفاً بهترین بازیکن از نظر فردی برنده شود. ممکن است یک بازیکن بهتنهایی فوقالعاده باشد، اما اگر زوج دیگری باعث شود کل تیم بهتر بازی کند، همان زوج در نهایت جایگاه را به دست خواهد آورد.»
وی ادامه داد: «دو هافبکی که انتخاب میشوند باید از نظر فوتبالی مثل دو برادر باشند؛ نه اینکه لزوماً خارج از زمین دوست صمیمی باشند، بلکه باید زبان فوتبالی یکدیگر را بفهمند، همانطور که زوجهایی مثل کروس و مودریچ این کار را انجام میدادند.»
مارکوس لوپز درباره وضعیت خط دفاعی رئال مادرید نیز گفت: «بخش هجومی تقریباً مشخص است، اما هنوز باید دید خط دفاع چگونه شکل میگیرد. شرایط کوناته، رودیگر، میلیتائو و هویسن باید بررسی شود. برای رسیدن به آن تیم قدرتمندی که مورینیو میخواهد، این قسمت هنوز باید ساخته شود.»
وی با اشاره به اهمیت مدافعان مرکزی افزود: «مورینیو همیشه اهمیت زیادی برای تسلط بر دو محوطه قائل بوده است. چلسی او در اولین قهرمانی لیگ برتر تنها ۱۵ گل دریافت کرد و این نشان میدهد که ساخت تیم از استحکام دفاعی برای او چقدر اهمیت دارد.»
لوپز درباره مدافعان کناری نیز توضیح داد که حضور یک وینگر باز و هجومی مانند دیومانده میتواند روی نوع مدافع کناری پشت سر او تأثیر بگذارد و مورینیو شاید در یک سمت مدافعی محافظهکارتر بخواهد، در حالی که سمت دیگر میتواند ساختار متفاوتی داشته باشد.
آلوارز ده مون در مورد مسئله مدیریت ترکیب گفت: «با این تعداد بازیکن مهم، مدیریت نیمکت ساده نخواهد بود. ممکن است لازم باشد به بلینگام با گولر یا براهیم استراحت داده شود، دیومانده همه دقایق را بازی نکند و حتی والورده در بعضی مسابقات در نقشهای دیگری مورد استفاده قرار بگیرد.»
مارکوس لوپز نیز درباره روتیشن بیان کرد: «با تعداد مسابقاتی که امروز وجود دارد، چرخش بازیکنان اجباری است. باید بار مسابقات تقسیم شود و بازیکنان در مقاطعی از نظر جسمی و ذهنی فرصت کاهش فشار داشته باشند تا دوباره بتوانند در بالاترین سطح قرار بگیرند.»
وی در این زمینه به تجربه رئال مادرید زیدان اشاره کرد و گفت: «زیدان در مسیر سه قهرمانی متوالی لیگ قهرمانان از روتیشن استفاده کرد. تیم برنامه A، B و C داشت و به بازیکنان اصلی در مقاطع مختلف استراحت داده میشد.»
لوپز درباره مدیریت ستارهها افزود: «مسئله فقط استراحت دادن نیست، بلکه باید بازیکنان بزرگ را متقاعد کرد. بازیکن میخواهد بازی کند، گل بزند و آمارش را بالا ببرد، اما در یک فصل طولانی باید گاهی برای هدف بزرگتر از بعضی مسابقات بگذرد.»
وی در ادامه گفت: «در رئال زیدان هم ساختار تیم در طول زمان تغییر کرد. تیمی که در ۲۰۱۶ بازی میکرد با تیم ۲۰۱۸ یکسان نبود. زمین و عملکرد بازیکنان تعیین کردند که مدل بازی چگونه تکامل پیدا کند.»
مارکوس لوپز در جمعبندی تصویر کلی رئال مادرید گفت: «فکر میکنم با رئالی سریع و عمیق روبهرو هستیم که چهار بازیکن هجومی دارد و دو بازیکن خط میانی باید بتوانند هم نقش شماره ۶ و هم شماره ۸ را انجام دهند، بازیکنان جلوی خود را بهتر کنند و پاسهای مناسب به آنها برسانند.»
وی در پایان درباره اینکه این تیم نهایتاً به چه مدلی تبدیل خواهد شد، بیان کرد: «هنوز باید اجازه بدهیم زمین حرف بزند. شاید رئال اکتبر یا نوامبر بیشتر شبیه تیم ۲۰۱۴ باشد، شاید به تیم ۲۰۱۷ نزدیک شود یا شاید به یکی از نسخههای قبلی مورینیو شباهت پیدا کند. در حال حاضر، احساس من این است که همه چیز بیشتر به سمت مورینیوی اینتر میرود، اما باید دید چه اتفاقی میافتد.»



دفاع ضد حمله دیگه جواب نیست، اگه جواب بود سیمئونه میبایس رکورددار لیگ و چمپ باشه،
.
تیم باید کنترل ریتم و حفظ توپ داشته باشه، به علاوه پاسورایی که بتونن پاس بلند بفرستن توی. فضا های ازاد(که البته این مشکل این فصل بواسطه ترنت و گولر تا حد زیادی رفع شده)، در صورتی که مشکل حفظ توپ و کنترل ریتم هنوز هست،
باید تیم این توانایی داشته باشه که توپ بیشتر اوقات در اختیارمون باشه اونم جلوی دروازه خودمون، اینجوری تیم حریف مجبور میشه برای توپربایی فشار بیشتری بیاره، بنابراین فضا برای ضد حمله ازاد میشه، تقریبا همون سبکی که پاریس داره پیاده میکنه،،،،
برناردو اصولا مشخصاتی داره که با این سبک همخونی داشته باشه، منتها توان بدنی و مصدوم نشدن هم شرطه، اونم برای بازیکن بالای ۳۰ سال،،
این وسط شاید پیتارچ هم بتونه کمک کنه،،،
ولی چیزی رو که مطمئنم کاما پاشنه اشیل تیم میشه تو این مورد، چون اصلا مغزشو نداره که کی و چجوری پاس بده،،، والورده هم که فقط دوندگی، میمونه شوامنی که ممکنه تو این سبک جواب بده،،،
بعدم اینتر اون زمان یه تیم یک دست بود. بازیکنی خودش رو جدا از بقیه نمیدونست. تو رئال فعلی امباپه و وینی کامل خلاف همچین چیزی هستن. بالانس نبودن ترکیب هم به کنار. یه ماشین باید همه ی اجزاش با هم هماهنگ باشن تا حرکت کنه
متنو بخونید ببینید چه چیزایی رو از اون ۲ هافبک وسط زمین که یکیش برناردو و اون یکی هم یه نفر از بین شوامنی والورده هست خواسته. برگام ریخت مثل اینکه از پیکان توقع داشته باشی مثل بوگاتی سرعت و شتاب بگیره. وصل کردن خط دفاع به حمله اونم مهاجمای پلشت گشادی مثل امباپه و وینی که زورشون میاد دوندگی کنن و عقب بیان کار این بازیکنا نیست اخه
خیلی چیزا نسبت به اون موقع عوض شده . لوبلاک عملا منسوخ شده چون اکثر تیمها خط پرس شون رو تا دم دروازه ی حریف بالا آوردن. الان این مدل بازی جز توی سری آ زیاد رایج نیست ، که فوتبال ایتالیا م وضعیتش مشخصه . الان لوبلاک بازی کردن خصوصا تو بازی های بزرگ یه جور خودکشیه
مدل بازی بارسا م با اون سال ها یکی نیست . الان همه تیم های بزرگ فیزیکی شدن و دونده
از سال ۲٠٠۹ تا امروز هیچی تغییر نکرده
بعیده از این به بعدم چیزی تغییر کنه
مگه این که کلا ساختار و قوانین فوتبال تغییر بدن
همین اشنایدر اون زمان کل هافبک الان رئال به جز جود می ارزه
حق نظرم بدیم از جود هم بالاتر بود
اشنایدر 2010 باید توپ طلا رو میبرد فقط
دزدسی (مسی) مثل همیشه حق یکی دیگه رو دزدید
کو کامبیاسوش
کو میلیتوش
مورینیو ۲ تا سگانه برده
کسی بوده که هتریک کنه؟
جان اینتر؟! این تیم ک دست مورینیو هست بالانس ترین تیمی هست ک تو کریرش ب دستش رسیده . امسال ببینید چیکا میکنه
تو این ترکیب اگر حضرت فاکتور بگیریم
حتی پشم سال ۲٠۱۲ نیست
البته توهین به پشم نباشه یه وقت
نکص
داش هر چی بازیکن گشاد و بی غیرته تو تیمه بعد شما میگی تیم بالانسه؟
بجز کورتوا کل تیم بی غیرت و بدرد نخور هستن
من همیشه میگم بردن یا باختن چند عامل مختلف داره از روز اول تو والدبباس همینو به همه گفتم، نه فقط بازیکنا: قبول نمیکنم تقصیر فقط گردن بعضیا بیوفته و تشویق فقط نصیب بعضی دیگه بشه… این خوشم نمیاد
خیلیا فصل پیش اشتباه کردن؛ نه فقط مربیا، نه فقط بازیکنا، آدمایی هم اینجا تو باشگاه بودن که اشتباه کردن و این تعهدیه که من میخوام
این قسمت مصاحبه مو به عمد یا غیر عمد منتشر نشده طرف تو مصاحبه اش یه جا تیکه انداخت به بلینگهام اینجا هم هم بازیکنا رو بعضی هاشون رو کوبوند هم پرز رو بعد مثلا من دیدم زیر مصاحبه اش میان به مو میگن خای.ه مال :/
تیم اون سال اینتر صد برابر از رئال فعلی بهتر بود
رباط پاره کردم جایی نمیتونم برم
این بازیای کوفتی لالیگا هم شروع نمیشن
سلام با آرزوی بهبودی و سلامتی برای شما و کل مردم ایران
اون موقع تو اینتر با اینکه مورینیو هافبک بازیساز نداشت ولی اونموقع هم خط حملش تو اوج بود
هم خط دفاعش از بتن خالص بود که تونست بازی برگشت جلو بارسلونا اتوبوس پارک کنه
ولی اینجا این خبرا نیست اینجا هم شنگولن
یا خدا این تیمو به گا میده شک نکنید
من خودم اینتری نبودم ولی دفاع اینتر رو دارین با این اسکل ها مقایسه میکنین؟لوسیو،کامبیاسو،زانتی،مایکون،ساموئل اینا یا توپ ازشون رد میشد یا بازیکن اینا چشم اونا هم نمیشن
پشم اونا
مورنیو اگر مثل قدیمش بتونه این احمقا رو توجیه کنه
خیلیا رو پاره میکنه
بله ، به شرایط که بتونه !
شرایط = شرطی
اون بازیکنها کجا و این عنای فعلی کجا