مرجع خبری رئال مادرید : الفردو رلانیو مدیر مسئول اسبق اس اخیرا کتابی در مورد ده گل برتر تاریخ فوتبال نوشته که جالب این که به گل راموس در فینال دسیما اشاره ای نکرده است. یکی از گلهایی که او در موردش نوشته، گل دی استفانو در جام باشگاه های اروپای 1957 بوده است. مصاحبه او با آس بدین شرح است:
به سراغ چهارمین گل از فهرست او میرویم؛ گلی که «لا سائتا» (لقب آلفردو دیاستفانو) در دومین دوره جام باشگاههای اروپا به ثمر رساند.
این گل باعث شد رئال مادرید مقابل راپید وین حذف نشود؛ اتفاقی که میتوانست هم تاریخ پنج قهرمانی پیاپی رئال مادرید را تغییر دهد و هم مسیر جام باشگاههای اروپا را که در آن دوران ابتدایی به یک افسانه و الگو نیاز داشت، کاملاً دگرگون کند.
آیا رئال مادرید در وین تا این حد به دردسر افتاده بود؟
در بازی رفت، رئال مادرید ۴-۲ پیروز شده بود. اما در وین، در پایان نیمه اول با نتیجه ۳-۰ عقب افتاده بود؛ در حالی که مدافع میانی تیم به دلیل مصدومیت در بیمارستان بستری بود، ماساژور تیم ـ که آن زمان نزدیکترین فرد به پزشک محسوب میشد ـ نیز همراه او رفته بود و خوانیتو آلونسو، دروازهبان تیم، با دستی شکسته بازی میکرد. واقعیت این بود که شرایط بسیار سختی داشتند.
چه اتفاقی افتاد؟
در بین دو نیمه، سانتیاگو برنابئو به رختکن رفت و به شدت بازیکنان را مورد انتقاد قرار داد. پس از آن، تیم با نظم بهتری وارد زمین شد؛ دیاستفانو بازی خوبی از خود به نمایش گذاشت و تیم راپید که احساس میکرد صعودش قطعی است، کمی از شدت خود کاست تا اینکه ناگهان… همهچیز تغییر کرد.
دیاستفانو ظاهر شد.
آنتونیو رویز این ماجرا را برایم تعریف کرد، چراکه هیچ تصویری از آن گل وجود ندارد. توپ شوتی بود که به تیر دروازه برخورد کرد. دیاستفانو با سرعت به سمت توپ دوید و به مارسال گفت: «کنار برو!» سپس با چرخشی شبیه قیچی، توپ را وارد دروازه کرد… همین گل باعث شد بازی به تساوی کشیده شود، رئال مادرید صعود کند و در نهایت به پنجمین قهرمانی پیاپی خود در اروپا برسد.
درباره سانتیاگو برنابئو صحبت میکردید… چگونه او را به یاد میآورید؟
او را فردی خردمند میدانم؛ مردی با روانشناسی فوقالعاده نسبت به اطرافیانش و هدفی مشخص: ساختن تیمی بزرگ برای رئال مادرید. برخلاف برخی ادعاها، او طرفدار رژیم فرانکو نبود بلکه یک سلطنتطلب بود.
آیا فرد تندمزاجی بود؟
بله، گاهی اوقات عصبانی میشد، اما هرگز کینهتوز نبود. او خودش را فردی ساده و معمولی جلوه میداد، اما واقعیت این بود که آثار فلاسفه آلمانی را به زبان آلمانی میخواند ـ من شخصاً کتابهایش را دیدهام. او به زبان فرانسوی و انگلیسی هم تسلط داشت… او معتقد بود فوتبال، اپرای مردم فقیر است و باید برای آنهایی که از طبقات پایین جامعه به استادیوم میآیند، تلاش کرد.



ب شرفم قسم آوردن اسم این مررررد کنار اسم پرز توهین بهشه…
پرز بعد تغییر نام والدیباس ب نام خودش داشت اسم ورزشگاه سانتیاگو برنابئو رو تغییر میداد ب بهانه تخمی اینکه اسم طولانی هست و برای برندینگ اسم مناسبی نیست ..ولی ندونست داره دست میزاره رو نقطه جوش هوادارا انقد اعتراض شد بهش تا دیگ حتی صداشم درنیاورد ک چی شد آخرش…
تازه چندتا ماکت و اینچیزا داده بود بیرون با اسم جدید یعنی عملا کار خودشو کرده بود ک ب لطف هوادارای واقعی تیم ناتوان موند
خیلی تخم میخواد از هیچی تو دوران جنگ و کشت و کشتار فرانکو استادیوم از صفر بسازی و دی استفانو رو بیاری تیمو جهانی کنی بیای جلوی انگلیسی ها وایسی و تورنومنت لیگ قهرمانان بسازی و ۵ سال پشت سرهم تو همون تورنومنت قهرمان شی
اونوقت پاپا بین روسیه و اکراین جنگ شد بازسازی ورزشگاه رو چند سال عقب انداخت و قیمتش اندازهی یه ساخت صفر تا صد استادیوم خرج برداشت که توش کنسرت هم برگزار نمیشه با دوربین نوکیا میاد با همون جامی که مخترعش برنابئو هست جلوی موزه باشگاه معارفه برگزار میکنه رخ عقاب میگیره
حالا میخواد پاپا الیگارشیسم یه سوپرلیگ بین پولدارا برگزار کنه که دیگه توش فقیر نیست و تیم پدیده پیدا نمیشه مثل لستر سیتی و استقلال اهواز و….
میشه مثل nba که جز آمریکا هیش کی تو بسکتبال مدعی نیست
حالا فکر کن باشگاه رو از حالت مرمی در بیاره بده انس المعماری
قشنگ روح رئال و فوتبال رو میکشه
حق پرومکس
کافیه برید زندگی نامه کریس بخونید
از زمانی که تو شکم مادرش بود تا الان
همش سختی بود اینکه سختی ها تسلیم ابر سخت کوشی مثل کریس شدند
چند سال پیش یه متن طولانی از بزرگی این آدم خوندم
الحق که باید اسم این آدم روی ورزشگاه باشه
پرز بره بهترین بازیکنای حال حاضر رو بخره ولی نمیتونه به تعصب این آدم روی رئال برسه
احسنت واقعا فوتبال برای ما ایرانی ها هم هست
بعد تاتالان ها به همچین مرد خوش قلبی میگن همدست فرانکو
فعلا که پرز داره برنامه ریزی میکنه برا فروشش به سرمایهدار های امریکایی