مرجع خبری رئال مادرید: بنزما در شهر ورزشی الاتحاد میزبان خوزه فلیکس دیاز مدیر آس بود. گفتوگویی طولانی و صمیمی با رهبر تیمی که هماکنون قهرمان لیگ و جام عربستان است. هنگام امضای قراردادی که تا ۳۰ ژوئن اعتبار دارد، قول داده بود تیم را به بالاترین سطح برساند. و این وعده را عملی کرده است. اکنون زمان گفتوگو و تصمیمگیری است؛ زیرا چیزی که ستاره سابق رئال مادرید بهخوبی میداند، این است که قصد دارد همچنان بازی کند: «۳۷ سالهام. احساس میکنم حالم خوب است و میخواهم دو سال دیگر هم ادامه بدهم.»
زندگیتان در جده چگونه است؟
خیلی خوب، عادی، مثل مادرید. این کشوری است که خیلی دوستش دارم. هر سال بیشتر و بیشتر گشوده میشود و افراد بیشتری به اینجا میآیند. این برای جده و برای عربستان سعودی اهمیت زیادی دارد. اینجا فقط فوتبال نیست؛ رستورانهای خوب دارد، ساحل دارد… کارهای زیادی میشود انجام داد.
عربستان سعودی برای بنزما چه معنایی دارد؟ نباید فراموش کرد که شما و کریستیانو رونالدو جزو اولینهایی بودید که مسیر فوتبال سعودی را تغییر دادید…
عربستان به بازیکنانی مثل کریستیانو یا من و سایرانی که آمدهاند نیاز دارد تا چیزهایی را که در اروپا داریم اینجا منتقل کنیم. باید به جوانان اینجا یاد بدهیم که برای رفتن به باشگاههای دیگر چه باید بکنند. کشور در حال باز شدن است. مردم رفتار محترمانه و بافرهنگی دارند. جای بسیار خوبی برای من است.
لیگ و جام. واقعیت این است که شما با الاتحاد تاریخساز شدهاید.
بله، فکر میکنم این باشگاه چنین روحیهای دارد؛ میخواهد خود را ارتقا دهد و کارهای بزرگ انجام دهد. هواداران فوقالعادهای دارد. هر بازی، چه خانه و چه خارج از خانه، کنار ما هستند. این برایمان بسیار مهم است. سال گذشته جام پادشاه و لیگ را بردیم. لحظهای بسیار خوب و ویژه برای همه بود.
احساس میکنید رهبر تیم هستید؟
برای همین اینجا هستم، اما همیشه برای کمک به همتیمیها. اگر در اوجم هستم، به این دلیل است که آنها این فرصت را به من میدهند. گل زدن کار همه بازیکنان است. میتوانم داخل و بیرون زمین با نصیحت به آنها کمک کنم تا بهتر شوند و روزی بتوانند به تیمهای دیگر بروند.
آیا احساس میکنید قدر شما را میدانند؟
بله، خیلی. وقتی قرارداد بستم، همان سال توپ طلا را برده بودم. پایان کار نبود؛ میخواستم بازی کنم و از فوتبال لذت ببرم. در این باشگاه احساس خیلی خوبی دارم. هواداران عالی هستند، بازیکنان هم میخواهند کار کنند. این چیزهایی است که در زندگی روزمره بسیار برایم ارزش دارد.
هواداران چطور؟ چگونهاند؟
احساس میکنم جداً مرا دوست دارند. در هر ورزشگاهی این را میبینید. همیشه پشت شما هستند و اعتماد بیشتری منتقل میکنند.
پس از سالها در سطح اول فوتبال، هنوز هدفی برای رسیدن دارید؟
ادامه گلزدن، بازیکردن، ساختن موقعیت و منتقلکردن هیجان به مردم. نه فقط در عربستان، بلکه به دنیای فوتبال. هر بار که وارد زمین میشوم میخواهم مردم این را ببینند. حتی در تمرینات هم دوست دارم همیشه کاری انجام بدهم.
حرف از زیدان شده که شاید سرمربی بعدی تیم ملی فرانسه باشد…
فکر میکنم همهچیز برای آن شغل را دارد. او در رئال مادرید این را ثابت کرده است. اکنون سرمربی دیگری هست، اما زیزو شماره یک است.
آیا بنزما به تیم ملی فرانسه برمیگردد؟
تیم ملی اکنون کمی از من دور است، اما هیچچیز معلوم نیست. فعلاً روی کاری که دارم تمرکز میکنم.
سه سال است از رئال مادرید دورید. هنوز رئال مادرید تیم شماست؟
همیشه تیم من خواهد بود. وقتی بتوانم بازیهایش را تماشا میکنم. بهترین باشگاه دنیاست. همیشه اینطور بوده و خواهد بود. تیمی با پتانسیل بسیار زیاد که فکر میکنم میتواند بهتر از چیزی که امروز ارائه میدهد باشد.
میتواند بهتر باشد؟
من این رئال مادرید را دوست دارم. اکنون زیاد درباره این تیم حرف زده میشود، اما همیشه همین بوده. اگر مساوی کنند یا ببازند، فوراً بحران اعلام میشود. از بهترین تیم دنیا ظرف چند روز میرسند به اینکه مربی و بازیکنان زیر سؤال بروند… طبیعی است؛ چون بهترین باشگاه جهان است. اما من این تیم را دوست دارم.
شما و ژابی آلونسو در رختکن کنار هم بودید. آن زمان حس میکردید او مربی میشود؟
به یاد دارم زمانی که کنار هم بازی میکردیم، و حالا هم همان است: فشار، پاسهای عمودی… سبک فوتبالی که دوستش دارم. تنها شش ماه است که مربی شده و کارش فوقالعاده است. زمان لازم دارد.
آیا روزی بنزما را روی نیمکت مربیگری خواهیم دید؟
نمیدانم. دوستانی دارم که وارد این حوزه شدهاند و همیشه از سختی آن میگویند. بازیکن بودن یا مربی بودن شاید متفاوت بهنظر برسد، اما فشار هر دو یکسان است. کار دشواری است.
اکنون با رئالی روبهرو هستیم که دیگر کروش، مودریچ، کاسمیرو، راموس و بنزما را ندارد. تیمی که گویی جاودانه بود.
درست است، تیمی فوقالعاده بود. اما فوتبال تغییر کرده و متفاوت شده است. نباید مقایسه کرد. شاید رئال مادرید امروز چیزهای بیشتری داشته باشد، اما رهبر کم دارد. گرچه گاهی هم در فوتبال امروزی به یک رهبر نیاز نیست. آنها جواناند؛ بسیاری در تیمهای ملیشان رهبر هستند، لیگ قهرمانان بردهاند… باید بفهمند یک رهبر چه چیزی به تیم میدهد.
فلورنتینو پرز در زمین بازی نمیکند، اما همیشه آنجاست…
او رهبر است. کارش خارقالعاده است. بازیکنانی را میآورد که تصورش را نمیکنید. کاری که با تیم و باشگاه میکند… بینظیر است.
آیا برمیگردید؟ اگر تماس بگیرند چطور؟
برای چه؟ (میخندد). اما او کسی است که نمیتوانم به او “نه” بگویم. فلورنتینو آدم ویژهای است.
روز سال ۲۰۰۹ را که به خانهتان آمد، به یاد دارید؟
بله، یادم هست. در روزهای سخت و روزهای خوب، در زمان توپ طلا… همیشه کنارم بود. نمیتوان به او “نه” گفت.
آن روز در لیون چه گذشت؟
فلورنتینو در خانهام بود. مدیر برنامهام گفت باید کسی را ببینیم. گفتم: «نه، نمیتوانم، کار دارم.» گفت: «باید بیایی.» پرسیدم: «چه کسی؟» وقتی گفت فلورنتینو پرز در خانهاست، باورم نمیشد. مردی که رونالدو را به مادرید برده بود، در خانه من؟ گفتم: «حتماً میآیم.» از همان لحظه فقط به رئال مادرید، رونالدو، زیدان فکر میکردم.
وقتی رسیدید، فلورنتینو چه میکرد؟
طبیعی نشسته بود؛ در خانه ما، کنار پدر و مادرم. من شوکه بودم، اما او کاملاً عادی و در حال صحبت به زبان فرانسوی.
و همان روز قرارداد بنزما با رئال قطعی شد؟
خیلی چیزها به فرانسه گفت. درباره رئال مادرید حرف زد. من هم گفتم «بله» و دست دادیم و…
و یک زندگی کامل آغاز شد. شانس آوردید گوشیتان خاموش نبود!
بله، بله (میخندد). یک زندگی کامل. فلورنتینو بزرگترین است. سطح رئال مادرید در همه عرصهها بهخاطر اوست.
بهخاطر او و بازیکنانی که به مادرید آورده، درست است؟
او همهچیز به من داد. اعتماد کامل. در همه لحظات—خوب و بد—با من و خانوادهام صحبت کرد.
اما لحظات سخت هم بود.
قطعاً. در یک دوران فوتبالی لحظات سخت هم وجود دارد و گاهی هیچکس در آن لحظات کنار تو نیست، اما او همیشه آنجا بود.
چند هفته پیش الاتحاد و النصر روبهروی هم قرار گرفتند؛ یعنی رونالدو مقابل بنزما. و سلاموعلیک شما دو نفر سرد بهنظر میرسید…
نه، لطفاً. ما قبل از بازی در رختکن صحبت کردیم. همدیگر را بغل کردیم و حرف زدیم… بعد در زمین دیگر لازم نیست دوباره همین کار را بکنیم. احترام زیادی بین ما وجود دارد. نیازی نیست جلوی دوربین چیزی نشان بدهیم. هر دو از هم چیز یاد گرفتهایم. نیازی نیست تظاهر کنیم. احترام کامل بین ماست.
شما همیشه از وینیسیوس دفاع کردهاید. او واقعاً چگونه است؟
پسری فوقالعاده و با قلبی بزرگ است. میخواهد یاد بگیرد… یک پدیده است. مردم فشار زیادی روی او میگذارند—خیلی زیاد. بعضی بازیکنان نباید چنین فشاری تحمل کنند. هنوز جوان است، هرچند بازیهای بسیاری برای رئال مادرید داشته. نمیتوان گفت او حالش بد است. نه، این عادلانه نیست. او خیلی خوب است، اما میتواند بهتر هم باشد. خلقوخویش اینگونه است. وقتی تعویض میشود ناراحت میشود؛ طبیعی است، هرچند نباید چنین کند. مردم باید بدانند او همین است. ژستهایی در زمین و بیرون زمین دارد—اما چیز خاصی نیست. او در زمین خوب است، احساس میکند میتواند بیشتر توپ بگیرد و مؤثر باشد و دوست ندارد تعویض شود. طبیعی است. چیز مهمی نیست.
آیا همچنان او را شایسته توپ طلا میدانید؟
بله، برای من میتواند یک روز توپ طلا را ببرد. میتواند به این جایزه برسد. کار سختی است، اما ممکن است. روزی که کاملاً روی فوتبال تمرکز کند و همه چیزهای دیگر را کنار بگذارد، آن روز میتواند این جایزه را ببرد. کیفیتش را دارد و در بهترین باشگاه دنیا بازی میکند. جایی بهتر از رئال مادرید وجود ندارد.
آخرین توپ طلا را دمبله برده… بازیکنی که دوران سختی را هم پشت سر گذاشته.
او سختیها را پشت سر گذاشته. انسان خوبی است، بازیکنی فوقالعاده. آنچه در پاریس انجام داده اهمیت زیادی دارد. توپ طلا را در پاریس برده چون گلهای مهم و تعیینکننده زده. کاملاً شایسته است.
رئال مادرید فعلی چه کم دارد؟
بازیهایی خواهد بود که امباپه توپ زیادی لمس نمیکند. از او انتظار داریم هر فرصتی را به گل تبدیل کند. رئال مادرید همین است. او حالا خیلی بهتر شده؛ گلزدن چیز جدیدی برایش نیست. در پیاسجی این کار را میکرد و در رئال مادرید بیشتر هم گل خواهد زد. فکر میکنم وینیسیوس، امباپه، رودریگو—حتی اگر زیاد بازی نکند—و بلینگام باید با هم صحبت کنند. یکی برای گلزدن است، یکی برای پاسگل دادن. نباید به بلینگام گفت گل بزند چون این کار امباپه است؛ و نباید از امباپه خواست بازیساز باشد چون آن نقش بلینگام است. باید بین خودشان هماهنگی کنند. او بهتر شده، اما باید در لحظات کلیدی تمرکز بیشتری داشته باشد چون مادرید در این لحظات به او نیاز دارد. و او همهچیز را برای موفقیت دارد.
آیا عجیب نیست که امروز بازیکنان را با میزان دویدن ارزیابی میکنند؟ این را درک میکنید؟
بستگی دارد. دویدن باید در زمان مناسب باشد. وقتی گل میزنی کسی از دویدن صحبت نمیکند. باید در لحظه مناسب و برای هدف درست دوید. من هم گلهایی از روی پرس به دست آوردهام. این هم بخشی از کار است. شاید خیلی نمیدویدم، اما خوب میدانستم مادرید چیست و کی باید بدوم. مثلاً در یک بازی لیگ قهرمانان. فقط گلزدن نیست. گلی که برابر PSG زدم پس از پرس بود. کارهای کوچک، اما مؤثر. فکر میکنم امباپه اینها را انجام خواهد داد.
اینجا تقریباً همهچیز را بردهاید. در رئال مادرید، همهچیز. در اروپا هم محبوباید.
فعلاً اینجا وضعم عالی است. محبت زیادی از بازیکنان، هواداران، مربی و کارکنان باشگاه میبینم. بازیهای رئال مادرید را میبینم. لیگ قهرمانان را تماشا میکنم و تصور میکنم. لیگ قهرمانان جادویی است. پایان قراردادم نزدیک شده، بله. هنوز نمیدانم میمانم یا میروم؛ به عوامل زیادی بستگی دارد. در دسامبر ۳۸ ساله میشوم. خودم را برای دو سال دیگر در فوتبال میبینم. بدنم خوب است، زیاد کار میکنم و هنوز فوتبال در وجودم هست. فوتبال را دوست دارم و لذت میبرم. باید ببینم چه میشود، باشگاه چه نظری دارد. دوست دارم رودررو صحبت کنیم و بفهمم چه فکر میکنند. بهترین حالت این است که اینجا بمانم، اما نه فقط برای یک یا دو سال دیگر بدون انگیزه. این برایم قابل قبول نیست. فکر میکنم سطح فوتبال در لیگ عربستان هر سال بیشتر میشود. سه سال است اینجا هستم و هر سال بهتر شده. پیشنهادهایی از اروپا دارم. باید همهچیز را بررسی کنم و ببینم کجا احساس بهتری دارم، هرچند اینجا واقعاً احساس خوبی دارم و محبت همه را میبینم. اما باید صبر کرد. آنها چیزهایی از من میخواهند و من هم چیزهایی میدهم. همهچیز پنجاه پنجاه است، اما شرایط مختلفی مطرح است. قصد ندارم فوتبال یا رقابت را طی شش ماه آینده کنار بگذارم.
بازگشت به رئال مادرید؟ حتی همین حالا؟
اگر فلورنتینو باشد… ممکن است، ممکن است. با او حرف میزنم، و بله، ممکن است. من مادریدی هستم. این احساس درونم است. مادرید هنوز شهر من است. خود را مادریدی و مادریدنشین میدانم. باید دید چه پیش میآید. اگر او آنجاست…



حاجی ببا یه پس گردنی بزن به این جوونا مث اون پس گردنیت به گاوی، که اینام آدم بشن
پاپا زنگ بزن بیاد واقعا همین الان از همشون سری
هنوز اودریپل بازیکنان اتلتیکو لب خط کرنر از ذهنم پاک نشده
وسالهای آخری که با وینی ورودریگو
چلسی وپاریس عبدالله را سه تا سه تا زدید
واقعا محشر بود اون چمپ
بهرحال چه به عنوان بازیکن چه پست دیگه من خودم بشخصه یکی از طرفدارای حاجی هستم
انشالله همیشه موفق باشه هرجا که هست
همشون همه ی اسطورها بخصوص سلطان کریم مودریچ مارسلو ال کاپی زیزو……….و…..
حاجی برگرد
چی میشه اگه برگردی حتی یک فصل..
سه سال است از رئال مادرید دورید. هنوز رئال مادرید تیم شماست؟
همیشه تیم من خواهد بود. وقتی بتوانم بازیهایش را تماشا میکنم. بهترین باشگاه دنیاست. همیشه اینطور بوده و خواهد بود. تیمی با پتانسیل بسیار زیاد که فکر میکنم میتواند بهتر از چیزی که امروز ارائه میدهد باشد.
میتواند بهتر باشد؟
من این رئال مادرید را دوست دارم. اکنون زیاد درباره این تیم حرف زده میشود، اما همیشه همین بوده. اگر مساوی کنند یا ببازند، فوراً بحران اعلام میشود. از بهترین تیم دنیا ظرف چند روز میرسند به اینکه مربی و بازیکنان زیر سؤال بروند… طبیعی است؛ چون بهترین باشگاه جهان است. اما من این تیم را دوست دارم.
بازگشت به رئال مادرید؟ حتی همین حالا؟
اگر فلورنتینو باشد… ممکن است، ممکن است. با او حرف میزنم، و بله، ممکن است. من مادریدی هستم. این احساس درونم است. مادرید هنوز شهر من است. خود را مادریدی و مادریدنشین میدانم. باید دید چه پیش میآید. اگر او آنجاست…
فقط مصاحبه رو نگاه
بازیکنا باید اینطوری تعصب داشته باشن رو تیم
اگر مثلث BBc تو اون مقطع فکر منافع فردی و آمار پر کردن خودشون بودن هیچ وقت یکی از بهترین مثلث های خط حمله تاریخ ساخته نمیشد
بنزما و بیل قبول کردن رهبر تیم تو خط حمله رونالدو هست ولی این به معنی کم اهمیت بودن نقش خودشون تو تیم نبود
چه بسا اگه بنزما و بیل برای خودشون بازی میکردن گلزنی و آمار کریس هم خیلی پایینتر میومد و تیم به اون موفقیتا نمی رسید.
درعین حال که این ۲ تا این موضوع رو قبول کرده بودن بازم آمار بیل تو دوره اوجش از همه وینگر راستای بولد شده الان بهتر بود و آمار بنزما هم از خیلی از مهاجمای الان بهتر بود با وجود اینکه نفر اول گلزنی تیم نبود و لاشخور باکس هم نشده بود میومد عقب حتی بازیساز هممیکرد .
بنزما حتی تو ارتباطش با نسل بعدی رئال هم فوق العاده بود حتی وقتی از اون تیم طلایی راموس واران مارسلو رونالدو بیل رفته بودن تونست کنار بازیکن لجوجی مثله وینی یکی از بهترین فصل های کریرشو داشته باشه
الان هم همه باید قبول کنن امباپه رهبر اصلی تیمه و بقیه هم اهمیت خودشونو داشته باشن مخصوصا بازیکنایی مثله وینیسیوس و بیلینگام
رئال جای آمار پر کردن نیست..
همینه.
کاملاً درسته تا وقتی بازیکنا (به خصوص وینی) قبول نکنن نفر اول تیم کیه به موفقیت واقعی نمیرسیم ، وینی خیلی وقته یه پاس درست و حسابی برای امباپه و جود ننداخته و بجاش فقط اعصاب مارو خراشیده
مشکل وینی و جود اینه که نمیخوان بپذیرن امباپه رهبر اصلیه
ببخشید جودو اشتباه نوشتم جود اصلا هافبکه
عشق حاج کریم
کاپیتان متعصب تیم