مرجع خبری رئال مادرید: «خیلی اتفاق قشنگی است! یک پیام بزرگ برای بقیه آکادمی.» به قول خودِ گولزالو. همان پسرِ ۱۵۹ گله. درست بعد از اینکه با سه گل آخرش، به شکلی بینقص مقابل بتیس، به نقطه اوج رسید. او معمار اصلی بود، اما عملیات نجات رئال مادرید از دلِ لا فابریکا را آسنسیو و فران گارسیا کامل کردند. پنج گل در خانه، از خانه. از سه پسری که در والدبباس رشد کردهاند. کسانی که فرصتشان را گرفتند و تا آخرین قطره از آن استفاده کردند. اصل ماجرا همین است: «فرصت». «اگر بازی کنند و به آنها اعتماد شود، جواب میدهند. بدون شک.» این جملهای است که از راهروهای والدبباس شنیده میشود. در آن پله، چند جواهر دیگر هم هستند. در «منطقه گونزالو»، در «منطقه آسنسیو». درخشان در پرایمرا RFEF و آماده برای الیت.
فران گونزالس (۲۰ ساله)
این سختترین چالش ممکن است. جلوتر از او دروازهبانی ایستاده که ستایشش میکند و از او یاد میگیرد: کورتوا. و اعتبارش را نه سنوسالش (۳۳ سال) بلکه معجزههایش تعیین میکند. پشت سر هم لونین است؛ دروازهبانی که یک لیگ قهرمانان را پخت. اما غولِ اهل لئون آماده است. با رشدی چشمگیر نسبت به آن نخستین بازی مقابل والنسیا. فصلش قابگرفتنی است، با بیشمار نمایشهایی به سبک «کورتوا». نجاتبخش وقتی باید نجات بدهد، همیشه هوشیار. آخریناش، یکشنبه مقابل آرنتیرو. راشاد و پالاسیوس گل زدند، اما بدون سه معجزه فران، امتیازها از دیاستفانو پر میکشید. بهترین دروازهبان جام جهانی زیر ۲۰ سال بود و در مادرید تردیدی ندارند که قد و قواره تیم اول را دارد. به سوپرجام میرود و تابستان، وقت تصمیمگیری است. چون فران برای الیت آماده است.
خوان مارتینس (۱۸ ساله)
کمی بیش از نیمفصل است که در کاستیا حضور دارد، اما برای مُهر تأیید کافی بوده است؛ برای تواناییها، پتانسیل و اعتمادی که باشگاه به او دارد. یکونیم سال پیش، با آنچلوتی، در پولپوزیشن قرار گرفت و بهطور غیررسمی در پیشفصل debut کرد. اما پارگی رباط صلیبی همهچیز را عقب انداخت. تا امسال. بازیکنی بیرقیب برای آربلوا، با رابطهای سرشار از اعتماد که حتی به آن هشدار معروف انجامید. و نام شماره یک فهرست ژابی اگر قرار باشد از آکادمی «مدافع» بگیرد. وقتی موج مصدومیتها شدیدتر شد، به صف فراخوانده شد، اما debut نکرد؛ چیزی که با صبر و بلوغ هضمش کرد تا تجربه بیندوزد. مصدومیت فراموش شده و فیزیکش در پرایمرا RFEF تحمیل میشود؛ جایی که یکی از مدافعان برجسته بوده است. با توان رو به رشد در بازیسازی از عقب که در والدبباس بسیار دوستش دارند. نقطه اوج؟ گلِ سبک راموس مقابل تالاورا. از الگو تا شاگرد.
تیاگو پیتارچ (۱۸ ساله)
غیر از دروازهبانها، بازیکن آکادمیِ فصل. کسی که بیشترین زمان را با گروه ژابی گذرانده است. اولین نفری که بالا آمد و ماند، که وارد چرخه شد. و کسی که تکرار شد تا ۲۰۲۵ را ببندد و ۲۰۲۶ را مثل یکی از خودیها آغاز کند. به همین دلیل به سوپرجام عربستان هم میرود. اما در کنار ۹ دعوتِ تیاگو پیتارچ، یک هلِ نهایی کم است؛ یا بهتر بگوییم، یکی مانده به آخر: debut. چون بعدش تازه فرصت واقعی میآید. و این debut مدام به تعویق افتاده، هنوز هم. در تالاورا حتی بند کفشها را بست و به الپرادو نگاه کرد، اما بازی پیچیده شد و ژابی نظرش را عوض کرد (سسترو آمد). در بازی تدارکاتی پیشفصل مقابل لگانس گل زد، مقابل تیرول بازی کرد، اما عکس رسمیاش را ندارد. آماده است؛ بعد از ۲۰۲۵ای که قابگرفتنی بود. سالی که از جوانان B شروع شد و روزبهروز با بزرگترها تمام شد. مهرهای کلیدی در کاستیای آربلوا، اساسی در مسیر صعودش. پویایی، شخصیت در خروج توپ و تهاجم در پرس، او را همانجا میگذارد؛ در منطقه گونزالو. وقتی نوبتش برسد، گاز میگیرد.
سزار پالاسیوس (۲۱ ساله)
اگر فران کورتوایِ کاستیاست، پالاسیوس امباپهاش است. دیوار و قاتل. بدون آنکه مهاجم باشد، هست؛ دستکم تیزترین قطعه آربلوا. قدمی رو به جلو پس از بدشانسی راشاد. انتظاری منطقی؛ چون شماره ۱۰ قرار بود رهبر تیم دوم باشد و همینطور هم هست. هفت ضربه کاری و عمودیت فراوان. تعیینکننده برای بیرون کشیدن کاستیا از مرداب وقتی با سقوط لاس میزد. کلیدی در روند دگرگونی تا تبدیلشدن به اشرافِ دسته (سوماند و رؤیا واقعی است). یک هافبک تهاجمی با دندان، با تمایل به شروع از جناح چپ برای نفوذ و گاز گرفتن. و با چندپستیبودن برای یک قدم عقبتر و شکستن خطوط با حمل توپ. از همه، کسی که پختگیاش جلوتر است. مثل خوان، یکونیم سال پیش چند دقیقه بعد از debut غیررسمی رباط صلیبیاش پاره شد و جهش را در حالت انتظار گذاشت. پیشتر هم در کاستیا مهم بود و نقشه راهش الیت را نشان میداد؛ مثل نیکو پاز، خاکوبو رامون یا چِما آندرس. این قالبِ پالاسیوس است؛ که با قدرت به در میکوبد. آنقدر که سه تیم لالیگا و یک باشگاه بوندسلیگایی گوشی را برداشتهاند تا پرسوجو کنند…
و…
همه آنهایی که باید باشند نیستند، اما آنهایی که هستند، همگیاند. یکی در هر خط. دروازهبان، مدافع، هافبک و مهاجم. اما آنجا هستند؛ نهفته؛ جواهرهایی مثل والدپنیاس، سسترو و داوید خیمنس، اولین ها با ژابی. والده، هیبریدی میان مدافع میانی و مدافع چپ که در مندیسوروتسا نشان داد جهش برایش سنگین نیست. داوید، «کهنهکار» ۲۱ سالهای که در تالاورا ثابت کرد وقتی نیاز باشد، دستکشاش آماده است. خورخه، تکیهگاهی که در جام debut کرد و جانشین چِما در کاستیا شد. علاوه بر پروفایلهایی مثل دیهگو آگوادو یا خسوس فورتهآ، با سقفی بلند که بهخاطر جام جهانی زیر ۲۰ سال کمی ریتم از دست دادند. استعداد هست؛ فراوان.



والده پنیاس حقش حد اقل یه ربع ۲۰ دقیقه هست