مرجع خبری رئال مادرید: آس در گزارشی نوشت: پپ گواردیولا روی شیوه درک فوتبال بسیاری از مربیان نسل خوانفران فونس تأثیر گذاشت. سرمربی مالاگا زمانی که هنوز برای لوخا بازی میکرد، شروع به جذب آن ایدهها کرد و حالا در برنابئو مقابل ژوزه مورینیو قرار میگیرد؛ همان آنتاگونیست بزرگ گواردیولا در سالهای رقابت شدید میان رئال مادرید و بارسلونا. فونس کتابهای فوتبالی را میبلعید، ساعتها با PC Fútbol و Football Manager وقت میگذراند و خوانما لییو هم یکی از الگوهایش بود. خوسه میگل فونس، برادرش، بعد از صعود مالاگا به لالیگا در گفتوگو با AS گفته بود: «کتابهای فوتبالی خیلی دیگری هم میخواند.»
خوسه میگل خاطرهای از زمانی دارد که خودش در رده نوجوانان بازی میکرد و خوانفران مربیاش بود. فونس از بازیکنانش خواست روی کاغذ نتیجهای را بنویسند که بیشتر از همه دوست دارند در یک مسابقه رقم بخورد. جوابها ۵-۳، ۴-۳، ۵-۲… و یک ۱-۰ بود. برای فونس، همان ۱-۰ بهترین نتیجه بود چون معنایش این بود که تیم گل نخورده است. برادرش یادآوری میکرد: «بعد دوره گواردیولا رسید و آن زمان بود که طرز فکرش عوض شد.» مربیای که زمانی قفل کردن دروازه را ترجیح میداد، در نهایت مالاگایی جسور و شجاع ساخته که تمایل طبیعیاش این است همیشه به دنبال یک گل دیگر برود. ایدهای که مقابل رئال مادرید هم قصد ندارد به آن خیانت کند.
فونس این فصل ۱۶ محصول آکادمی مالاگا را در ترکیبش دارد و بیشترشان کنار خودش رشد کردهاند. «بیچوس»های او، لقبی که فصل گذشته برای بازیکنانش ساخت، کمک میکنند شیوه مربیگریاش بهتر فهمیده شود. فونس که معلمی را فعلاً کنار گذاشته، رابطهای بسیار نزدیک و حتی پدرانه با این جوانها دارد؛ بازیکنانی که از ردههای پایین میشناسد و برای انتقال پیامهایش از روشهای آموزشی استفاده میکند. فیلم، استعاره، ضربالمثل و داستان سالهاست بخشی از ابزار کار او هستند. برادرش هم به یاد داشت که فونس در لوخا، زمانی که تازه مربیگری را شروع کرده بود، بخشهایی از فیلمها را برای بازیکنان پخش میکرد. کارلوس دوتور هم همین هفته در AS توضیح داده بود که پشت ماجرای «Kung Fu Panda»، «یک دیوانه فوتبال» قرار دارد که به آنها اعتمادبهنفس داده و چیزهای زیادی یادشان داده است.
فونس هیچوقت تصور نمیکرد بهعنوان مربی به چنین جایی برسد. خودش گفته بود: «بعضی رویاها محقق میشوند چون آدم به آنها فکر کرده و بعضی دیگر بدون اینکه حتی به ذهنش رسیده باشند، تحقق پیدا میکنند. احتمالاً این یکی از همانهاست. راستش هیچوقت تصور نکرده بودم بتوانم در چنین ورزشگاهی یک مسابقه را هدایت کنم.»
وقتی پیش از بازی رئال مادرید و مالاگا درباره ژوزه مورینیو از او پرسیدند، فونس اینطور پاسخ داد و در پایان دوباره به گواردیولا هم اشاره کرد: «یک چیز هست که همیشه در او خیلی ارزشمند میدانستم. توانسته در لیگهای مختلف تفاوت ایجاد کند و مربیان خیلی کمی در دنیا چنین کاری کردهاند. چیزی که بیش از همه برجسته میکنم، توانایی ارتباطی اوست؛ نه فقط به خاطر چیزهایی که میگوید، بلکه چون میتواند این کار را به چند زبان انجام دهد. و وقتی کسی باید ارتباط برقرار کند، فقط منظورم با بیرون نیست، بلکه داخل تیم هم هست. در تیمهایی که برای بزرگترین جامها رقابت میکنند، معمولاً بازیکنانی با ملیتهای بسیار مختلف حضور دارند.»
او ادامه داد: «مثلاً در تیم ما تقریباً همه اسپانیایی هستند. نمیدانم رئال مادرید چند ملیت مختلف دارد. مورینیو در پروژهها و کشورهای دیگر هم با همین شرایط روبهرو بوده است. این توانایی برای ارتباط برقرار کردن، نه فقط به خاطر چیزی که میتوانی بگویی، بلکه به خاطر اینکه میتوانی آن را به زبانهای مختلف منتقل کنی، در توان خیلی کمی از مربیان است. این چیزی بود که در گواردیولا هم خیلی ارزشمند میدانستم وقتی به آلمان رفت. قبل از رفتن مدتی مکث کرد فقط برای اینکه زبان را بهخوبی یاد بگیرد. واقعاً قابل تحسین است، چون آنها اهمیت این را میدانند که بتوانند به بازیکن برسند و با او ارتباط برقرار کنند. اینها مربیانی هستند که میتوانند تفاوت ایجاد کنند.»


