مرجع خبری رئال مادرید : اس در گزارشی نوشت: رئال مادرید به خانهای در آتش تبدیل شده است؛ جایی که دیگر خبری از روزهای آرام نیست. هرچقدر هم باشگاه تلاش کند فضای عادی را منتقل کند، اوضاع عادی نیست. کاملاً مشخص است که نیست. دمای رختکن به سطحی رسیده که مدتها بود مشابهش دیده نشده بود. در ژانویه نشانههایی از آرام شدن بحران دیده میشد، اما فقط یک توهم بود. درگیری میان بازیکنان، کنار گذاشته شدن برخی فوتبالیستها به دلایل غیرفوتبالی و روابطی که از هم پاشیدهاند؛ تعداد این اتفاقات آنقدر زیاد شده که دیگر استثنا نیستند، بلکه به قاعده تبدیل شدهاند. آخرین مورد، پنجشنبه شب بود؛ جایی که امباپه اعلام کرد در میکسدزون صحبت خواهد کرد… و دکمه قرمز را فشار داد. بمبی منفجر شد که حالا بوی بحران هستهای میدهد. زیاد حرف زد و بیشتر از آن، سوژه ساخت. یک فوران تاریخی؛ آخرین انفجار در زنجیرهای از آتشفشانهای پیاپی.
امباپه گفت: «بازی نکردم چون مربی به من گفته که از نظر او، من مهاجم چهارم تیم هستم. آماده بودم فیکس بازی کنم، اما این تصمیم اوست.» بعد ادامه داد: «باید تلاش کنم از وینی، ماستانتونو و گونزالو بهتر باشم…»؛ جملهای که دو بار تکرار کرد. اما ماجرا به همینجا ختم نشد. پس از هفتهها قرار گرفتن در مرکز انتقادها بهخاطر سفرش به ایتالیا، مسئولیت را به رختکن هم کشاند: «من تنها بازیکنی نبودم که در مادرید نبود.» و در پایان هم گفت: «ترجیح میدهم اینجا حرف بزنم؛ خیلیها این کار را نمیکنند و من باید از طریق رسانهها بفهمم چه فکری میکنند.»
در سوی مقابل، آربلوا تقریباً همزمان در نشست خبری پاسخ او را داد؛ بدون کوچکترین ملاحظهای: «من چنین چیزی به او نگفتهام، احتمالاً درست متوجه نشده؛ ای کاش چهار مهاجم داشتم.» و سپس کنایهاش را شلیک کرد: «بازیکنی که چهار روز پیش حتی آماده نشستن روی نیمکت نبود، نمیتواند امروز آماده فیکس بودن باشد.» این جدال لفظی، فضای اطراف را شبیه سنگر جنگ کرده بود؛ نبردی رودررو، با خبرنگارانی که میکروفونها را مثل سپر بالا گرفته بودند.
اما این فقط آخرین فصل از یک سریال قدیمی است. در واقع، همهچیز به ۲۶ اکتبر برمیگردد؛ روزی که وینیسیوس هنگام تعویض شدن در الکلاسیکو منفجر شد. بعضیها معتقدند همان روز رختکن شروع به ترک برداشتن کرد؛ از کنترل خارج شد و گره خورد. اما فارغ از اینکه «بیگبنگ» دقیقاً چه زمانی رخ داد، آنچه بعدش آمد انکارناپذیر است. ۱۱ فوریه، فقط یک روز بعد از شام معروف تیم برای اتحاد، رودیگر به کارراس سیلی زد. مدافع آلمانی احساس میکرد ــ و هنوز هم میکند ــ بعضی بازیکنان «جدیت وضعیت ورزشی تیم را درک نمیکنند» و همین باعث انفجارش شد.
با گذشت هفتهها، رختکن بهوضوح عصبیتر شد. کارواخال در یکی از تمرینات با تکلی خشن باعث مصدومیت والدپنیاس شد؛ بدون نیت آسیب زدن، اما بیش از حد خشن برای یک جلسه تمرینی در والدبباس. تقریباً همه معتقد بودند آن صحنه غیرضروری بود و نتیجه فضای ملتهب تیم. کمی بعد، در ماه مارس، آسنسیو پس از اعتراض به نیمکتنشینیاش مقابل منچسترسیتی، چند بازی پیاپی از فهرست خط خورد. او احساس میکرد پس از تلاش برای رسیدن به بازی در بالایدوس، سزاوار حضور بوده است. تا زمانی که از همتیمیهایش عذرخواهی نکرد، دیگر بازی نکرد.
یکی دیگر از ماجراهای اخیر، نیمکتنشینی ترنت در دربی بهخاطر دیر رسیدن بود. بعد هم «پرونده سبایوس» شکل گرفت؛ پروندهای که مستقیماً حرفهای آربلوا را زیر سؤال برد. او پیش از الکلاسیکو گفته بود: «اگر بازیکنی در رئال مادرید بازی نمیکند، فقط به دلایل فنی است.» اما این ادعا حقیقت نداشت. سبایوس به دلایل غیرفوتبالی از فهرست کنار گذاشته شد. او بهخاطر کمبود دقایق بازی، مشاجره شدیدی با آربلوا داشت و از آن زمان دیگر به میدان نرفته است؛ با وجود اینکه از نظر بدنی کاملاً آماده بود و تیم حتی در بعضی بازیها کمبود هافبک داشت. آربلوا در پاسخ به این وضعیت فقط سرد گفت: «بازیکنانی را میآورم که صلاح بدانم.»
رابطه آربلوا با سبایوس کاملاً شکسته است. همانطور که رابطهاش با کارواخال هم ترک برداشته؛ بازیکنی که هفتهها از کانون توجه دور نگه داشته شد، با وجود اصرار هواداران برای دیدن دقایق بیشتر از کاپیتان تیم. وقتی از آربلوا درباره او پرسیدند، فقط گفت: «اگر اجازه بدهید، به چیزی فکر میکنم که برای تیمم بهتر است.» تنها ۱۵ کلمه درباره وضعیت اسطوره باشگاه؛ پاسخی که خوشایند خیلیها نبود. بعد از آن هم نوبت درگیری والورده و شوامنی رسید؛ ماجرایی که فقط یک هفته از آن گذشته اما سالها دربارهاش صحبت خواهد شد. مشت، برخورد هنگام افتادن، شکافتگی، ویلچر و بخیه؛ و در نهایت دو جریمه ۵۰۰ هزار یورویی.
و بعد، نوبت کیلیان بود. بازیکنی که به ایتالیا رفت، در حالی که تیم باید بازی بسیار سختی را انجام میداد؛ مسابقهای که حتی میتوانست رئال را مجبور کند در نوکمپ برای بارسلونا تونل افتخار بزند. همان بازیکنی که یکشنبه گذشته از الکلاسیکو کنار رفت، بعد از اینکه در آخرین تمرین پیش از بازی، در دقایق پایانی تمرین را ترک کرد. تصادف یا نه، او با تیم بازیکنان ذخیره تمرین میکرد. برای بازی پنجشنبه، خودش را صددرصد آماده میدانست و این را هم منتقل کرده بود. اما آربلوا در را به رویش بست؛ نیمکتنشین شد و بعد، جرقه انفجار زده شد.
دیگر بحث جرقه نیست؛ این یک آتشسوزی واقعی است. در رئال مادرید حالا یک واقعیت را پذیرفتهاند: آربلوا نتوانسته رختکن را در دست بگیرد. موفق نشده است. مشکل اینجاست که اوضاع هفتهبههفته بدتر هم میشود. فقط دو هفته باقی مانده و دیگر کسی دنبال راهحل برای حال حاضر نیست؛ فقط میخواهند زمان بگذرد، آن هم هرچه سریعتر. اما نگاهها به آینده دوخته شده است. با نزدیکتر شدن مورینیو، این ایده در باشگاه تقویت شده که دوره بعدی باید با مربیای سختگیرتر آغاز شود. زمان نشان خواهد داد تصمیم درستی است یا نه. اما چیزی روشن است: کاپیتان فعلی، سکان را از دست داده است. و امباپه فقط آخرین قسمت از یک سریال طولانی بود؛ سریال رختکنی که در آتش میسوزد.



الان نیاز به یک کاپیتان واقعیه یکی با رهبری راموس و فن دایک که متاسفانه نداریم
واسه فن دایک میتونیم اقدام کنیم تا درفصل میتونه برامون بازی کنه
در فصل= دوفصل
داداش فندک دیگه تموم شدست خخ
اخ من که بازی های لیورو میبینم مث سگ دفاع میکنه با این سن
حرکاتش خیلی احمقانه شدن دیگه،یه بار خواست دفاع کنه توپ رو با دست تو هوا مثل بسکتبال گرفت:))
سرعتش هم کند شده،عملکرد دفاعیش هم ضعیف شده دیگه
درسته تمام توانشو میزاره ولی اخه تمام توانش حتی نصف فن ده فن هم نیست،فندک قبلا خوب بود ولی الان دیگه پیر شده
الان فندک بدرد این میخوره که آلبالو سیگارشو باهاش روشن کنه خخخ
فک کنم این فصل بازیکن آزاد بشه فندک
پاپا رو که میشناسی بازیکن آزاد خوراکشه…
ژابی توی رختکن با نهایتا یکی دو نفر مشکل داشت،
آربلوا توی رختکن با نهایتا یکی دو نفر مشکل نداره.
خخخخخ
خیلی منطقی بود خخخ
ولی نبوغ پرز اینو قبول نمیکنه
پرز فن د فن و دیامونده وینگر لایپزیگ رو بخر
لیورپول دنبالشه میخواد جای صلاح بیاردش بدووو
این هوادارای اسپانیایی چقدر مشنگن دست به یکی کنین تو ورزشگاه همه با هم شعار امسال سال خونه فلورنتینو پرز سرنگونه یا پرز سس مامانت شیر ما رئالی ها تو سس خارت و… سر بدین
هر وقت اومدن وینیسیوس رو هو کنن اون قشر سفید ورزشگاه تشویق میکردن نمیذاشتن صداها شنیده بشه
بخدا همین چندتا رئالی از همین جا میبردن برنابئو پرز با خجالت خودش باشگاه رو ترک میکرد
مقصر اول این شرایط پرز هست و تازه بعد از اون بازیکنا و سرمربی قرار میگیرن
وقتی خیلی ساده اسطوره تیم مودریچ رو که مورد احترام همه رختکن هست و بازیکنا ازش حرف شنوی دارن و اگه دلقکی مثل وینی هم رو حرفش چیزی بگه همه شیلنگو میگیرن روش رو باهاش تمدید نمی کنی میذاری به همین سادگی بره باید انتظار همچین آشوبی هم داشته باشی به خصوص که کارواخال کاپیتان اول امسال تیم اکثر فصل رو تخت بیمارستانه و اصن تو رختکن نیس از این گذشته از نظر فنی هم هنوز بهترین هافبک تیم بود با این وجود نیمکت نشینی به نفع بازیکنای جوون رو قبول کرده بود
تازه این فقط یکی از اشتباهاتش بود و از خریدای شخماتیکی مثل اندریک و ماستانتونو نمیشه گذشت که با کمتر از نصف قیمت این دو تا بنجل میتونست اولیسه رو بیاره و وینگ راست تیم رو تضمین کنه بازیکنی مثل اولیسه هر چند سال یبار شاید ظهور کنه و این یعنی وینگ راست تیم حالا حالا ها رو هواست
به کودکستان پرز خوش اومدید
انگار نه انگار پر افتخار ترین تیم دنیاییم
اینجا بیشتر شبیه طویلس آخه
خدا لعنت کنه باعث و بانیشو
هرچقد فوشش بدیم بازم کمه
هزار بارم گفته بشه تو رئال مدیریت رختکن از باقی موارد مهم تره بازم کمه، زمان آنچلوتی اصلا این اتفاقات رخ نمیدهد پرز با دو انتخاب اشتباه ژابی و آربلوا تیم دچار این موارد کرد
مقصر اول قطعا شخص پرز هست
زمان کارلتو اینجور اتفاقا نبود چون جرعت نمیکرد به بازیکنا حاشیه ساز تیم حرفی بزنه یا نیمکتشون کنه تنها چیزی که کارلتو سال اخرش نداشت مدیریت رختکن بود صرفا به بازیکنا خدمت میکرد
خب با همین مدیریتش تیم خوب هدایت میکرد، حالا همه نتایج فصل آخرش نگاه می کنند ولی قبلترش نه تازه سال آخرش هم خریدی واسش نشد.نمیدونم چرا از ژابی اینقدر بُت ساختند از لیورپول که فقط به چادر ملو نباخته باخت اونم بدون خلق موقعیت باخت تحقیر آمیز به اتلتیکو و پاریس به کنار حداقل از کسی مثل کلوپ اینقدر تمجید بشه
مشکل همینه فک میکنید تنها مربی که اینجوری رفتار میکرده فقط ژابی بوده پپ انریکه فلیک اینام همینطوری بودن خب براچی از اینا چیزی نمیگی؟
همون فلیک ۲ فصل ارائخو کاپیتان سر اینکه به تاکتیکش نمیخوره نیمکت کرده دیونگ کاپیتان نیم فصل نیمکت نشین بازیکن آکادمی کرد تا جاهم داشت کارلتو گایید
انریکه امباپه دمبله رو نیم فصل سر پرس نیمکت کرد خب چرا تو رئال اینجور چیزی نیست؟
کارلتو سال آخر وینی همش ریده بود بعد ۹۰ دقیقه دائم فیکس بود کل شماتیک ترکیبم عوض کرد تا وینی بیاد وسط بتونه گل بزنه الان این مدیریت رختکنه؟ کل فصل از سمت وازکز تیم اتوبان شد یکبارم حاضر نشد فده رو بزاره اونجا مخصوصا سر بازیا مهم این مدیریت رختکنه؟ امباپه نیم فصل اول رو فرم نبود چندبار کارلتو نیمکتش کرد؟ چندبار فده رو بعد اون حرف زنش پستشو عوض کرد؟
به نظرم به خاطر اینکه تو رئال اختیار عملی که مربی تو سایر تیم ها داره تو رئال نداره به خاطر پرز که اشتباهه ولی خود مربی هم باید کاریزما داشته باشه تا ازش حساب ببرند یه چیزی شبیه فرگوسن که بکهام ستاره آنموقع کنار گذاشت و کسی هم نتوست با خواستش کنه به خاطر این کار.پس راه حل اینه که یه مربی کاریزما بیاد مثل کلوپ ولی پرز بهش اختیار بده و تو کارش دخالت نکنه یا ریکلمه بشه مدیر تیم
کامل درست میگی
فقط جای مترجم پرتغالی خالیه