مرجع خبری رئال مادرید: در مجموع، انتخابات برای اعضای رئال مادرید بسیار مفید بود؛ برای ریکلمه نسبتاً مفید، اما برای فلورنتینو چندان مفید نبود. دلیل اصلی این است که او برای آینده باشگاه، عملاً جانشینی را مطرح و تثبیت کرد که گزینه خودش نیست، و همزمان وضعیت فعلی او، چه از نظر شخصی و چه از نظر ریاست، روشنتر شد. بنابراین این پیروزی برای او چندان شیرین نبود؛ مخصوصاً وقتی بدون برگزاری انتخابات، تا ژانویه ۲۰۲۹ اختیار ریاست را در دست داشت.
همه، حتی منتقدان ریکلمه، میگویند اینکه او از هیچ به ۳۵ درصد آرا رسیده، نتیجه بسیار خوبی است. من هم با این نظر موافقم. یکسوم مادریدیها به فردی رأی دادند که تا همین چند وقت پیش چهرهای تقریباً ناشناخته بود و فقط در ۲۵ روز باید با رئیس تاریخی و پرافتخار باشگاه رقابت میکرد.
با این حال، معتقدم نتیجه فلورنتینو هم بسیار قابل توجه است؛ اینکه با وجود دو فصل بدون جام و تصویری که در این انتخابات از خود به جا گذاشت، توانست ۶۵ درصد آرا را به دست بیاورد. فکر نمیکنم حتی لاپورتا، که در چنین موقعیتهایی استاد است، میتوانست در بارسلونا و در شرایط مشابه، پس از دو فصل بدون جام، چنین نتیجهای بگیرد؛ آن هم انتخاباتی که فلورنتینو به همین شکل برگزار کرد.
بنابراین از زاویه مثبت هم میتوان این موضوع را تحلیل کرد: فلورنتینو با وجود کارزار انتخاباتی بسیار ضعیفتر از ریکلمه، در حالی که بیشتر در واکنش به او حرکت میکرد و خستگی آشکاری در تمام جهان فلورنتینو دیده میشد، توانست ۶۵ درصد آرا را کسب کند. مورینیو، کوناته، دامفریس و یک پیشنهاد نمایشی ۱۵۰ میلیون یورویی ــ که بعداً بیشتر دربارهاش توضیح میدهم ــ همراه با آن ابهام بیموقع و نامناسبی که درباره خصوصیسازی بخشی از رئال مادرید در بدترین زمان ممکن مطرح کرد، همگی دلایلی کافی بودند تا او بسیار کمتر از این ۶۵ درصد رأی بگیرد.
اما سابقه گذشته، دستاوردهای تاریخی، خریدهای بزرگ اثباتشده و جامهایی که برده، بسیار سنگینتر از وضعیت فعلیاش بود. اعضای مسنتر احتمالاً با او همدلی زیادی داشتهاند و باقی رأیدهندگان هم، با اینکه برگهای انتخاباتی فلورنتینو ضعیفتر بود، در نهایت بیشتر به او اعتماد کردند تا به ریکلمه جوان و پرانگیزه؛ کسی که وعدههای انتخاباتیاش ممکن بود جذاب باشد، اما شاید بسیاری آنها را قطعی و قابل تحقق نمیدانستند.
این هم قابل درک است، چون انریکه ریکلمه کار بسیار دشواری برای «جذب» ستارههای انتخاباتی داشت. او در بازار آنقدر نامزد قدرتمندی نبود که چهرههای بزرگ حاضر شوند آشکارا برایش موضع بگیرند؛ چون اگر شکست میخورد، که همینطور هم شد، آنها هم در موقعیت بدی قرار میگرفتند. هرگز نخواهیم فهمید اگر ریکلمه با تکذیبهای اطرافیان مواجه نمیشد، چه اتفاقی میافتاد؛ چون نه هالند، نه کلوپ و نه رودری شخصاً هیچیک از حرفهای ریکلمه را تکذیب نکردند. اما مدیر برنامهها و پدر هالند آن را تکذیب کردند و مدیر برنامههای کلوپ نیز بسیار قاطعانه آن را رد کرد.
میدانم ریکلمه با آنها مذاکره کرده بود تا تکذیبی در کار نباشد و حتی شاید برای این موضوع پولی پرداخت کرده یا پیشنهاد پرداخت داده بود. چون مطمئنم انریکه ریکلمه نه چیزی از خودش ساخته و نه آنقدر بیمحابا رفتار کرده که بدون صحبت قبلی با هالند، کلوپ و رودری، از نام آنها استفاده کند. اما اتفاقی که در نهایت رخ داد، مرا به دو احتمال میرساند:
احتمال اول: ریکلمه پذیرفته بود همین سناریوی حداقلی رخ دهد؛ یعنی خود چهرههای اصلی شخصاً چیزی را تکذیب نکنند، اما اطرافیانشان برای محافظت از آنها در برابر منچسترسیتی یا در مورد کلوپ برای محافظت از خودش، وارد عمل شوند. اگر چنین بوده، آنها در تکذیب زیادهروی کردند. میتوانستند بسیار نرمتر عمل کنند. اگر احتمال اول همان چیزی باشد که رخ داده و ریکلمه چنین سناریویی را پذیرفته، به نظرم به خودش آسیب زده است.
احتمال دوم: توافق شده بود که در برابر پرداخت مبلغی مشخص، هیچ تکذیبی صورت نگیرد، اما پیمینتا، پدر هالند، خود هالند، کلوپ و مدیر برنامهاش به او خیانت کردهاند. اطلاع دارم که ریکلمه پیش از صحبت با کلوپ، مستقیماً با ردبول تماس گرفت تا اجازه بگیرد و برای آینده با آنها به یک توافق تجاری برسد.
اگر احتمال دوم درست باشد، من اگر جای ریکلمه بودم، توافقها را علنی میکردم تا اعضای رئال مادرید بدانند من وعدهفروش نیستم. ریکلمه باید اعتبارش را به کسانی ثابت کند که ممکن است دفعه بعد به او رأی دهند، نه به هالند و کلوپ؛ بهویژه اینکه دیر یا زود، ستارههای بزرگ دیگری هم خواهند بود که بتوان آنها را به مادریدیسمو پیشنهاد داد.
از سوی دیگر، برایم بسیار عجیب و غیرقابل فهم بود که رائول، هیرو و دلبوسکه، اگر واقعاً اجازه داده بودند ریکلمه از نامشان استفاده کند ــ و به نظر میرسد چنین اجازهای دادهاند، چون هیچکدام چیزی را تکذیب نکردند ــ در هیچ عکس عمومی کنار او ظاهر نشدند. به نظر میرسد هر سه نفر میدانند که با فلورنتینو، استخرشان خشک است؛ اما این نیمهموضعگیری را هم نفهمیدم. همین را درباره کاسیاس هم میگویم؛ کسی که پس از انتخابات، هر دو طرف را تبریک گفت تا هیچکدام ناراحت نشوند، در حالی که احتمالاً هر دو ناراحت شدند.
از یک اسطوره بزرگ دیگر هم خبر دارم؛ قهرمان و چهره مهم یکی از قهرمانیهای لیگ قهرمانان، که پیش از انتخابات در کنار ریکلمه بود، اما وقتی لحظه حساس با شتاب فرا رسید، خودش را کنار کشید. نامش را فاش نمیکنم، چون بخشی از کارزار انتخاباتی نبود. (احتمالا منظور نویسنده، سرجیو راموس است) انریکه باید برای آینده از همه این اتفاقات درس بگیرد. من همه را درک میکنم، اما در زندگی باید وقتی زمانش میرسد، خیس شد و موضع گرفت؛ همیشه نمیشود دو پیراهن پوشید.
انریکه ریکلمه از نظر چهرههای مشهوری که حاضر شوند علناً از او حمایت کنند، بسیار تنها بود. به همین دلیل، همین ۳۵ درصد رأی با وجود همه این شرایط ارزش زیادی دارد. وقتی زمانی را که این بار نداشت در اختیار داشته باشد، بهتر آماده شود و نامهایی را همراه خود بیاورد که واقعاً حاضر باشند پای کار بایستند، وضعیت با اتکا به همین ۳۵ درصد اولیه بسیار تغییر خواهد کرد.
دو نکته دیگر. اول این که جایگاه مدیر ورزشی با نقش یک اسطوره همراه، نمادین و تصویری فرق دارد. مونچی یا متئو آلمانی یک چیز هستند؛ بوتراگوئنو ، رائول یا روبرتو کارلوس چیزی کاملاً متفاوت. نباید با یکی گرفتن مدیر ورزشی با یک اسطوره مشهور، احترام این جایگاه را از بین برد. مورد فلورنتینو حتی بدتر است، چون عملاً خودش مدیر ورزشی است.
این سمت، جایگاهی راهبردی است و نمیتوان در باشگاهی در سطح رئال مادرید، کسی را بدون هیچ تجربهای به عنوان مدیر ورزشی منصوب کرد؛ فرقی نمیکند نامش رائول باشد، کمپس، رونالدینیو، کریستیانو یا هر کس دیگر. میدانم چنین اتفاقی میافتد و باز هم خواهد افتاد، اما این به معنای درست بودن آن نیست.
یک بحث دیگر، زوجی مثل رائول و فردی دیگر است؛ اما آن فرد دیگر باید یک متخصص حرفهای با کارنامهای معتبر در خریدهای موفق باشد. باید بداند فیرپلی مالی چیست و قوانینش چگونه عمل میکند، سقف هزینه ترکیب یعنی چه، تجربه مذاکره داشته باشد و پیشتر با مدیر برنامهها سروکار داشته باشد. یک بازیکن، هرچقدر هم بزرگ بوده باشد، الزاماً نه مربی خوبی میشود و نه مدیر ورزشی خوبی. این یک خطای بنیادی است که خیلی زیاد تکرار میشود.
بمبی که ریکلمه از آن استفاده نکرد: تخفیف ۵۰ درصدی برای دارندگان بلیت فصلی، نه فقط اعضا. به نظر من، طعمه بزرگ دیگری که ریکلمه از آن استفاده نکرد، چیزی بود که در دفترچهاش داشت: کاهش ۵۰ درصدی حق عضویت اعضا و دارندگان بلیت فصلی تا زمانی که تیم قهرمان لیگ قهرمانان شود، یا برای سه سال، یا برای یک دوره ریاست. این کار سالانه ۳۴ میلیون یورو درآمد کمتر ایجاد میکرد؛ رقمی که باشگاهی مثل رئال مادرید میتواند با دو تماس تلفنی یا فروش نصف یک بازیکن غیرضروری جبران کند.
این تخفیف ۵۰ درصدی برای ۶۰ هزار و ۷۰۰ دارنده بلیت فصلی که حق رأی دارند، میتوانست بدن و پاهایشان را به حرکت درآورد. کسانی که درباره هالند و کلوپ تردید داشتند، فقط برای اینکه نصف مبلغ بلیت فصلیشان را پسانداز کنند ــ که در بسیاری موارد مبلغ قابل توجهی است ــ به او رأی میدادند. حتی اگر باز هم میباخت، که با چنین اقدامی شکست برایش سختتر میشد، امروز بیش از آن ۳۵ درصد رأی داشت و تصویرش از آنچه اکنون هست نیز قویتر میشد.
با همه آنچه گفته شد، این انتخابات برای ریکلمه بیش از حد مثبت بود. او با وجود شکست، از نظر من برنده شد. نه برنده انتخابات، اما برنده جایگاه. در مجموع تصویر خوبی از خود به جا گذاشت. حالا روشن شده که آلترناتیوی وجود دارد. همه میدانند کسی که در ۱۰ روز ۱۸۷ میلیون یورو ضمانتنامه فراهم میکند، فردی عادی نیست. حالا تنها کاری که باید انجام دهد این است که سکوت کند، باوقار رفتار کند و کنار در خانهاش بنشیند. او ۳۷ سال دارد. فقط باید صبر کند زمان بگذرد، یا فلورنتینو در ماجرای خصوصیسازی خراب کند، یا نتایج ورزشی با مورینیو بهتر نشود.
نورها و سایههای فلورنتینو
بدترین نتیجهای که فلورنتینو از این انتخابات گرفت، این بود که جانشینی را تبلیغ و تثبیت کرد که انس القراری نیست. او فکر میکرد هیچکس نامزد نخواهد شد و اشتباه کرد. نهتنها این، بلکه بیش از هر چیز، جانشین احتمالی خودش را ساخت.
فلورنتینو از تمام مزیتهای ممکنِ کسی که در قدرت است برخوردار بود: فهرست انتخاباتی، نداشتن نیاز به ارائه ضمانتنامه، ترس بازیکنان، مدیر برنامهها و مربیان از موضعگیری به سود نامزد رقیب، از ترس پیامدهای احتمالی، زمانبندی انتخابات؛ ۱۰ روز برای اینکه رقیبش ضمانتنامه فراهم کند و ۱۴ روز برای توضیح پروژهاش.
با وجود این مزیتها و سابقه تاریخیاش، فلورنتینو بد محاسبه کرد. مجبور شد آستین بالا بزند، مصاحبه کند، در رسانهها حاضر شود و وارد زمین گلآلود وعدههای انتخاباتی شود؛ آن هم درست یک روز پس از وعده هالند از سوی ریکلمه در برنامه ال هورمیگرو. او ناهمزمان و واکنشی حرکت کرد. ایدهها و استدلالها را با خود میکشید، اما یک چیز کلیدی داشت: او فلورنتینو است.
اشتباه مربوط به خصوصیسازی نشان میدهد او از کنترل خارج شده است، چون مطرح کردن چنین موضوعی در کارزار انتخاباتی بسیار ناشیانه بود؛ آن هم بدون اینکه خودش بداند دقیقاً چه پیشنهاد میدهد یا چه توضیحی میدهد، چون هیچکس آن را نمیفهمد.
برگهای انتخاباتی در زمینه خرید بازیکن هم بمب واقعی نیستند، هرچند هنوز در میان مادریدیسمو بسیاری وفادار به سبک مورینیو هستند. حالا جالب خواهد بود ببینیم مورینیوی فعلی، که مثل یک اقدام ناامیدانه استخدام شده ــ شبیه کسی که وقتی هیچکس بیماریاش را درمان نمیکند، سراغ دعانویس میرود ــ فلورنتینو را زنده میکند یا ضربه نهایی را به او میزند.
پیشنهاد خالیبندی ۱۵۰ میلیون یورویی
واقعاً حیرتآور است که مردم تا چه اندازه سادهاند؛ بسته به اینکه با ستاره به دنیا آمده باشی یا بیستاره، همان مردم میتوانند هم ساده باشند و هم پیچیده و بدبین. پیشنهاد فلورنتینو برای یک بازیکن بود؟ فقط یک شلیک؟ این یک شیء پرنده ناشناس از برنامه هوریزونته بود؟ اگر پیشنهادی که میدهی شکست بخورد یا پذیرفته نشود، سراغ بازیکن دیگری با ۱۵۰ میلیون یورو نمیروی؟ این چه نوع دست انداختنی است؟
فلورنتینو به انریکه سرزو (مدیر اتلتیکو) زنگ میزند، در گفتوگویی تلگرافی و با صدایی پایین، ۱۵۰ میلیون یورو برای خولیان آلوارز پیشنهاد میدهد؛ منتظر میماند به او نه بگویند و بعد سریع میرود بیانیهای خبری منتشر میکند ــ کاری که معمولاً انجام نمیدهند ــ و میگوید پیشنهاد ارائه شده اما اتلتیکو آن را رد کرده است. همه اینها بدون اینکه با بازیکن یا مدیر برنامهاش صحبت کرده باشد؛ این را خودم تأیید کردهام.
هیچکس اگر با خود بازیکن توافق قبلی نداشته باشد، ۱۵۰ میلیون یورو برای او پیشنهاد نمیدهد.چرا این کار را نکرد؟ چون او را نمیخواستند. اگر اتلتیکو آن ۱۵۰ میلیون یورو را قبول میکرد، رئال مادرید قراردادی مضحک به بازیکن پیشنهاد میداد تا او نپذیرد و انتقال انجام نشود.
تمام این بلوف بزرگ، نوعی دست انداختن است؛ رفتاری که در شأن فلورنتینو نیست و فقط برای عمل به وعدهای بود که گفته بود سهشنبه بعد از رأیگیری، بزرگترین پیشنهاد نقلوانتقالاتی تاریخ را ارائه خواهد کرد؛ وعدهای که آن هم درست نیست، چون در سال ۲۰۲۱، برای امباپه به پاریسنژرمن ۱۸۰ میلیون یورو پیشنهاد داده بود. اگر او یکی از ستارههای ۱۵۰ میلیونی را جذب نکند، من این پیشنهاد را نوعی سر کار گذاشتن مادریدیها میدانم. این چه شوخیای است در باشگاهی مثل رئال مادرید؟ آیا هیچکس از فلورنتینو نخواهد خواست اگر خولیان ممکن نشد ــ چون هیچوقت واقعاً قرار نبود ممکن شود ــ سراغ یک کهکشانی دیگر بروند؟ آیا مردم اجازه میدهند اینطور سرشان کلاه گذاشته شود؟ چون برخلاف ریکلمه، اینجا جذب بازیکن آسانتر است؛ چون تو به نام رئال مادرید تماس میگیری، با قدرت تصمیمگیری و پول باشگاه.
و قرار است این موضوع همینطور رها شود؟ این یک شوخی بسیار ناخوشایند با ۲۱ هزار و ۷۰۰ نفری است که به فلورنتینو رأی دادند. باید یادداشت کنند. این یک خالیبندی برای همه اعضا، دارندگان بلیت فصلی و هواداران است. منطقی است مردم فکر کنند اگر برای یک ستاره پیشنهاد نمایشی بدهی و موفق نشوی، باید سراغ ستاره دیگری بروی؛ چون این همان چیزی است که مادریدیسمو از فلورنتینو انتظار دارد و همان دلیلی است که ممکن بود رأیدهندگان مردد به او رأی داده باشند: اینکه انتظار داشتند یک کهکشانی ۱۵۰ میلیون یورویی جذب کند، نه اینکه پیشنهادی بدهد که به آن نه بگویند، فقط برای اینکه یک وعده انتخاباتی توخالی و بدون قصد واقعی را اجرا کرده باشد. به نظرم بسیار زشت است، اما اگر مادریدیسمو آن را بپذیرد، دیگر به خودشان مربوط است.
وارد گمانهزنیهایی نمیشوم مثل اینکه با این «پیشنهاد»، قیمت بازیکن برای بارسلونا گرانتر شده است. وارد این هم نمیشوم که این پیشنهاد به اتلتیکوییها اجازه میدهد در صورت مادریدیها بخندند. حتی وارد این هم نمیشوم که اتلتیکو میتوانست پیشنهاد را بپذیرد، چون به نظر من پیشنهاد فوقالعادهای بود، و رئال مادرید را مجبور کند با ارائه قراردادی ضعیف به بازیکن، خودش را مضحکه کند تا انتقال انجام نشود. چنین سناریویی فلورنتینو را کاملاً بیدفاع میگذاشت یا او را مجبور میکرد بازیکنی را بخرد که واقعاً نمیخواست. البته از طرف دیگر، اتلتیکو را هم در برابر هوادارانش در معرض این اتهام قرار میداد که بازیکن را فروخته است؛ هرچند فکر نمیکنم هوادارانشان چندان انتقاد میکردند، چون به نظر من هر اتلتیکویی برای ۱۵۰ میلیون یورو بابت خولیان آلوارس وسوسه میشد.
اما همه این بحثها بیفایده است، چون تنها چیزی که فلورنتینو میخواست، ساختن یک پیشنهاد بلوفآمیز برای عمل به یک وعده بود. با این حال، فکر میکنم تصویر بدی از او به جا مانده است.
پدرو موراتا – مارکا



بارساییا خودشون به عنوان اعضای رئال مادرید جا زدن وگرنه سگم به این پرز خرفت رای نمیده
رفتاری که در شأن فلورنتینو نیست‼️
میگن نیکو فاز شخصا گفته من امسال برنمیگردم باشگاه هم موافقت کرده . الان میخوان ی هافبک وسط بگیرن
اره حتما هافبک میگیرن شما فقط اسم بده
الان پی پی هم میره ویتینیا رو میاره
خخخخ
باز کاش ۲ تا بازیکن خوب میاورد خریدا تیم ریدمان تر از مربیشه
کوناته بنجلو که خوده لیور گردنش نگرفت کلا مدافع کند پر سوتی مثل کوناته به هیچ دردی نمیخوره
سر خط هافبکم اومدن سیلوا ۳۲ ساله هیچ جوره منطقی نبود مخصوصا اگه بخواد با سیلوا خط هافبک ببنده بعد ۲ فصل ریدمان خط هافبک نه پازی برمیگرده نه یک هافبک بازیساز رو فرم اضافه میشه بعد انتظار جام گرفتنم داریم:))
برناردو درسته سنش بالاست ولی در کل برای یکی دو سال خوبه
بعدشم انتظار داشتی پی پی نوس و ویتینیا رو بیاره
یا برای دفاع سالیبا
پی پی قسم خورده تا زندست بازیکن خوب نخره
الان تنها هافبک بازیساز اروپا ویتینیاعه که دائم ازش حرف میزنید؟
ویتینیا فقط تو کریر مود فیفا میشه میاد تو رئال جدا از این همین الان اندرسون هست که جز ۳ تاپ لیگ انگلیس بوده خوده سیتیم دنبالشه متئوس فرناندز هست که من یو پاریس میخوانش انزو دنبال خروجه پرز نمیتونه اینارو بیاره؟
رئال الان تنها چیزی که نیاز داره یک بازیساز ثابت شده رو فرمه که بتونه عقب زمینو جمع کنه
حالا که پی پی نمیخوره
مشکل شما منم؟
برو به خودش بگو
نمیخره
اقا چیزی که خوبرو بگید خوبه
برناردو مجانی از انزو ۱۵۰ میلیونی خیلی بهتره
اگر میرفت بارسا پاره بودیم
۳۲ سال هیچ اهمیتی نداره
حتما باید اشغال مثل ماست و اندریک بخریم
الان یه خبر دیدم میگه نیکو نمیخواد بیاد برای فصل بعد
هم دوست دارم بگم به درک هم میگم حقم داره نیاد تو این تیمی که الان رئال هست
خیلی خط هافبکمون خوبه که بگی به درک؟
نه تو خوبی که به برناردو میگی ریدمان؟
بعدشم نمیخواد بیاد حتی گفتم حق داره
به درک منظورم بود چرا باید برای اینم بشینیم قصه بخوریم؟
طرف تو پست خودش جز بهترینا اروپا بوده اونم کومو داغون بعد نباید قصه بخوریم؟
سر سیلوام ته مونده سیتی معلومه ریدمانه
داداشا سر مادرجندگی پرز دعوا نکنید….
همون ریدمان تو چهارتایی شدنمون دست داشت
دقیقا درست میگی فقط کی؟ ۴ سال پیش:))
همین ایشون امسال جام زد اونم جلوی آرسنال
الان این چه ربطی داره سیلوا تکی جلو آرسنال بازی میکرده؟
اگه قرار باشه خط هافبک با سیلوا بسته بشه ریدمانه درصورتی خوبه که بیاد برا عمق ترکیب
من نه خواستم هیت بدم به کسی نه چیز دیگه ای Ali جان من فقط یه کلام گفتم سیلوا بازیکن خوبیه
و درسته گفتم به درک که پاز نمیاد
چون انقد بدبخت نشدم که بخوام بخاطر نیومدن پاز به رئال قصه بخورم
الان پاز بخواد بیاد به نظرت فیکسه؟
مگر اینکه آردا و جود بزارن
تازه درگیری ها شروع میشه سر پست شماره ۱۰
این این فصل نیاد فصل بعد میاد
حداقل یه فصل بدون حاشیه باشه
(سر خط هافبکم اومدن سیلوا ۳۲ ساله هیچ جوره منطقی نبود مخصوصا اگه بخواد با سیلوا خط هافبک ببنده)
عزیزم این حرف منه تو کامنت بالا سیلوا قرار نیست مشکل خط هافبک حل کنه فقط وقتی خوبه که برا نیمکت یا وینگر راست بیاد
سر پازم پاز همه جوره بهتره نسبت به گولر وقتیم با وجود جود به گولر بازی میرسه پس به پازم میرسه
اینکه پاز نمیاد برمیگرده به اینکه پرز مدیر تیمه یکی از سوگلیاش خوده گولره که سر گولر معمولی پاز مودریچ انداخت بیرون یک دلیلشم سیلوا که باز تو همون پسته ترافیک بیشتر ایجاد میکنه
شما درست میگی ولی طبق چیز هایی که پرز از بینشون بازیکن میخره سیلوا قابل قبول بود
باز شانس آوردیم نرفت یه چیز دیگه بیاره
پاز هم دوست داشتم بیاد ولی اون صبر کرده بود ریکلمه مدیر شه بعد بیاد که دیگه شایدنیاد
دوباره مدیر شدن پرز بدترین اتفاقی بود که ممکن بود برای تیم بیوفته
اینا هم همش از گند کاری های پرز میاد
درست میگی
واسه ما که عادی شده متاسفانه اما پرزفنا چجور با اینکه میدونن خالی بندی بازم کف و خون قاطی میکنن
چوسه یه هافبک وستهم خواست چون 90 تا بود واسش نگرفت بعد این بره 150 میل پول بازیکن بده
رایگان هر موقع شدن خبر کن پاپایی بیاد….
پی پی سینه خیز میاد برای هر چیز رایگانی برای تیم