مرجع خبری رئال مادرید: یک گل در ۲۳۲ دقیقه. این خلاصه کارنامه جرمی د لئون در والدبباس است؛ بازیکنی که دو سال و نیم پیش، در زمستان ۲۰۲۴، به رئال مادرید آمد. حالا دیگر رسمی است: او به سانت آندرو منتقل شده است. پایان تلخی برای داستانی که در آن احساس بیشتر از عملکرد بود؛ چیزی که همه طرفها میدانند. البته «افسانه طلسم» برای همیشه باقی میماند؛ لقبی که در رختکن تیم قهرمان پانزدهمین لیگ قهرمانان به او داده شد. با اینکه در فهرست لیگ قهرمانان ثبت نشده بود، به خاطر خرافات در تمرینات و حتی سفرها همراه تیم بود. و جام هم به مادرید آمد. خودش آن را در ومبلی بالای سر برد.
جرمی میخواست بماند و خودش را نجات دهد. چند هفته پیش هم در نامهای این را روشن کرد. اما باشگاه به او اطلاع داد که در برنامههایش جایی ندارد. صریح و شفاف. تمام تابستان هم با کاستیا تمرین نکرد. و حالا در آستانه بسته شدن بازار، انتقال انجام شد. داستانش همینجا تمام میشود.
نامه خداحافظی
«بعضی خداحافظیها هستند که آدم هیچوقت آماده نوشتنشان نیست.از همان زمانی که همهچیز در پورتوریکو شروع شد، رؤیای پوشیدن این پیراهن را داشتم. همیشه باشگاه قلبم بوده و اینکه توانستم این رؤیا را به واقعیت تبدیل کنم، افتخاری بود که هیچوقت از بابتش دست از قدردانی برنمیدارم.
اگر بگویم درد ندارد، دروغ گفتهام. تمام کردن یک دوره در باشگاهی که همیشه رؤیای نمایندگیاش را داشتم درد دارد؛ ترک کردن جایی که برایم اینهمه معنا داشت، درد دارد.با این حال، هیچکس نمیتواند افتخار دفاع از این نشان و عضویت در بهترین تیم جهان را از من بگیرد. این چیزی است که تمام عمر همراهم خواهد بود.
و اگر در تمام این مسیر چیزی هست که بهخصوص به آن افتخار میکنم، این است که به عقب نگاه کنم و فکر کنم آن بچه پورتوریکویی که رؤیای رسیدن به اینجا را داشت، موفق شد. امیدوارم داستان من باعث شود خیلی از بچههای جزیرهام ببینند که شدنی است. مهم نیست از کجا میآیی، رؤیا چقدر دور به نظر میرسد یا چند بار به تو میگویند غیرممکن است.
بزرگ رؤیا ببینید. به خودتان ایمان داشته باشید و هرگز اجازه ندهید کسی به شما بگوید تا کجا میتوانید برسید. شما هم میتوانید به جاهایی برسید که امروز شاید حتی تصورشان را هم نمیکنید.بعضی رؤیاها فراموش نمیشوند. فقط مسیرشان عوض میشود.هر اتفاقی بیفتد، همیشه به همان اندازه دوستت خواهم داشت. هالا مادرید، امروز و همیشه.»
کارنامهای سرد
او در ژانویه ۲۰۲۴ آمد و جا افتادنش سخت بود: در پنج ماه اول فقط ۱۹۵ دقیقه بازی کرد. هشت مسابقه، فقط یک حضور در ترکیب اصلی… و یک گل. حسوحال چندان امیدوارکنندهای نبود، اما آن را هزینه طبیعی روند تطبیق میدانستند. امیدها برای فصل ۲۵-۲۰۲۴ حفظ شد. اما بعد، ناامیدی از راه رسید. یا بهتر است بگوییم نفرین: او تا سه مصدومیت مهم را تجربه کرد که از جمله آنها دردسر طولانی شانهها بود.
در ماه اوت، درست در شروع فصل، به خاطر پیچخوردگی شدید مچ پای چپ یک ماه و نیم از میادین دور بود. برگشت و در سه مسابقه بازی کرد.
اوایل نوامبر دچار دررفتگی شدید شانه چپ شد. مجبور شد جراحی کند و دو ماه دیگر هم بازی نکند. تا ماه مارس که ۱۲ دقیقه به میدان رفت… و بدترین اتفاق رخ داد. در یکی از وقفههای بازیهای ملی، مشکل شانه چپش دوباره برگشت. اما فقط همین نبود؛ آزمایشها تأیید کردند که شانه راستش هم آسیب دیده است. یک فاجعه که دیگر چارهای جز توقف کامل باقی نگذاشت.
جرمی د لئون هر دو شانهاش را جراحی کرد و فصل برایش تمام شد. حاصل نخستین فصل کاملش: ۳۷ دقیقه. یک کابوس.
یک سال در ریکو پرس
به این ترتیب به تابستان گذشته، سال ۲۰۲۵، رسیدیم. تصمیم بر جدایی شد: انتقال قرضی به هرکولس. آنجا کمکم بهتر شد… و بعد دوباره افت کرد. ناپیوستگی. ۵۵ درصد کل دقایقش را در هشت هفته متوالی بازی کرد؛ ۳۳۱ دقیقه از مجموع ۵۹۷ دقیقه. دورهای بین نوامبر تا ژانویه که به نظر میرسید بالاخره دارد نور را میبیند. اما دوباره سقوط کرد.
در ۱۸ هفته پایانی فقط ۱۲۶ دقیقه بازی کرد؛ آن هم در مهمترین بخش فصل. در مجموع چهار پاس گل داد، اما هیچ گلی نزد. هرکولس فصل را با فاصله شش امتیازی از پلیآف و در رتبه نهم تمام کرد و او از نظر دقایق بازی، بیستوسومین بازیکن ترکیب بود.
| فصل | باشگاه | گل | دقیقه |
|---|---|---|---|
| ۲۴-۲۰۲۳، از ژانویه | کاستیا | ۱ | ۱۹۵ |
| ۲۵-۲۰۲۴ | کاستیا | ۰ | ۳۷ |
| ۲۶-۲۰۲۵ | هرکولس | ۰ | ۵۹۷ |
نامه رستگاری
با همین کارنامه بود که این تابستان به والدبباس برگشت. سوم ژوئیه پیامی در شبکههای اجتماعی منتشر کرد: «میدانم چه کسی هستم، میدانم چه کاری میتوانم انجام دهم و میدانم به چه چیزی خواهم رسید. تا اینجا نیامدم که فقط یک رؤیا را محقق کنم؛ آمدم تا داستان خودم را بسازم. نیامدم یکی دیگر از جمع باشم. آمدم بهترین باشم. داستان ادامه دارد…»
این متن همراه با عکسی از خودش در والدبباس بود؛ با لباس رئال مادرید و یک قلب سفید. کاملاً مشخص بود منظورش چیست.
و ضربهای غیرمنتظره
اما با مانعی غیرممکن روبهرو شد: درست پیش از شروع پیشفصل، در ۱۳ ژوئیه، باشگاه به او اطلاع داد که در برنامهها جایی ندارد. بدون هیچ ابهامی. قرار بود برایش مقصد جدیدی پیدا شود.
جرمی د لئون با این تصمیم موافق نبود و بهصورت انفرادی تمرین کرد، به امید اینکه باشگاه نظرش را عوض کند. اما چنین اتفاقی نیفتاد. و با نزدیک شدن پایان بازار، در نهایت پذیرفت که مسیرش باید دور از والدبباس ادامه پیدا کند. در نهایت هم قراردادی با سانت آندرو امضا کرد.
بت پورتوریکو میرود. و این تعبیر اغراقآمیز نیست. در سنخوان به دنیا آمد، فوتبال را به بیسبال ترجیح داد و پورتوریکو را به جای ایالات متحده انتخاب کرد. ملیپوش است. اما مهمتر از آن، فوتبالیستی است که خیلی فراتر از یک بازیکن معمولی است.
بد بانی تصویر امضای قراردادش را در شبکههای اجتماعی منتشر کرد، الادیو کاریون او را به پشتصحنه کنسرتش دعوت کرد، کیکه هرناندس، ستاره لسآنجلس داجرز، در یک مسابقه با پیراهن رئال مادرید او ظاهر شد و چنته یدراچ، گرداننده یکی از تأثیرگذارترین پادکستهای کشور، او را برای گفتوگو دعوت کرد. بهسادگی، یک پدیده بود.
اما در رئال جواب نداد. مسئله این بود که در برنامهها جایی نداشت و لوپس د لرما هم او را مناسب تیمش نمیدید. جدایی خاکوبو اورتگا باید راه بازگشتش به جریان کاستیا را هموار میکرد، اما حتی آن هم کافی نبود. ماندن یعنی بازی نکردن. یعنی حضور نداشتن. و این غیرقابلقبول بود.
بنابراین جرمی د لئون، با درد، در نهایت جدایی از رئال مادرید را پذیرفت. جداییای که حالا رسمی شده است: مقصدش سانت آندرو است. قراردادی دو ساله تا ۲۰۲۸ امضا کرده. زمان مشخص خواهد کرد روزی برمیگردد یا نه. اما فعلاً چمدانهایش را میبندد.
هرچند «افسانه طلسم» برای همیشه باقی خواهد ماند. بخشی از تاریخ یک باشگاه تاریخی. یکی از چهرههای پانزدهمین قهرمانی.



یادش بخیر،کارلتو میگفت این خوش شانسی میاره برامون:))
کارلتو چقد خوب بودی تو لامصب:))
چقد خاطره داشتیم باهات:))
این زمستان را نبين ماهم بهاری داشتیم…
این رئال الان رو نبینید،رئال یه زمانی بزرگترین تیم های اروپایی رو تحقیر میکرد.
امیدوارم هر چه سریع تر به اون ورژن ترسناک برگردیم