مرجع خبری رئال مادرید: کمتر کسی انتظار چنین مورینیویی را داشت. مربیای پخته، آشتیجو و اهل پل زدن ظاهر شده؛ لحنش را پایین آورده و وقتی درباره حاشیهها از او میپرسند، از فوتبال جواب میدهد. جایی که قبلاً مشت بود، حالا مدارا دیده میشود. باید دید وقتی اوضاع سخت شود چه اتفاقی میافتد. لکههای پلنگ پاک نمیشوند، فقط پنهان میشوند و معمولاً روزی که نتایج فشار بیاورند دوباره خودشان را نشان میدهند. اما تا امروز، نمایش اولیه بینقص بوده و رئال مادرید مثل دریایی آرام است: بازیکنان کاملاً درگیرند و گرسنه موفقیت. جام جهانیای هم در افق نیست و در عوض، نیاز شدیدی وجود دارد برای اینکه دوباره حس برنده بودن را تجربه کنند.
در میان همه آنها، یک نفر دقیقاً به همین نیاز داشت. وینیسیوس تصمیم گرفت جراحی چانه انجام دهد تا هماهنگی بیشتری در چهرهاش ایجاد کند. هر کسی اگر بتواند، خودش انتخاب میکند که دوست دارد در آینه چه چیزی ببیند. اما برای چیزی که به ما مربوط است، یعنی فوتبال، یک جراحی دیگر هم هست که میتواند بهترین نسخه وینی را برگرداند؛ جراحیای که در هیچ کاتالوگی وجود ندارد، اما مفهومش از همان لحظه اول روشن است: یک «جراحی ذهن»، اگر چنین اصطلاحی وجود داشت.
یعنی حریفی را که از دقیقه اول دنبال تحریکش است از ذهنش بیرون کند. سکویی را که با سوت آماده انتظارش را میکشد. داوری را که قبل از نگاه کردن به دروازه، اول به او نگاه میکند. همه اینها فضای عظیمی در ذهن بازیکنی اشغال میکنند که باید سرش برای تنها چیزی که واقعاً او را از بقیه جدا میکند خالی باشد: فوقالعاده بودن. هر حرکت اضافه، یک متر کمتر. هر دعوا، یک حملهای که اصلاً شکل نگرفت.
حریفان، و منظورم هواداران نیست، دیگر از روی دشمنی وینیسیوس را تحریک نمیکردند؛ این کار تبدیل شده بود به یک استراتژی مسابقه، چیزی که مثل یک کرنر روی تخته تاکتیکی برنامهریزی میشد. بدون اینکه لازم باشد از او دفاع کنند، وینیسیوس را از بازی بیرون میکشیدند. و هر بار که او وارد این بازی میشد، کسی که از نظر احساسی در موقعیت ضعف قرار میگرفت خودش نبود، رئال مادرید بود.
این مسئله شروع به اصلاح شدن کرده و دیده میشود. او توانسته بخشی از سوتهای برنابئو را به تشویق تبدیل کند، و این کم چیزی نیست. با فروتنی در رفتارش و سخاوتمندی در بازیاش به این نقطه رسیده. پیامد فوتبالیاش هم کمکم دیده میشود: همکاری با امباپه دارد راه میافتد و نسخه درخشان بلینگام بقیه کار را انجام میدهد.
مورینیو همه جزئیات را زیر نظر دارد. در ملأعام از وینیسیوس حمایت میکند و در خلوت اصلاحش میکند. وینیِ رهاشده از شبحها، سرمایهگذاریای است که موفقیتش تقریباً تضمین شده. روزی که برنابئو دوباره پیش از آنکه حتی دریبل بزند برایش دست بزند، همان توپ طلایی که نشد، دوباره بازخواهد گشت…
الیاس.ا – مارکا



وینی هیچوقت افت شدید نکرده مشکل اینجا بود که بیش از حد مسولیت و فشار افتاد روش بقول دوستان تاکتیک تیم دادن توپ به وینی بود. سمت راست تیم تعطیل بود. وینی هر فصل بیش از 22 گل زده. درسته حاشیه داشت و نفرت بیشتر مردم بخاطر حاشیه هاست نه آمارش. نتیجه نگرفتن رئال دلیلش نبود هافبک و مصدومیت دفاع ها بود.
آمارش خوبه قبول …
ولی فشار روانی سنگین او سر تیم هست که باعث میشه تیم از درون بپاشه … مسئله یکبار نیست
دعوا درگیری با مودریچ وسط بازی
دعوا و درگیری با ژابی و فاجعه پارسال
دعوا حسادت بی مورد به اینکه بازیکنا به امباپه پاس میدن تا اون
وینی به بازیگر قربانی بودن عادت کرده و هیچوقت ذهنیت تاپ رو نداره
پارسال دو تا موقعیت صددرصدی رو تو سانتیاگو برنابئو مقابل بایرن از دست داد و برگشت هم یه تک به تک رو قبل اخراج کاما خراب کرد تا حذف بشیم …
موقعیت سوزی های عجیبش واقعا غیرقابل تحمله
هرچی طبیعیش بهتره بعداز عمل فکش یه نفر رو هم نمیتونه دریبل بزنه
اینا همش چرت وپرته، وینیسیوس یک بازی فقط یک بازی خارج از خونه داشتیم که مثه همیشه تویه حاشیه بود و فرقی هم با گذشته نکرده، کدوم فروتنی؟ کدوم سخاوتمندی؟ کدوم تلاش واسه تیم؟ تنها تغییری که کرده همون چونه ش هست که واسه فوتبال بازی کردن اصلأ مهم نیست
میمون بعد دزدین توپ طلاش فوتبالو فراموش کرد
رونالدو توپ طلاش ندادن بیشتر تلاش کرد این بدتر شد …
کلا میخواد همه چیز را اصلاح کنه هم نژادپرستی هم بقیه کثافتکاریها توی فوتبال مثل مافیا توپ طلا هم داوریهای عجیب و سوت نزدنهای داور برای خطاهای روی خودش
بنظرم آدم ساده ایه و سیاست نداره یکمم بیریخته البته منظور نژادپرستانه ندارم بین سیاه پوستا هم خوشتیپ داریم