مرجع خبری رئال مادرید: فران گارسیا، متولد بولانیوس د کالاتراوا در سیوداد رئال در سال ۱۹۹۹، با بتیس تا سال ۲۰۳۰ قرارداد امضا کرده است، اما رئال مادرید کاملاً او را از دست نداده: این باشگاه ۵۰ درصد از مبلغ فروش احتمالی آینده او را برای خود حفظ کرده است. بعد از بیش از یک دهه حضور در پایتخت، میان کاستیا، رئال مادرید و رایو وایکانو، فران حالا از منطقه امنش خارج شده و فعلاً هم شروع بسیار خوبی داشته است. او در دومین بازیاش با پیراهن بتیس یک پاس گل به پابلو گارسیا داد؛ پاسی که در مستایا سه امتیاز دیرهنگام را برای تیمش به همراه داشت.
هفتههای اولت در بتیس چطور گذشته؟
خیلی خوب. درست است که بیشتر این مدت را بهخاطر پیشفصل خارج از خانه بودهایم و لالیگا هم تازه شروع شده، اما خیلی خوشحالم. گروه از همان روز اول خیلی خوب من را پذیرفت.
انتظار داشتی اینقدر سریع به عملکرد خوب برسی؟
میخواستم از رئال مادرید جدا شوم تا نقش پررنگتری داشته باشم. با اینکه میانگین تعداد بازیهایم آنجا اصلاً بد نبود، میخواستم نقش دیگری داشته باشم. در بتیس هم همهچیز خیلی راحت پیش میرود: همتیمیها، کادر فنی، آدمهای باشگاه… از همان لحظه اول کمکم کردند تا با شهر جدید وفق پیدا کنم. باید در نظر گرفت که ۱۳ سال پشت سر هم در مادرید زندگی کرده بودم و از آنجا خارج نشده بودم.
ترک رئال مادرید نباید تصمیم آسانی باشد.
بهترین باشگاه دنیاست، اما خود تصمیم از فصل گذشته گرفته شده بود. آنجا خوشحال بودم، بازی کردم، جامهایی بردم که از بچگی رؤیایشان را داری… اما به چیز دیگری نیاز داشتم. آدم قانعی نیستم، برعکس، بیش از حد از خودم توقع دارم. میخواهم بهترین نسخه خودم را ارائه بدهم، به رشد ادامه بدهم و برای تبدیل شدن به مهره اصلی رقابت کنم. قرارداد داشتم و میتوانستم در مادرید بمانم، اما بتیس برای ادامه دوران حرفهایام گزینه ایدهآلی بود. اینجا مانو فاخاردو، ایسکو و بازیکنانی مثل آلوارو فیدالگو را میشناختم. همهشان فوقالعاده درباره بتیس حرف زدند و این هنگام تصمیمگیری به آدم قدرت میدهد.
رئال مادرید اخیراً چند مدافع چپ جذب کرده است.
بله. دورههای خیلی خوبی داشتم که بازی میکردم، در سطح بالایی بودم و حس خوبی داشتم. آلوارو کارراس را جذب کردند و حتی من فصل را با بازی در مسابقات مهم تمام کردم، اما مسئله همان حس بود… امسال هم وقتی بحث کوکوریا پیش آمد، با خودم گفتم: ما چهار مدافع چپ هستیم، نمیدانم اصلاً شرایطش را خواهم داشت یا نه. چون فرلان مندی مصدوم است، اما اواخر سال برمیگردد. تازه برای یکی ۵۰ میلیون و برای دیگری ۶۰ میلیون خرج کردهاند. میفهمم که اولویت با آن بازیکنان خواهد بود.
در برنابئو همیشه برایت ارزش قائل بودند. همتیمیها هم همینطور.
بله، حداقل من اینطور حس کردهام. در واقع، رئال مادرید میخواست حق اولویت خرید را نگه دارد و نیمی از انتقال من را هم در اختیار دارد. آنجا بازیکن آکادمی بودم و بعد سه سال را گذراندم که بیش از ۱۰۰ بازی رسمی انجام دادم؛ کم چیزی نیست. درباره محبت مردم؟ سختترین کار این است که تا حد ممکن آدم معمولی بمانی. همیشه دوست داشتم وقتی همتیمیای به تو نیاز دارد کنارش باشی، وقتی در لحظه سختی میتوانی دستش را بگیری و فقط با او حرف بزنی یا به حرفش گوش بدهی. این خیلی ارزش دارد و در فوتبال سطح بالا خیلی از بین رفته است. آدم فقط روی بازی و اتفاقات داخل زمین تمرکز میکند. اما من خودم را آدم خیلی نزدیک و صمیمیای میدانم. برای همین اینکه مردم این محبت را به تو نشان بدهند، چیز خاصی است.
ایسکو برایت پیام فرستاد؟
بله. زمانی که برای تمرین با تیم اول بالا میرفتم با او همتیمی بودم. همینطور در فصلی که اولین بازیام را برای مادرید انجام دادم. برایم پیام فرستاد و گفت اینجا هر چیزی لازم داشته باشی، من هستم.
مارسلو میگفت ایسکو بازیکنی بوده که بیش از همه تحت تأثیرش قرار داده.
با او موافقم. هم ایسکو و هم رودریگو که هم در تیم اول و هم در کاستیا دیدمش، بیشترین تأثیر را روی من گذاشتهاند.
فرصت نشد با ژوزه مورینیو همزمان باشی، اما بهعنوان یک مادریدی، نظرت درباره بازگشت او چیست؟
فکر میکنم جانشین بهتری وجود نداشت، ایدهآل است. فصل گذشته غیرعادی بود و بیش از حد سروصدا و آشفتگی وجود داشت. اگر کسی بتواند رئال مادرید، رختکن و رابطه با مردم را دوباره در مسیر درست قرار دهد و مهمتر از همه این کار را همراه با نتیجه انجام بدهد، آن شخص مورینیو است.
با آنچلوتی کار کردی. کارلو شبیه پلگرینی است؟
بله. مربیانی هستند که اجازه میدهند بازی کنی و رختکن را خوب مدیریت میکنند؛ چیزی که فکر میکنم در باشگاهی مثل رئال مادرید با آن همه ستاره در سطح جهانی مهمترین مسئله است. سختی کار در چنین تیمی همینجاست. فکر میکنم آنچلوتی این کار را خیلی خوب انجام داد. پلگرینی هم برای این کار مهارت دارد. هفتمین سالش در بتیس است و از تیمهای سطح اول آمده، بنابراین تجربه کافی برای مدیریت شخصیتها و ایگوهای مختلف را دارد.
دوستت جود بلینگام انگار بازیکن دیگری شده.
واقعاً فصل گذشته در رئال مادرید عجیب بود. فکر میکنم جود در جام جهانی آزاد شد و فهمید که حالا میتواند دوباره بهترین نسخهاش را پیدا کند. برای من حتی الان بهترین دورانش در مادرید است، بهتر از فصل اولش. حالا دیگر فقط بحث آمار نیست که سال اول فوقالعاده بود، بلکه تأثیر بیشتری در جریان بازی دارد. این فصل خیلی بیشتر خودش را نشان میدهد. خیلی از این بابت خوشحالم. برای من، در این سطح، بهترین بازیکن دنیا در پست خودش است.
دفاع کردن مقابل وینیسیوس بهعنوان حریف سختتر است؟
همیشه وقتی حریفش باشی. وینی بازیکنی است که تفاوت ایجاد میکند. هیچوقت پنهان نمیشود، در هر بازی ۲۰ میلیون بار استارت میزند، حتی وقتی کارهایش جواب نمیدهد باز هم دستبردار نیست. اما وقتی جواب بدهد… از همان سال اولش در کاستیا همینطور بود، بازیکنی که آنقدر ادامه میدهد تا بالاخره نتیجه بگیرد. الان هم همین است: ممکن است روزی دقیقتر باشد یا کمتر، اما خودش را از بازی کنار نمیکشد. ضمن اینکه هنوز جوان است و خیلی چیزها پیش رو دارد. تمدید قرارداد هم از نظر ذهنی کمکش میکند چون میداند مادرید روی او حساب کرده است.
ایسکو چقدر برای بتیس مهم است؟
یک بازیکن تفاوتساز دیگر. اگر در شرایط خوب باشد، ایسکو بدون شک یکی از بهترین هافبکهای اسپانیاست. همه امیدواریم دوباره به آن وضعیت بدنی برسد که این ناراحتیها اجازه ندادهاند داشته باشد. من هر روز از او میپرسم حالش چطور است و حس خوبی از او میگیرم؛ هر روز بهتر میشود. آن مشکل غضروف را دارد و باید کمی روزبهروز جلو برود و فشار تمرینی را خیلی خوب مدیریت کند، اما واقعیت این است که فعلاً وضعیت با او مدارا کرده است.
مقابل والنسیا یک پاس گل دادی. برای خودت هدف مشخصی تعیین کردهای؟
همیشه فکر میکنم وقتی آرامی، لذت میبری و حالت خوب است، بقیه چیزها خودشان میآیند. اگر چیزی را به زور بخواهی یا آن را به یک وسواس تبدیل کنی، خیلی وقتها ممکن است علیه خودت عمل کند و اضطراب و ناامیدی به وجود بیاورد. عدد مشخصی برای پاس گل تعیین نکردهام. آرامم. خودش میآید.
وقتی برای پستت یک قهرمان جهان مثل کوکوریا را جذب میکنند…
من در ردههای پایه اسپانیا با کوکو همتیمی بودم، زمانی که لوئیس د لا فوئنته مربیمان بود. من با گروه یک سال بزرگتر بازی میکردم و آن زمان وینگر بودم، بنابراین جناح چپ را با هم تقسیم میکردیم. امیدوارم در تیم ملی بزرگسالان هم دوباره کنار هم باشیم… اینکه کوکو به مادرید بیاید و جای من را بگیرد، قانون زندگی است. ببینید، در رایو هم پپ چاواریّا با من بود و حالا به چلسی رفته است.
و در آخرین لحظات بازار، دوباره با سبایوس همتیمی شدی.
خیلی خوشحالکننده است، چون از نظر کیفیت ما را یک سطح بالاتر میبرد. خوشحالم دوباره با همتیمیای روبهرو شدم که آمده کارهای خیلی زیبا و بزرگی انجام بدهد. دنی به تیم زندگیاش برگشته و این به او قدرت میدهد تا آن چیزی را که برای لیگ قهرمانان نیاز داریم، به ما اضافه کند.
برای پایان، یک سؤال جالب: شماره ۱۱ را انتخاب کردی که برای یک مدافع کناری خیلی معمول نیست. چرا؟
واقعیت این است که شمارههای زیادی در دسترس نبود. بعد هم فهمیدم این یکی از شمارههایی بوده که رافائل گوردیو استفاده کرده، بنابراین احتمالاً الگوی بهتری از او اینجا پیدا نمیشود. برای گرفتن شماره ۳، درست مثل رافا، بعداً وقت خواهیم داشت.



ولی باز دمش گرم رفت نه مثل این آسنسیو ی انگل خودشو بزنه به مصدومیت و فقط بخوره بخوابه
امیدوارم زود تر بره:))))
فران گارسیا همه چیش عالی بود
جز بالا خونه