مرجع خبری رئال مادرید: توماس رونکرو سردبیر اس در مورد بازی رئال مادرید و رایو وایکانو نوشت.
یک برد پرگل دیگر. رئال مادریدِ مورینیو در خانه به تیمی قدرتمند تبدیل شده است. برنابئو همچنان شاهد پیروزیهای متوالی تیمی است که برای بردن و گل زدن ساخته شده؛ گلهای زیاد. آن هم با وجود اینکه هنوز چند موقعیت کاملاً مسلم را از دست میدهد. اما این رئال با سرمربی پرتغالی نیش بیشتری دارد و همین عطش در خط حمله باعث میشود حریف اشتباه کند و تیم بیرحمانه مجازاتش کند.
لژون با یک پنالتی بچگانه روی آلواریتو کارراس، که بازی خوبی داشت، و بعد با از دست دادن توپ مقابل وینیسیوس از کوره در رفت؛ اشتباهی که به یک یکدوی باشکوه میان مدافع چپ رئال و امباپه ختم شد؛ یکی از برندگان اصلی این شب تابستانی. تا زمان استراحت، رایو مقابل رئالی انفجاری، شاداب و دقیق کاملاً از پا درآمده بود؛ آن هم مقابل دروازه امیل آودرو، دروازهبان اندونزیایی که در آینده میتواند برای نوههایش تعریف کند در بهترین ورزشگاه دنیا بازی کرده است. در آن سوی زمین، همتای او تیبو کورتوا همچنان در معدود حملات بازیکنان رایو مهارهایی نشان میداد که فقط از خودش برمیآید. اما بعد، رئال خوابش برد…
عادتهای قدیمی. فصل گذشته هم این را دیده بودیم. رئالی قدرتمند و مسلط در نیمه اول، بعد از استراحت بیحال، سرد و بدون جرقه به زمین برمیگردد، انگار مسابقه تمام شده است. رایو این ضعف حریف را فهمید، شدت بازیاش را بالا برد و حاصلش گل سرخیو کامیو بود؛ گلزنی فوقالعاده که دو سال پیش در پاریس با دادن طلای المپیک به ما مقابل فرانسهِ اولیسه به آسمان رسید…
و روشنایی از راه رسید. در دقیقه ۷۰ آردا گولر به جای یان دیومانده وارد زمین شد؛ بازیکنی که برای اولین بار در ترکیب اصلی قرار گرفته بود. بازیکن ساحل عاجی چند نشانه خوب نشان داد، اما هنوز چیزی ارائه نکرده که بتواند قیمت نجومیاش را توجیه کند.
اما گولر در ۲۳ دقیقهای که در زمین بود یک مسترکلاس واقعی ارائه داد. نمایشی کامل داشت. بازی را هدایت کرد، پاس گل داد، فضا ساخت، خطا گرفت، کرنرها را مثل فرشتهها فرستاد، یک پنالتی واضح روی او گرفته نشد و با ایدههای فوقالعادهاش تماشاگران را از جا بلند کرد.
او غول چراغ جادو است. بازیکنی متفاوت. برای من، بدون تردید باید در ترکیب اصلی باشد. حالا مورینیو باید این معما را حل کند که چه کسی باید بیرون بماند تا بتوانیم این ستاره را از ابتدا ببینیم…
داستانهایی با رایو. حریفی دوستداشتنی. تیم محلهای به معنای واقعی کلمه. من در کارابانچل بزرگ شدم و میدانم این حس تعلق به یک محله چه معنایی دارد. رایوی محبوب، تیمی که اولین تجربه جدی روزنامهنگاریام را در سال ۱۹۸۵ با بازی صبحگاهیاش مقابل هرکولس در دسته دوم پشت سر گذاشتم. مردم روی سکو با مشک شراب و ساندویچ سالچیکون، همیشه خوشحال و خوشروحیه. رایو ۲ بر ۱ برد و از آن زمان همیشه حس خوبی نسبت به این تیم داشتهام.
البته بعید است دوست من خورخه والدانو همین احساس را داشته باشد. او در ۲۰ ژانویه ۱۹۹۶، بعد از شکست رئال مادرید در برنابئو مقابل رایو با دو گل گییرمه، از سمتش بهعنوان سرمربی اخراج شد.
آن بازی عجیب ۱۰ بر ۲ با رئالِ رافا بنیتس را هم فراموش نمیکنم؛ چهار گل بیل، سه گل بنزما، دو گل کریستیانو… و یکی هم از دانیلو! با وجود این نتیجه، هواداران رئال نارضایتی خود را از سبک بازی تیم نشان دادند.
حالا در مدیریت ورزشی رایو هم دو محصول آکادمی رئال حضور دارند: کوبنیو و پورتیو؛ دومی بهترین گلزن تاریخ آکادمی قدیمی سیوداد دپورتیوا بود.
خلاصه اینکه رایو تیم جذابی است، هرچند همه میدانیم وقتی باید در وایکاس با آنها بازی کنیم، اغلب به مشکل میخوریم، مخصوصاً در سالهای اخیر. امیدوارم برای سفر بعدی، در ۳۱ ژانویه ۲۰۲۷، دستکم بتوان در خانه خودشان بازی کرد و نه در «تبعیدگاه» سرد بوتارکه…
همه به فرمول یک. حالا که وظیفه انجام شده، امروز بخش بزرگی از تیم در مادرینگ دیده خواهد شد؛ رویدادی تاریخی که بازیکنان ما عاشقش هستند.امیدوارم رئال مورینیو امسال یک فراری باشد…



کامانیگا هنوز استرس داره این دیگه وظیفه کادر فنیه وگرنه سر گل اخر یا جایی که از بین سه نفر توپ در اورد نشون داد کارش خوبه گلی هم که خوردیم تقصیر میمون بود شوامنی هم بازیسازیش بهتر شده والورده هم که نیاز به تعریف نداره همین گولر یادتونه میگفتین عنه ریده اخراجی ؟ کوناته بنجول صیکتیر شده ؟