در آستانه دربی متروپولیتانو، شور و هیجان ترکیهای در رئال مادرید بیشتر میشود؛ و البته بعضی عادتهای قدیمی هم دوباره سر برمیآورند.
آردا گولر ریتم گرفته، اعتمادبهنفسش کاملاً پیداست و وقتی این استعداد خودش را نشان میدهد، هواداران رئال تنوع و ظرافت بازیکن منتخبشان را قدر میدانند. کافی بود او از زمین بیرون برود تا رئال به شکلی تأسفبار شروع به چرت زدن کند. تیم حتی میتوانست دو امتیاز را به همین دلیل از دست بدهد.
نکته مثبت این است که آردا انگار چیزی از رسم بازار استانبول یاد گرفته؛ اول چای میآورند و بعد مذاکره شروع میشود. یک مکث کوتاه با توپ پیش از رها کردنش، طلاست. و دقیقاً همین مکث چیزی است که رئالی که با سرعت هزار کیلومتر در ساعت بازی میکند، کم دارد.
هرچقدر هم که تیرهای طلایی خط حمله خوب باشند، و واقعاً هم فوقالعادهاند، آردا این توانایی را دارد که زه کمانی را بکشد که به فوتبال رئال معنا میدهد. تیمی که فقط میدود، همیشه یک چیز را عرضه میکند. با آردا، رئال دوباره تنوع پیدا میکند: مکث، پاس با بیرون پا، حمل توپ و ضربات ایستگاهی.
گولر البته بینقص نیست. احتمالاً باید از نظر بدنی کمی بهتر شود، توانایی دفاعیاش را بالا ببرد و در کنترل ریتم بازیها تداوم بیشتری داشته باشد. اما در این رئال مادرید، او همان زمردی است که به همهچیز اطرافش درخشش میدهد. تیم سفیدپوش در مقایسه با گذشته، شدیداً به جادو نیاز دارد.
حضور شوامنی هم خیلی به او کمک میکند تا آزادتر کیفیتش را نشان دهد. همین که آردا از زمین بیرون رفت، افت ریتم کاملاً محسوس شد و ارواح دو فصل قبلی دوباره ظاهر شدند.
مشکل اینجاست که امتیازهای الچه دقیقاً همان ارزشی را دارند که امتیازهای متروپولیتانو. رئال نمیتواند اینطور با آتش بازی کند، حتی اگر در نهایت نتیجه بگیرد. برداشتن پا از روی پدال گاز به این شکل آشکار، بیاحتیاطی بزرگی است، چون همانطور که دیدیم ممکن است حریف تو را تنبیه کند.
الچه جانانه جنگید و هوادارانش را به رؤیا انداخت.
درخشش لحظهای بلینگام، ازخودگذشتگی امباپه و فرصتطلبی اسپی، که تا اینجای فصل سودآورترین خرید بوده، جلوی آتش را گرفت.
نمایش درخشان گولر سزاوار چنین پایان پراسترسی نبود.در بازار آردا، حتی برای رسیدن به خوشحالی هم باید چانه زد.
الیاس.ا – مارکا


