واقعیت همین است. رئال مادرید در برنابئو گل میزند و حریفان را کنار میزند، اما قهرمانیها، دستکم قهرمانی لالیگا، فقط با نتایج خانگی به دست نمیآیند. بیرون از برنابئو، این تیم صبر هوادارانش را به پایان میرساند. عملکرد رئال در بازیهای خارج از خانه اصلاً قانعکننده نیست.
مقابل اسپانیول، رئال تنها به لطف گل کارلوس اسپی در شرایطی پیروز شد که بازی عملاً از دست رفته به نظر میرسید. در الچه هم داستان مشابهی تکرار شد. رئال برتری دو گلهاش را از دست داد و باز هم اسپی مجبور شد تیم را از غرق شدن نجات دهد.
مقابل رئال بتیس، تیم نهتنها شکست خورد، بلکه حتی نتوانست گل بزند. حالا هم در متروپولیتانو برابر اتلتیکو شکست خورده است؛ در مسابقهای که اتلتیکو میتوانست آسیب بسیار بیشتری بزند، اما به همان برتری ۲-۰ رضایت داد و در پایان، با وجود اینکه رئال یک بازیکن کمتر داشت، حتی مجبور شد برای حفظ نتیجه تا آخرین لحظات مقاومت کند.
درست است که مصیبت رئال در متروپولیتانو با اشتباه دین هویسن شروع شد. جایگیری بد او به پنالتیای منجر شد که گل نخست اتلتیکو را رقم زد و بعد هم اخراجش شرایط را برای رئال بسیار سختتر کرد. تیم ناگهان خودش را در وضعیتی دید که ۱-۰ عقب بود، یک بازیکن کمتر داشت و عملاً در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود.
اتلتیکو در آن لحظه رئال را کاملاً از پا درآورده بود و میتوانست کار را تمام کند، اما بیشتر به کنترل بازی و لذت بردن از «اوله»های سکوهای متروپولیتانو بسنده کرد. همین موضوع باعث شد شکست رئال سنگینتر نشود.
اگر هویسن آن اشتباه را مرتکب نمیشد چه اتفاقی میافتاد؟ هرگز نخواهیم فهمید. اما یک چیز روشن است: تا پیش از آن صحنه، رئال مادرید حتی کوچکترین تهدیدی برای دروازه اوبلاک ایجاد نکرده بود.
حتی نمیتوان کارت قرمزی را که داور احتمالاً در صحنه خطای کوتی رومرو روی زانوی بلینگام نداده، بهعنوان بهانه اصلی مطرح کرد، چون واقعیت این است که رئال تا آن لحظه فوتبالی ارائه نمیکرد که نشان دهد برای بردن مسابقه آمده است.
خلاصه اینکه ژوزه مورینیو به نیمکت رئال مادرید برگشت تا خاطره دو فصل گذشته را پاک کند، اما تا اینجا چنین اتفاقی نیفتاده است.
رئال در برنابئو گل میزند، هرچند در نیمههای دوم همچنان افتهای قابل توجهی دارد، اما لالیگا تازه آغاز شده و تیم همین حالا شش امتیاز با صدر جدول فاصله دارد.
و البته، مقایسهها همیشه آزاردهندهاند.
خوزه ویسنته هرنائز – مارکا



نمیشه عکس بزاریم تو سایت؟
کجای دنیا مربی درجه سه که توی لیگ ترکیه اخراج شده رو بیارن میتونه نتیجه بگیره ؟
سبک دفاع اتوبوسی و ضدحمله ده سال پیش منسوخ شد این رو نتایج تیم هایی که مورینیو توش مربی بود نشون میده
ولی حداقل خوبیش اینه سیک پرز و مورینیو و خیلی از بازیکنا زده میشه اخر این فصل
اگه مورینوی کص کش بازی بعد وینی فیکس کنه اصلا بهش امیدی نیست ولی اگه بزارتش نیمکت یه ذره بهش امیدوار میشم و گرنه…
همون روزی که میمون و کرکس بازوبند کاپیتانی رو بستن فاتحه این تیم رو خوندم تا موقعی که این دوتا حرومی توی تیم باشن به هیچ جا نمی رسیم
زمانی فاتحه تیم خونده شد که یه مشت اسپانیایی بی مغز به پرز رای دادن
تلویزیون رئال اگر بعد از هر بازی تبدیل شود به دادگاه داوری، یک خطر بزرگ دارد: باشگاه بهجای اینکه آینه را جلوی خودش بگیرد، مدام انگشتش را سمت داور میگیرد.
ممکن است داور بد باشد.
ممکن است کارت قرمز ندهد.
ممکن است پنالتی اشتباه بگیرد.
ممکن است یک بازی واقعاً تحتتأثیر قضاوت قرار بگیرد.
اما هیچکدام از اینها نباید سؤال اصلی را بپوشاند:
خود رئال چه فوتبالی بازی کرد؟
اگر تیم موقعیت نمیسازد، بعد از گل عقب میکشد، خارج از خانه کنترل ندارد، هافبکش بازی را نمیگرداند و مهاجمانش از جریان مسابقه جدا میشوند، نمیشود هر بار نوار صحنههای داوری را پخش کرد و خیال کرد مشکل توضیح داده شده است.
داور بد میتواند یک بازی را خراب کند؛
اما داور نمیتواند یک الگوی بد چند هفتهای بسازد.
اگر مشکل در چند بازی تکرار میشود، دیگر باید دنبال جواب روی نیمکت، وسط زمین و در ساختار تیم گشت.
حتی بدتر: وقتی رسانه رسمی باشگاه مدام روی داوری تمرکز میکند، به بازیکن هم ناخودآگاه یک راه فرار میدهد. بازیکن بهجای اینکه بپرسد «چرا بعد از گل عقب رفتیم؟» میتواند بگوید «داور فلان صحنه را نگرفت.»
این ذهنیت برای تیمی مثل رئال خطرناک است.
رئال مادرید باید آنقدر قوی باشد که حتی با داوری بد هم حریف را زیر فشار ببرد. اگر هر اشتباه داور کافی است که کل تیم از هم بپاشد، آنوقت مشکل عمیقتر از داوری است
دوره اول مورینیو
تیم توپو میداد به حریف
ولی جوری پرس میکرد که از اشتباهات حریف بسرعت موقعیت گل درست میکرد و کار تمام.
الان هیچ شباهتی با اون تیم دیده نمیشه…
خبر فوری
من از خبرها شنیدم
مثل اینکه رونالدو میخواد زمستان فسخ قرارداد کنه با النصر … بهترین فرصت سلطان رونالدو برگرده رعال. اونجا
باشکوهترین خداحافظی تاریخ انجام بده
و رعال داغون جمع جور کنه
بارسا وقتی گل میزند، معمولاً عقب نمیکشد تا نتیجه را نگه دارد؛ فشار را بیشتر میکند تا حریف حتی فرصت فکر کردن به جبران هم نداشته باشد. توپ را سریع پس میگیرد، زمین را کوچک میکند، حریف را در یکسوم خودش نگه میدارد و با گل اول، دنبال گل دوم میرود.
اما رئال فعلی خیلی وقتها بعد از گل، دقیقاً برعکس عمل میکند.
بهجای اینکه گل اول باعث افزایش اعتمادبهنفس شود، تبدیل میشود به نقطه شروع اضطراب. خطوط عقب میروند، فاصلهها بیشتر میشود، هافبکها عقبتر میایستند و حریف کمکم صاحب توپ میشود.
یعنی رئال گل میزند، اما بهجای اینکه حریف را خفه کند، خودش شروع میکند به نفسنفس زدن.
این یکی از بدترین نشانههای یک تیم مدعی است.
چون قهرمان بزرگ فقط بلد نیست جلو بیفتد؛ بلد است وقتی جلو افتاد، حریف را از بازی بیرون کند.
رئال فعلی خیلی وقتها به حریف پیام میدهد:
«من گل زدم، حالا بیا حمله کن.»
بارسا در همان موقع به حریف میگوید:
«من گل زدم، حالا اگر میتوانی اصلاً از نیمه خودت بیرون بیا.»
تفاوت دقیقاً همینجاست.
بارسا بعد از گل، بازی را میبلعد.
رئال بعد از گل، گاهی بازی را پس میدهد.
و این دیگر فقط مسئله بازیکن نیست؛ مسئله ذهنیت و ساختار است.
اگر مربی تیمش را طوری سازمان بدهد که بعد از گل اول پنج متر عقبتر برود، پرس ضعیفتر شود و مالکیت را واگذار کند، عملاً دارد به حریف اکسیژن میدهد.
و تیم بزرگی مثل رئال نباید به حریف اکسیژن بدهد.
گل اول باید شروع خفگی حریف باشد، نه شروع ترس خودت.
شما مورینیو رو درک نمیکنید چون انسان های فانی و ضعیفی هستید ، شما در حالی که دارید تمنا میکنید مورینیو تاکتیکشو علمش رو به روز کنه مورینیو در حال عبادت هست و دارد خانه بهشتش رو میسازد ، مورینیو خودش رو از دنیای مادی و انسانی دور کرده بود چون میدونست انسان عمری نخواهد کرد و در حالی که گواردیولا که فکر می کرد هنر کرده عمر خودش رو برای ارتقا علم هدر داد و یک مشت فلز که چرک کف دست بودن رو بت خود قرار داد
هرناندز از پاپا اجازه گرفتی این پستو زدی؟
ناراحت نباش مادر جن.ده مهم اینه که وینی هفته ای ۶۰۰ هزار یورو حقوق میگیره و خوشحاله
مثلا ناراحته؟ :))
نقاب میزنه کفتار حورمزاده پشت اون قیافه غمگین خوشحالیه
اره خیلی ناراحت بود:)))
شرط میبندم اگه حامد یه روزی پرز رو از نزدیک ببینه: فوری،پرز توسط یه شهروند ایرانی به قتل رسید
رئال با کمترین دوندگی تو این فصل لالیگا، صدر جدول کو.ن گشادترین تیمای لالیگاست
بنازمممم همه با غیرتن،مخصوصا عنباپه
مشخصه دیگ. این تیم هیچ گوهی نمیشه در پایان فصل
قدر داشته هاتو وقتی میدونی که از دستشون بدی…
ما قدر هیچ کدوم از اسطوره ها و مربی هامون رو ندونستیم،نه کریس نه کروس نه مودریچ نه کارلتو نه زیدان و ..
پرز ک.یر تو شرفت
این چندتا خبرنگار دقیقا موقعی ک باید افتضاح داوری کار کنن میان از بازیکنا انتقاد میکنن دیشب بد نبودیم تا وقتی ۱۱ نفره بودیم میجنگبدیم بجای حرامی بودن داور پوشش بدن ب تیم خرده میگیرن آقا تیم هرچی ضعف داشته باشه بازی دیشب اگه داوری درست بود با همین وضعیت میلردیم
دو سال گذشته فقط و فقط گفتن داور چی درست شد ؟؟؟ همه فهمیدن مشکل از داوری نیست از تیم هست جز تو البته
رضا گوتی یا تو
دارم فک میکنم صحبت کردن با کدوم سخت تره
خفه شو وکیلی کسکش
خفه شو تا نگرفتم جرت بدم کسکش مادرجنده
توی کسکش قول داده بودی اگه چهار تا به اتلتیکو ندادیم عکس لخت از کونت بزاری تو سایت
زیر همه کامنتات یادت میندازم
زود باش عکس لختت رو بزار مادرجنده
دیومانده اسپی برناردو رودیگر کارراس ارنولد
اینا بنظرم بازی بعدی باید فیکس باشن
کورتوا و فده و کوناته و جود و حالا امباپه یا گولرم باقی ترکیب
بنظرم با این ترکیب قوی تریم حداقل درحال حاضر
آورده اند روزی پرز و مریدان و مورینیو در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی.
و ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد. پرز فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش بزنید که این داستان را قبلن بدجوری شنیده ام.
و مریدان و پرز در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت قطار حرکت کردندی.
وینیسیوس گفت:” یا پرز ! نباید انگشت مان را در سوراخی فرو ببریم؟” پرز گفت:” نه! حیف نان! آن یک داستان دیگر است.”
راننده ی قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند.
پرز و مریدان و مورینیو ایستادند و پرز رو به مریدان گفت:” قاعدتن نباید این طور می شد!” سپس رو به امباپه کردی و گفت:”تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی ؟
امباپه گفت:”آخر الان سر ظهر است! گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد.
پرز رفته به گردش ریکلمه گرفت و کر.دش