مرجع خبری رئال مادرید : کاسیاس در آخرین بخش سریال مستند خود در مورد مسائل مختلف صحبت کرد.
نیمکت نشینی در جام جهانی 2014 :” برخی از ما این حق را به دست آورده بودیم که حداقل یک نفر به ما بگوید که قرار است بخشی از تیم باشیم یا نه. بعد از هشت سال با کار کردن با ویسنته و آشنایی با او در رئال در سن 9 سالگی به نظرم حقم بود که حداقل یک دقیقه با من صحبت کند و توضیح بدهد هر چند که طبیعتا با او موافق نبودم.”
چرا مقابل کرواسی بازی نکردی؟” وقتی از من پرسیدند، گفتم که بهتر است داوید در ترکیب بماند. حس می کردم که توان حضور در بازی سوم را را ندارم. اگر برنده می شدیم، یک اتفاق می افتد و اگر می باختیم هم یک اتفاق دیگر. حداقلش این بود که نخواستم بازی کنم چرا که اگر بازی می کردم و همان طور که با نتیجه دو بر یک باختیم، شکست می خوردیم، اتفاقی که برای ایتالیا رخ داد برای ما تکرار می شد. می دانستم که اتفاقات فینال لیسبون یا جام جهانی برزیل تکرار می شد و برخی منتظر بودند تا بگویند که دل بوسکه به کاسیاس بازی داده و به همین خاطر مقابل کرواسی شکست خوردیم.”
آخرین بازی فوتبال مقابل ریو آوه:” بی نهایت موقعیت داشتیم تا با نتیجه سه بر صفر برنده شویم. روی یک صحنه احمقانه به ما گل زدند و نتیجه 2-1 شد و بازیکنان تمرکزشان را از دست دادند. روی یک حرکت پوچ دیگر بازی 2-2 مساوی شد. کار به تساوی کشیده شد و از فرصت قهرمانی دور شدیم. این مسئله، سناریوی آخرین بازی فوتبال من بود. چهار، پنج روز بعدش بود که سکته کردم. انگار همیین دیروز بود که فوتبال بازی می کردم و باورم نمی شود که آن آخرین بازی من بوده باشد. زندگی همین است.”
نامزدی ریاست فدراسیون:” همیشه به خاطر سالهای حضورم در تیم ملی این صحبت با من مطرح شده بود. هفته های زیادی به آن فکر کردم. در پورتو بارها با دوچرخه تردد می کردم و همه چیز را بررسی کردم. یک روز تمرین می کنی و روز بعدش برای ریاست فدراسیون آماده می شوی. هر لحظه ممکن است اتفاقاتی رخ بدهد. من در پرتغال بودم و تا روز اول ژولای مرزهای سفر به اسپانیا باز نشده بود. وقتی می بینی که یکی از دو نامزد نمی توانند کارهای انتخاباتی را انجام بدهند، می فهمی که کلک بزرگی سوار کرده اند. به هر صورت حالا بحث فدراسیون برای من تمام شده است و بعدا ببینیم چه می شود.”
معاینات پزشکی:” 15 دقیقه می دویدم. دقایق اول آرام بودند و به تدریج سرعتم بیشتر شد. همه چیز خوب بود. حالا اما دیگر به این چیزها فکر نمی کنم و همه چیز را از ذهنم پاک کردم.”
بازگشت به پورتو:” آخرین باری که در ورزشگاه پورتو بازی کردم در مقابل سانتا کلارا بود. بازگشت به چمن این استادیوم کمی استرس ایجاد می کند. همیشه برای هر شروعی، پایانی وجود دارد. احساساتی شده بودم چرا که خاطرات زیادی از پنج سال پایانی فوتبال خود دارم. ان جا را هم خانه خود می دانم. همان طور که شروعی در سن مامس داشتم، نوبتش بود که پایانی وجود داشته باشد. از بچگی می خواستم بهترین دروازه بان دنیا شوم و پنج بار این کار را کردم. انگیزه زیادی داشتم تا با کشورم جام جهانی را ببرم و به آن رسیدم. انگیزه بالایی داشتم تا با رئال مادرید قهرمان اروپا شوم و این اتفاق رخ داد. پایان کارم یک پایان رویایی نبود اما هیچ جای ابهامی وجود ندارد.”



اسطوره ی من . بزرگترین بدشانسیت اینه که آربلوای کص پا دستتشو شکست … اگه یکم صبر میکردی و واسه بنیتزم می موندی ، زیدان میرسید و احیات میکرد . نمیدونم هودارایی که میرن سانتیاگو واقعا انسان هستن یا یه مشت گاو ، که اسطوره هایی مث تو رو هو میکنن …
یه مشت آدم بیمعرفت دورتو گرفته بودن ولی باز تو خیلی خیلی حرفه ای رفتار کردی
عشق منی و یه روز از نزدیک می بینمت ایکر مقدس
تو واقعا فکر کردی ایکر میاد این پیامو می خونه ؟؟؟
اگه یه جوری نوشتی انگار مخاطبت اونه