مرجع خبری رئال مادرید : اس در گزارشی نوشت: شاید اتفاق افتاد و ما نفهمیدیم. ساعت ۲۲:۰۴، شاید برجی ساعتی در بیرمنگام، صاعقهای با توان ۱.۲۱ گیگاوات، آن شتاب ناگهانی، بوی لاستیک و یک نور خیرهکننده. بازگشت به گذشته. به چیزی که روزی از دست رفت. واقعیت این است که بلینگام دوباره شبیه بلینگام شده است. ابعاد این بازیکن آنقدر بزرگ است که حتی در یک پیروزی ۴-۱ بدون گلزنی، نامش یکی از پرطرفدارترین نامها در اطراف برنابئو بود. همه منتظر بودند دوباره خودش را پیدا کند. اما در نهایت، همهچیز برمیگردد. بلیزرها، اپلهای بزرگ، جود سه سال پیش. حتی در نسخهای بهتر؛ کاملتر و خطرناکتر. و در واقع، بدون نیاز ظاهری به «خازن شار». کلید کار این بوده که توان بدنیاش تقویت شود و به پستش برگردد؛ دوباره نزدیک، خیلی نزدیک به محوطه جریمه حریف. بینگو. آنجا، بیشتر از «Hey Jude»، موسیقی فیلم «آروارهها» به گوش میرسد. آنجا قلمرو اوست. برگشته است. آدم فکر میکند سوار یک دلورین شده.
و بخش زیادی از این ماجرا به مورینیو مربوط میشود؛ کسی که از همان روز اول شروع کرد تیم را با این آگاهی طراحی کند که عامل تعیینکننده همینجاست. دکتر براون مخصوص خودش. در نخستین بازیهای دوستانه با گولر آزمایش کرد و در مسیر برای جود نشانههایی گذاشت. نشانههایی از چیزی که از او میخواست: شروع از هافبک هجومی، اما با آزادی حرکتی زیاد. بازیکنی که بفهمد چه زمانی باید برای کمک به بازیسازی عقب بیاید و مهمتر از آن، در هر حمله کجا قرار بگیرد تا برتری ایجاد کند. مورینیو بدون هیچ ابهامی گفت: «میتواند شماره ۶ یا ۸ باشد، اما نقش او شماره ۱۰ است؛ باید نزدیک محوطه بازی کند، چون آنجاست که در بالاترین سطح قرار دارد.» بدون پنهان کردن هیچ کارتی.
کالبدشکافی یک کلاس آموزشی
وقتی ذاتاً دست برندهای داری، نیازی به پنهانکاری نیست. بلینگام مقابل رئال سوسیداد نمایشی تمامعیار ارائه داد. دومین بازیکنی بود که بیشترین موقعیت ساخت؛ چهار موقعیت، فقط یکی کمتر از گولر. بیشترین دریبل را داشت، سه، و سومین بازیکن تیم از نظر بازپسگیری توپ بود، چهار. همهچیز، همهجا، همزمان. نفوذ، ترکیب با همتیمیها، دفاع. یک نمایش کامل. همچنین بیشترین دوئل را برد، ۹، و در میان بازیکنان هجومی ــ یعنی هافبکها و مهاجمان ــ بالاترین دقت پاس را هم در مجموع داشت، ۹۵.۲ درصد، و هم در یکسوم هجومی، ۹۲.۳ درصد. نمایشش با دو پاس گل کامل شد؛ یک یکودوی تماشایی با امباپه و یک هدیه برای وینیسیوس بعد از اینکه برای بازپسگیری توپ با بیتیا جنگید.
و این یکی دیگر از کلیدهاست: از نظر بدنی یک سطح بالاتر رفته است. و این حرف کمی نیست، با توجه به پایه فیزیکیای که از قبل داشت. در والدبباس از وضعیت بدنیاش تعریف میکنند و تأکید دارند که بخش زیادی از این پیشرفت نتیجه کاری است که خودش در تعطیلات انجام داده. خود مورینیو هم در نشست خبری حسابی از این موضوع تعریف کرد و بدون طعنه اشاره کرد که اویارسابال، که او هم دیرتر از جام جهانی برگشته بود، مجبور شد پیش از دقیقه ۶۰ درخواست تعویض کند، اما جود هنوز بنزین داشت. مورینیو از آن بهعنوان «بُعد فیزیکی متفاوت» یاد کرد. همین وضعیت به او اجازه میدهد در دفاع مثل یک شکارچی گاز بگیرد. و از همینجا الگو به بقیه هم منتقل میشود. خیلی، خیلی، خیلی مهم است که یکی از ستارههای تیم را ببینی که طوری برای پرس کردن میدود انگار فینال است. همهچیز مسری است؛ تعهد هم همینطور.
بازوبندی در سایه
جایگاهش فراتر از زمین است. یکی از چهار کاپیتان رسمی نیست، اما یکی از رهبران تیم است. یک کاپیتان خاموش. از آنهایی که در لحظات سخت در رختکن صدایش را بالا میبرد. وقتی همتیمیاش شایسته تعریف باشد، حواسش هست و وقتی لازم باشد دستوری بدهد، از فریاد زدن هم کم نمیگذارد. مورینیو در او چیزی فراتر از استعداد میبیند؛ شخصیت میبیند. چهرهای ضروری برای لمس روح تیم، همان محور اصلی بازگشتش. ترکیبها، مگر در صورت خستگی یا احتیاط، با بلینگام و ده بازیکن دیگر بسته خواهند شد. هیچ شکی وجود ندارد.
خاطره ۲۳ گل
او چهارمین فصلش در رئال مادرید را آغاز کرده و یادآور نسخه سه سال پیش است. در فصل اولش، ۲۴-۲۰۲۳، ۲۳ گل زد و ۱۳ پاس گل داد. همان فصل «پانزدهمین» قهرمانی اروپا بود. یک خالکوبی احساسی در تاریخ باشگاه. عملکردش در فصل ۲۵-۲۰۲۴ کمی پایینتر آمد، اما همچنان در اعدادی فوقالعاده ماند: ۱۵ گل و ۱۵ پاس گل. بعد فصل گذشته رسید؛ زمانی که فقط هشت بار گل زد. تلخیای همراستا با تلخی خود تیم. و از آن زمان همه منتظرش بودهاند. شاید نه برای تکرار ۲۳ گل، اما برای اینکه دوباره یک «کهکشانی» شود.
شروع فصلش این امید را تقویت کرده است: در دو هفته، در سه گل نقش داشته؛ ضربه سر مقابل اسپانیول و دو پاس گل مقابل رئال سوسیداد. ادامه همان نسخه جام جهانی: هفت گل با انگلیس. برنابئو اشتیاقش برای بازگشت بهترین نسخه این فوتبالیست عظیم را پنهان نکرد؛ بازیکنی که مدتی به شکلی غیرقابل توضیح محتاط و کمجرئت شده بود. و حالا، بیشتر از اینکه بخواهد فقط مشت روی میز بکوبد، انگار تصمیم گرفته میز را به هزار تکه خرد کند. هیجان میآورد، چه بخواهید چه نه.
چه کسی میداند. شاید واقعاً ساعت ۲۲:۰۴ صاعقهای زده باشد. شاید واقعاً چیزی شبیه «خازن شار» در کار بوده. یا شاید همهاش مسئلهای فیزیکی، تاکتیکی و ذهنی بوده است. در هر صورت، این بلینگام شبیه همان بلینگام سه سال پیش است. حتی بهتر. به گذشته شباهت دارد تا به آینده نگاه کند. اینکه واقعاً دلورینی در کار بوده یا نه، فقط خودش میداند.



بعضیا دیگه انتظار ندارن جود فداکاری کنه رسماً توهم دارن که هافبک باید خودش رو از جریان بازی حذف کنه
وقتی جود هم قدرت تصمیمگیری بالایی داره هم در حمل توپ و هم در تمومکنندگی کیفیت داره چرا باید هر موقعیت رو بسپره به نفرات جلویی که اونا یا گل بزنن یا خرابش کنن؟
بازیکن وقتی میتونه خودش با یک تصمیم درست، حمله رو به موقعیت یا گل تبدیل کنه
طبیعیه که گاهی خودش پیشقدم بشه. اتفاقاً این بخشی از ارزش فنی جوده اینکه فقط بازیساز نیست و توانایی تعیینکنندگی مستقیم هم داره
این ذهنیت که «جود باید همیشه فداکاری کنه و فقط بقیه رو راه بندازه» بیشتر از اینکه تحلیل فوتبالی باشه
یه انتظار بیمنطقه قرار نیست بازیکنی با این حجم از کیفیت فردی صرفاً برای خوشحال کردن آمار بقیه خودش رو از فاز نهایی حمله کنار بکشه
سرحال باشه هافبک هجومی رو دستش نیست
فرقش با گولر اینه سریع تصمیم گیری میکنه و تیم مورینیو هم همینو میخواد نه اینکه دو دقیقه همش با توپ لاس بزنی
کار ما به کجا رسیده باید به هر کسی جواب بدیم
میگه دیامانده پست اصلیش وینگر راست
یعنی خر همچین چیزی نمیگه
بازیکن راست پا کریس رونالدو و حضرت امباپه هم بزاری تو وینگر راست در بلند مدت هیچی واسه گفتن نداره . بعد تو میگی دیامانده میخواد اونجا غلطی کنه
احتمالا میخواد ماست مالی ارباش پرز کنه
گولر دیشب یکم شیش میزد
کارراس ابله هم با اون جاگیریش رو گل دریافتی مقصر بود
هرچند کل خط دفامون شوتن کلا
یه مدت خیلی حاشیه دار شده بود و خیلی اعتراض به داور میکرد و بیش از حد درگیر میشد و همین باعث شده بود افت کنه
ولی چیزی که دیشب دیدیم همونه که یه فصل تنهایی برای بارسا پدری کرد
تیکه کلامش هم شده بود فاک آف
منم قبول دارم بلینگام جلو سوسیداد بازی خوبی داشت ..ولی این روند باید ادامه بده.
پست ۱٠ هافبک === یعنی بازیکن فداکار
بازیکنی که یک لحظه رو نباید از دست بده و تمام قد خودش صرف خدمت به مهاجم های نوک کنه
مثل کاری که اوزیل برای رونالدو میکرد و یا در ورژن خیلی ضعیف تر آردا گولر میکنه
جواد بازیکن خیلی خوبیه،حتی تاثیرگذار تر از وینی و امباپه