مرجع خبری رئال مادرید: توماس رونکرو خبرنگار آس که به شدت پاچه خوار فلورنتینو پرز است، در مورد بازی رئال مادرید و اسپانیول نوشت:
DNA رئال مادرید.- وقتی اسپانیول در سکوهای کورنیا داشت تساویای را جشن میگرفت که برایش حکم طلای ناب را داشت، این جوانی از راه رسید که انگار خدایان فوتبال لمسش کردهاند. یک ماه و نیم پیش به نظر میرسید قرار است راهی لیگ برتر شود؛ هال و برایتون او را میخواستند. اما تماس رئال مادرید رسید و ناگهان درهای بهشت فوتبالی به روی این پسر باز شد. در پیشفصل هم نشان داده بود که پیراهن رئال روی شانههایش سنگینی نمیکند. دو گل درخشان زد و پروفایلی شبیه خوسلو نشان داد که واقعاً چشمگیر بود. بعد هم روز حقیقت رسید. مورینیو در دقیقه ۸۰ او را وارد زمین کرد تا گره بازی را باز کند. هیچ راهی برای شکستن دیوار اسپانیول مقابل دیمیتروویچ پیدا نمیشد. اما یک توپ مرده در محوطه به او رسید، با یک فریب ظریف غول صربستانی را روی زمین گذاشت؛ حرکتی که من را یاد گل میاتوویچ به یوونتوس در فینال هفتمین قهرمانی اروپا انداخت؛ و بعد با پای راست، مقاومت اسپانیول را با گلی که طعم بهشت میداد، در هم شکست. اسمش کارلوس اسپی است و همشهری قهرمان اسپانیا در نیویورک، فران تورس. در تاورنس د لا والدینیا به این شماره ۹ خالص افتخار میکنند. این والنسینایی قرار است شادیهای زیادی برایمان بیاورد. این یکی را به این زودیها فراموش نمیکنیم، پسر. دوستت داریم کارلیتوس!
مورینیوی جدید.- واقعیت این است که گل تماشایی اسپی، نخستین بازی رسمی مورینیو در دومین دوره حضورش روی نیمکت رئال مادرید را نجات داد. مورینیو گل را با انرژی جشن گرفت، اما با خویشتنداری. یک مورینیوی آرامتر. چند روز پیش توییت بسیار جالبی از کاربر مادریدی @ColiflorRM خواندم که درباره نسخه احساسی و نمایشی تازهای بود که از مربی پرتغالی میبینیم: «ساموراییها به حالت هوشیاری آرام میگویند “زانشین”. در نبردهای بیاهمیت انرژیات را ذخیره میکنی تا در نبرد مهم، ضربه مرگبار را بزنی. مورینیوی جدید انگار در زانشین زندگی میکند. ارزیابی میکند. تحلیل میکند. ابروها در هم. فک محکم. نگاه رو به بالا. بیاعتمادی، قضاوت و چالش. مثل یک سامورایی پیر، از دل خویشتنداری اقتدار ساطع میکند. وقتی جوانی، میخواهی همه بدانند که آمادهای. وقتی بالغ میشوی، همین که خودت بدانی آمادهای کافی است.» مهم این بود که چالش بزرگش را بدون خط خوردگی آغاز کند. یک پیروزی سخت و عادلانه، با ۲۱ شوت به سمت دروازه، ۶۳ درصد مالکیت و برتری ۸ بر صفر در کرنرها. رئال مادرید با سلطهای خردکننده پیروز شد؛ با فشار مداوم و در حالی که بازی را با چهار مهاجم در زمین تمام کرد. نتیجه ۲-۱ پاداش جاهطلبی بیشتر رئال مقابل اسپانیولی پرتلاش بود.
دلتنگی برای ساریا.- ساریا به مدت ۷۴ سال خانه اسپانیول دوستداشتنی بود؛ باشگاهی که در سال ۱۹۹۵ نامش را به شکل کاتالانی «Espanyol» تغییر داد، مقدمهای بر فروش و تخریب ورزشگاه محبوبش در سال ۱۹۹۷. آنجا بارها دیدم که رئال مادرید تقریباً به اندازه خود سفیدوآبیها هوادار داشت. تمام مادریدیهای کاتالونیا برای دیدارهای «مرنگهها»، همانطور که آن زمان صدایشان میکردند، در ساریا جمع میشدند. یک برد فوقالعاده و زیبا را در جام شهر بارسلونا به یاد دارم؛ پیروزی ۵-۱ با یک گل تماشایی از ماسدا که مثل فرناندو هیرو خطوط را شکست و با یک چیپ دروازه انکونو افسانهای را باز کرد. یک رئالی سابق مثل رافا مارانیون هم آنجا تاریخ ساخت و با ۱۴۴ گل، مهر خودش را بر تاریخ اسپانیول زد. اسپانیول همیشه باشگاهی دوست برای ما بوده، بهخصوص از زمان آن گل نمادین رائول تامودو در نیوکمپ که آن قهرمانی معروف «لیگ میخ داغ» را برایمان رقم زد… برای همین همیشه بهترینها را برایشان میخواهیم. تشویقی که برای کوکوریا انجام دادند هم قابل تقدیر بود؛ بازیکنی که محصول آکادمی اسپانیول است. هواداران بلد بودند از قهرمان درخشان جهان قدردانی کنند.
شروع یک دوران شاد.- بردن در وقتهای اضافه همیشه لذت اضافهای دارد. فوتبال یعنی احساس و طبیعی بود که جلوگیری از یک تساوی در بازگشت رسمی مورینیو اهمیت زیادی داشته باشد. از نحوه جشن گرفتن گل نجاتبخش اسپی توسط بازیکنان ذخیره خوشم آمد؛ همه با شور و هیجانی به سمت این جوان دویدند و او را در آغوش گرفتند که فصل گذشته بهسختی چنین چیزی میدیدم. این گروه پر از ستارههای بزرگ میداند که همه سهم دارند. و اسپی هم یکی از آنهاست. یک رئال مادرید جدید. آفرین!



این اسپی یه چیز نابی ازش در میاد بنظرم همینجور بدرخشه میتونه فیکس اسپانیا باشه جنازش از اون اویارزابال سس پا بهتره
میشه به نفر لطف کنه بهم بگه دقیقا تاکتیک دیشب تیم چی بود ؟
همون دویدن بی و سر و ته ژابی-آربلوایی با یک کم جنگندگی بیشتر.
توپ رو برمیداری میری تا جلوی محوطه جریمه حریف، بعد دیگه اونجا شل می کنی. چون نمی دونی باید چیکار کنی.
ضمنا اون جلو محض رضای خدا هیچکس به هیچکس پاس نمیده. حرامه! ممنوعه!
هیچکس هم بازیکن صاحب توپ رو حمایت نمی کنه.
هیچکس هم با حرکات بدون توپ برای بقیه فضا ایجاد نمی کنه
تا وقتی میمونیوس و حضرت عروس دریایی تو رئالن این تیم روی خوش نمیبینه
تو نصف بازی که تو زمین خودمون بودیم دوربین کونپشت رو نشون نمی داد اصلا
گولر و بلینگام از بالا پرس میکردن اما حضرت عروس دریایی انگار تیر برق بهش فرو شده بود
برای کونپشت و فناش ناراحتم
یه دروازه خالی نشد براش بسازن ، داور الدنگ حداقل پنالتی می گرفتی تا سوگولی پرز یه گل میزد
بی همه چیز برو دیگههههههههههههههههههههههه
عروس دریایی کیه؟
تا کسی در رئال سر بالا نیاره و امباپه و وینیسیوس رو شوت نکنه بیرون، من دیگه هیچ مربی و مدیری رو در رئال قبول ندارم.
قربون آدم چیز فهم
آقا شاید توی یه بازی اصلا یک فردی آماده نباشه.
به همون دلیلی که شوامنی فرستادی ریکاوری (که امیدوارم هرگز برنگرده) به همون دلیل، امباپه و وینیسیوس هم باید بیرون از زمین می بودن.
آخه چه تعهد بیجایی ایجاد شده که حتما باید این یا اون توی زمین باشن.
خاک تو سر مدیریت و مربی و همه شون