مرجع خبری رئال مادرید: امباپه در ادامه کمپین توپ طلایش با خوزه فلیکس دیاز مدیر آس صحبت کرد.
دو سال و چند ماه است که بازیکن رئال مادرید هستی. آیا رئال همان چیزی است که آن کودک رؤیای بازی در آن را داشت؟
بله، کاملاً. انتظار داشتم به بهترین باشگاه دنیا بیایم و شور و هیجان هواداران رئال مادرید را در سراسر جهان احساس کنم. وقتی به اینجا آمدم، از قبل جایگاه خاصی داشتم، اما وقتی بازیکن رئال مادرید میشوی، وارد سطح دیگری میشوی؛ یک سطح بالاتر. فکر میکنم اگر میخواهی بخشی از تاریخ فوتبال باشی، باید از رئال مادرید عبور کنی.
چیزی را که دنبالش بودی پیدا کردی؟
آرامش بیشتری پیدا کردم. در فرانسه آرامش کمتری دارم. میخواستم فرهنگ جدیدی یاد بگیرم و سریع با فرهنگ اسپانیا سازگار شوم. هنوز کمی راه دارم، طبیعتاً، اما فکر میکنم هر روز در اسپانیا بهتر میشوم. هیچوقت لحظهای نبوده که اینجا احساس خوشحالی نکنم. فقط اوایل که خانه نداشتم عجیب بود. وقتی خانه خودت را نداری حس غریبی داری، همیشه دلت میخواهد به خانهات برگردی و کنار آدمهای خودت باشی. از وقتی خانه پیدا کردم، همیشه در مادرید و اسپانیا خوشحال بودهام.
میتوانی بیرون بروی و قدم بزنی؟
بله، ولی نه خیلی زیاد. کمی میتوانم. آرامش دارم، اما… طبیعی است، این بخشی از کار و زندگی من است و صددرصد میپذیرمش.
در مادرید خوب زندگی میکنی؟
بله، واقعاً خیلی خوب در مادرید زندگی میکنم.
رئال مادرید، اسپانیا و خود شهر مادرید همان چیزی بودند که انتظار داشتی؟
بله، صددرصد. حتی یک درصد کمتر از چیزی که انتظار داشتم نیست. بازی کردن هر هفته در برنابئو یک امتیاز ویژه است. حمایت هواداران بسیار زیاد است. در اسپانیا چیزی پیدا کردم که انتظارش را نداشتم؛ از سراسر اسپانیا حمایت دریافت کردم. خیلی دوست دارم اینجا زندگی کنم. اولین بار بود که از کشورم خارج میشدم و این لحظه مهمی در زندگیام بود. خیلی خوشحالم که این تصمیم را گرفتم.
بازی در برنابئو همیشه هیجانانگیز است، بهخاطر جایگاه اسطورهای و تاریخش. هر مسابقه یک فرصت تازه است.
یادم هست با پاریسنژرمن به برنابئو آمدی و معلوم بود ورزشگاه را تحسین میکنی. همه فکر کردیم: «دارد خانه آیندهاش را نگاه میکند.» آن موقع به چه فکر میکردی؟
کمی متفاوت بود، چون بازی برای رئال مادرید حس دیگری دارد. وقتی با پاریسنژرمن آمدم، برنابئو هنوز کامل نشده بود. ورزشگاهی فوقالعاده بود، اما هنوز چیزهایی کم داشت.
یادم هست میگفتید من به ورزشگاه نگاه میکردم و به این فکر میکردم که قرار است اینجا بازی کنم… خوب یادم هست. روز قبل از بازی لیگ قهرمانان بود و داخل ورزشگاه سر و صدای زیادی میآمد. مردم در حال کار بودند و از بالا صدای زیادی میآمد، برای همین همه به بالا نگاه میکردیم چون فکر میکردیم چیزی روی سرمان میافتد!
میگفتند هیجانزده بودم و البته که بودم. ورزشگاه فوقالعاده و تاریخی بود. اما از روز معارفه تا حالا، هر بار که آنجا بازی میکنم احساس میکنم اتفاق خاصی است.
هنوز بازی در برنابئو هیجانزدهات میکند؟
بله، همیشه. ورزشگاهی اسطورهای است. وزن تاریخ را حس میکنی و هر مسابقه متفاوت است. همه اتفاقات قبلی را فراموش میکنند و روی چیزی که قرار است رخ دهد تمرکز میکنند.
هر بار یک فرصت تازه داری که کاری جدید انجام بدهی و این چیزی نیست که در همه ورزشگاههای دنیا ببینی. میدانم من و تیم شبهای جادویی بیشتری در برنابئو خواهیم داشت. هیچ جای دنیا بهتر از یکی از آن شبهای جادویی نیست.
فلورنتینو پرس سالها برای جذب تو تلاش کرد تا بالاخره موفق شد. نقش او در آمدنت چه بود؟
او کسی است که من را به اینجا آورد. طی ده سال قبل از آمدنم همیشه در تماس بودیم. در تمام این مدت، نسبت به تصمیمهایی که میگرفتم، چه تصمیمهایی که برای رئال مادرید مثبت بود و چه آنهایی که نبود، همیشه محبت و درک نشان میداد.
همیشه به من میگفت یک روز برای رئال مادرید بازی خواهی کرد و حالا اینجا هستم و خیلی هم خوشحالم. برای تمام کارهایی که برای من کرده و هنوز هم انجام میدهد باید از او تشکر کنم. او بهترین رئیس باشگاه دنیاست.
جزئیات خاصی بود که تو را برای آمدن به رئال متقاعد کند؟
اگر صادق باشم، هیچکس و هیچچیز نباید تو را متقاعد کند که به رئال مادرید بیایی. در داستان من با رئال، میخواستم بیایم اما ممکن نشد. در فوتبال زمانبندی و تصمیمهایی وجود دارد که همیشه دست خودت نیست. باید صبر کنی تا همه چراغها سبز شوند.
تمام کسانی که کنار من بودند میدانستند یک روز میخواهم به رئال مادرید بروم. هیچ تردیدی نداشتم که میخواهم بیایم. گاهی چیزی ممکن نیست و باید آن را بپذیری. طبیعتاً ناامیدی وجود دارد، اما زندگی فوتبالیست یعنی نگاه کردن به جلو و نه عقب.
هیچکس مجبور نبود من را برای آمدن به رئال متقاعد کند، حتی فلورنتینو پرس با تمام عظمتش. برای من بدیهی بود.
سال آخر در پاریسنژرمن سخت بود؟
البته. و مردم همهچیز را نمیدانند. آن دوره بخشی از مسیر زندگی من بود. فکر نمیکنم دو سال بعد لازم باشد از کسی انتقاد کنم. صددرصد سخت بود، اما گذشته است و بخشی از مسیری بود که باید طی میکردم تا به رؤیایم برسم.
برای آنچلوتی، ژابی آلونسو، آربلوا و حالا مورینیو بازی کردهای…
هر چهار نفر چهرههای مهم فوتبال هستند. همیشه افتخار است که بخشی از مسیر این چهار نفر باشی. از هر چهار نفر چیزهایی یاد گرفتم چون هر کدام نگاه بسیار متفاوتی به فوتبال دارند. همهشان در دورانشان برنده بودهاند و همیشه از آنها یاد میگیری.
اما درست است که با مورینیو کمی متفاوت است. او یکی از باهوشترین آدمهایی است که در زندگیام دیدهام. یک رهبر است. قبل از آمدنش هم این را میدانستم، اما وقتی هر روز او را میبینی متوجه میشوی چه انسان ویژهای است و چه مربی افسانهایای؛ کسی که دوران خودش را تحت تأثیر قرار داده و مطمئنم با ما هم این کار را ادامه خواهد داد.
از تو خواسته ۵۰ گل بزنی؟
نه، عددی به من نگفته. فقط گفته گل بزن. من هیچوقت برای خودم محدودیت یا هدف عددی برای گلزنی تعیین نمیکنم، چون نمیدانی در طول فصل چه اتفاقی میافتد و تعیین یک عدد یعنی گذاشتن محدودیت برای خودت. من نمیخواهم محدودیتی داشته باشم.
اگر گلهای زیادی بزنم خیلی خوشحال میشوم، اگر کمتر بزنم هم خوشحالم، اما در هر بازی تلاش میکنم به تیم کمک کنم و در هر لحظه تمرکز داشته باشم.
بهترین نمونهاش پاس گل به اسپی برای برد در الچه بود، نه؟
معلوم است. ترجیح میدهم ببریم و باید توپ را پاس میدادم. فکر میکنم خودم هم میتوانستم گل بزنم، اما اسپی تنها بود و آن صحنه صددرصد گل میشد. حتی برای یک لحظه هم به شوت زدن فکر نکردم.
درباره کسانی که میگویند فقط گل میزنی چه فکر میکنی؟
نظرشان است. با گذشت زمان و کسب تجربه یاد گرفتم که در فوتبال هر کسی نظر خودش را دارد و باید آن را پذیرفت. گاهی دیدگاهشان مثل توست و گاهی متفاوت.
فقط یک روش برای بردن در فوتبال وجود ندارد، میلیونها راه وجود دارد. به همین دلیل همیشه آمادهام گوش کنم. بعضیها فقط میخواهند تحریک کنند یا آسیب بزنند. اما با کسی که واقعاً درباره فوتبال و با یک ساختار و ایده فوتبالی حرف میزند همیشه آماده گفتوگو هستم. از آن هم میتوان یاد گرفت.
توپ طلا در افق دیده میشود. یک بازیکن برای بردنش باید چه داشته باشد؟
شاید سال خوبی بوده است. اما این به من بستگی ندارد. هدفم همیشه کمک به همتیمیها، ارائه حداکثر توانم و قانع کردن کسانی است که رأی میدهند. در نهایت آدمهایی مثل تو هستند که رأی میدهند. وظیفه من فقط این است که با فوتبال آنها را متقاعد کنم.
متقاعد کردن با فوتبال، اصلیترین استدلال توست؟
همیشه. اساس تمام دوران من همین بوده است. همهچیز در زمین شروع میشود. فکر میکنم میتوانم با دهانم خوب حرف بزنم، اما وقتی پاهایم حرف میزنند بهتر عمل میکنم. همیشه میخواهم با پاهایم حرف بزنم. این بهترین روش است.
بقیه چیزها بخشی از فوتبالاند، اما من همیشه سعی میکنم روی زمین و کاری که هنگام بازی میتوانم انجام بدهم تمرکز کنم.
از نظر امباپه چه بازیکنانی شانس اصلی توپ طلا هستند؟
این مشکل من نیست، چون به این فکر نمیکنم که برای بردنش چه کاری باید انجام بدهم. مهمترین چیز برای من این است که توپ طلا به رئال مادرید برگردد؛ بهترین تیم دنیا.
باید به برنابئو و مادریدیستاها برگردد تا به همه این آدمها هیجان بدهد. آنها بیشتر از هر کسی شایستهاش هستند. بازیکن رئال مادرید بودن یعنی برای همه جوایز بجنگی. توپ طلا هم یک جایزه است و من تلاش میکنم آن را دوباره به رئال برگردانم. بازیکنان زیادی این کار را کردهاند و من هم میخواهم یکی از آنها باشم.
الان زمان جوایز فردی است، اما همزمان باید بذر موفقیتهای تیمی را هم کاشت، درست است؟
بله. این دوره بخشی از ساختن موفقیتهای تیمی است که در نیمه دوم فصل به دست میآیند. نمیتوانیم شش ماه بخوابیم و بعد بگوییم میخواهیم همهچیز را ببریم. فوتبال اینطوری نیست، اینقدر آسان نیست.
الان با مربی، باشگاه و ساختاری که داریم کاملاً متمرکز هستیم. ولی مثل همیشه باید این را در زمین نشان بدهیم.
بازیکنان یک تیم باید با هم دوست باشند؟
باید آدمهای خوبی باشیم، متحد باشیم و برای یک هدف مشترک کار کنیم؛ در مورد تو موفقیت و اعتبار آس و در مورد من موفقیت رئال مادرید.تو با همه آدمهای آس دوست هستی؟ این بیشتر مربوط به نسل جدید هواداران است، چون با شبکههای اجتماعی همهچیز زیر ذرهبین است؛ یکی دست نمیدهد، یکی لبخند نمیزند…طبیعی است. میدانیم شرایط اینطور است و سعی میکنیم کاری کنیم چیزهایی که واقعیت ندارند دیده نشوند. مهمترین چیز رئال مادرید است.
نمیتوانید تمام روز و هر ساعت در حال توضیح دادن باشید…
من هم مثل تو فکر میکنم، اما مشکل این است که در آن صورت دیگران به جای من توضیح میدهند. موضوع پیچیدهای است.تنها چیزی که ما به آن فکر میکنیم این است که رئال مادرید ببرد. رئال مادرید از همه مهمتر است؛ از هر رابطه، از هر جاهطلبی. این رئال مادرید است.
با چه کسی بهتر هماهنگ میشوی؛ وینیسیوس یا بلینگام؟
خیلی متفاوتاند. در زمین کارهای کاملاً متفاوتی انجام میدهند. بعضی بخشهای بازی با جود بهتر است، بعضی با وینی یا گولر، براهیم، دیومانده، اسپی…اسپی این فصل گلهای زیادی خواهد زد. او ارتباط خاصی با گل دارد.
اگر میتوانستی بازیکنی برای رئال مادرید جذب کنی، چه کسی بود؟
کریستیانو، زیدان، رونالدو؛ اگر میتوانستند برگردند. کریستیانو برمیگشت. زیزو گاهی کمی بازی میکند. و رونالدو… کیفیت هیچوقت از بین نمیرود. آنها چهرههای بزرگ رئال مادرید هستند، خیلی چیزها به باشگاه دادهاند و هنوز برای هواداران هیجان ایجاد میکنند.
برویم سراغ جام جهانی. مقابل اسپانیا چه اتفاقی افتاد؟ واقعاً به همان اندازهای که به نظر میرسید برتر بود؟
آنها بردند و در فوتبال وقتی میبری، حق با توست. فکر میکنم ما در برنامه ابتدایی بازی اشتباه کردیم و بعد، وقتی مقابل تیمی قرار میگیری که دوست دارد توپ را نگه دارد و مالکیت داشته باشد، اگر یک گل عقب باشی کار خیلی سختتر میشود.روز خوبی برای ما نبود و جام جهانی مثل لیگ قهرمانان نیست؛ بازی رفت و برگشت نداری. مسابقهای که باید انجام میدادیم را انجام ندادیم. ساده است. فکر میکنم یک فرصت برای ما بود، اما کار میکنیم تا فرصتهای دیگری به دست بیاوریم.
فرانسه در سالهای اخیر یک قهرمانی جام جهانی، یک نایبقهرمانی و یک نیمهنهایی داشته. آیا فرانسه بهترین تیم دنیاست؟
من همیشه میگویم کسی که سلطه دارد، کسی است که میبرد و الان اسپانیا تیمی است که سلطه دارد، چون برده و باید این را پذیرفت.ما همیشه در رقابت هستیم. هر کسی بازیها را میبیند میداند که برای همه جامها میجنگیم. کیفیت، تیم و بازیکنان لازم را داریم، اما باید حق را به صاحب حق داد. اسپانیا برده و بهترین تیم دنیاست. در حال حاضر بهترین تیم، اسپانیاست.
بهترین بازیکن جام جهانی؟
چند بازیکن بودند که در این جام جهانی خودشان را نشان دادند. بعد دیگر مسئله سلیقه و نوع نگاه شما به فوتبال است. بعضیها یک نفر را انتخاب میکنند، بعضیها دیگری را.کیفیت زیادی در بازیها دیدیم. ستارههایی آمدند و نشان دادند واقعاً ستارهاند. تورنمنت خوبی بود، گلهای زیادی داشت، موفق بود و فکر میکنم مردم خاطره خوبی از جام جهانی خواهند داشت.
یکی گل میزد، فردایش دیگری، بعد نفر بعد… انگار رقابت شخصی بود. جام جهانی ستارهها بود.
خیلی از بازیکنان خودشان را نشان دادند و این خوب است، چون در نهایت جام جهانی مهمترین رقابت ورزش است؛ تورنمنتی که تمام دنیا آن را میبیند و به خاطر خواهد سپرد.وقتی بهترین بازیکنان جهان را میبینی که در چنین مسابقاتی خودشان را نشان میدهند و تاریخ میسازند، چیزی است که مردم سالها به یاد خواهند داشت.
وقتی سه یا چهار بازی گل نمیزنی چه فکر میکنی؟ وسواس پیدا میکنی؟
من تا سه یا چهار بازی صبر نمیکنم؛ یک بازی برایم کافی است! یک مسابقه بدون گل زدن سخت است، اما این حس را خیلی دوست دارم.وقتی بازیکنی مثل من که عادت دارد همیشه گل بزند، دو بازی گل نمیزند، مردم متوجه میشوند و حرف میزنند. کمی عصبانیت در تو ایجاد میکند و برای بازی بعد با عزم بیشتری میروی تا کار را تمام کنی.
در دوران حرفهای من خیلی کم پیش آمده چند بازی متوالی گل نزنم. وقتی این شرایط را درست مدیریت کنی، انگیزه و عزم بیشتری به تو میدهد و همهچیز میتواند دوباره به حالت عادی برگردد.
گل زدن هنر است؟
فقط هنر نیست. فکر میکنم یک شیوه زندگی و یک شیوه نگاه کردن به فوتبال در زندگی روزمره است؛ اینکه برای گل زدن وسواس داشته باشی.همه بازیکنانی که گلهای زیادی زدهاند چنین رابطهای با گل داشتهاند. میدانند حس خاصی است، چون احساسی است که خیلی خوب میشناسیم و همیشه میخواهیم تجربهاش کنیم. شادی و حس کمالی است که همیشه میخواهی داشته باشی.
آسان است؟
نه، چون اگر آسان بود همه گل میزدند. همه گل نمیزنند و این چیز بدی نیست. هر کسی وظیفهای در زمین دارد.همه گل نمیزنند، همه پاس خوب نمیدهند، همه پرس نمیکنند. برای من گل زدن سختترین کار است، اما فوتبال در هیچ پستی آسان نیست.در رئال مادرید که بالاترین سطح فوتبال دنیاست، هر کسی که اینجاست، چه داخل زمین و چه بیرون آن، در بالاترین سطح حرفه خودش قرار دارد. آسان نیست.
وقتی نزدیک محوطه توپ را میگیری، اول به همتیمی نگاه میکنی یا دروازه؟
بستگی دارد. در الچه، در صحنه آخر به همتیمی نگاه کردم و قبلتر، وقتی گل زدم، به دروازه.هر لحظه متفاوت است. هر لحظه یک زمینه خاص دارد؛ بستگی دارد چه بازیکنی کنارت است، کجا هستی و مسابقه در چه وضعیتی قرار دارد.در هر ثانیه مقدار زیادی اطلاعات دریافت میکنی و باید سریع تصمیم بگیری. برای همین گاهی تصمیم درست را نمیگیری؛ چون همهچیز آنقدر سریع رخ میدهد که یک لحظه فکر میکنی بهترین تصمیم را گرفتهای و یک ثانیه بعد میبینی نه.اما همین چیزی است که جادوی فوتبال را میسازد.
جامها همیشه در پایان فصل تعیین میشوند، اما الان هم نمیشود بیاحتیاط بود…
جوایز تیمی پایان فصل از همین حالا ساخته میشوند. باید پایههای تیم، سطح جمعی، بلوک تیمی و همهچیز را الان بسازی.برای ما هم شرایط جدید است، چون کادر جدید و ساختار جدید داریم. در حال ساختن پیروزیهایی هستیم که قرار است در نیمه دوم فصل به دست بیاوریم.
لامین چند روز پیش گفت تو و او بهترین بازیکنان دنیا هستید…
بازیکنی با استعداد بسیار زیاد است و احساس میکنم دوران حرفهای بزرگی خواهد داشت. برای خودش، خانوادهاش و اطرافیانش بهترینها را آرزو میکنم.
رئال مادرید تیمی پر از ستارههای درجهیک دنیاست. دیومانده هم در همان سطح قرار دارد؟
او در بخشی از مسیر قرار دارد. باید ارتباط بین بازیکنان و ساختار تیمی ساخته شود و دیومانده الان بخشی از این فرایند است.
همان روز اول که به والدبباس آمد، دیدیم کیفیت دارد. بعد مردم در مسابقات زیاد درباره ۱۴۰ میلیون و این چیزها حرف میزنند. او جوان است، ۱۹ سال دارد، اما کیفیتش اینجاست. ما آن را میبینیم و او هم نشان داده چیزهایی دارد.
سعی میکنیم از او و همه بازیکنان تیم محافظت کنیم، چون در نهایت به همه نیاز خواهیم داشت. فصل خیلی طولانی است و اگر بخواهیم برای همه جامها رقابت کنیم، نمیتوانیم فقط با یازده نفر این کار را انجام بدهیم.
و حالا دربی؛ مسابقهای ویژه.
بازیای است که همیشه دوست داری در آن حاضر باشی. مسابقهای با تنش زیاد. میدانیم دربی برای مادریدیستاها خیلی مهم است و برای ما هم همینطور.
از آن مسابقاتی است که بیصبرانه منتظرش هستی، این بار هم خارج از خانه. من خیلی دوست دارم بیرون از برنابئو بازی کنم. آنجاست که شخصیت بازیکنان را میبینی و در چنین مسابقاتی داشتن شخصیت خیلی مهم است.
میخواهیم روند بردهایمان را ادامه بدهیم؛ با فداکاری، تعهد و شخصیت.
آیا بارسلونا رقیب اصلی این فصل است؟ فصل را خیلی قدرتمند شروع کرده…
خوب است برای خودشان. دوست ندارم درباره تیمهای دیگر حرف بزنم، چون آنجا نیستم و نمیدانم چه کار میکنند.بازیهایشان را بردهاند، اما تازه ابتدای فصل است.
یک پیام برای مادریدیستاهایی که گاهی کمی نگران میشوند…
مطالبهگری. پیام من مطالبهگری است. این رئال مادرید است و من این را درک میکنم. مثل هر چیز دیگری، باید زمینه را هم در نظر گرفت.
گاهی میبریم و مردم میبینند بازی سخت بوده، گاهی هم نه. باید حس کنند که الان به برنابئو نیاز داریم، چون بهترین ورزشگاه دنیا را داریم، بهترین هواداران دنیا را داریم و وقتی آنها کنار ما هستند، خیلی قویتر میشویم.
اما مطالبهگری آنها را هم درک میکنم. فصل گذشته هیچ جامی نبردیم و مردم دیگر خسته شدهاند. این بخش را میفهمم و طبیعی است.
اما آنها هم باید بفهمند که اگر میخواهیم جام ببریم، بدون آنها نمیتوانیم. با تمام کیفیت و تعهدی که داریم، بدون آنها قهرمان نمیشویم.
چیزی که میخواهم این است که همه با هم، دست در دست هم حرکت کنیم. اینطوری خیلی قویتر خواهیم بود و میتوانیم برای همهچیز رقابت کنیم.



وقتی وینی ورژن 2024 داشتیم نیازمون هالند یا کین بودن
وقتی رفتیم امباپه اوردیم یعنی وینیو باید رد میکردیم
نمیدونم واقعا انقدر فهمش سخته برا مدیرا
لعنتیا فقط دنبال تبلیغاتن
چقدر گوه خورده
نیازی هم نیست همه چی رو بگی خفه شو
لطفاً …..
وینی یا امباپه برای جفتشون جا نیست
سازگار نیستن
چه امباپه باشه چه نباشه هیچ جایی برا وینی نیست
وینی خیلی وقته تموم شده دیگه از سازگاری الان گذشته مشکل سطح بازیه
پرز نفهم اگه اونموقع بجای اینکه دنبال پیروز شدن تو جنگ رسانه باشه میرفت بجای تو یک هافبک بازی ساز میآورد و نوک تخصصی که در خدمت تیم باشه میگرفت وضعیت تیماین نبود خیلیا میگن یک بازیکننمی تونه تیمو بهم بزنه نباید همه تقصیر هارو بندازی گردنش اتفاق یک بازیکن سوپر استار اگه سوگولی مدیریت باشه جوری به تیم گند میزنه که خود به خود بقیه بازیکن ها هم وارد حاشیه میشن میگن چرا ما نفر اول نباشیم وقتی یه بازیکن پر حاشیه تو تیمت مثل وینی داری که میخواد نفر اول تیم باشه و بعد اون مراسم توپ طلای تخمی حاشیه های خودش و باشگاه هم بیشتر شده بود آوردن امباپه خودشیفته که تو هر تیمی باید نفر اول باشه با وجود وینی مثل این میمونه کا داری برای خاموش کردن آتیش از بزنین استفاده میکنی
تو دوست نمیشی نشو ولی من بهات دوستم
امباپه و وینی کلآبرای خودشون بازی میکنن،تیم به تخمشونه،اون احمق بااون خنده های تخمیش بعداز لودادن توپ واقعآ حال بهم زنه.
عوضیا اسپانیا دنبال بهونه بودن از کاه کوه ساختن می دونن رئال بازیکنانش بهترین کار برای بازدید و درآمد بیشتر هستن مثل قضیه تبت و حرکت زشت سگ های زرد شرق آسیا
بعد میگن چرا ایران درست نمیشه
همین رفتار تخمی و خودخواهیش باعث شده هیچکس باهاش حال نکنه و دوست نشه. تو کون هیچکس نمیره. پاریس هم همینجوری رختکنش رو بهم زد حالا هم نوبت رئاله. تو پاریس هم که بود تنها رفیقش اشرف حکیمی بود تو رئال که حتی همون یه دونه هم نداره. حتی هموطنش کاماوینگا هم آدم حسابش نمیکنه و رفته تو اکیپ وینی
کاما رو که خدا زده که با وینی دوسته
ولی واقعا هم حق داره امباپه رو تحویل نگیره
غرور امباپه منو کشته به خدا
خود سلطان فوتبال که رونالدو باشه اینجوری مغرور نبود با پنج تا توپ طلا و پنج تا سی ال و….
رونالدو رو من از دورانش تو منچستر به یاد دارم. هیچوقت خبری نیومد که با هم تیمی هاش رابطش بد باشه. یه مدت فقط سر جام جهانی ۲۰۰۶ بازی انگلیس پرتغال با وین رونی حاشیه داشت. تو رئال هم بود رابطش با همه حرفه ای بود. بعد نکته ی رونالدو این بود که واقعا یه غولی بود تو زمین و همه قبول داشتن این قطعا بهترین بازیکن تیمه. چه بنزما چه گرت بیل اینو میدونستن و قبول داشتن که رونالدو همه جوره ازشون سرتر و بالاتره. ولی این امباپه خودشو بهترین بازیکن تاریخ فوتبال میدونه در حالی که هم تیمیاش به خصوص جود و وینی همچین دیدگاهی بهش ندارن و میگن ما از این هیچی کمتر نداریم! برا همین ازش خوششون نمیاد. نه از قدم زدنش تو زمین نه از دستمزد بالاتر و توجه رسانه ای بیشتری که داره
من هنوزم فک نمیکنم رابطه جود امباپه بد باشه یادمه فصل اولش جود همیشه جز اولین نفرایی بود که برا خوشحالی گل کنارش میرفت صرفا فک میکنم مشکل اینا برمیگرده به قضیه ژابی که هرکدوم تو یک ساید متفاوت بودن حتی همین الانم مشکل خاصی بازم ندارم ولی خب وجود وینی کارو خراب میکنه
تو اخبار که چندجا گفته بودن رابطه جود امباپه زیاد خوب نیست حالا دیگه راست و دروغش و اینکه تا چه حد درسته معلوم نیست. من از ری اکشن هاشون نسبت بهم تو چندین صحنه حس مثبتی نگرفتم. حداقل وینی و امباپه جلو دوربین و بعد گل ها خیلی به سر و کول هم آویزون میشن و خوشحالی میکنن ولی خب الان دیگه هر کسی فهمیده اینا با هم نمیسازن و اون کاراشون برا ظاهرسازی هس
کلا برا من رابطه امباپه جود شبیه وینی امباپه نیست وینی امباپه جدا از اینکه مشخصه باهم حال نمیکنن هیچ شیمی خاصی تو بازیشون نیست ولی امباپه جود فرق داره این 2 تا خوب بودن باهم ولی از اخراج ژابی اختلافشون شروع شد تو نیم فصل دوم سال قبل اوکی نبودن باهم که خب این عادیه حتی دعوا شوا فدع در اصل برمیگشت به این قضیه
سر اون 50 درصد باز مقصر اصلیش پرزه دیگه وقتی دید سال اول با امباپه وینی جام نگرفتیم باید سیک یکیو میزد این کارو میکرد کلا جو رختکن خیلی بهتر میشد ولی پرز جاش اومد قرارداد با وینی با حقوق بیشتر تمدید کرد
۵۰ درصد مشکلات رئال به خاطر همین روابط بین بازیکناست که نمیتونن دست از خودخواهی بردارن و در غالب یه تیم متحد بازی کنن. ۴۰ درصدش هم نداشتن هافبک بازیساز. ۱۰ درصد هم مربی. که باز نگاه کنی می بینی تو ۱۰۰ درصد این ها پرز نقش بزرگ داره. چون بازیکنارو این پررو و لوس کرده، هافبک هم که این نخریده، مربی هم که این آورده! میشه ۱۰۰ درصد