مرجع خبری رئال مادرید: آس نوشت: یک رئال مادرید در برنابئو وجود دارد و یک رئال مادرید کاملاً متفاوت در خارج از خانه. تیمی که میتواند هم توفان باشد و هم باران استوایی؛ کوبنده، اما قابل تحمل. رئالی که در حمله فوقالعاده قدرتمند است، اما در دفاع دچار قطع ارتباطهایی میشود. و این فقط به چهار بازیکن خط دفاع مربوط نیست؛ مسئولیت کل بلوک تیم است. در حمله مثل یک شکارچی با نیشهای ببر دندانخنجری است، اما در میانه نبردها تمایل دارد خودش را بیدفاع کند؛ شاید چون بیش از حد به خودش مطمئن میشود.
این رئال مادرید دو چهره دارد. نتیجهای که با واقعیتش همخوان است: تیمی که هنوز در حال ساخته شدن است. ماشینی ترسناک که هنوز چند پیچش باید سفت شود. ماشینی ناقص.
در واقع، چیزی که بیش از همه در هفتههای ابتدایی جلب توجه کرده، تفاوت میان بازی در خانه و خارج از خانه است. اینکه سطح تیم دور از پناهگاه خودش پایین بیاید، چیزی است که در دایرةالمعارف فوتبال نوشته شده؛ طبیعی و رایج است. اما خدمه مورینیو وقتی در آبهای بیگانه حرکت میکنند، تصویری بسیار متفاوت ارائه میدهند.
رئال هم به رئال سوسیداد و هم به مالاگا چهار گل زد. دو پیروزی پرگل و راحت که به جشن گل و افزایش اعتمادبهنفس تبدیل شدند. تازه مسئله فقط گل نیست. آمارهای دیگری هم وجود دارد: در برنابئو، رئال بهطور میانگین ۱۰ شوت در چارچوب دارد و فقط دو شوت در چارچوب دریافت میکند.
روی دیگر سکه
اما خارج از خانه همهچیز بسیار متفاوت بوده است. اولین بازی لالیگا در کورنیا الپرات به یک دنداندرد واقعی تبدیل شد. چون تسلط همیشه به همان زبان نتیجه ترجمه نمیشود. حس کلی این بود که رئال بهتر از اسپانیول بود، اما برای بردن واقعاً جان کند.
در خارج از خانه یکسوم کمتر شوت در چارچوب میزند، هفت شوت، و شش گل کمتر زده است. باروتش خیس میشود. در گرمای خفهکننده لا کارتوخا کاملاً خیس شد و تیم حتی نتوانست گل بزند؛ اتفاقی بسیار غیرعادی، چون رئال مادرید در ۲۴ بازی اخیرش فقط یک بار بدون گل مانده بود، در الکلاسیکوی ۱۰ مه.
در خارج از خانه همچنین دو برابر بیشتر به سمت دروازهاش شوت میشود: چهار شوت در هر مسابقه.
اتصال کوتاه در دفاع
اما دوچهره بودن تیم را میتوان به قطع ارتباطهای دفاعی هم تعمیم داد. چون واقعاً همین هستند: قطع ارتباط. اشتباهاتی قابل اجتناب که به همین دلیل دو برابر دردناکاند.
گلی که مقابل اسپانیول دریافت شد، حاصل ناهماهنگی میان والورده، که مسئولیت بیشتری داشت، و خط دفاع در مهار کالاتراوا بود. گل مقابل رئال سوسیداد نتیجه زنجیرهای از کمبود قاطعیت بود؛ کوناته و کارراس نتوانستند ضدحمله را متوقف کنند. و شب گذشته در لا کارتوخا، والورده روی توپ برگشتی کرنر یار مستقیمش را گم کرد.
اینها بینظمی تاکتیکی نیستند. مشکل این نیست که تیم بد ساخته شده باشد. بیشتر اشتباهات فردیاند؛ اشتباهاتی که در بازیهای پرگل بیسروصدا از کنارشان عبور میشود، اما در نتایج نزدیک بهشدت دردناک میشوند.
و نگرانکنندهاند، بهخصوص با توجه به بازیهایی که در راه هستند؛ مسابقاتی که در آنها جایی برای اشتباه وجود ندارد، چون یک اشتباه تو را نقش زمین میکند.
پیچهایی که باید سفت شوند. جرقههایی در سیمهای ماشینی که هنوز در حال ساخته شدن است.
«سرحال» و «خسته»
و این ماشین حالا طعم شکست را هم چشیده است. در واقع، مورینیو در پیشفصل شوخی کرده بود که تیم واقعاً سه چهره دارد: «سرحال، خسته و فوقالعاده خسته.»
با گذشت زمان توانسته کاری کند که این چهره آخر ناپدید شود. البته این حداقل چیزی است که باید انتظار داشت؛ وقتی پیشفصل تمام شده و کار بدنی باید نتیجه داده باشد.
اما هنوز هم رئال «خسته» دیده میشود. و این مسئله در بعضی بازیکنان مشخصتر است. بلینگام یکی از آنهاست. نتیجه اجتنابناپذیر این واقعیت که بهدلیل جام جهانی انگلیس، یکی از آخرین نفراتی بود که به پیشفصل اضافه شد. از دقیقه ۷۰ به بعد، باک بنزینش وارد ذخیره میشود. و وقتی سوخت او کم میشود، دور موتور تیم هم پایین میآید. اجتنابناپذیر است.
اینها هنوز جزئیاتی نیستند که زنگ خطر را به صدا درآورند. حتی چراغ زرد هم نه. اما نشانههایی هستند از پروژهای که منطقی است هنوز به اوج خودش نرسیده باشد و باید همچنان ساخته شود.
این رئال مادرید در حمله درنده است و حجم وحشتناکی موقعیت تولید میکند، اما قطع ارتباطهای دفاعیاش زمزمههایی از نگرانی به وجود آوردهاند. اینها همان دو چهره تیم هستند.
همانطور که در برنابئو با پنجههایش هر بار چهار گل میزند، اما خارج از خانه فقط دو گل به ثمر رسانده است. و شب گذشته حتی نتوانست گل بزند.
چند پیچ دیگر باید سفت شود؛ در ماشینی ترسناک، اما هنوز ناقص.



جوسه رو از فصل بعد قضاوت کنید
واقعا نمیتونم این وضعیت رئال رو هضم کنم.
یه زمانی قبل از اینکه بازی شروع بشه میدونستیم بازی رو میبریم ولی الان باید ۹۰ دقیقه با استرس بازی رو نگاه کنیم
پرز لعنت بهت
این اخرین نظر منه و دیگه اصلا نمیام نظر بدم
متاسفانه اینجا دشمنان مادرید بیشتر از طرفدارانه از کارلتو تا مورنیو همه در طول این چند سال فحش خور شدن
کارلو روزی که بود بیچارش کردید حالا عزیز شده طرف با یه جین چمپ بهش میگفتن مربی اخراجی اورتون
ژابی رو پاره کردید اون مخروطم که هیچی
اینم مورنیو
متاسفانه ثبات در نظر ها وجود نداره تا دیروز همه امیدوار امروز همه ناامید
توقع دارن الان مثل فلیک و کمپانی و ارتتا و انریکه بازی کنیم
نمیشه هفته چهارم این کار ها رو کرد هر کدوم از اینا چندین ساله روی پروژشون وقت گذاشتن و ما تازه هفته چهارمیم
با اخراج ها مداوم مربی هم به هیچی نمیرسیم
مشکل زیاد داریم اما درست شدنین
در نهایت هالا مادرید