کارلوس اسپی آنقدر برای ورود به زمین اشتیاق داشت که حتی پیش از بالا رفتن تابلوی تعویض از جای خود بلند شد و در اتریش نخستین بازیاش را با پیراهن رئال مادرید انجام داد. او به تیم رسید، فقط یک روز تمرین کرد، همراه تیم به سفر رفت و حدود یک ربع برای تیم جدیدش به میدان رفت. این تمام اتفاقاتی بود که مهاجم اهل تاورنس دِ لا والدینیا تجربه کرد؛ یک «پانزر» واقعی. در مسابقهای دوستانه که دیگر از تبوتاب افتاده بود، تقریباً هیچ توپ مناسبی به او نرسید، اما بااینحال نشانههای خوبی از خود نشان داد.
«هنوز باورم نمیشود.» مهاجم جوان با آمیزهای از خجالت و صداقت کامل، در داخل ورزشگاه با رسانهها صحبت کرد؛ درحالیکه هنوز پیراهن جدیدش را بر تن داشت. او توضیح داد: «همه، از سرمربی گرفته تا همتیمیها، فوقالعاده از من استقبال کردند.» بااینحال، یک نفر برای او جایگاه ویژهای دارد. اسپی گفت: «خیلی با خوان مارتینس بودم، چون با برادرش دوست هستم.»
پس از سفر فوقسریع او به کلاگنفورت ــ شامل پرواز، صرف غذا در هتل، حضور در مسابقه و بازگشت، آن هم در کمتر از دوازده ساعت ــ امروز روز استراحت اوست تا کمکم مقدمات زندگی جدیدش در مادرید را فراهم کند؛ زندگی تازه آخرین خرید رئال مادرید، در شرایطی که هنوز وضعیت دیومانده و سرنوشت رودری مشخص نشده است.
اسپی روی ابرها: «سه روز غیرقابلتوصیف بود»
تمام اتفاقاتی را که برایتان افتاده چگونه تجربه میکنید؟
واقعیت این است که احساس میکنم خوشحالترین مرد دنیا هستم. بسیار خوشحالم. این سه روز غیرقابلتوصیف بوده است. هنوز حتی ۷۲ ساعت هم از حضورم در رئال مادرید نگذشته، اما با همتیمیهایم تمرین کردهام، نخستین بازیام را انجام دادهام و واقعاً بسیار خوشحالم.
وقتی پیشنهاد رئال مادرید رسید، همه گزینههای دیگر کنار رفتند؟شایعات زیادی درباره آیندهتان مطرح بود؛ لیگ برتر انگلیس، ویارئال و اتلتیکو مادرید.
در آن لحظه شوکه شدم و باورم نمیشد، اما در نهایت مشخص شد که واقعیت دارد و از این بابت بسیار خوشحالم. مورینیو با من تماس نگرفت، اما هنوز یک دقیقه هم از ورودم به مجموعه تمرینی نگذشته بود که از من استقبال کرد. واقعاً خوشحالم.
مورینیو از شما چه خواسته است؟
چیز خاصی نه؛ فقط گفت خودم باشم، در محوطه جریمه حضور داشته باشم، چون شرایط مسابقه دشوار بود، و با تمام توان بازی کنم.
چه چیزی میتوانید به تیم اضافه کنید؟
واقعیت این است که حضور در اینجا یک رؤیاست. آمدهام تا به همتیمیهایم کمک کنم، تمام توانم را بگذارم و از هر فرصتی که سرمربی در اختیارم قرار میدهد، بهترین استفاده را ببرم. همین کار را خواهم کرد.
اطرافیانتان چه میگویند؟
راستش فقط پدر و مادرم را دیدهام و هنوز دوستانم، دیگر اعضای خانوادهام و هیچکس دیگری را ندیدهام. همه شگفتزدهاند و من هم از این بابت بسیار خوشحالم. هفته بسیار پراسترسی بود، چون در نهایت این خبری بود که همه میخواستند دربارهاش بدانند. دوستانم مدام از من سؤال میکردند، همینطور تمام همتیمیهایم در لوانته و اعضای خانوادهام. نمیخواستم چیزی بگویم و واقعاً کمی پراسترس بود، اما حالا دیگر تمام شده است.
در حال حاضر چه چیزهایی در ذهن دارید؟
اول از همه بازیکردن، قهرمانی، پیروزی در مسابقات زیاد و انجام نخستین بازیام در برنابئو.
فضای رختکن چگونه است؟
بازیکنان خیلی هوای من را دارند. من از قبل برادر خوان مارتینس را میشناختم. واقعیت این است که همهچیز مرا شگفتزده کرده است؛ بازیکنان تیم اصلی مانند گولر، والورده و کارراس. واقعاً بسیار خوشحالم.
روی دستتان بانداژ دارید؛ شبیه بنزما.
قبلاً هم این را به من گفته بودند. سه سال است که این بانداژ را میبندم، چون برایم بدشانسی نیاورده است. کمی به خرافات مربوط میشود.
برای خودتان تعداد مشخصی گل در نظر گرفتهاید؟
نه، عدد خاصی تعیین نکردهام. هر بار که سرمربی به من فرصت بدهد، تمام توانم را میگذارم تا به رئال مادرید کمک کنم.
وینیسیوس و امباپه حالا همتیمیهای جدید شما هستند.
بله، واقعیت این است که آنها از بهترین بازیکنان جهان هستند. اینکه حالا خودم را در کنارشان میبینم، غیرقابلتوصیف و منحصربهفرد است. بسیار خوشحالم.



منم بودم باور نمیکردم :c
یه مهاجم که حتی هوادارا اسمشم نمیدونستن
بعد یهو خریدنش اومده بزرگ ترین گیم تاریخ
حالا تازه مهاجم نوک آکادمی تیم که قبلا خودشو اثبات کرده بود فروش میره تا ایشون بازی کنه..
من واسش ۲۰ گل کنار گذاشتم ب قول مو تازه از رویا بیدار شده ی چند هفته با تیم تمرین کنه ببینید چ هیولایی میشه امسال سال ماست ۶ گانه ب راهه
موهاتو دم اسبی بزار توپ طلا ببر….