مرجع خبری رئال مادرید: یکشنبه، ۳۰ اوت، ساعت ۲۰:۳۰. ایستگاه چامارتین پس از آخرین تعطیلات آخر هفته ماه اوت مملو از جمعیت است. سپتامبر از راه میرسد و هزاران دانشجو و کارمند خود را برای بازگشت به ریتم پرشتاب زندگی در پایتخت اسپانیا آماده میکنند. کارلوس و دوستانش که بهتازگی راهپیمایی مذهب ی۱۲۰ کیلومتر از مسیر پرتغالی «کامینو د سانتیاگو» را به پایان رساندهاند، برای خداحافظی با تعطیلات در رستوران برگر کینگ ایستگاه مشغول صرف شام هستند. مسیر سانتیاگو یک پیاده روی مذهبی معروف است که محبوبیت زیادی میان مسیحیان دارد.
روی میز کناری، کیسهای با نشان باشگاه رئال مادرید بدون صاحب مانده است؛ گویی منتظر است صاحبش با سینی همبرگر و سیبزمینی سرخکرده برگردد. یکی از دوستان کارلوس از ابتدا متوجه آن میشود و مدام زیر نظرش دارد. کارلوس ۲۶ ساله در گفتوگو با این روزنامه میگوید: «فکر میکردیم کسی آن را همانجا گذاشته و برای سفارش غذا به پیشخوان رفته است، اما هرچه زمان میگذشت، هیچکس سراغش نمیآمد.» سرانجام، وقتی مشخص شد کسی برای برداشتن آن مراجعه نمیکند، تصمیم گرفتند کیسه را بردارند.
وقتی داخل آن را دیدند، همگی شگفتزده شدند. یک دست کامل لباس تمرینی بههمراه تیشرت، دو پیراهن مسابقه با نام کوکوریا، یک کاپشن کلاسیک بنفش از فصل گذشته، یک پیراهن مسابقه دیگر و یک سویشرت تیم ملی اسپانیا داخل آن بود. بهجز سه مورد آخر، همه لباسها نو و تازه خریداری شده بودند. اندازه لباسها نیز نشان میداد که احتمالاً صاحبان آنها یک زن و یک کودک خردسال هستند.
احتمال پیدا کردن صاحبان کیسه بسیار اندک بود، اما کارلوس و دوستانش همگی بر سر یک موضوع اتفاق نظر داشتند: باید دستکم برای پیدا کردن آنها تلاش کرد. حتی هواداری بعضی از اعضای گروه از رئال مادرید هم باعث نشد وسوسه شوند لباسها را برای خودشان نگه دارند و ماجرا را فراموش کنند.
کارلوس میگوید: «تازه از مسیر سانتیاگو برمیگشتیم و خودمان در طول سفر با اتفاقات مشابهی روبهرو شده بودیم. یک راننده تاکسی مدرک “کومپوستلا”ی ما را پیدا کرد و بدون دریافت هزینه آن را برایمان آورد. چند روز بعد هم ماجرای مشابهی برای یک وسیله ارتودنسی پیش آمد. احساس کردیم کمترین کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که این زنجیره لطف و کمک را ادامه دهیم.»
کریستینا، شخصیت دیگر این ماجرا، آن روز را با هیجان و خوشحالی آغاز کرده بود. او میگوید: «ما در والنسیا زندگی میکنیم و رفتن به مادرید برایمان هزینه قابل توجهی دارد. باید بلیت مسابقه بخریم، هزینه قطار را بدهیم، بیرون غذا بخوریم و از فروشگاه خرید کنیم… ما طرفدار رئال مادرید هستیم و با اینکه از نظر مالی برایمان دشوار است، از این سفرها خیلی لذت میبریم.»
اما شادی آن روز و طعم شیرین پیروزی خیلی زود به کابوس تبدیل شد. درست پس از حرکت قطار سریعالسیر AVE به مقصد والنسیا، کریستینا و پسرش متوجه شدند که کیسه را گم کردهاند.
او میگوید: «سعی کردم با برگر کینگ اسپانیا و بخش امنیت ایستگاه چامارتین تماس بگیرم، اما هیچ راهی نبود. با ناراحتی شدیدی که هر دو داشتیم، دیگر کیسه را از دسترفته فرض کردم. سعی کردیم خودمان را دلداری بدهیم و بگوییم در نهایت فقط لباس و پول بوده و دستکم هیچ اتفاقی برای کسی نیفتاده است.»
کریستینا ادامه میدهد: «برایمان کاملاً روشن بود که دیگر آن کیسه را پس نخواهیم گرفت. یک کیسه رئال مادرید، پر از لباسهای رئال مادرید، آن هم گمشده در یکی از شلوغترین ایستگاههای مادرید. از طرفی فکر میکردم هیچ مشخصات یا مدرکی هم داخل آن وجود ندارد که کسی بتواند از طریق آن مرا پیدا کند.»
اما درست در همین لحظه بود که اتفاقی غیرمنتظره رخ داد. سرنخی روی رسید خرید باعث شد کارلوس و دوستانش امیدوار شوند که شاید این داستان پایان خوشی داشته باشد. روی رسید مشخص بود فردی که خرید را انجام داده، عضو برنامه هواداری «Madridista» بوده است.
همین سرنخ نقطه شروع جستوجو شد. آنها خیلی زود پروفایل این زن را در فیسبوک و همچنین اطلاعاتی از او در فدراسیون اسپانیایی مربیان شخصی و فیتنس پیدا کردند.
همین ارتباط دوم در نهایت گره ماجرا را باز کرد. کارلوس با فدراسیون تماس گرفت. به دلیل مقررات حفاظت از دادههای شخصی، آنها امکان ارائه مستقیم اطلاعات تماس کریستینا را نداشتند، اما پس از شنیدن ماجرا، خودشان با او تماس گرفتند.
کریستینا میگوید: «وقتی به من زنگ زدند و پرسیدند آیا کیسهای از رئال مادرید را در ایستگاه چامارتین گم کردهام، واقعاً نمیتوانستم باور کنم. کارلوس بلافاصله با من تماس گرفت و تمام ماجرا را برایم تعریف کرد. واقعاً بینهایت از او و دوستانش ممنونم. خیلی خوششانس بودم که این افراد کیسه را پیدا کردند. رفتارشان باعث شد دوباره به انسانیت امیدوار شوم و به من یادآوری کرد که هنوز آدمهای خوبی در این دنیا هستند. در شرایط امروز، شاید بیش از هر چیز به همین نیاز داریم.»
اکنون کیسه دوباره به خانه کریستینا برگشته و او و پسرش از بازگشت لباسها بسیار خوشحالاند.
کارلوس در پایان میگوید: «ما این کار را برای دریافت چیزی در عوض انجام ندادیم. فقط فکر کردیم اگر از دستمان برمیآید کاری کنیم که این پیراهنها دوباره به صاحبشان برسند، باید انجامش دهیم. در نهایت، وقتی یک کیسه فراموششده پیدا میکنید، نمیدانید پشت آن چه داستانی وجود دارد یا آن وسایل برای کسی که در سوی دیگر ماجراست چقدر ارزش و هیجان داشتهاند.»
و به این ترتیب، داستانی که با یک کیسه置مانده در شلوغی ایستگاه چامارتین آغاز شده بود، با پایانی خوش به پایان رسید.



پرز خجالت بکش با این تیم آشغال که ساختی واسمون، حیف این بچه کونی ها اسم بزرگ رئال مادرید و یدک میکشن و از همه بچه کونی تر اون مترجم پرتغالیه بی وجوده و از اونم بچه کونی تر کسایی هستن که برق و قطع کردن و نذاشتن نیمه ی دوم چلسی عارسنال و نگا کنم
آقای پرز اگه ذره ای شرف داشته باشی و در حد یکی از انجیرهات برا رئال اهمیت قائل باشی امسالم تیم جام نگرفت خودت باید استعفا بدی بری رد کارت.این باشگاه تبدیل به یه تیم سطح متوسط شده به لطفت
همین والنسیا رو ببینید جلوی رئال چیکار میکنه اینا عقده رئال دارن یه سری تیما مخصوصا که میزبان میشن دیگه تمام
داش فصل قبل ۰-۴ بردیمشون
بعد جدایی پپسی، کونسا داشت به تنظیمات کارخانش برمیگشت که پرز اهرم داد بهشون و زنده شون کرد دوباره
حالا این وسط سودش واسه ما چی بود پیدا کن پِرتِقال فروش را
خب همونطور که میبینید با دیس های کیلویی حزب ماتریکس مواجه شدیم
چون ایشان اعتقاد دارند که خیلی هم سود به ما رسیده
اهرم هایی که تو حلق عروس اروپا کردیم اونا که دیگه مستند شده با یه سرچ هم بالا میاد
یا با تنظیمات کارخانه گهسا (قبل از سال 2008) آشنایی ندارید
حالا که کامنتای باندو دوس دارید
نام:
یازدهسلونا
شعار:
فراتر از یک طویله
سال تاسیس:
2008
بنیانگذار:
پدرخوانده
مغز اون رئالی های که دیس دادن رو گایدم بارسایی ها هم که خوب طبیعی هستش
بچه ها شل کنید امسال هم هیچ جامی نخواهیم برد پیش به سوی فتح قله های نریده شده
چهارمی هم زدن
لالیگا کوپا سوپرجام
هر جامی باشه باید از سد اینا بگذریم تا قهرمان شیم
چمپیونزلیگ هم که اصلا با این تیم نمیشه بهش امید داشت
ال کلاسیکو یه بازی ببرن برد هاشون از ما بیشتر میشه
این چند فصل ریدمان داره تاریخ باشکوه بهترین تیم تاریخ رو گند میزنه توش
این فصل اگه یک درصد بدون جام شدیم پرز رو باید همونجا اعدام کنن استعفا که هیچ
نذاشتن کامنت رد شه پنجمی هم زدن
حالا پرز فن دیس بده تو تصورات خودت تیم فیلیک رو میزنیم سوپرجام و کوپا و لالیگا میگیریم
بعدم میگن نه غارسا دفاعش ضعیفه با اون خط دفاعی گوهشون از ۴ بازی ۳ تاشو کلین شیت کردن ما فقط یه بازی